لیلا خانم از اینکه زن نخستوزیر شدهاید خوشحالید؟ «خوشحال؟ ابدا... زن نخستوزیر بودن هیچگونه محسناتی ندارد که دلم را به آن خوش بکنم. امیر هر کار دیگری هم داشت، هم خودش راحتتر بود هم حقوق بیشتری میگرفت»... ازدواج با آقای نخستوزیر چه تحولی در زندگی شما به وجود آورده؟ «هیچ! فقط اسباب زحمت بسیار و خرج فراوان شده است. پیش از ازدواج من هیچوقت کلاه و لباس بلند شب نمیخریدم، اما حالا پول کلاه و لباسهای شب رقم نسبتا عمدهای از درآمد ما را میگیرد، چرا؟ برای اینکه مجبورم در مراسم رسمی شرکت کنم و مردم انتظار دارند که در این مراسم زن نخستوزیر حتما باید یکی از شیکپوشترین زنها باشد»... ما حالا برای بچهار شدن نه وقت داریم و نه پول و نه جا و نه حوصله!... بچه داشتن پول میخواهد که من و شوهرم نداریم...
مجاهدان تبریز قبل از رفتن به تهران و پاسداشت رشادتهایشان در دومین دوره مجلس شورای ملی، ۱۱ ماه در محاصره قشون محمدعلی شاه گرفتار شدند و با رشادتها و مجاهدتهایی که از خود نشان دادند رفته رفته موجب دمیده شدن روح امید در مشروطهخواهان تهران، گیلان، کرمانشاه، خراسان، فارس و اصفهان و در نهایت فتح تهران به دست مشروطهخواهان و خاتمه دادن به سلطنت ۲ سال و ۷ ماهه محمدعلی شاه شدند.
هر کس نمیخواهد بسم الله از این مملکت برود. هر چند این جمله آشناست اما غرض از نگارش آن نقبی است به تاریخ مشروطه و آنچه بر سر محمدعلی شاه آمد . مردی که در رویای سلطانی فرسنگها دورتر از تاج و تخت از کف رفتهاش مرد. به کم راضی نشد تا همه چیز را از کف داد.