همراهان گرامی، با پایداری مجدد اینترنت بینالملل، سیستم پخش آنلاین اپیزودها جایگزین مکانیسم پخش آفلاین شد. افتخار ماست که در هر شرایطی، همراه لحظات شما هستیم |
کارنامه ۸۸ روزه پادکست راوکده
در تاریخ معاصر ایران، نامهایی چون محمدرضاشاه، مصدق، خمینی و حتی اشرف پهلوی بر صفحات تاریخ نقش بستهاند؛ اما یکی از تاثیرگذارترین شخصیتهایی که در سایه قدرت ایستاد، نه تریبونی داشت، نه شعار داد، نه کودتا کرد. او فقط نوشت. نوشت و حکومت را از درون ساخت، از درون فهمید و از درون نقد کرد. او اسدالله علم بود؛ وزیری که دربار را بهتر از هر کس میشناخت، و شاید تنها کسی بود که شاه بدون تظاهر به او تکیه میکرد.
۱. از زادهی قائنات تا پدرخواندهی سیاست اسدالله علم در سال ۱۲۹۸ در بیرجند متولد شد؛ فرزند محمدابراهیم خان علم ملقب به شوکتالملک. خانواده علم یکی از مهمترین خاندانهای خراسان جنوبی بودند، با روابطی عمیق با انگلیسیها و دربار قاجار. پدرش از حامیان رضاشاه در کودتای ۱۲۹۹ بود و خودش نیز با ازدواج با ملکتاج قوام (دختر قوامالملک شیرازی) به دایره بسته خانواده سلطنتی پیوست. این دو نهاد: زمینداری و نزدیکی به قدرت، مسیر علم را از همان جوانی ساختند.
۲. صعود بیسروصدا؛ فرماندار، وزیر، نخستوزیر علم مسیر قدرت را با فرمانداری سیستان و بلوچستان آغاز کرد. سپس به وزارت کشاورزی و وزارت کشور رسید. در ۱۳۴۱ با اعتماد شاه، نخستوزیر شد و یکی از حساسترین دورانهای ایران معاصر را اداره کرد: اصلاحات ارضی، رفراندوم انقلاب سفید، قیام ۱۵ خرداد، بازداشت امام خمینی. علم در این دوران بین وفاداری به شاه و مهار بحرانها تعادلی خطرناک ایجاد کرد.
۳. وزارت دربار: قدرت واقعی همینجاست در سال ۱۳۴۵، علم وزیر دربار شد؛ مقامی که شاید عنوانش بیسروصدا بود، اما عملاً او را به قلب حکومت رساند. وزارت دربار در این دوره نه فقط تشریفاتی بود، بلکه محل تلاقی همهی تصمیمات مهم سیاسی، اقتصادی و امنیتی شد. از نظارت بر ساواک گرفته تا تعیین استانداران و وزرا، علم نقشی محوری ایفا میکرد.
او همچنین رابط اصلی میان شاه و دولتهای غربی بود؛ مخصوصاً انگلستان و آمریکا. بسیاری از اسناد بعدی، علم را مهره کلیدی تعاملات پشتپرده با سفارتخانههای غربی معرفی کردهاند.
۴. چهار لحظهی تعیینکننده در کارنامهی علم
فرمان سرکوب قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲: خودش نوشت که به شاه گفت “من میزنم؛ اگر شکست خوردیم، مرا اعدام کنید.”
جشنهای ۲۵۰۰ ساله: علم همهکارهی این پروژهی مجلل بود؛ از طراحی لباسها تا هماهنگی با مهمانان خارجی.
نوشتن یادداشتهای محرمانه روزانه: در این دفترها، چهره واقعی شاه و ساختار قدرت را بدون سانسور نوشت.
پیشبینی انقلاب: در سال ۱۳۵۶ در نامهای به شاه هشدار داد که این روند به شورش مردمی ختم میشود. شاه در پاسخ نوشت: “علم دیگر عقلش را از دست داده.”
۵. روابط پشت پرده: شاه، علم و غرب یکی از جنبههای پررمز زندگی علم، رابطه نزدیک و شاید محرمانه او با سفارت انگلیس و سازمان MI6 بود. برخی منابع تاریخی مدعیاند که علم خط اتصال پنهان میان دربار ایران و لندن بود. حتی افتتاح سفارت اسرائیل در ایران با هماهنگی علم صورت گرفت. به بیان سادهتر، او مغز دیپلماسی دربار بود، در دورانی که شاه میخواست همه رشتهها در دستان خودش متمرکز باشد.
۶. علم و فساد ساختاری دربار اگرچه یادداشتهای او پر از انتقاد نسبت به اطرافیان شاه، چاپلوسیها و ناکارآمدی دستگاه دولت است، اما خود علم نیز درگیر فساد، رانت و زندگی اشرافی بود. عیاشیهای او زبانزد خاص و عام بود. گزارشهای ساواک از جلسات شبانه او با دختران ایرانی و خارجی پرده برداشتند. همسرش، ملکتاج، بارها تلاش کرد این رفتارها را متوقف کند، اما بینتیجه.
۷. چرا شاه به علم اعتماد داشت؟ شاه در خلوت، بسیاری از تصمیماتش را با علم هماهنگ میکرد. او میدانست علم از دروغ گفتن بیزار است و بدون تعارف اوضاع را گزارش میدهد. در دورهای که همه از شاه میترسیدند، علم تنها کسی بود که میتوانست به شاه بگوید: “اشتباه میکنی.”
۸. مرگ پیش از سقوط در فروردین ۱۳۵۷، علم در نیویورک از دنیا رفت؛ فقط ده ماه پیش از فرار شاه. برخی تحلیلگران معتقدند اگر علم زنده میماند، شاید شاه سقوط نمیکرد. زیرا او تنها کسی بود که میتوانست شاه را قانع کند که ایران در آستانه انقلاب است. پیکر علم به مشهد منتقل شد و در جوار حرم امام رضا دفن گردید. مرگی در سکوت؛ اما با میراثی پر سر و صدا.
۹. یادداشتهایی برای قرن آینده علم نه خاطره نوشت، نه تحلیل، بلکه آینهای از دربار را به ما نشان داد. یادداشتهایش، منتشر شده توسط علینقی عالیخانی، سندی بینظیر از یک دهه بحرانی ایران هستند. از فساد دستگاه دولتی تا فقر مردم، از تحقیرهای خارجی تا ترسهای درونی شاه، همه در سطر به سطر این نوشتهها قابل مشاهدهاند.
مردی که بیشتر از شاه میدانست
اسدالله علم شاید هیچگاه در خط مقدم تیترهای روزنامهها نبود، اما واقعیت آن است که بدون درک او، فهم حکومت پهلوی ناقص است. او در پشتپردهها زندگی کرد، تصمیم گرفت، هشدار داد، و در نهایت، در تنهایی مُرد.
ما در راوکده، روایت صوتی و تصویری زندگی علم را بازسازی کردهایم. اگر میخواهید بدانید در پشت درهای بسته دربار چه میگذشت، اگر میخواهید صدای واقعی یک سیاستمدار ایرانی را بدون سانسور بشنوید، اگر میخواهید بفهمید چرا یک وزیر دربار توانست اینهمه مهم باشد، پادکست صوتی و یا ویدیوی اختصاصی ما را از دست ندهید. همچنین از فروردین ۱۴۰۵، بخشی از ویدئوکستهای ما، در کانال آپارات راوکده هم منتشر میشود!
مقالهای کامل و مستند درباره محمد بن سلمان؛ از کودکی و صعود به قدرت تا جنگ یمن، اصلاحات اجتماعی، پرونده خاشقجی، چشمانداز ۲۰۳۰ و جنجالهای سیاسی و رسانهای پیرامون او. محمد بن سلمان فقط نام یک شاهزاده سعودی نیست؛ او به یکی از تاثیرگذارترین چهرههای سیاسی خاورمیانه در قرن بیستویکم تبدیل شده است. مردی که از دل ساختار سنتی و بستهی خاندان آل سعود برخاست، خیلی زود از یک شاهزاده جوان و کمسابقه به قدرتمندترین فرد اجرایی عربستان سعودی بدل شد و در ادامه، کشورش را وارد مسیری کرد که هم تحسینبرانگیز بود و هم عمیقاً جنجالی. اگر بخواهیم درباره عربستان امروز حرف بزنیم، ناگزیر باید درباره محمد بن سلمان حرف بزنیم؛ چون بسیاری از تصمیمهای کلیدی، از اقتصاد و جامعه گرفته تا سیاست خارجی و امنیت داخلی، مستقیماً با نام او گره خورده است.اهمیت او فقط در این نیست که ولیعهد عربستان است؛ اهمیتش در این است که او نماد نوعی تغییر نسلی در قدرت سعودی است. نسلی که میخواهد از وابستگی کامل به نفت فاصله بگیرد، از محافظهکاری فرهنگی عبور کند، و در عین حال کنترل سیاسی را بیش از پیش در دست داشته باشد. همین ترکیب متناقض است که محمد بن سلمان را به شخصیتی بحثبرانگیز تبدیل میکند؛ از یک سو مدرنسازی، از سوی دیگر تمرکز قدرت. از یک سو پروژههای عظیم توسعه، از سوی دیگر گزارشهای گسترده درباره سرکوب مخالفان. از یک سو چهرهای که برای جذب سرمایه و گردشگر تبلیغ میشود، از سوی دیگر نامی که در پروندههای سنگین حقوق بشری و سیاسی بارها تکرار شده است.به همین دلیل، بررسی زندگی و کارنامه محمد بن سلمان صرفاً مرور یک زندگینامه سیاسی نیست؛ بلکه خواندن نقشهی تحول عربستان در دههای است که در آن، این کشور کوشیده از یک پادشاهی نفتی محافظهکار به قدرتی منطقهای، تکنولوژیک و پرزرقوبرق تبدیل شود. اما پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا این تحول، یک نوسازی واقعی است یا بازآرایی سختگیرانهی همان ساختار قدیمی در لباسی جدید؟
بعد از مدتی توقف در انتشار اپیزودها به دلیل شرایط محدودیتهای اینترنت بینالملل، پادکست راوکده بار دیگر به پلتفرم کتابخوان فیدیبو (Fidibo) بازگشت. حالا علاقهمندان میتوانند دوباره از طریق اپلیکیشن فیدیبو و وبسایت آن، به همه اپیزودهای منتشرشدهٔ راوکده در فیدیبو دسترسی داشته باشند.
برای تسهیل دسترسی مخاطبان به صفحه رسمی راوکده در آپارات و جلوگیری از سردرگمی میان صفحات اصلی و صفحات مشابه، راوکده موفق شد نشان تأیید (تیک آبی) را در آپارات دریافت کند.این نشان تأیید، علاوه بر اینکه به شناسایی سریعتر کانال اصلی راوکده کمک میکند، گامی مهم در جهت حفظ اصالت محتوا و مقابله با بازنشرهای بدون اجازه به شمار میرود. با توجه به اینکه بخشی از محتوای راوکده در پلتفرمهای مختلف منتشر میشود، وجود یک صفحه رسمی تأییدشده، مسیر دسترسی مخاطبان را روشنتر و مطمئنتر میکند.