محتوای مورد نظر

وره دوم کارگاه انتقال تجربه ساخت پادکست و ویدئوکست راوکده به‌زودی برگزار خواهد شد؛ کارگاهی حضوری که تمرکز اصلی آن نه بر آموزش صرفاً تئوریک، بلکه بر انتقال تجربه‌های واقعی چند سال فعالیت در مسیر ساخت، تولید، انتشار و توسعه یک رسانه مستقل است.این دوره در ادامه تجربه برگزاری دوره نخست طراحی شده و قرار است این‌بار در تهران و اصفهان برگزار شود. زمان دقیق، محل برگزاری و جزئیات ثبت‌نام هر شهر به‌زودی از طریق وب‌سایت و شبکه‌های اجتماعی راوکده اعلام خواهد شد.
اشرف ربیعی یکی از شناخته‌شده‌ترین زنان مرتبط با سازمان مجاهدین خلق در سال‌های پیش و نخستین سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود؛ زنی که نامش هم به زندگی شخصی مسعود رجوی گره خورد و هم پس از مرگ، به بخشی از نمادسازی تشکیلاتی این سازمان تبدیل شد. با این حال، حتی درباره نخستین سطرهای زندگی‌نامه اشرف ربیعی اتفاق نظر کاملی وجود ندارد.برخی منابع، تولد او را در سال ۱۳۳۰ در زنجان ثبت کرده‌اند؛ در مقابل، منابع دیگری سال ۱۳۳۱ یا محل تولد تهران را ذکر می‌کنند. این اختلاف نمونه خوبی از مشکلی است که در پژوهش درباره زندگی اشرف ربیعی بارها تکرار می‌شود: منابع نزدیک به سازمان مجاهدین خلق، منابع رسمی جمهوری اسلامی، خاطرات اعضای سابق و منابع ثانویه، گاهی روایت‌هایی متفاوت از یک اتفاق واحد ارائه می‌کنند. آنچه توافق بیشتری درباره آن وجود دارد این است که ربیعی در اوایل دهه ۱۳۳۰ متولد شد و در دانشگاه صنعتی شریف، در رشته فیزیک یا مهندسی فیزیک تحصیل کرد. دانشگاه در اواخر دهه ۱۳۴۰ و اوایل دهه ۱۳۵۰ یکی از محیط‌های مهم فعالیت سیاسی جوانان ایرانی بود. سازمان مجاهدین خلق نیز که در سال ۱۳۴۴ تأسیس شده بود، در همین فضا از میان بخشی از دانشجویان و جوانان تحصیل‌کرده نیرو جذب می‌کرد. این سازمان در آغاز آمیزه‌ای از برداشت انقلابی از اسلام و مفاهیم متأثر از جریان‌های چپ ارائه می‌کرد و مبارزه مسلحانه علیه حکومت پهلوی را راهبرد خود می‌دانست. موج بازداشت‌های سال‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۵۱ بخش مهمی از تشکیلات آن را از بین برد، اما شبکه سازمان به فعالیت زیرزمینی ادامه داد. در همین دوره نام اشرف ربیعی نیز وارد تاریخ تشکیلاتی مجاهدین شد. درباره سال دقیق نخستین ارتباط او با سازمان اختلاف‌های جزئی وجود دارد، اما منابع مختلف این ارتباط را به اوایل دهه ۱۳۵۰ نسبت می‌دهند. او چند بار در دوره پهلوی بازداشت شد و فعالیت سیاسی‌اش به‌تدریج از فضای دانشجویی به زندگی مخفی و تشکیلاتی کشیده شد. در نتیجه، برای پاسخ به پرسش پرجست‌وجوی «اشرف ربیعی کیست؟» نمی‌توان او را فقط «همسر مسعود رجوی» معرفی کرد؛ سابقه سیاسی او چند سال پیش از ازدواج با رجوی آغاز شده بود. زندگی شخصی اشرف نیز از همان دوره با سیاست درآمیخت. او با علی‌اکبر نبوی نوری، از فعالان مذهبی مرتبط با فضای مجاهدین، ازدواج کرد. بنابراین تعبیر رایج «همسر اول مسعود رجوی» نباید با «نخستین همسر اشرف ربیعی» اشتباه گرفته شود؛ ربیعی پیش از رجوی همسر نبوی نوری بود. این ازدواج خیلی زود وارد یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ اولیه مجاهدین خلق شد. 
ویلیام بیل کوپر یا دقیق‌تر، میلتون ویلیام کوپر، نویسنده، گوینده رادیویی و یکی از مشهورترین چهره‌های فرهنگ تئوری توطئه در آمریکا بود؛ مردی که نامش امروز تقریباً در نقطه تلاقی یوفوها، دولت پنهان، ترور جان اف کندی، نظم نوین جهانی، رسانه‌های آلترناتیو و حتی تاریخ هیپ‌هاپ قرار گرفته است. او در سال ۱۹۴۳ متولد شد و در نوامبر ۲۰۰۱، تنها چند هفته پس از حملات یازده سپتامبر، در جریان عملیات نیروهای کلانتری شهرستان آپاچی در آریزونا هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.  مشهورترین اثر او کتاب Behold a Pale Horse است؛ عنوانی که می‌توان آن را «اینک اسب رنگ‌پریده» ترجمه کرد. کتاب در سال ۱۹۹۱ منتشر شد و مجموعه‌ای غیرمعمول از خاطرات شخصی، اسناد بازنشرشده، ادعاهای سیاسی، روایت‌های مربوط به یوفوها، ترور کندی، ساختارهای مخفی قدرت و متون قدیمی‌تر تئوری توطئه را کنار هم گذاشت. همین ترکیب باعث شد کتاب، هم در میان علاقه‌مندان یوفو و محافل ضدساختار محبوب شود و هم به هدف انتقاد شدید پژوهشگران و روزنامه‌نگاران تبدیل شود. 
ترور محمدعلی رجایی در ۸ شهریور ۱۳۶۰، یکی از مهم‌ترین وقایع سیاسی سال‌های نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود. امروز، ۸ شهریور ۱۴۰۵، چهل‌وپنجمین سال از حادثه‌ای می‌گذرد که طی آن محمدعلی رجایی، دومین رئیس‌جمهور جمهوری اسلامی ایران، و محمدجواد باهنر، نخست‌وزیر وقت، در انفجار دفتر نخست‌وزیری جان باختند. در تقویم و ادبیات رسمی ایران از این واقعه به عنوان «شهادت رجایی و باهنر» یاد می‌شود و هفته منتهی به ۸ شهریور نیز «هفته دولت» نام گرفته است. اما برای فهمیدن ماجرای ترور محمدعلی رجایی، باید چند دهه به عقب برگشت؛ زمانی که هنوز خبری از مقام‌های عالی حکومتی در زندگی او نبود.محمدعلی رجایی در ۲۵ خرداد ۱۳۱۲ در قزوین متولد شد. پدرش عبدالصمد در بازار قزوین به خرازی اشتغال داشت و زمانی که رجایی حدود چهار سال داشت درگذشت. شرایط اقتصادی خانواده باعث شد او پس از پایان دوره ابتدایی وارد بازار کار شود. در نوجوانی به تهران رفت، مدتی در بازار آهن کار کرد و تجربه دست‌فروشی نیز داشت؛ هم‌زمان، تحصیل را در کلاس‌های شبانه ادامه داد. این بخش از زندگی رجایی تقریباً در تمام روایت‌های زندگی‌نامه‌ای او تکرار شده و بعدها به یکی از عناصر اصلی تصویر عمومی او به عنوان سیاستمداری برخاسته از طبقات عادی جامعه تبدیل شد. 
مرگ نیچه در ۲۵ اوت ۱۹۰۰ در وایمار اتفاق افتاد؛ زمانی که فریدریش نیچه هنوز ۵۶ ساله نشده بود و ۵۵ سال داشت. امروز، ۲۵ اوت ۲۰۲۶، دقیقاً صد و بیست‌وشش سال از مرگ او می‌گذرد. نکته عجیب اینجاست که مرگ جسمانی نیچه پایان یک زندگی فعال نبود؛ زندگی فکری او عملاً بیش از یازده سال قبل، در ژانویه ۱۸۸۹، پس از یک فروپاشی شدید روانی و عصبی در تورین متوقف شده بود. منابع رسمی شهر وایمار تأیید می‌کنند که نیچه روز ۲۵ اوت ۱۹۰۰ در ویلایی که بعدها به «آرشیو نیچه» شهرت یافت درگذشت.  اما پاسخ به سؤال ظاهراً ساده «نیچه چگونه مرد؟» آن‌قدرها ساده نیست. در روایت‌های عمومی معمولاً سه کلمه پشت سر هم تکرار می‌شوند: جنون، سیفلیس و مرگ. این تصویر برای دهه‌ها چنان قدرتمند بود که بسیاری گمان کردند پرونده پزشکی نیچه کاملاً روشن است: فیلسوفی که در جوانی به سیفلیس مبتلا شد، بیماری به مغزش رسید، او را دچار جنون کرد و سرانجام کشت.
ابن سینا نامی است که اول شهریور در ایران سه مناسبت را به یکدیگر پیوند می‌دهد: روز بزرگداشت ابوعلی سینا، روز پزشک و روز همدان. امروز، یکشنبه اول شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۲۳ اوت ۲۰۲۶، در تقویم ایران روز بزرگداشت ابن سینا و روز پزشک است و «روز همدان» نیز در همین تاریخ قرار گرفته است. اول شهریور در سال‌های اخیر به عنوان روز ملی همدان نیز در تقویم کشور ثبت شده و انتخاب این تاریخ مستقیماً با جایگاه ابن سینا و پیوند تاریخی او با همدان ارتباط دارد. اما همین‌جا یک نکته مهم تاریخی وجود دارد: آنچه در تقویم به عنوان زادروز ابن سینا شناخته می‌شود، لزوماً به معنای آن نیست که مورخان درباره روز و حتی سال دقیق تولد او اتفاق‌نظر دارند. پژوهش جدید دانشنامه فلسفه استنفورد، بر پایه بازخوانی زندگینامه ابن سینا و منابع مربوط به او، تأکید می‌کند که تاریخ دقیق تولد را نمی‌توان با قطعیت تعیین کرد و حتی سال‌های متفاوتی در پژوهش‌های جدید مطرح شده است. بنابراین، اول شهریور را بهتر است «روز تقویمی بزرگداشت ابن سینا» بدانیم و نه تاریخی که با معیارهای تاریخ‌نگاری امروز، بدون هیچ تردیدی روز واقعی تولد او ثابت شده باشد. ابهام دیگری هم وجود دارد: ابن سینا در همدان متولد نشد. محل تولد او روستای افشنه در اطراف بخارا بود؛ منطقه‌ای که امروز در محدوده ازبکستان قرار می‌گیرد. خانواده‌اش پس از چند سال به بخارا رفتند و او دوران کودکی و بخش مهمی از آموزش خود را در پایتخت سامانیان گذراند. همدان اما در بخش دیگری از زندگی ابن سینا نقشی تعیین‌کننده پیدا کرد: او در این شهر طبابت کرد، وارد دستگاه سیاسی شد، مدتی وزیر بود، دوره‌ای از درگیری و زندان را پشت سر گذاشت و سرانجام در سال ۴۲۸ قمری/۱۰۳۷ میلادی در همدان درگذشت و همان‌جا به خاک سپرده شد. 

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

ترانه ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

```