همراهان گرامی، با پایداری مجدد اینترنت بین‌الملل، سیستم پخش آنلاین اپیزودها جایگزین مکانیسم پخش آفلاین شد. افتخار ماست که در هر شرایطی، همراه لحظات شما هستیم | کارنامه ۸۸ روزه پادکست راوکده

راوکده به مایکت پیوست! گامی تازه برای دسترسی گسترده‌تر به ویدئوکست‌ها

در سال‌های اخیر، شیوه مصرف محتوا به شکل چشمگیری تغییر کرده است. مخاطبان امروز تنها به یک پلتفرم محدود نیستند و هرکس بسته به شرایط دسترسی، سرعت اینترنت، فیلترینگ یا حتی ترجیح شخصی، از بسترهای متفاوتی برای تماشای محتوا استفاده می‌کند. برای یک پادکست یا رسانه مستقل، این واقعیت به معنای یک مسئولیت مهم است: محتوا باید در جایی منتشر شود که مخاطب بتواند راحت‌تر به آن دسترسی داشته باشد.

بر همین اساس، تصمیم گرفتیم مسیر تازه‌ای برای انتشار محتوای ویدئویی راوکده باز کنیم. از این پس ویدئوکست‌های پادکست راوکده علاوه بر یوتیوب و آپارات، در پلتفرم مایکت نیز منتشر خواهند شد.

یوتیوب همچنان بستر اصلی انتشار محتوای ویدیویی در جهان است و بخش اصلی انتشار ویدئوکست‌های راوکده نیز در همان‌جا ادامه خواهد داشت. اما واقعیت این است که دسترسی به یوتیوب برای بسیاری از کاربران داخل ایران همیشه ساده نیست. محدودیت‌های اینترنتی و نیاز به ابزارهای عبور از فیلترینگ باعث می‌شود بخشی از مخاطبان عملا نتوانند به محتوا دسترسی پیدا کنند؛ آن هم در زمانی که اینترنت بین الملل قطع می‌شود!

در چنین شرایطی، وجود پلتفرم‌های جایگزین می‌تواند به توزیع بهتر محتوا کمک کند. در کنار آپارات، مایکت یکی از همین بسترهاست که در سال‌های اخیر تلاش کرده فضای مناسبی برای انتشار ویدئو فراهم کند. یکی از دلایلی که باعث شد راوکده مایکت را به عنوان یک مسیر انتشار جدید انتخاب کند، این بود که این پلتفرم برخلاف برخی سرویس‌های داخلی، محدودیت‌ها و سانسورهای محتوایی گسترده‌ای ندارد و امکان انتشار بخش بزرگی از محتوای ما در آن فراهم است.

از طرف دیگر، حضور در مایکت می‌تواند دسترسی مخاطبانی را که ترجیح می‌دهند از پلتفرم‌های داخلی استفاده کنند ساده‌تر کند. بسیاری از کاربران اینترنت در ایران از مایکت به عنوان یک اپ‌استور یا پلتفرم محتوایی استفاده می‌کنند و امکان تماشای مستقیم ویدئوها در این فضا می‌تواند تجربه راحت‌تری برای آن‌ها ایجاد کند.

با اضافه شدن مایکت، حالا راوکده در چند مسیر مختلف قابل دنبال کردن است. یوتیوب همچنان پایگاه اصلی انتشار ویدئوکست‌ها باقی می‌ماند، اما در کنار آن تلاش می‌کنیم نسخه‌های ویدیویی را در بسترهای دیگری هم منتشر کنیم تا مخاطبان بیشتری بتوانند به این محتوا دسترسی داشته باشند.

در نهایت هدف ما از این تصمیم ساده است:

اینکه روایت‌های راوکده، گفتگوها و ایده‌هایی که در هر اپیزود مطرح می‌شود، به دست افراد بیشتری برسد و محدودیت‌های پلتفرم‌ها مانع دسترسی مخاطبان نشود. برای پیدا کرن صفحه رسمی راوکده در مایکت، کافی است کلمه راوکده را در این پلتفرم جستجو کنید تا بتوانید ویدئوکست‌ها را از آنجا دنبال کنید.

اگر از مخاطبان راوکده هستید، حالا یک راه دیگر هم برای تماشای اپیزودها دارید:

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

یک × 2 =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

در این مقاله جامع و بی‌طرف، کودتای نوژه یا کودتای نقاب را از زاویه تاریخی، سیاسی، نظامی و رسانه‌ای بررسی می‌کنیم؛ از نقش شاپور بختیار تا سرنوشت محمد نوژه و پیامدهای آن بر ارتش ایران. کودتای نوژه یکی از مهم‌ترین و جنجالی‌ترین رخدادهای سال‌های نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ است؛ رویدادی که هم از نظر سیاسی و امنیتی اهمیت دارد و هم از نظر رسانه‌ای و تاریخی، هنوز محل بحث و تفسیرهای متفاوت است. این پرونده که در ادبیات رسمی و عمومی بیشتر با نام «کودتای نوژه» شناخته می‌شود، در برخی منابع با عنوان دقیق‌تر کودتای نقاب نیز آمده است؛ نامی که به رمز عملیاتی آن اشاره دارد.در تیرماه ۱۳۵۹، تنها حدود ۱۷ ماه پس از پیروزی انقلاب، شبکه‌ای از نظامیان، مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی و شماری از افراد مرتبط با جریان‌های برون‌مرزی، طرحی برای سرنگونی نظام تازه‌تأسیس ایران تدارک دیده بودند. نقطه آغاز این طرح، پایگاه هوایی شهید نوژه همدان بود؛ پایگاهی که نام خود را از سرگرد خلبان محمد نوژه گرفته بود. نکته مهم اینجاست که خودِ محمد نوژه نه در این کودتا نقشی داشت و نه حتی در زمان وقوع آن زنده بود؛ او پیش‌تر در سال ۱۳۵۸ در جریان مأموریت هوایی در کردستان کشته شده بود.از همین‌جا می‌توان فهمید که چرا جست‌وجو درباره کودتای نوژه به سرعت به نام محمد نوژه، پایگاه هوایی نوژه، شاپور بختیار و حتی بحث‌های مربوط به نقش آمریکا، شوروی و حزب توده گره می‌خورد. این مقاله، با لحن رسمی، مستند و در عین حال روان، تلاش می‌کند تصویر روشن‌تری از این پرونده ارائه کند؛ تصویری که هم برای مخاطب علاقه‌مند به تاریخ و هم برای مخاطب پادکست فارسی و پادکست تاریخی جذاب و قابل استفاده باشد.
اهدای عضو از آن موضوعاتی است که جامعه را دقیقاً در نقطه‌ی تلاقیِ انسانیت، اخلاق، علم، و باورهای اجتماعی قرار می‌دهد. تصمیمی که از یک‌سو می‌تواند جان چندین انسان را نجات دهد و از سوی دیگر، همواره با موجی از پرسش‌ها، تردیدها، چالش‌ها و حتی جنجال‌های اجتماعی همراه بوده است.در سال‌های اخیر، این موضوع بیش از هر زمان دیگری در ایران مورد توجه قرار گرفته؛ به‌ویژه با نقش‌آفرینی مجموعه‌هایی که به‌طور رسمی در زمینه ترویج فرهنگ اهدای عضو فعالیت می‌کنند. یکی از برجسته‌ترین این مجموعه‌ها، راوکده است؛ مجموعه‌ای که به‌عنوان سفیر رسمی اهدای عضو ایران شناخته می‌شود و تلاش کرده در کنار تولید پادکست فارسی و ارائه برنامه‌های پادکست تاریخی و تحلیلی، نقش جدی و اثرگذاری در آگاهی‌رسانی درباره اهدای عضو بر عهده بگیرد.امروز 31 اردیبهشت و روز اهدای عضو است. مقاله پیش‌رو، یک بررسی کاملاً رسمی، مستند و بی‌طرف است درباره‌ی اهدای عضو؛ از تاریخچه و چالش‌ها و باورهای فرهنگی گرفته تا آمارهای جهانی، شبهات رایج، زاویه‌های جنجالی بحث و همچنین نقش راوکده در جریان‌سازی این حوزه.
مقاله‌ای کامل و مستند درباره محمد بن سلمان؛ از کودکی و صعود به قدرت تا جنگ یمن، اصلاحات اجتماعی، پرونده خاشقجی، چشم‌انداز ۲۰۳۰ و جنجال‌های سیاسی و رسانه‌ای پیرامون او. محمد بن سلمان فقط نام یک شاهزاده سعودی نیست؛ او به یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های سیاسی خاورمیانه در قرن بیست‌ویکم تبدیل شده است. مردی که از دل ساختار سنتی و بسته‌ی خاندان آل سعود برخاست، خیلی زود از یک شاهزاده جوان و کم‌سابقه به قدرتمندترین فرد اجرایی عربستان سعودی بدل شد و در ادامه، کشورش را وارد مسیری کرد که هم تحسین‌برانگیز بود و هم عمیقاً جنجالی. اگر بخواهیم درباره عربستان امروز حرف بزنیم، ناگزیر باید درباره محمد بن سلمان حرف بزنیم؛ چون بسیاری از تصمیم‌های کلیدی، از اقتصاد و جامعه گرفته تا سیاست خارجی و امنیت داخلی، مستقیماً با نام او گره خورده است.اهمیت او فقط در این نیست که ولیعهد عربستان است؛ اهمیتش در این است که او نماد نوعی تغییر نسلی در قدرت سعودی است. نسلی که می‌خواهد از وابستگی کامل به نفت فاصله بگیرد، از محافظه‌کاری فرهنگی عبور کند، و در عین حال کنترل سیاسی را بیش از پیش در دست داشته باشد. همین ترکیب متناقض است که محمد بن سلمان را به شخصیتی بحث‌برانگیز تبدیل می‌کند؛ از یک سو مدرن‌سازی، از سوی دیگر تمرکز قدرت. از یک سو پروژه‌های عظیم توسعه، از سوی دیگر گزارش‌های گسترده درباره سرکوب مخالفان. از یک سو چهره‌ای که برای جذب سرمایه و گردشگر تبلیغ می‌شود، از سوی دیگر نامی که در پرونده‌های سنگین حقوق بشری و سیاسی بارها تکرار شده است.به همین دلیل، بررسی زندگی و کارنامه محمد بن سلمان صرفاً مرور یک زندگی‌نامه سیاسی نیست؛ بلکه خواندن نقشه‌ی تحول عربستان در دهه‌ای است که در آن، این کشور کوشیده از یک پادشاهی نفتی محافظه‌کار به قدرتی منطقه‌ای، تکنولوژیک و پرزرق‌وبرق تبدیل شود. اما پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا این تحول، یک نوسازی واقعی است یا بازآرایی سخت‌گیرانه‌ی همان ساختار قدیمی در لباسی جدید؟
```