پزشک احمدی (احمد احمدی) یکی از مرموزترین و مخوفترین چهرههای تاریخ ایران در دوره سلطنت رضاشاه بود. او که فرزند محمدعلی و متولد سال ۱۲۶۶ در تبریز بود، با کمترین سواد پزشکی وارد دستگاه شهربانی شد و در نهایت به «طبیب مخصوص زندان قصر» تبدیل گشت. احمدی در سال ۱۳۱۰ به تهران آمد و پس از مدتی در بیمارستان سپه (احمدیه) به کار پرستاری پرداخت. در جوانی از طریق فروش دارو و تجربه عملی در مداوای بیماران، دانش پزشکی خود را تقویت کرد تا جایی که توانست به موقعیتهای عالی شهربانی راه یابد. در دوران رکنالدین مختار و پیش از او آیرم بر شهربانی، او به جایگاه حساسی دست یافت که بهظاهر فقط معدودی از مقامات عالیرتبه از کارهای او مطلع بودند. اطلاعات تاریخی نشان میدهد که پس از انتقال به بخش درمانگاه زندان قصر، احمدی به تدریج به ابزاری ترسناک در سرکوب مخالفان حکومت رضاشاه بدل شد.
ناصر تقوایی (۱۳۲۰–۱۴۰۴) یکی از نامآشناترین فیلمسازان موج نو سینمای ایران بود. او در استان خوزستان و در آبادان به دنیا آمد و از نوجوانی به سینما، ادبیات و عکاسی علاقهمند بود. تقوایی ابتدا در دهه ۱۳۴۰ با ساخت فیلمهای مستند در سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران به کارگردانی وارد هنر شد. او پس از همکاری با ابراهیم گلستان در «خشت و آیینه» مسیر خود را یافت و با ساخت مجموعه محبوب تلویزیونی «داییجان ناپلئون» (۱۳۵۴) نزد توده مردم به شهرت رسید. آثار او معمولاً در تقابل سنت و مدرنیته شکل میگرفت و میتوان او را فیلمسازی مؤلف و اندیشهورز خواند. ناصر تقوایی در سالهای پایانی زندگی به دلیل بیماری، خانهنشین شد و در ۲۲ مهر ۱۴۰۴ در ۸۴ سالگی درگذشت.
میرزا کوچک خان جنگلی از آن چهرههای تاریخ معاصر ایران است که نمیتوان او را تنها با یک برچسب توضیح داد. برای برخی، او «سردار جنگل» و نماد مقاومت در برابر مداخله خارجی است؛ برای گروهی دیگر، رهبر یک جنبش مسلحانه محلی است که در مقطعی با بلشویکها همکاری کرد؛ برخی بر پیشینه مذهبی او تأکید میکنند و برخی دیگر از گرایشهای عدالتخواهانه و سوسیالدموکراتیک او میگویند. همین تضاد در روایتها، زندگی میرزا کوچک خان را به یکی از بحثبرانگیزترین فصلهای تاریخ ایران در سالهای پایانی حکومت قاجار تبدیل کرده است. پژوهشگران نیز تأکید کردهاند که جنبش جنگل آنقدر از نظر فکری و اجتماعی متنوع بود که تقلیل آن به دوگانههایی مثل «اسلامی یا کمونیستی» و «ملی یا وابسته» تصویر دقیقی از واقعیت تاریخی به دست نمیدهد.نام اصلی او یونس بود. در منابع فارسی، از او با نام میرزا یونس یا میرزا یونس استادسرایی نیز یاد میشود. او در سال ۱۲۵۹ خورشیدی، برابر با ۱۸۸۰ میلادی، در محله استادسرای رشت به دنیا آمد. پدرش «میرزا بزرگ» نام داشت و بر اساس روایت رایج، همین موضوع سبب شد یونس در کودکی «میرزا کوچک» خوانده شود؛ نامی که بعدها با «خان» و سپس با عنوان «جنگلی» در حافظه تاریخی ایران ماندگار شد. محل تولد او، رشت و بهویژه محله استادسرا، امروز یکی از مهمترین نقاط مرتبط با جستوجوی «خانه میرزا کوچک خان جنگلی» به شمار میآید.
ابوالحسن بنی صدر یکی از بحثبرانگیزترین شخصیتهای تاریخ معاصر ایران است؛ سیاستمداری که در نخستین انتخابات ریاستجمهوری کشور نزدیک به ۱۱ میلیون رأی به دست آورد، اما تنها حدود شانزده ماه بعد ریاستجمهوریاش به پایان رسید و چند هفته بعد با یک هواپیمای نظامی ایران را ترک کرد. همین فاصله کوتاه میان پیروزی انتخاباتی و خروج از کشور، زندگی سیاسی او را به یکی از پرماجراترین فصلهای سالهای ابتدایی پس از انقلاب ۱۳۵۷ تبدیل کرده است. هفدهم مهر، برابر با نهم اکتبر، سالروز درگذشت اوست. بنیصدر در ۹ اکتبر ۲۰۲۱، در ۸۸ سالگی و پس از یک دوره بیماری در بیمارستان پیتیسالپتریر پاریس درگذشت؛ چهار دهه پس از آنکه ایران را ترک کرده بود. او در ۲۲ مارس ۱۹۳۳، برابر با دوم فروردین ۱۳۱۲، در استان همدان به دنیا آمد. پدرش، سید نصرالله بنیصدر، از روحانیان شناختهشده همدان بود. فضای خانوادگی مذهبی بود، اما ابوالحسن بنیصدر برخلاف انتظار معمول از فرزند چنین خانوادهای، تحصیلات دانشگاهی و سپس فعالیت سیاسی را انتخاب کرد. در سالهای جوانی به جریانهای ملیگرا نزدیک شد و از هواداران سیاسی محمد مصدق بود. فعالیتهای دانشجویی و سیاسی او در دهه ۱۳۳۰ و اوایل دهه ۱۳۴۰ چند بار برایش دردسر ایجاد کرد و پس از حوادث سال ۱۳۴۲ ایران را به مقصد فرانسه ترک کرد.
در میانه جنگ ایران و عراق، زمانی که شهرهای ایران زیر حملات ارتش صدام حسین قرار داشتند، یک چهره سیاسی ایرانی تصمیم گرفت تشکیلات نظامی خود را در خاک عراق مستقر کند؛ مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق. رجوی که روزگاری خود را مبارزی علیه حکومت پهلوی معرفی میکرد، پس از انقلاب ۱۳۵۷ به یکی از مهمترین مخالفان مسلح جمهوری اسلامی تبدیل شد. او ابتدا از ایران به فرانسه گریخت، سپس راه بغداد را در پیش گرفت، از حمایت حکومت صدام بهرهمند شد و سرانجام نیروهای تحت فرمانش را برای اجرای یک عملیات نظامی گسترده وارد خاک ایران کرد. اما زندگی مسعود رجوی فقط به مبارزه مسلحانه و همکاری با صدام محدود نمیشود. ازدواج با همسر یکی از نزدیکترین همکاران تشکیلاتی، اعلام انقلاب ایدئولوژیک، جداسازی اعضا از همسران و فرزندانشان، گزارشهای حقوق بشری درباره زندانیکردن مخالفان داخلی و روایتهای جنجالی زنان جداشده، بخش دیگری از تاریخ رهبری او را تشکیل میدهند. در نهایت، مردی که از پیروان خود وفاداری و اطاعت کامل میخواست، در سالهای منتهی به سقوط صدام از انظار عمومی ناپدید شد. اکنون بیش از دو دهه است که هیچ حضور عمومی تازه و مستقلاً تأییدشدهای از مسعود رجوی ثبت نشده است.
اینستاگرام راوکده با همراهی مخاطبانش از مرز ۱۰۰ هزار دنبالکننده عبور کرد. برای ما که در پادکست فارسی راوکده سرگذشت آدمها و رویدادهای ماندگار تاریخ را روایت میکنیم، این اتفاق فرصتی است برای تشکر از کسانی که روایتها را شنیدهاند، ویدئوها را دیدهاند و راوکده را به دیگران معرفی کردهاند؛ همراهانی که بعضی از نخستین روزها کنارمان بودهاند و بعضی همین روزها به جمع ما رسیدهاند.پشت این عدد، مسیرهای آشنایی متفاوتی وجود دارد. کسی با تماشای یک روایت کوتاه تاریخی با راوکده آشنا شده، کسی نام یک شخصیت را جستوجو کرده و به یکی از ویدئوها رسیده و کسی هم لینک یک اپیزود را از دوستی گرفته است. ادامه همین آشناییها، جمعی را ساخته که امروز بیش از صد هزار نفر در اینستاگرام آن را دنبال میکنند.