نهم و دهم ماه محرّم (روزهای تاسوعا و عاشورا) هر ساله جایگاه ویژهای در تاریخ اسلام و فرهنگ شیعی دارند. در این دو روز، یاد واقعه دلخراش کربلا در سال ۶۱ هجری (۶۸۰ میلادی) گرامی داشته میشود؛ واقعهای که در آن حضرت امام حسین بن علی – نوه پیامبر و سومین امام شیعیان – همراه با یاران وفادارش به شهادت رسیدند. واقعه کربلا در روز دهم محرّم (عاشورا) به امر یزید بن معاویه رقم خورد؛ در این نبرد نابرابر، امام حسین و همه همراهانش، به جز امام سجاد که از بیماری توان جنگ نداشت، به شهادت رسیدند. بسیاری از مورخان و منابع اسلامی واقعه کربلا را «دلخراشترین حادثه تاریخ اسلام» میدانند و وقوع آن را پس از امتناع امام حسین از بیعت با یزید میدانند. از اینرو در مناسبتهای محرّم، مخصوصاً روزهای تاسوعا و عاشورا، شیعیان با برپایی مراسم عزاداری باشکوه به یاد آن روز و بزرگداشت شهدای کربلا مینشینند. همچنین در بسیاری از کشورهای شیعهنشین مانند ایران، عراق، افغانستان، پاکستان و هند، روز عاشورا تعطیل رسمی است.
پادکست راوکده در مسیر گسترش فعالیتهای خود از افراد علاقهمند به روایت تاریخ پژوهش تولید محتوا و تدوین دعوت به همکاری میکند.راوکده به عنوان یک پادکست فارسی با تمرکز بر روایتهای تاریخی فرهنگی و زندگینامهای به دنبال افرادی است که بتوانند در تولید محتوای دقیق جذاب و قابل انتشار همراه تیم باشند.این فرصت همکاری به صورت دورکاری است و برای افرادی مناسب است که اهل مطالعه مسئولیتپذیر دقیق و علاقهمند به فضای پادکست تاریخی هستند.
زندگی محمدعلی شاه از همان ابتدا با یک تناقض بزرگ تاریخی گره خورده بود: او در تبریز به دنیا آمد، پسر ارشد مظفرالدینشاه بود و از سمت مادر، تاجالملوک امالخاقان، به خاندان امیرکبیر میرسید؛ یعنی از یک سو وارث سلطنت قاجار بود و از سوی دیگر، نوه دختری صدراعظمی که در حافظه ایرانی نماد اصلاح و اقتدار دولت به شمار میآمد. او در دوران ولایتعهدی پدرش در تبریز پرورش یافت، لقب «اعتضادالسلطنه» گرفت و پیش از رسیدن به تاجوتخت، در محیطی رشد کرد که هم با سنت درباری قاجار عجین بود و هم زیر نفوذ چشمگیر روسها قرار داشت. منابع پژوهشی همچنین تأکید میکنند که او زیر نظر آموزگار روسیاش، سرگئی ماکوویچ شاپشال، با زبان و فرهنگ روسی آشنا شد؛ نکتهای که بعدتر در جهتگیری سیاسی او اهمیت پیدا کرد.
زندگی شخصی محمد بن سلمان فقط داستان یک شاهزاده سعودی نیست؛ روایت مردی است که در فاصلهای کوتاه از یکی از پسران کمسابقهتر خاندان آلسعود، به چهره مسلط سیاست، اقتصاد، فرهنگ عمومی و حتی تصویر جهانی عربستان تبدیل شد. او متولد ۳۱ اوت ۱۹۸۵ است، از سال ۲۰۱۷ ولیعهد شد و از ۲۰۲۲ نیز عنوان نخستوزیر عربستان را بر عهده دارد؛ موقعیتی که عملا او را به مرکز ثقل قدرت در پادشاهی سعودی تبدیل کرده است. همین تمرکز قدرت باعث شده هر جزئیات از زندگی شخصی، خانواده، ثروت، داراییها، سلیقهها و حتی سکوتهای او، به موضوعی برای توجه رسانهای و جستوجوی گسترده تبدیل شود.
خیانت جلال آل احمد به سیمین دانشور را بر پایه نامه هیلدا، سنگی بر گوری، غروب جلال و روایتهای مستند بررسی میکنیم؛ مقالهای جنجالی، بیطرف و سئو شده برای علاقهمندان ادبیات، پادکست فارسی و پادکست تاریخی.
محمدعلی رجایی در ۲۵ خرداد ۱۳۱۲ در قزوین به دنیا آمد؛ همان مردی که از معلمی و وزارت آموزش و پرورش به نخستوزیری و سپس ریاستجمهوری رسید، اما عمر ریاستجمهوریاش به کمتر از یک ماه کشید و در ۸ شهریور ۱۳۶۰ در انفجار دفتر نخستوزیری کشته شد. همین فشردگی عجیبِ مسیر زندگی، از فقر تا قدرت و از کلاس درس تا مرگ سیاسی، باعث شده است که نام او هنوز هم در تاریخ معاصر ایران فقط یک نام رسمی نباشد، بلکه یک گره تحلیلی باقی بماند. اگر بخواهیم به جای روایتهای تشریفاتی، از یک صحنه واقعی و بهیادماندنی شروع کنیم، شاید بهترین تصویر از رجایی همان صحنهای باشد که در مهر ۱۳۵۹ در نیویورک دیده شد: نخستوزیر ایران در بحبوحه جنگ ایران و عراق و بحران گروگانگیری، در سازمان ملل حاضر شد و زخم پای آسیبدیدهاش را که به شکنجههای دوران زندان نسبت داده میشد، به نمایش گذاشت. این صحنه فقط یک کنش احساسی نبود؛ نوعی عرضه سیاسیِ رنج شخصی در برابر مخاطبان جهانی بود. همانجا هم او از گفتوگوی مستقیم با مقامهای آمریکایی درباره گروگانها خودداری کرد و موضعی تند و تقابلی گرفت.