زندگی و سرنوشت ناصر تقوایی، فقط داستان یک کارگردان موفق یا یک فیلمنامهنویس خوشذوق نیست؛ داستان هنرمندی است که همزمان در سه قلمرو ادبیات، مستند و سینمای داستانی اثر گذاشت و با وجود کمکاری ظاهری، یکی از متراکمترین و اثرگذارترین کارنامهها را در فرهنگ معاصر ایران برجا گذاشت. تقوایی در ۱۳۲۰ در آبادان به دنیا آمد، از دل تجربه زیسته جنوب به تصویر رسید، بدون آموزش رسمی سینما وارد این عرصه شد، در میانه دهه ۴۰ به فضای حرفهای فیلم نزدیک شد و از اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ با مستندها و فیلمهایش به یکی از نامهای جدی موج نوی سینمای ایران تبدیل شد. در مهر ۱۴۰۴ نیز در ۸۴ سالگی درگذشت و با مرگ او، یکی از معدود فیلمسازانی که هم در سینما و هم در حافظه جمعی مردم جایگاهی مستقل داشت، از میان رفت.
ملا اختر منصور یکی از بحثبرانگیزترین چهرههای تاریخ معاصر طالبان است؛ نه فقط چون مدتی کوتاه رهبر این گروه بود، بلکه چون در فاصله پنهان ماندن مرگ رهبر قبلی طالبان، عملاً به مرکز ثقل تصمیمگیری در این سازمان تبدیل شد. رویترز در تابستان ۲۰۱۵ او را معاون قدیمی ملا عمر توصیف کرد که «سالها عملاً در رأس کار» بوده است؛ همان دورهای که پیامها و مواضعی به نام رهبر قبلی منتشر میشد و بعدها روشن شد مرگ او بیش از دو سال مخفی مانده بود.
عبدالله امیدوار که بود، چگونه با برادرش سفر دهسالهای را با حداقل بودجه آغاز کرد، چرا به چهرهای مهم در سینمای شیلی تبدیل شد و کدام بخشهای زندگی او هنوز محل بحث است؟ عبدالله امیدوار از آن نامهایی است که هر بار دوباره جستوجو میشود، فقط یک «جهانگرد قدیمی» را به یاد نمیآورد؛ بلکه همزمان سه چیز را پیش چشم میگذارد: یک سفر دهساله با امکاناتی که امروز تقریبا باورنکردنی به نظر میرسد، یک آرشیو عظیم از تصویر و اشیای مردمنگارانه، و یک زندگی دوم در شیلی که او را از یک ماجراجوی ایرانی به یکی از چهرههای شناختهشده سینمای آن کشور تبدیل کرد. عبدالله امیدوار در ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۲، برابر با ۲۳ تیر ۱۴۰۱، در سانتیاگو درگذشت؛ اما نام او هنوز در جستوجوهای فارسی و غیرفارسی زنده است، چون داستانش فقط داستان سفر نیست؛ داستان ساختن یک «روایت ماندگار» از سفر است.
روزگاری که فریدون، ضحاک را در بندهای گران کوه دماوند گرفتار کرد، گمان میرفت که جهان برای همیشه از بیداد رسته است. اما حماسه فردوسی، روایتگرِ حقیقتی تلختر است؛ بیدادی که این بار نه از سوی بیگانهای ماردوش، بلکه از درون خانه و میان خون و ریشه پدید آمد. داستان فریدون شاه و پسرانش در شاهنامه، روایتِ پادشاهی است که جهان را با دادگری پس گرفت، اما در پیری، زمانی که صندوقی زرین برایش آوردند و در آن سر بریده فرزند کوچکش، ایرج را دید، دریافت که سایه حسد و قدرتطلبی، ویرانگرتر از هر اهریمنی است. این مقاله به بررسی دقیق فراز و فرود زندگی فریدون، آزمونِ پسران و آغاز کینخواهی منوچهر میپردازد.
چطور ممکن است یک صبح معمولی در ژاپن، تنها در چند ثانیه به نقطهای تبدیل شود که تاریخ بشر را به دو بخش قبل و بعد از بمب اتم تقسیم کند؟ دوشنبه ششم اوت سال ۱۹۴۵ میلادی (برابر با ۱۵ مرداد سال ۱۳۲۴ هجری شمسی)، شهر هیروشیما شاهد رویدادی بود که فرآیند تسلیم ژاپن در جنگ جهانی دوم را به شکلی بازگشتناپذیر کلید زد. در این روز، مردم شهر مانند هر روز به سمت محل کار و مدرسه میرفتند. هیروشیما تا آن زمان از بمبارانهای سنگین هوایی مصون مانده بود؛ همین دستنخورده بودن، دلیلی شد تا ارتش ایالات متحده آن را به عنوان بستری برای سنجش میزان تخریب واقعی مخربترین سلاح جهان انتخاب کند.
بمباران هیروشیما در تاریخ ۶ اوت ۱۹۴۵ با انفجاری بیسابقه آغازگر فصل تازهای در جنگ جهانی دوم شد. این رویداد که تنها یک روز پس از مرگ رئیسجمهور آمریکا، هری ترومن رخ داد، بهدلیل تلفات انسانی گسترده و ماهیت جنجالی سلاح هستهای، یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین وقایع تاریخ معاصر به شمار میرود. در ادامه به چرایی، چگونگی و پیامدهای این بمباران و در نهایت تسلیم ژاپن پرداخته میشود. همچنین در پایان این مقاله، شما را به مشاهده ویدئوکست کامل این موضوع در کانال یوتیوب راوکده دعوت میکنیم.