همراهان گرامی، با پایداری مجدد اینترنت بین‌الملل، سیستم پخش آنلاین اپیزودها جایگزین مکانیسم پخش آفلاین شد. افتخار ماست که در هر شرایطی، همراه لحظات شما هستیم | کارنامه ۸۸ روزه پادکست راوکده

نفوذ از درون: از عباس زریباف تا الماس عوض‌یار

روایتی مستند از مأموران دوجانبه‌ای که امنیت پس از انقلاب را متزلزل کردند

در دهه‌ای که جمهوری اسلامی با شدیدترین تهدیدهای امنیتی، ترورها، انفجارها و شورش‌های سازمان‌یافته روبه‌رو بود، یکی از خطرناک‌ترین سلاح‌های دشمن نه بمب، نه اسلحه، که «نفوذ» بود. نفوذی‌هایی که در ظاهر خودی بودند، اما در باطن، مهره‌هایی مؤثر برای سازمان مجاهدین خلق. در این میان، دو نام بیش از همه در حافظه تاریخی نیروهای اطلاعاتی ماندگار شد: عباس زریباف و الماس عوض‌یار.

چهره‌ای با دو پرونده: عباس زریباف

عباس زریباف، دانش‌آموخته دانشگاه صنعتی شریف و یکی از چهره‌های محوری ماجرای تسخیر سفارت آمریکا، بعدها به یکی از نیروهای مورد اعتماد در واحد شنود سازمان اطلاعاتی نوبنیاد کشور تبدیل شد. اما آنچه بعدها فاش شد، تصویر کاملاً متفاوتی بود.

زریباف نه تنها اطلاعات عملیات‌ها را به مجاهدین می‌داد، بلکه مستقیماً در نجات چهره‌هایی چون ابوالحسن بنی‌صدر و مسعود رجوی نقش داشت. گفته می‌شود او بود که پیش از اجرای عملیات دستگیری، به سازمان اطلاع داد که «در تور مراقبتی هستید، خارج شوید». نتیجه؟ رجوی و بنی‌صدر سوار بر بوئینگ ۷۰۷ از کشور خارج شدند و تاریخ مسیر دیگری را طی کرد.

اما مهم‌ترین سند خیانت او، حمله با آرپی‌جی به ساختمان مرکزی اطلاعاتی بود که محل جلسه‌ای با حضور محسن رضایی و فرماندهان ارشد در آن جریان داشت. دوازده گلوله آرپی‌جی به ساختمانی اصابت کرد که تنها چند دقیقه قبل، زریباف محل دقیق جلسه را گزارش داده بود. از آن حادثه جان سالم به‌در بردند، اما اعتماد امنیتی دچار زلزله‌ای بی‌سابقه شد.

الماس عوض‌یار؛ نفوذی بی‌سروصدا

درحالی‌که زریباف چهره‌ای پرماجرا و پرسر و صدا بود، الماس عوض‌یار با روش‌هایی آرام و در سایه، در دل سیستم اطلاعاتی نفوذ کرده بود. او که در سال ۱۳۳۷ متولد شده بود، ابتدا در واحد اطلاعات سپاه به‌عنوان نیرویی قابل‌اعتماد رشد کرد و حتی به جایگاه مسئول ستاد خبری تهران رسید.

او اطلاعات مهم امنیتی را از طریق ارتباطات خانوادگی به سازمان منتقل می‌کرد، بی‌آنکه مظنون باشد. گفته می‌شود اطلاعاتی که عوض‌یار درباره برنامه‌های نرمش صبحگاهی نیروهای سپاه منطقه ۱۰ داد، مبنای طراحی یک عملیات گسترده با تیربار شد—عملیاتی که تنها به دلیل عدم حضور نیروها در آن روز خاص، ناکام ماند.

سازوکار پیچیده نفوذ

بررسی ساختار نفوذ مجاهدین در سال‌های ابتدایی انقلاب نشان می‌دهد که این سازمان نه صرفاً با اتکا به ایدئولوژی، بلکه با بهره‌گیری از خلأهای امنیتی، ارتباطات اجتماعی و حتی روابط خانوادگی توانست به حساس‌ترین نهادهای امنیتی کشور راه یابد.

برخی از نفوذی‌های کلیدی که در مصاحبه‌های مستند منتشرشده از مسئولان امنیتی ذکر شده‌اند، عبارت‌اند از:

  • عباس زریباف (واحد شنود مرکزی)

  • الماس عوض‌یار (ستاد خبری تهران)

  • محمدرضا کلاهی (عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی)

  • مسعود کشمیری (عامل انفجار دفتر نخست‌وزیری)

  • جواد قدیری و محمد فخارزاده کرمانی (نفوذ در ارتش و دادستانی)

این ترکیب از نفوذ در قوای نظامی، امنیتی و قضایی، ساختاری را پدید آورد که سازمان از آن برای طراحی و اجرای عملیات‌هایی مانند فرار بنی‌صدر و رجوی، انفجارهای سیاسی، و خنثی‌سازی طرح‌های اطلاعاتی بهره برد.

پایان کار چه شد؟

عباس زریباف پس از لو رفتن تدریجی، بازداشت شد اما به‌دلیل نبود مدرک کافی، آزاد شد و پس از آن برای همیشه ناپدید گردید. بعدها گزارش‌هایی از حضور او در فرانسه، فعالیت در تشکیلات مجاهدین و نهایتاً مرگش در عملیات مرصاد منتشر شد.

الماس عوض‌یار سرانجام دستگیر و به‌عنوان یک عامل نفوذی محاکمه و اعدام شد. اما واقعیت این است که ضرباتی که آن‌ها وارد کردند، تنها به افراد نبود، بلکه به اعتماد، انسجام و ساختار امنیتی کشور لطمه زد.

تماشای روایت کامل این پرونده در راوکده

اگر می‌خواهید داستان کامل و مستند زندگی عباس زریباف، از تسخیر سفارت آمریکا تا نقش او در لو دادن عملیات‌ها، فرار بنی‌صدر، و مرگ در تنگه مرصاد را با روایتی دراماتیک و مستند تماشا کنید، حتماً به ویدئوکست جدید ما در یوتیوب راوکده سر بزنید. همچنین از فروردین ۱۴۰۵، بخشی از ویدئوکست‌های ما، در کانال آپارات راوکده هم منتشر می‌شود!

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

19 + سیزده =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

تاریخچه جنبش‌های فمینیستی جهان فراتر از یک روایت ساده در باب مطالبات حقوقی زنان است؛ این تاریخ، دفترِ ثبتِ مناقشه‌ای بی‌پایان بر سرِ مفاهیمِ بنیادین قدرت، آزادی، عاملیت و ساختارهای اجتماعی است. از زمانی که زن به عنوان یک موجودیت سیاسی و شهروندِ برابر در متون قانونی جوامع مدرن تعریف شد، این نزاع به شکلی ساختارمند آغاز گشت. برای درک عمیق این سیرِ تحول، نخست باید به یک پرسش بنیادی پاسخ داد: «فمینیسم به چه معناست؟»
در این مقاله جامع و بی‌طرف، کودتای نوژه یا کودتای نقاب را از زاویه تاریخی، سیاسی، نظامی و رسانه‌ای بررسی می‌کنیم؛ از نقش شاپور بختیار تا سرنوشت محمد نوژه و پیامدهای آن بر ارتش ایران. کودتای نوژه یکی از مهم‌ترین و جنجالی‌ترین رخدادهای سال‌های نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ است؛ رویدادی که هم از نظر سیاسی و امنیتی اهمیت دارد و هم از نظر رسانه‌ای و تاریخی، هنوز محل بحث و تفسیرهای متفاوت است. این پرونده که در ادبیات رسمی و عمومی بیشتر با نام «کودتای نوژه» شناخته می‌شود، در برخی منابع با عنوان دقیق‌تر کودتای نقاب نیز آمده است؛ نامی که به رمز عملیاتی آن اشاره دارد.در تیرماه ۱۳۵۹، تنها حدود ۱۷ ماه پس از پیروزی انقلاب، شبکه‌ای از نظامیان، مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی و شماری از افراد مرتبط با جریان‌های برون‌مرزی، طرحی برای سرنگونی نظام تازه‌تأسیس ایران تدارک دیده بودند. نقطه آغاز این طرح، پایگاه هوایی شهید نوژه همدان بود؛ پایگاهی که نام خود را از سرگرد خلبان محمد نوژه گرفته بود. نکته مهم اینجاست که خودِ محمد نوژه نه در این کودتا نقشی داشت و نه حتی در زمان وقوع آن زنده بود؛ او پیش‌تر در سال ۱۳۵۸ در جریان مأموریت هوایی در کردستان کشته شده بود.از همین‌جا می‌توان فهمید که چرا جست‌وجو درباره کودتای نوژه به سرعت به نام محمد نوژه، پایگاه هوایی نوژه، شاپور بختیار و حتی بحث‌های مربوط به نقش آمریکا، شوروی و حزب توده گره می‌خورد. این مقاله، با لحن رسمی، مستند و در عین حال روان، تلاش می‌کند تصویر روشن‌تری از این پرونده ارائه کند؛ تصویری که هم برای مخاطب علاقه‌مند به تاریخ و هم برای مخاطب پادکست فارسی و پادکست تاریخی جذاب و قابل استفاده باشد.
اهدای عضو از آن موضوعاتی است که جامعه را دقیقاً در نقطه‌ی تلاقیِ انسانیت، اخلاق، علم، و باورهای اجتماعی قرار می‌دهد. تصمیمی که از یک‌سو می‌تواند جان چندین انسان را نجات دهد و از سوی دیگر، همواره با موجی از پرسش‌ها، تردیدها، چالش‌ها و حتی جنجال‌های اجتماعی همراه بوده است.در سال‌های اخیر، این موضوع بیش از هر زمان دیگری در ایران مورد توجه قرار گرفته؛ به‌ویژه با نقش‌آفرینی مجموعه‌هایی که به‌طور رسمی در زمینه ترویج فرهنگ اهدای عضو فعالیت می‌کنند. یکی از برجسته‌ترین این مجموعه‌ها، راوکده است؛ مجموعه‌ای که به‌عنوان سفیر رسمی اهدای عضو ایران شناخته می‌شود و تلاش کرده در کنار تولید پادکست فارسی و ارائه برنامه‌های پادکست تاریخی و تحلیلی، نقش جدی و اثرگذاری در آگاهی‌رسانی درباره اهدای عضو بر عهده بگیرد.امروز 31 اردیبهشت و روز اهدای عضو است. مقاله پیش‌رو، یک بررسی کاملاً رسمی، مستند و بی‌طرف است درباره‌ی اهدای عضو؛ از تاریخچه و چالش‌ها و باورهای فرهنگی گرفته تا آمارهای جهانی، شبهات رایج، زاویه‌های جنجالی بحث و همچنین نقش راوکده در جریان‌سازی این حوزه.
```