راوکده به مایکت پیوست! گامی تازه برای دسترسی گسترده‌تر به ویدئوکست‌ها

در سال‌های اخیر، شیوه مصرف محتوا به شکل چشمگیری تغییر کرده است. مخاطبان امروز تنها به یک پلتفرم محدود نیستند و هرکس بسته به شرایط دسترسی، سرعت اینترنت، فیلترینگ یا حتی ترجیح شخصی، از بسترهای متفاوتی برای تماشای محتوا استفاده می‌کند. برای یک پادکست یا رسانه مستقل، این واقعیت به معنای یک مسئولیت مهم است: محتوا باید در جایی منتشر شود که مخاطب بتواند راحت‌تر به آن دسترسی داشته باشد.

بر همین اساس، تصمیم گرفتیم مسیر تازه‌ای برای انتشار محتوای ویدئویی راوکده باز کنیم. از این پس ویدئوکست‌های پادکست راوکده علاوه بر یوتیوب و آپارات، در پلتفرم مایکت نیز منتشر خواهند شد.

یوتیوب همچنان بستر اصلی انتشار محتوای ویدیویی در جهان است و بخش اصلی انتشار ویدئوکست‌های راوکده نیز در همان‌جا ادامه خواهد داشت. اما واقعیت این است که دسترسی به یوتیوب برای بسیاری از کاربران داخل ایران همیشه ساده نیست. محدودیت‌های اینترنتی و نیاز به ابزارهای عبور از فیلترینگ باعث می‌شود بخشی از مخاطبان عملا نتوانند به محتوا دسترسی پیدا کنند؛ آن هم در زمانی که اینترنت بین الملل قطع می‌شود!

در چنین شرایطی، وجود پلتفرم‌های جایگزین می‌تواند به توزیع بهتر محتوا کمک کند. در کنار آپارات، مایکت یکی از همین بسترهاست که در سال‌های اخیر تلاش کرده فضای مناسبی برای انتشار ویدئو فراهم کند. یکی از دلایلی که باعث شد راوکده مایکت را به عنوان یک مسیر انتشار جدید انتخاب کند، این بود که این پلتفرم برخلاف برخی سرویس‌های داخلی، محدودیت‌ها و سانسورهای محتوایی گسترده‌ای ندارد و امکان انتشار بخش بزرگی از محتوای ما در آن فراهم است.

از طرف دیگر، حضور در مایکت می‌تواند دسترسی مخاطبانی را که ترجیح می‌دهند از پلتفرم‌های داخلی استفاده کنند ساده‌تر کند. بسیاری از کاربران اینترنت در ایران از مایکت به عنوان یک اپ‌استور یا پلتفرم محتوایی استفاده می‌کنند و امکان تماشای مستقیم ویدئوها در این فضا می‌تواند تجربه راحت‌تری برای آن‌ها ایجاد کند.

با اضافه شدن مایکت، حالا راوکده در چند مسیر مختلف قابل دنبال کردن است. یوتیوب همچنان پایگاه اصلی انتشار ویدئوکست‌ها باقی می‌ماند، اما در کنار آن تلاش می‌کنیم نسخه‌های ویدیویی را در بسترهای دیگری هم منتشر کنیم تا مخاطبان بیشتری بتوانند به این محتوا دسترسی داشته باشند.

در نهایت هدف ما از این تصمیم ساده است:

اینکه روایت‌های راوکده، گفتگوها و ایده‌هایی که در هر اپیزود مطرح می‌شود، به دست افراد بیشتری برسد و محدودیت‌های پلتفرم‌ها مانع دسترسی مخاطبان نشود. برای پیدا کرن صفحه رسمی راوکده در مایکت، کافی است کلمه راوکده را در این پلتفرم جستجو کنید تا بتوانید ویدئوکست‌ها را از آنجا دنبال کنید.

اگر از مخاطبان راوکده هستید، حالا یک راه دیگر هم برای تماشای اپیزودها دارید:

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

پنج × 4 =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

وره دوم کارگاه انتقال تجربه ساخت پادکست و ویدئوکست راوکده به‌زودی برگزار خواهد شد؛ کارگاهی حضوری که تمرکز اصلی آن نه بر آموزش صرفاً تئوریک، بلکه بر انتقال تجربه‌های واقعی چند سال فعالیت در مسیر ساخت، تولید، انتشار و توسعه یک رسانه مستقل است.این دوره در ادامه تجربه برگزاری دوره نخست طراحی شده و قرار است این‌بار در تهران و اصفهان برگزار شود. زمان دقیق، محل برگزاری و جزئیات ثبت‌نام هر شهر به‌زودی از طریق وب‌سایت و شبکه‌های اجتماعی راوکده اعلام خواهد شد.
اشرف ربیعی یکی از شناخته‌شده‌ترین زنان مرتبط با سازمان مجاهدین خلق در سال‌های پیش و نخستین سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود؛ زنی که نامش هم به زندگی شخصی مسعود رجوی گره خورد و هم پس از مرگ، به بخشی از نمادسازی تشکیلاتی این سازمان تبدیل شد. با این حال، حتی درباره نخستین سطرهای زندگی‌نامه اشرف ربیعی اتفاق نظر کاملی وجود ندارد.برخی منابع، تولد او را در سال ۱۳۳۰ در زنجان ثبت کرده‌اند؛ در مقابل، منابع دیگری سال ۱۳۳۱ یا محل تولد تهران را ذکر می‌کنند. این اختلاف نمونه خوبی از مشکلی است که در پژوهش درباره زندگی اشرف ربیعی بارها تکرار می‌شود: منابع نزدیک به سازمان مجاهدین خلق، منابع رسمی جمهوری اسلامی، خاطرات اعضای سابق و منابع ثانویه، گاهی روایت‌هایی متفاوت از یک اتفاق واحد ارائه می‌کنند. آنچه توافق بیشتری درباره آن وجود دارد این است که ربیعی در اوایل دهه ۱۳۳۰ متولد شد و در دانشگاه صنعتی شریف، در رشته فیزیک یا مهندسی فیزیک تحصیل کرد. دانشگاه در اواخر دهه ۱۳۴۰ و اوایل دهه ۱۳۵۰ یکی از محیط‌های مهم فعالیت سیاسی جوانان ایرانی بود. سازمان مجاهدین خلق نیز که در سال ۱۳۴۴ تأسیس شده بود، در همین فضا از میان بخشی از دانشجویان و جوانان تحصیل‌کرده نیرو جذب می‌کرد. این سازمان در آغاز آمیزه‌ای از برداشت انقلابی از اسلام و مفاهیم متأثر از جریان‌های چپ ارائه می‌کرد و مبارزه مسلحانه علیه حکومت پهلوی را راهبرد خود می‌دانست. موج بازداشت‌های سال‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۵۱ بخش مهمی از تشکیلات آن را از بین برد، اما شبکه سازمان به فعالیت زیرزمینی ادامه داد. در همین دوره نام اشرف ربیعی نیز وارد تاریخ تشکیلاتی مجاهدین شد. درباره سال دقیق نخستین ارتباط او با سازمان اختلاف‌های جزئی وجود دارد، اما منابع مختلف این ارتباط را به اوایل دهه ۱۳۵۰ نسبت می‌دهند. او چند بار در دوره پهلوی بازداشت شد و فعالیت سیاسی‌اش به‌تدریج از فضای دانشجویی به زندگی مخفی و تشکیلاتی کشیده شد. در نتیجه، برای پاسخ به پرسش پرجست‌وجوی «اشرف ربیعی کیست؟» نمی‌توان او را فقط «همسر مسعود رجوی» معرفی کرد؛ سابقه سیاسی او چند سال پیش از ازدواج با رجوی آغاز شده بود. زندگی شخصی اشرف نیز از همان دوره با سیاست درآمیخت. او با علی‌اکبر نبوی نوری، از فعالان مذهبی مرتبط با فضای مجاهدین، ازدواج کرد. بنابراین تعبیر رایج «همسر اول مسعود رجوی» نباید با «نخستین همسر اشرف ربیعی» اشتباه گرفته شود؛ ربیعی پیش از رجوی همسر نبوی نوری بود. این ازدواج خیلی زود وارد یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ اولیه مجاهدین خلق شد. 
ویلیام بیل کوپر یا دقیق‌تر، میلتون ویلیام کوپر، نویسنده، گوینده رادیویی و یکی از مشهورترین چهره‌های فرهنگ تئوری توطئه در آمریکا بود؛ مردی که نامش امروز تقریباً در نقطه تلاقی یوفوها، دولت پنهان، ترور جان اف کندی، نظم نوین جهانی، رسانه‌های آلترناتیو و حتی تاریخ هیپ‌هاپ قرار گرفته است. او در سال ۱۹۴۳ متولد شد و در نوامبر ۲۰۰۱، تنها چند هفته پس از حملات یازده سپتامبر، در جریان عملیات نیروهای کلانتری شهرستان آپاچی در آریزونا هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.  مشهورترین اثر او کتاب Behold a Pale Horse است؛ عنوانی که می‌توان آن را «اینک اسب رنگ‌پریده» ترجمه کرد. کتاب در سال ۱۹۹۱ منتشر شد و مجموعه‌ای غیرمعمول از خاطرات شخصی، اسناد بازنشرشده، ادعاهای سیاسی، روایت‌های مربوط به یوفوها، ترور کندی، ساختارهای مخفی قدرت و متون قدیمی‌تر تئوری توطئه را کنار هم گذاشت. همین ترکیب باعث شد کتاب، هم در میان علاقه‌مندان یوفو و محافل ضدساختار محبوب شود و هم به هدف انتقاد شدید پژوهشگران و روزنامه‌نگاران تبدیل شود. 
```