محتوای مورد نظر

زندگی و سرنوشت جبار باغچه‌بان از آن زندگی‌هایی است که اگر بخش‌هایی از آن را بدون نام شخصیت اصلی تعریف کنیم، بیشتر به یک رمان تاریخی شباهت دارد: کودکی در فضای سنتی قفقاز، ترک تحصیل، کار برای تأمین معاش، روزنامه‌نگاری و طنزنویسی، زندان، جنگ، مهاجرت، آموزگاری در شهری کوچک و سرانجام تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ آموزش کودکان و ناشنوایان در ایران. نام اصلی او میرزا جبار عسگرزاده بود. بنا بر اطلاعات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، او در ۱۹ اردیبهشت ۱۲۶۴ خورشیدی در ایروان، پایتخت امروزی ارمنستان، متولد شد. خانواده‌اش ریشه آذربایجانی و پیوند خانوادگی با تبریز داشتند. پدرش عسگر در ایروان به کارهایی مانند معماری و قنادی اشتغال داشت و جبار برخلاف بسیاری از چهره‌هایی که بعدها در حوزه فرهنگ و آموزش مشهور شدند، مسیر دانشگاهی یا تحصیلات رسمی طولانی نداشت. آموزش ابتدایی او بیشتر در فضای مکتب‌خانه شکل گرفت و در نوجوانی نیز برای کمک به معاش خانواده ناچار به ترک تحصیل شد. این نکته یکی از تناقض‌های جذاب زندگی باغچه‌بان است: مردی که خود از آموزش مدرن و دانشگاهی گسترده برخوردار نبود، بعدها بخش قابل‌توجهی از زندگی‌اش را صرف پیدا کردن روش‌های تازه برای آموزش دیگران کرد. در روایت‌های باقی‌مانده از زندگی او، علاقه‌اش به نقاشی، داستان، نمایش و مشاهده رفتار کودکان از همان سال‌های جوانی دیده می‌شود. بعدها همین گرایش‌ها به عناصر اصلی شیوه آموزشی او تبدیل شدند؛ یعنی آموزش فقط با کتاب و حفظ کردن نبود، بلکه تصویر، بازی، نمایش، شعر، قصه و کار عملی نیز باید وارد کلاس می‌شد. 
زندگی و سرنوشت نیچه از همان سال‌های نخست با فقدان، بیماری، آموزش سخت‌گیرانه و استعداد غیرمعمول گره خورد. فریدریش ویلهلم نیچه در ۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ در روکن، نزدیک لایپزیگ، در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش کشیش لوتری بود؛ واقعیتی که بعدها، با توجه به شهرت نیچه به‌عنوان یکی از تندترین منتقدان سنت دینی و اخلاقی اروپای مسیحی، به یکی از تناقض‌های مشهور زندگینامه او تبدیل شد.نیچه هنوز پنج سال نداشت که پدرش را از دست داد. مدت کوتاهی بعد برادر کوچکش نیز درگذشت و خانواده به ناومبورگ نقل مکان کرد. او در محیطی عمدتاً زنانه، در کنار مادر، خواهر، مادربزرگ و خویشاوندانش بزرگ شد. با این حال، تصویری که بعدها از نیچه به‌عنوان کودکی منزوی، تاریک و از ابتدا محکوم به جنون ساخته شد، بیش از اندازه ساده است. اسناد زندگی او از نوجوانی بسیار درس‌خوان، موسیقی‌دوست و علاقه‌مند به شعر، زبان و فرهنگ یونان باستان خبر می‌دهند.تحصیل در مدرسه معتبر شولپفورتا نقطه عطفی در زندگی نیچه بود. آموزش سخت زبان‌های کلاسیک او را به زبان‌شناسی تاریخی و متون یونانی کشاند. در دانشگاه بن ابتدا الهیات و زبان‌شناسی کلاسیک خواند، اما خیلی زود مسیرش را تغییر داد و در لایپزیگ به‌طور جدی وارد مطالعات کلاسیک شد.
جدایی بحرین از ایران یکی از آن موضوعاتی است که تقریباً هر بار مطرح می‌شود، چند سؤال جنجالی بلافاصله به دنبال آن می‌آید: آیا بحرین واقعاً بخشی از ایران بود؟ آیا محمدرضا پهلوی بحرین را «بخشید»؟ آیا در بحرین رفراندوم برگزار شد؟ آیا پهلوی دوم در مقابل چشم‌پوشی از بحرین، جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک را به دست آورد؟ و اساساً وقتی گفته می‌شود بحرین زمانی «استان چهاردهم ایران» بوده، دقیقاً از چه چیزی صحبت می‌کنیم؟پاسخ تاریخی به این سؤال‌ها بسیار پیچیده‌تر از روایت‌های یک‌خطی است.بحرین در طول تاریخ بخشی از فضای سیاسی، اقتصادی و انسانی خلیج فارس بوده و در دوره‌های مختلف تحت نفوذ یا حاکمیت قدرت‌های متفاوت قرار گرفته است. در نتیجه، نمی‌توان مفهوم امروزی «مرز ملی» و «استان» را بدون ملاحظه تفاوت ساختار حکومت‌ها به همه قرون گذشته تعمیم داد. پژوهش‌های دانشگاهی درباره تاریخ خلیج فارس نیز بر همین تغییرپذیری قدرت سیاسی، رقابت دولت‌ها و قبایل و نقش قدرت‌های خارجی تأکید دارند.با این حال، یک واقعیت مهم وجود دارد: از آغاز قرن هفدهم میلادی، بحرین برای دوره‌ای طولانی مستقیماً با حکومت ایران پیوند سیاسی داشت. پس از بیرون رانده شدن پرتغالی‌ها، نیروهای صفوی در سال ۱۶۰۲ بر بحرین مسلط شدند. اسناد تاریخی کتابخانه بریتانیا نیز دوره حکومت از جانب ایران بر بحرین را از ۱۶۰۲ ثبت کرده‌اند. پس از فراز و فرودهای قرن هجدهم، خاندان آل‌خلیفه در سال ۱۷۸۳ بحرین را از نیروهای وابسته به حاکم بوشهر گرفت و حکومت خاندان آل‌خلیفه از آن زمان در بحرین استمرار پیدا کرد.
ندگی نیچه از پانزدهم اکتبر ۱۸۴۴ در روستای روکن، در نزدیکی لایپزیگ و در قلمرو آن روزگار پادشاهی پروس آغاز شد. نام کامل او فریدریش ویلهلم نیچه بود. پدرش، کارل لودویگ نیچه، کشیش پروتستان بود و بسیاری از اعضای خانواده پدری او نیز سابقه فعالیت دینی داشتند. همین پیشینه سبب شده است که زندگی و اندیشه‌های بعدی نیچه، به‌ویژه نقدهای تند او بر اخلاق و دین اروپایی، برای زندگینامه‌نویسان جذاب‌تر شود.نیچه هنوز پنج ساله نشده بود که پدرش پس از یک بیماری مغزی درگذشت. چند ماه بعد، برادر خردسالش نیز از دنیا رفت. خانواده پس از این دو مرگ به ناومبورگ نقل مکان کردند و فریدریش در خانه‌ای بزرگ شد که بیشتر ساکنان آن را زنان خانواده، از جمله مادر، مادربزرگ، عمه‌ها و خواهرش الیزابت تشکیل می‌دادند.او از کودکی در موسیقی، شعر، زبان و مطالعات کلاسیک استعداد نشان می‌داد. دوستان مدرسه گاهی به‌سبب جدیت، سکوت و گرایش‌های ادبی‌اش او را با لقب‌هایی شبیه «کشیش کوچک» صدا می‌زدند. بااین‌حال، نوجوانی نیچه فقط با انضباط مذهبی تعریف نمی‌شد. او از همان سال‌ها شعر می‌نوشت، قطعات موسیقی می‌ساخت و به جست‌وجوی پاسخ‌هایی شخصی برای پرسش‌های فلسفی می‌پرداخت.
عملیات مرصاد و فروغ جاویدان از آن دست رویدادهایی است که هنوز هم در تاریخ معاصر ایران محل بحث، تحلیل و بازخوانی است. این واقعه تنها یک درگیری نظامی چندروزه نبود؛ بلکه صحنه‌ای فشرده از محاسبات سیاسی، امیدهای اغراق‌آمیز، اشتباهات استراتژیک، واکنش سریع نیروهای نظامی ایران و در نهایت فروپاشی یک طرح تهاجمی بود که طراحانش انتظار نتیجه‌ای کاملا متفاوت داشتند.
 عدی صدام حسین، پسر بزرگ صدام، فقط یک آقازاده سیاسی نبود؛ او به نماد خشونت، فساد، تحقیر ورزشکاران، سانسور رسانه‌ها و ولخرجی بیمارگونه در عراق بعثی تبدیل شد. در این مقاله مستند، زندگی، جنایات منتسب، امپراتوری رسانه‌ای، قصرها، ماشین‌ها و نحوه کشته شدن عدی صدام حسین را بی‌پرده و در عین حال با نگاهی مستند و منظم می‌خوانید. 

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

ترانه ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

```