دلتا فورس و سیلها دو نام هستند که در ذهن افکار عمومی، تقریباً بهصورت خودکار کنار هم میآیند؛ نه فقط بهخاطر «شهرت»، بلکه چون هر دو در فرهنگ رسانهای جهان نماد «نیروهای نخبهِ مأموریتهای سخت» شدهاند. اما در واقعیت سازمانی، این دو «همرده» بودن را از مسیر مشخصی میگیرند: همپوشانی مأموریتهای حساس، همکاریهای بینسازمانی، و قرار گرفتن برخی از مأموریتها زیر چتر فرماندهی مشترک عملیات ویژه که در ادبیات غیررسمی از آن بهعنوان قلب عملیاتهای بسیار محرمانه یاد میشود.
جفری اپستین (Jeffrey Epstein) نامی است که با یکی از بزرگترین پروندههای جنایی ـ اجتماعی آمریکا گره خورده: اتهامهای سنگین مرتبط با قاچاق جنسی، سوءاستفاده از دختران زیر سن قانونی و شبکهای از ارتباطات با افراد قدرتمند. اما آنچه پرونده جفری اپستین را از بسیاری از پروندههای مشابه متمایز کرد، پایان ناگهانی و بحثبرانگیز آن بود: مرگ جفری اپستین در زندان پیش از آنکه دادگاه و محاکمه اصلی برگزار شود.این مقاله، یک روایت مستند، زمانبندیشده و مرحلهبهمرحله از ۴۸ ساعت پایانی زندگی جفری اپستین است؛ از صبح ۸ اوت ۲۰۱۹ تا صبح ۱۰ اوت ۲۰۱۹. همچنین نتایج گزارشهای رسمی (پزشکی قانونی، FBI و بازرس کل وزارت دادگستری) و علت شکلگیری شایعات و نظریههای توطئه مثل «Epstein didn’t kill himself» را بررسی میکنیم.
ناو هواپیمابر آمریکا یکی از بزرگترین و پیچیدهترین سازههای مهندسی جهان است و زندگی در آن تجربهای کاملاً متفاوت از زندگی معمولی محسوب میشود. زندگی کارکنان ناو هواپیمابر ترکیبی از نظم نظامی سختگیرانه، فناوریهای فوقپیشرفته و شرایط کاری خاصی است که در ناو جنگی آمریکا مانند ناو لینکلن بهوضوح دیده میشود. این ناوها تنها کشتیهای نظامی نیستند؛ بلکه شهرهای شناوری هستند که هزاران نفر در آنها زندگی میکنند، کار میکنند و ماهها بدون دیدن خشکی مأموریتهای خود را ادامه میدهند.
کمتر چهرهای در تاریخ ایران پیدا میشود که همزمان بهعنوان نماد مقاومت و بهعنوان خطر ایدئولوژیک یاد شده باشد. بابک خرمدین دقیقاً همان نقطهی اصطکاک است: برای گروهی «قهرمان استقلالخواه»، برای گروهی دیگر «رهبر یک جنبش تند و خونین». و درست همین دوگانه است که او را به یکی از سئوخورترین و سرچخورترین نامها در تاریخ ایران تبدیل کرده: هر کسی از زاویهی خودش دنبال پاسخ میگردد:
در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، ایران با قطع کامل اینترنت به مدت بیست روز روبرو شد که یکی از بزرگترین بحرانهای دیجیتال در تاریخ کشور به شمار میآید. این قطعی نه تنها به اقتصاد دیجیتال آسیب زد، بلکه صنعت پادکست و ویدئوکست ها را نیز دچار چالشهای جدی کرد. پادکستها که روز به روز در ایران محبوبتر میشدند، به عنوان یکی از رسانههای مستقل و پرطرفدار در کشور شناخته میشدند، اما در این مدت نه تنها ارتباطات آنلاین آنها قطع شد، بلکه امکان بارگذاری، انتشار و دریافت بازخورد از مخاطبان از دست رفت.
حسین کامل المجید (۱۹۵۴ – ۱۹۹۶) یکی از چهرههای جنجالی رژیم بعث عراق و داماد دیکتاتور این کشور صدام حسین بود. او که با دختر ارشد صدام، رغد حسین ازدواج کرده بود، در طول دهه ۱۹۸۰ به سرعت پلههای قدرت را طی کرد و به یکی از نزدیکترین افراد به صدام بدل شد. حسین کامل ابتدا به عنوان افسر گارد ریاستجمهوری عراق فعالیت میکرد و سپس با تکیه بر اعتماد و خویشاوندی خود با صدام، به سمتهای حساسی چون ریاست کمیته صنایع نظامی و فرماندهی گارد ویژه صدام دست یافت. قدرت روزافزون او در ساختار حکومت بعث به حدی رسید که نقش مهمی در برنامههای تسلیحاتی و نظامی عراق ایفا میکرد. اما سرنوشت این مرد قدرتمند به شکلی دراماتیک رقم خورد؛ او که روزی مورد وثوق کامل صدام بود، بعدها به خائن بزرگ خانواده صدام تبدیل شد و با فرار جنجالیاش به اردن، موجی از پیامدهای سیاسی و امنیتی به راه انداخت. این گزارش به زندگی پر فراز و نشیب حسین کامل المجید، از اوج قدرت تا خیانت و سرانجام خونین او، میپردازد.