امروز ۹ آبان ماه، سالروز انقراض سلسله قاجار است. انقراض قاجاریه یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران است؛ اتفاقی که نهتنها به حدود ۱۳۰ سال سلطنت یک خاندان پایان داد، بلکه مسیر سیاسی ایران را برای چند دهه تغییر داد. در ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی، مجلس پنجم شورای ملی با تصویب مادهواحدهای، سلطنت خاندان قاجار را منقرض اعلام کرد و اداره موقت کشور را به رضاخان پهلوی سپرد. احمدشاه قاجار که آخرین پادشاه این سلسله بود، سالها پیش از این تصمیم ایران را ترک کرده بود و دیگر نتوانست به کشور بازگردد.اما آیا پایان سلطنت قاجار فقط نتیجه ضعف احمدشاه بود؟ آیا رضاخان بهتنهایی توانست یک سلسله پادشاهی را کنار بزند؟ نقش مجلس، نیروهای نظامی، تحولات مشروطه و قدرتهای خارجی در این اتفاق چه بود؟شاید عجیبترین بخش ماجرا این باشد که داستان قاجارها حتی با روی کار آمدن رضاشاه هم کاملاً بسته نشد. در سال ۱۳۲۰، یعنی ۱۶ سال پس از انقراض قاجاریه، مقامهای بریتانیایی بار دیگر احتمال بازگرداندن یکی از شاهزادگان این خاندان به سلطنت ایران را بررسی کردند. برای فهم این اتفاق باید به سالهایی برگردیم که ایران میان بحرانهای داخلی، فشار قدرتهای خارجی و تلاش برای ساختن یک دولت مرکزی نیرومند گرفتار شده بود.
کوروش بزرگ یکی از معدود شخصیتهای تاریخ ایران است که پس از حدود دو هزار و پانصد سال هنوز درباره نام، زندگی، مرگ، باورهای دینی، شیوه حکومت و حتی معنای سیاسی میراثش بحث میشود. برای گروهی، کوروش کبیر بنیانگذار یکی از بزرگترین امپراتوریهای جهان باستان و نمونه فرمانروایی مداراگر است؛ برای گروهی دیگر، تصویری که امروز از او ساخته شده بیش از اندازه آرمانی و محصول بازخوانیهای مدرن است. واقعیت تاریخی جایی میان این دو تصویر قرار دارد.آنچه با اطمینان بیشتری میتوان گفت این است که کوروش دوم، مشهور به کوروش بزرگ، در سده ششم پیش از میلاد قدرت گرفت، حکومت ماد را شکست داد، لیدی را به قلمرو خود افزود، بابل را تصرف کرد و پایههای شاهنشاهی هخامنشی را بنا گذاشت؛ دولتی که جانشینان او آن را به بزرگترین امپراتوری شناختهشده جهان آن روز تبدیل کردند. منابع تاریخی تاریخ تولد او را دقیق ثبت نکردهاند، اما زمان مرگش معمولاً حدود ۵۳۰ پیش از میلاد دانسته میشود.
راوکده در باوکسا و پادکستباز حالا فقط یک عبارت برای معرفی دو صفحه تازه از پادکست نیست؛ این حضور، نمونهای از تغییری بزرگتر در شیوه کشف و شنیدن پادکست فارسی است.تا همین چند سال قبل، تجربه پادکست برای بسیاری از کاربران تقریبا در یک فرمول خلاصه میشد: اپلیکیشن پادگیر را باز کن، نام پادکست را جستوجو کن، اپیزود را پخش کن و تمام. اما نسل تازهای از سرویسهای صوتی تلاش میکند این رابطه یکطرفه را تغییر دهد. جستوجوی پیشرفتهتر، پیشنهاد محتوا، پلیلیست، دنبالکردن، امتیازدهی، کامنت، اشتراکگذاری بخشهای مهم یک اپیزود و حتی شنیدن همزمان با دوستان، آرامآرام در حال تبدیلشدن به بخشی از تجربه پادکست است.باوکسا و پادکستباز دقیقا چه هستند، چه امکاناتی دارند و حضور راوکده در آنها برای مخاطب یک پادکست تاریخی فارسی چه معنایی دارد؟
ستارخان از آن شخصیتهای تاریخ ایران است که فاصله میان «انسان واقعی» و «قهرمان حافظه جمعی» درباره او بسیار کم شده است. نامش با انقلاب مشروطه، مقاومت تبریز، محله امیرخیز، باقرخان، محاصره شهر و در نهایت واقعه باغ اتابک گره خورده؛ اما هرچه از تصویر مشهور سردار ملی فاصله بگیریم و به منابع تاریخی نزدیکتر شویم، با زندگی پیچیدهتری روبهرو میشویم: مردی بدون تحصیلات رسمی، برخاسته از فضای لوطیگری تبریز، دارای سابقه درگیری با حکومت و زندان، مدتی در خدمت دستگاه همان حکومتی که بعدها با آن جنگید، و سرانجام فرماندهای که به یکی از شناختهشدهترین چهرههای انقلاب مشروطه تبدیل شد. پژوهشگران دانشگاهی نیز تأکید کردهاند که ستارخان در روایتهای مختلف، از «قهرمان ملی» تا «یاغی و راهزن» تصویر شده و همین دوگانگی بخشی از مسئله تاریخی اوست.
در سادهترین تعریف، ویدئوکست یا Videocast یک پادکست دارای محتوای ویدیویی است. اصطلاحهای «ویدئوکست»، «ویدیوکست»، «ویدیو پادکست»، «پادکست ویدیویی» و «پادکست تصویری» در کاربرد امروزی معمولاً به مفهومی نزدیک به یکدیگر اشاره میکنند: محتوایی اپیزودیک که علاوه بر صدا، تصویر متحرک نیز دارد.ویدئوکست ممکن است بسیار ساده یا کاملاً سینمایی باشد. سادهترین شکل آن میتواند تصویر ثابت یا تصویربرداری یک دوربین از راوی باشد. در شکل حرفهایتر، چند دوربین، نورپردازی، تدوین چندلایه، تصاویر آرشیوی، نقشه، نمودار، موشنگرافیک، زیرنویس و عناصر بصری به روایت اضافه میشوند.بنابراین ویدئوکست لزوماً به معنای «دو نفر پشت میز با میکروفون» نیست. یک ویدئوکست تاریخی، برای مثال، میتواند راوی را در مقابل دوربین نشان دهد و همزمان عکسهای تاریخی، نقشه، اسناد، تصاویر مکانها و خط زمانی رویدادها را به نمایش بگذارد. در چنین قالبی تصویر فقط تزئین نیست؛ خودش بخشی از روایت است.
فریدریش نیچه در ۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ در روکن، در قلمرو پروس آن روزگار، متولد شد. بنابراین ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ صدوهشتادودومین سالروز تولد اوست. نام کاملش فریدریش ویلهلم نیچه بود و برخلاف تصویری که بعدها از او بهعنوان یکی از رادیکالترین منتقدان سنتهای فکری اروپا ساخته شد، در خانوادهای عمیقاً مذهبی رشد کرد. پدرش، کارل لودویگ نیچه، کشیش لوتری بود و در میان بستگان نزدیک او نیز روحانیون پروتستان حضور داشتند.زندگی او خیلی زود با مرگ گره خورد. پدر نیچه در سال ۱۸۴۹، هنگامی که فریدریش هنوز پنجساله نشده بود، بر اثر بیماری مغزی درگذشت. چند ماه بعد نیز برادر خردسالش، لودویگ یوزف، از دنیا رفت. خانواده پس از این اتفاقها به ناومبورگ نقل مکان کردند و نیچه در محیطی عمدتاً زنانه، در کنار مادر، خواهر، مادربزرگ و عمههایش بزرگ شد.