موضوع مورد نظر
انتخاب فصل
حدودا قرن سیزدهم میلادی بود که یه قبیله تو شرق سرزمین های مغولستان، از گمنامی به مهمترین موقعیت تو امور بین المللی میرسه. اون قبیله تونسته بود تو دشت پهناور، محل زندگیشون، بقیه قبیله های دور و بر رو با خودش متحد کنه و سپاه قدرتمندی رو زیر نظر و رهبری مردی به اسم چنگیزخان تشکیل بده… .
چارلز پانزی بازرگانی که تو سال ۱۹۲۰ تو آمریکا، در قبال دریافت دارایی های مردم تو یه بازه ۴۵ روزه، وعده پرداخت سود ۵۰ درصدی میداد و اگه پول رو ۹۰ روز نگه می داشت، سود ۱۰۰ درصدی به مردم آمریکا پرداخت می کرد…
فراعنه سلطنت قدیم داشتن از شهر ممفیس، که مقر اصلی حکمرانیشون بود به زندگیِ مذهبی و اقتصادی و سیاسی مردم و سرزمین مصر حکومت میکردن و به جزئی ترین امور مصر تسلط کامل داشتن. اونقدر به قدرت مطلقی که حاکم کرده بودن ایمان داشتن که حتی به ذهنشون هم خطور نمی کرد، که ممکنه یه روز، دیگه حاکم کل مصر نباشن... .
پاییز سال ۱۹۲۲، دقیقا ششمین سالی بود که یک باستان شناس معروف انگلیسی میخواست تو دره سلاطین مصر، فقط یه آرامگاه رو پیدا کنه که گنج های اون سرقت نشده باشه. اون بارها ناامید شده بود چون هر آرامگاهی رو پیدا می کرد قبلا دخلش اومده بود. اما اون روز، یعنی چهار نوامبر سال ۱۹۲۲، براش یه روز رویایی بود… .
صبح روز ۲۳ آگوست سال ۱۷۵۴ بود که یه پیک از کاخ ورسای فرانسه راهی میشه تا پیام مهمی رو به شاه لویی پانزدهم که اون موقع تو کاخش تو شوئازی زندگی می کرد برسونه. این پیک ماموریت داشت تا به شاه خبر بده که نوه اش، یعنی لوئی آوگوست به دنیا اومده؛ اما اون پیکِ بخت برگشته موفق به انجام این کار نشد! چون تو راه اسبش افتاده و گردنش شکست و تو راه رسوندن این خبر، جونش رو از دست داد. شاید، این نشونه سرنوشت ترسناکی بود که در انتظار این کودک خانواده سلطنتی بود، که قرار بود وقتی بزرگ شد، شاه اون مملکت بشه... .
این قسمت مناسب افراد زیر ۱۲ سال نیست. خیلی دقیق نمیشه گفت راینهارت هایدریش تو ساعت ده شب ۲۸ دسامبر سال ۱۹۴۱ مشغول انجام چه کاری بوده یا داشته به چی فکر میکرده؛ اما اون چیزی که مسلمه اینه که حتی به ذهنش هم خطور نمیکرد که اون لحظه، چه ساعت شومی برای اون محسوب میشه.
وقتی که تو سال ۱۹۱۷ تو روسیه تزاری انقلاب شد، هیچکس حتی اون انقلابیون دو آتیشه روس هم نمیدونستند که قراره از چاله بیوفتن تو چاه. قبل از تموم شدن اون سال سرنوشت ساز، تزار نیکلای دوم، که مردم اون فرمانروای موروثی روسیه میشناختند، به دست همون انقلابیون بازداشت میشه. سال بعد وسط اون بحبوحه جنگ داخلی که مشخص می کرد این حکومت جدید که به زعم خودش هدفش ایجاد نظم اجتماعی و اقتصادی مبتنی بر برابریه میتونه به بقای خودش ادامه بده یا نه، نیکلای و همه اعضای خانوادش تو حصر خونگی به شکل بیرحمانه ای به قتل میرسن... .
تو دوران کسادی دهه ۱۹۳۰ ارتکاب به جرم تو آمریکا به شدت زیاد شده بود و درصد بالایی از مجرمین تنبیه نمیشدند، چون تو کار قضاوت بین ایالت های مختلف آمریکا و دولت فدرال، اختلاف نظر وجود داشت و هر ایالت می خواست با قانون و نظر خودش مجرمین مجازات کنه. تو اون دهه قضات از قانون واحدی برای قضاوت پیروی نمیکردند. یعنی مثلا ممکن بود جزای یه جرم تو یه ایالت یه چیز باشه و با همون جرم تو یه ایالت دیگه به شکل دیگه ای برخورد بشه… .
اپراتورها و مهندس ها اول فکر کردن همون لحظه زلزله اومده. چون اون حجم از لرزش بعد از انفجار طبیعی نبود. اما این زمین لرزه ساخته دست بشر بود. زمین لرزه ای بود که حاصل تصمیمات احساسی و خطاهای انسانی بوجود اومده بود. زمین لرزه ای که پس لرزه اون، منجر به سقوط یک امپراطوری شد...