موضوع مورد نظر

انتخاب فصل

جبار باغچه‌بان از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ آموزش و پرورش ایران است؛ آموزگاری که نامش با باغچه اطفال، آموزش کودکان ناشنوا، الفبای گویای باغچه‌بان و شکل‌گیری آموزش نوین ناشنوایان در ایران گره خورده است. اما میرزا جبار عسگرزاده چگونه به جبار باغچه‌بان تبدیل شد؟ چگونه مردی بدون تحصیلات دانشگاهی و امکانات تخصصی، در زمانی که بسیاری حتی آموزش کودک ناشنوا را ناممکن می‌دانستند، تصمیم گرفت خواندن، نوشتن و سخن‌گفتن را به آن‌ها بیاموزد؟ قسمت دوم زندگی جبار باغچه‌بان از همین نقطه آغاز می‌شود؛ از باغی کوچک در تبریز که بعدها نام صاحبش را هم برای همیشه تغییر داد.
جبار باغچه‌بان از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ آموزش و پرورش ایران است؛ مردی که نامش با باغچه اطفال، آموزش کودکان ناشنوا و شکل‌گیری آموزش نوین ناشنوایان در ایران گره خورده است. اما پیش از آنکه میرزا جبار عسگرزاده به «باغچه‌بان» تبدیل شود، زندگی‌اش مسیری طولانی از ایروان، مکتب‌خانه، زندان، جنگ، بیماری، آوارگی، فقر و مهاجرت را پشت سر گذاشت. مردی بدون تحصیلات دانشگاهی و مدرک رسمی معلمی که سال‌ها بعد توانست در برابر کسانی بایستد که باور نداشتند کودک ناشنوا می‌تواند خواندن، نوشتن و سخن‌گفتن یاد بگیرد. اما جبار باغچه‌بان چگونه به چنین باوری رسید و چه اتفاق‌هایی شخصیت یکی از تأثیرگذارترین آموزگاران تاریخ معاصر ایران را ساخت؟
فردریش نیچه یکی از مشهورترین، جنجالی‌ترین و بدفهمیده‌شده‌ترین فیلسوفان تاریخ است؛ متفکری آلمانی که نامش با مفاهیمی مانند «خدا مرده است»، ابرانسان، اراده به قدرت، آمور فاتی، بازگشت جاودانه و نقد مسیحیت گره خورده است. اما پشت این جمله‌ها و مفاهیم مشهور، مردی بیمار، تنها و کم‌خواننده قرار داشت که در زمان حیاتش نه ثروت زیادی داشت و نه شهرتی جهانی. نیچه تازه زمانی به یکی از اثرگذارترین چهره‌های فلسفه مدرن تبدیل شد که دیگر توان نوشتن، سخن گفتن و دفاع از افکارش را از دست داده بود.
فریدون، شاهی که ضحاک ماردوش را به بند کشید، پس از هزار سال سیاهی وارد دورانی تازه از تاریخ اسطوره‌ای ایران می‌شود؛ اما بزرگ‌ترین نبرد او نه در میدان جنگ، بلکه در درون خانواده‌اش شکل می‌گیرد. داستان سلم، تور و ایرج، روایتی است از آغاز ویرانی‌ای که از دل حسادت و «آز» آغاز می‌شود؛ جایی که عدالت پادشاهی بزرگ، در برابر طمع فرزندانش تاب نمی‌آورد.در این اپیزود از پادکست راوکده، از جشن مهرگان و آغاز پادشاهی فریدون شروع می‌کنیم، به ماجرای تقسیم جهان میان سه پسرش می‌رسیم، و سپس وارد تراژدی‌ای می‌شویم که با قتل ایرج، بنیان یک جنگ خونین را در تاریخ اسطوره‌ای ایران بنا می‌کند. از آزمون‌های جادویی در سرزمین یمن تا افسون سرما، از نام‌گذاری سلم و تور و ایرج تا شکل‌گیری نخستین کینه‌های خانوادگی، همه چیز به نقطه‌ای ختم می‌شود که مفهوم «قدرت»، «عدالت» و «انتقام» در شاهنامه بازتعریف می‌شود.این روایت تنها یک داستان اسطوره‌ای نیست؛ بلکه بازخوانی عمیق‌ترین مفاهیم انسانی است: حسادت، قدرت‌طلبی، عشق پدرانه، و سقوط تدریجی خرد در برابر خشم. مرگ ایرج، سوگ فریدون، و تولد منوچهر، آغاز چرخه‌ای از انتقام است که نسل‌ها ادامه پیدا می‌کند و سرنوشت ایران اسطوره‌ای را تغییر می‌دهد.
این قسمت تقدیم می‌شود به تمام بانوان و مادران این روزهای سرزمین. روایت سیمین فقط داستان موفقیت ادبی نیست؛ داستان رابطه پیچیده او با جلال آل‌احمد هم هست. از آشنایی در مسیر اصفهان به تهران و ازدواجی متفاوت، تا رنج بی‌فرزندی، انتشار جنجالی سنگی بر گوری و نامه‌ای که سال‌ها بعد تصویر عاشقانه این رابطه را ترک انداخت: نامه هیلدا. زمستان ۱۳۴۱، نامه‌ای درباره سفر جلال به اسرائیل و زنی به نام هیلدا به دست سیمین رسید؛ نامه‌ای که برای او فقط نشانه یک خیانت نبود، بلکه به مسئله‌ای بزرگ‌تر تبدیل شد: شأن زن، کرامت فردی، استقلال عاطفی و حق ایستادن در برابر تحقیر در جامعه‌ای مردسالار. اگر می‌خواهید بدانید سیمین دانشور چگونه به صدای زن ایرانی در ادبیات معاصر تبدیل شد، چرا سووشون هنوز خوانده می‌شود، و چرا زندگی او همچنان محل بحث و قضاوت است، این اپیزود را از دست ندهید.
محمدعلی فروغی؛ ادیبِ سیاستمداری که در حساس‌ترین پیچ‌های تاریخ معاصر ایران یکبار آغاز را نوشت و یکبار پایان را: از معماری اداری مشروطه و نقش‌آفرینی در گذار قاجار به پهلوی، تا بازگشت اضطراری در شهریور ۱۳۲۰ وقتی ایران اشغال شد و او متن استعفای رضاشاه را نوشت و انتقال قدرت به محمدرضا شاه را مدیریت کرد. در این اپیزود از راوکده، مسیر فروغی را از دارالفنون و تربیت تا مجلس، کابینه، پرونده‌های جنجالی مثل فراماسونری و قرارداد نفت ۱۹۳۳، و سپس سال‌های حصر و بازگشتِ مردِ بحران دنبال می‌کنیم؛ تا به سؤال اصلی برسیم: فروغی ناجیِ ایران بود یا مهندسِ مشروعیت یک استبداد مدرن؟ سیاستمداری عملگرا که در بزنگاه‌ها مذاکره را انتخاب کرد، یا چهره‌ای که همیشه کم‌هزینه‌ترین راه را پیش پای کشور گذاشت؟
بابک خرمدین؛ سرداری که از دلِ کوهستان‌های آذربایجان برخاست و نزدیک به دو دهه خلافت عباسی را درگیر جنگی کرد که فقط یک شورش محلی نبود، بلکه "نه" بلندِ یک ملت به مالیات‌های سنگین، تبعیض مذهبی و تحقیر هویت ایرانی بود. در این اپیزود از راوکده، از ریشه‌های خرمدینان و موج‌های پیشابابک شروع می‌کنیم، به قلعه‌ی بَذ و جنگ‌های کمین‌محور در تنگه‌های ارسباران می‌رسیم، و مسیر رویارویی بابک با مأمون و معتصم را دنبال می‌کنیم؛ تا جایی که پای افشین به میدان باز می‌شود و جنگ وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر از شمشیر یعنی اطلاعات، جنگ روانی و بازی‌های قدرت می‌شود.
حاج‌علی رزم‌آرا؛ افسر با تحصیل کرده و در عین حال جاه‌طلبی که از قزاق‌خانه و سن‌سیر فرانسه به صندلی نخست‌وزیری رسید و فقط با سه گلوله وسط حیاط مسجد شاه، به معمایی دائمی در تاریخ معاصر ایران تبدیل شد. کم‌تر از یک هفته بعد از ترورش، طرح ملی شدن صنعت نفت رأی آورد و راه برای دولت مصدق باز شد؛ قاتلش خلیل طهماسبی هم یک سال بعد در مجلس قهرمان ملی نام گرفت و آزاد شد. در این اپیزود از راوکده، روایت کامل زندگی و سرنوشت رزم‌آرا را می‌شنوید؛ از ارتش و دربار و نفت، تا فدائیان اسلام، آیت‌الله کاشانی و بازی های قدرت‌.
عکسِ آخرین صحنه‌ی زندگی‌اش، ملافه‌ای سفید است… و ساعتی کوک‌شده. در قسمت دوم این ماجرا روایتِ مردی را میبینیم که میانِ روشنفکری، سیاست، و مرگ ایستاد؛ از بازگشت به تهران و فضای باز پس از شهریور ۲۰ تا روزهای سرد پاریس و پایانِ در اتاقی بسته. در این قسمت از پادکست راوکده، قسمت دوم ماجرای صادق هدایت را می‌شنوید؛ از امیدِ کوتاهِ آزادی تا خودخواسته‌ترین سکوتِ قرن!

حمایت از راوکده

برای دوست‎‌‌‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری

تجربه کامل ویدئوکست ها

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در کانال اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

```