زندگی فریدون فرخزاد از همان ابتدا آنقدر چندلایه است که قرار دادن او در یک عنوان ساده تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. شاعر بود، مجری تلویزیون شد، آواز خواند، برنامه ساخت، در سینما بازی کرد، به سیاست علاقه داشت، سالهایی را در ایران و اروپا گذراند و سرانجام در مرداد ۱۳۷۱ در شهر بُن آلمان قربانی قتلی شد که دههها بعد نیز پرسشهای فراوانی درباره آن باقی مانده است.برای بخشی از ایرانیان، نام فریدون فرخزاد پیش از هر چیز با برنامه تلویزیونی «میخک نقرهای» پیوند خورده است؛ برای گروهی دیگر با فروغ فرخزاد، خواهر نامدارش؛ و برای نسلهایی که سالها پس از مرگ او به دنیا آمدهاند، نامش اغلب از مسیر کلیپهای قدیمی، موسیقی، مستندها و روایتهای مربوط به قتلش دوباره شنیده میشود.
زندگی سهراب سپهری را نمیتوان تنها با چند بیت مشهور درباره آب، درخت، نور و زندگی خلاصه کرد. پشت تصویری که امروز از شاعری آرام، طبیعتدوست و منزوی در ذهن بسیاری از ایرانیان شکل گرفته، زندگی هنرمندی قرار دارد که نقاشی را به اندازه شعر جدی میگرفت، مرتب سفر میکرد، هنر شرق و غرب را میآموخت، ترجمه میکرد، نمایشگاه برگزار میکرد و سالها برای پیدا کردن زبان شخصی خود آزمون و خطا داشت.سهراب سپهری از چهرههایی است که شهرت عمومی او گاهی باعث شده پیچیدگی شخصیت هنریاش دیده نشود. جملههایی از شعرهای او وارد زبان روزمره شدهاند، عکسش روی پوسترها و صفحات مجازی دیده میشود و «هشت کتاب» همچنان شناختهشدهترین عنوان مرتبط با اوست؛ اما سهراب پیش از رسیدن به این جایگاه، مسیری طولانی را از شعرهای کلاسیک جوانی تا تجربه شعر نیمایی و سپس رسیدن به زبان مستقل خودش طی کرد.
دورهمی روز جهانی پادکست امسال با حضور مخاطبان راوکده و معجون و با مشارکت ژن کست برگزار میشود. جمعه ۱۰ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ تا ۱۹ در قلهک؛ حضور رایگان با ثبتنام قبلی از طریق ایوند.
وره دوم کارگاه انتقال تجربه ساخت پادکست و ویدئوکست راوکده بهزودی برگزار خواهد شد؛ کارگاهی حضوری که تمرکز اصلی آن نه بر آموزش صرفاً تئوریک، بلکه بر انتقال تجربههای واقعی چند سال فعالیت در مسیر ساخت، تولید، انتشار و توسعه یک رسانه مستقل است.این دوره در ادامه تجربه برگزاری دوره نخست طراحی شده و قرار است اینبار در تهران و اصفهان برگزار شود. زمان دقیق، محل برگزاری و جزئیات ثبتنام هر شهر بهزودی از طریق وبسایت و شبکههای اجتماعی راوکده اعلام خواهد شد.
اشرف ربیعی یکی از شناختهشدهترین زنان مرتبط با سازمان مجاهدین خلق در سالهای پیش و نخستین سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود؛ زنی که نامش هم به زندگی شخصی مسعود رجوی گره خورد و هم پس از مرگ، به بخشی از نمادسازی تشکیلاتی این سازمان تبدیل شد. با این حال، حتی درباره نخستین سطرهای زندگینامه اشرف ربیعی اتفاق نظر کاملی وجود ندارد.برخی منابع، تولد او را در سال ۱۳۳۰ در زنجان ثبت کردهاند؛ در مقابل، منابع دیگری سال ۱۳۳۱ یا محل تولد تهران را ذکر میکنند. این اختلاف نمونه خوبی از مشکلی است که در پژوهش درباره زندگی اشرف ربیعی بارها تکرار میشود: منابع نزدیک به سازمان مجاهدین خلق، منابع رسمی جمهوری اسلامی، خاطرات اعضای سابق و منابع ثانویه، گاهی روایتهایی متفاوت از یک اتفاق واحد ارائه میکنند. آنچه توافق بیشتری درباره آن وجود دارد این است که ربیعی در اوایل دهه ۱۳۳۰ متولد شد و در دانشگاه صنعتی شریف، در رشته فیزیک یا مهندسی فیزیک تحصیل کرد. دانشگاه در اواخر دهه ۱۳۴۰ و اوایل دهه ۱۳۵۰ یکی از محیطهای مهم فعالیت سیاسی جوانان ایرانی بود. سازمان مجاهدین خلق نیز که در سال ۱۳۴۴ تأسیس شده بود، در همین فضا از میان بخشی از دانشجویان و جوانان تحصیلکرده نیرو جذب میکرد. این سازمان در آغاز آمیزهای از برداشت انقلابی از اسلام و مفاهیم متأثر از جریانهای چپ ارائه میکرد و مبارزه مسلحانه علیه حکومت پهلوی را راهبرد خود میدانست. موج بازداشتهای سالهای ۱۳۵۰ و ۱۳۵۱ بخش مهمی از تشکیلات آن را از بین برد، اما شبکه سازمان به فعالیت زیرزمینی ادامه داد. در همین دوره نام اشرف ربیعی نیز وارد تاریخ تشکیلاتی مجاهدین شد. درباره سال دقیق نخستین ارتباط او با سازمان اختلافهای جزئی وجود دارد، اما منابع مختلف این ارتباط را به اوایل دهه ۱۳۵۰ نسبت میدهند. او چند بار در دوره پهلوی بازداشت شد و فعالیت سیاسیاش بهتدریج از فضای دانشجویی به زندگی مخفی و تشکیلاتی کشیده شد. در نتیجه، برای پاسخ به پرسش پرجستوجوی «اشرف ربیعی کیست؟» نمیتوان او را فقط «همسر مسعود رجوی» معرفی کرد؛ سابقه سیاسی او چند سال پیش از ازدواج با رجوی آغاز شده بود. زندگی شخصی اشرف نیز از همان دوره با سیاست درآمیخت. او با علیاکبر نبوی نوری، از فعالان مذهبی مرتبط با فضای مجاهدین، ازدواج کرد. بنابراین تعبیر رایج «همسر اول مسعود رجوی» نباید با «نخستین همسر اشرف ربیعی» اشتباه گرفته شود؛ ربیعی پیش از رجوی همسر نبوی نوری بود. این ازدواج خیلی زود وارد یکی از بحرانیترین دورههای تاریخ اولیه مجاهدین خلق شد.
ویلیام بیل کوپر یا دقیقتر، میلتون ویلیام کوپر، نویسنده، گوینده رادیویی و یکی از مشهورترین چهرههای فرهنگ تئوری توطئه در آمریکا بود؛ مردی که نامش امروز تقریباً در نقطه تلاقی یوفوها، دولت پنهان، ترور جان اف کندی، نظم نوین جهانی، رسانههای آلترناتیو و حتی تاریخ هیپهاپ قرار گرفته است. او در سال ۱۹۴۳ متولد شد و در نوامبر ۲۰۰۱، تنها چند هفته پس از حملات یازده سپتامبر، در جریان عملیات نیروهای کلانتری شهرستان آپاچی در آریزونا هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. مشهورترین اثر او کتاب Behold a Pale Horse است؛ عنوانی که میتوان آن را «اینک اسب رنگپریده» ترجمه کرد. کتاب در سال ۱۹۹۱ منتشر شد و مجموعهای غیرمعمول از خاطرات شخصی، اسناد بازنشرشده، ادعاهای سیاسی، روایتهای مربوط به یوفوها، ترور کندی، ساختارهای مخفی قدرت و متون قدیمیتر تئوری توطئه را کنار هم گذاشت. همین ترکیب باعث شد کتاب، هم در میان علاقهمندان یوفو و محافل ضدساختار محبوب شود و هم به هدف انتقاد شدید پژوهشگران و روزنامهنگاران تبدیل شود.