به مناسبت سالگرد درگذشت مولانا در ۲۷ آذر، نگاهی مفصل به زندگی و سرنوشت این شاعر و عارف بزرگ ایرانی انداختهایم. این مقاله سرشار از واقعیتها و روایتهایی است که در حکایتهای رایج کمتر به آنها اشاره شده و میتواند نگاه عمیقتری به مولانا جلالالدین محمد بلخی (معروف به مولوی رومی) به شما بدهد. با ما همراه باشید تا از دوران کودکی مولانا در بلخ تا اوج عرفان و شاعریاش در قونیه، این زندگی پرفراز و نشیب را مرور کنیم.
شب یلدا (یا شب چله) طولانیترین شب سال و از کهنترین جشنهای ایرانی است. نام «یلدا» برگرفته از واژهای در زبان سریانی بهمعنای زایش و تولد است. در منابع تاریخی مانند آثار ابوریحان بیرونی نیز از این شب با عنوان «میلاد اکبر» یاد شده که منظور همان تولد خورشید است. ایرانیان به این شب شب چله هم میگویند، چرا که از فردای آن، چهل روز اول زمستان (چلهٔ بزرگ) آغاز میشود. برخی پژوهشها نشان میدهد که آیین شب یلدا احتمالاً سابقهای چند هزار ساله دارد و حتی برخی باستانشناسان قدمت آن را تا ۷۰۰۰ سال نیز تخمین زدهاند. با این حال، بهطور رسمی نخستین شواهد تاریخی از برگزاری این جشن به حدود سال ۵۰۲ پیش از میلاد در زمان داریوش یکم هخامنشی بازمیگردد که در تقویم ایران باستان وارد شده است. این امر نشان میدهد یلدا از روزگار باستان بخش مهمی از فرهنگ مردمان این سرزمین بوده است.
حاج علی رزمآرا (۱۲۸۰–۱۳۲۹ خورشیدی) یکی از مهمترین چهرههای سیاسی و نظامی دوران محمدرضا شاه پهلوی بود. او نظامیای حرفهای با درجه سپهبدی در ارتش شاهنشاهی ایران و بیستوهشتمین نخستوزیر ایران بود. دولت او در بحبوحه نهضت ملیشدن صنعت نفت بر سر کار آمد و به سبب مخالفت با ملیشدن نفت، به شدت در معرض حملات سیاسی قرار گرفت. نهایتاً حاج علی رزمآرا در اسفند ۱۳۲۹ خورشیدی ترور شد و نامش به عنوان تنها نخستوزیر تاریخ معاصر ایران که در دوران مسئولیت ترور گردید، ثبت شد. زندگی و مرگ جنجالی رزمآرا نقشی تعیینکننده در تاریخ معاصر ایران داشت و تاکنون روایتهای مختلف و گاه متناقضی دربارهٔ آن ارائه شده است.
فیروزه بنیصدر، فرزند ارشد سید ابوالحسن بنیصدر – نخستین رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران – یکی از چهرههایی است که زندگی شخصیاش با مهمترین فصلهای تاریخ معاصر ایران گره خورده است. زندگی فیروزه بنیصدر ترکیبی است از تجربهی یک خانوادهی سیاستمدار، ازدواج جنجالی با مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق، جدایی پرهزینه از این پیوند ایدئولوژیک، فاصله گرفتن از خشونت و فرقهگرایی، و ساختن هویتی مستقل به عنوان پزشک متخصص، استاد دانشگاه و کنشگر سیاسی در تبعید.
مهدی ابریشمچی (زادهٔ ۱۳۲۶ خورشیدی در تهران) از اعضای قدیمی و بلندپایهٔ سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران است. او که از ابتدای جوانی به مبارزات سیاسی پیوست، پس از انقلاب ۱۳۵۷ به عضویت کمیتهٔ مرکزی مجاهدین درآمد و در سالهای بعد، به یکی از چهرههای کلیدی سازمان تبدیل شد. ابریشمچی طی دهههای فعالیت خود مسئولیتهای مهمی همچون طراحی ساختارهای تشکیلاتی، ادارهٔ بخش روابط خارجی سازمان و فرماندهی عملیات نظامی را بر عهده داشته است. وی همچنین اولین همسر مریم رجوی (قجر عضدانلو) بوده و طلاق تشکیلاتی او از مریم در دههٔ ۶۰ خورشیدی (دههٔ ۱۹۸۰ میلادی) بخشی از ماجرای موسوم به «انقلاب ایدئولوژیک» در سازمان محسوب میشود. کارنامهٔ ابریشمچی آکنده از فراز و نشیبهای تند سیاسی است؛ از زندانی شدن در دوران شاه و همکاری با نیروهای انقلابی گرفته، تا متهم شدن به اقدامات تروریستی علیه جمهوری اسلامی و مشارکت در عملکردهای بحثبرانگیز رهبری سازمان مجاهدین. در ادامه، زندگینامهٔ مستند و نقشهای سیاسی – تشکیلاتی او را بهصورت بیطرفانه اما انتقادی مرور میکنیم.
«بوف کور» مشهورترین و بحثبرانگیزترین اثر صادق هدایت است که بسیاری آن را شاهکار ادبیات داستانی مدرن ایران میدانند. این رمان کوتاه برای نخستین بار در سال ۱۳۱۵ (۱۹۳۷ میلادی) به صورت پلیکپی در هند منتشر شد و از همان ابتدا به خاطر محتوای تیره، ساختار پیچیده و نمادگرایی غنی خود، نظر موافقان و مخالفان بسیاری را جلب کرد. بوف کور داستانی وهمآلود و عمیق دربارهی تنهایی، جنون، مرگ و زوال است که به واسطه روایت منحصربهفرد و سبک سوررئالیستیاش، ذهن خواننده را به چالش میکشد. در این مقاله، ضمن ارائهی نگاهی جامع و مستند به زندگی و آثار صادق هدایت، به تحلیل و رمزگشایی رمان بوف کور از جنبههای مختلف میپردازیم.