ماشاءالله قصاب؛ قصه‌ی مردی که هم محافظ سفارت آمریکا بود هم کابوس انقلابی‌ها!

اگر نام ماشاءالله قصاب را در گوگل جستجو کرده‌اید، احتمالاً به‌دنبال یکی از مرموزترین چهره‌های بعد از انقلاب ایران هستید. مردی که نه پیشینه‌اش روشن بود و نه سرنوشتش. قصه‌ای پر از قدرت، خیابان، نفوذ، فساد، و ناپدیدی ناگهانی. این مقاله روایت کاملی از ظهور، سلطه و غیبت ناگهانی این چهره حاشیه‌ای اما تأثیرگذار است.

ماشاءالله قصاب کی بود؟

ماشاءالله کاشانی‌خواه، ملقب به ماشاءالله قصاب، از لات‌های شناخته‌شده جنوب تهران بود. گفته می‌شود او پیش از انقلاب قصاب بوده، اما بعد از بهمن ۱۳۵۷، یکی از جنجالی‌ترین چهره‌های صحنه‌ی سیاسی و امنیتی شد. او در حمله‌ی گروه‌های چپ‌گرا به سفارت آمریکا در ۲۵ بهمن ۵۷، با حمایت ابراهیم یزدی، مأمور حفاظت از سفارت شد؛ آن هم در دوره‌ای که هنوز آمریکا در ایران سفیر داشت و ویلیام سالیوان در ساختمان سفارت حضور داشت.

چرا به او لقب “مشتی ماشاالله” دادند؟

لقب «مشتی ماشاالله» به نماد لات‌مسلکی و گردن‌کشی او در فضای انقلابی کشور اشاره دارد. گفته می‌شود فریدون فروغی ترانه‌ی معروف «حقه» یا همان «مشتی ماشاالله حقه‌ای والله» را در وصف او خوانده است؛ ترانه‌ای که پر از کنایه و انتقاد نسبت به چهره‌های فرصت‌طلب آن روزهاست.

ارتباط با سفیر آمریکا و نفوذ دوگانه

ماشاءالله قصاب یکی از معدود افرادی بود که همزمان با نیروهای انقلابی، رابطه‌ای نزدیک با آمریکایی‌ها نیز داشت. منابع متعدد تأیید می‌کنند که او نه‌تنها برای آمریکایی‌ها امنیت فراهم می‌کرد، بلکه در ازای دریافت پول، ویزا جور می‌کرد و حتی از متقاضیان خانم تقاضاهای غیراخلاقی داشت.

نفوذ او به حدی بود که حتی پس از رسوایی‌های مختلف، کسی جرأت برخورد علنی با او را نداشت. او تا شش ماه مسئول کمیته مستقر در سفارت آمریکا بود؛ جایی که کم‌کم به مرکز فساد و زدوبند تبدیل شد.

دستگیری محمدرضا سعادتی و سناریوی جاسوسی شوروی

یکی از نقاط عطف حضور قصاب در تاریخ انقلاب، دستگیری محمدرضا سعادتی عضو سازمان مجاهدین خلق بود. سعادتی متهم به تحویل اطلاعات به دیپلمات شوروی شد. ماشاءالله قصاب او را دستگیر، شکنجه و به سپاه تحویل داد. برخی تحلیل‌گران معتقدند این اقدام با چراغ سبز آمریکایی‌ها انجام شد تا اتحاد شوروی در مظان اتهام جاسوسی قرار گیرد.

فساد، مشروب‌خواری و انحلال کمیته

با گذشت زمان، رفتارهای قصاب از حد تحمل خارج شد. او و گروهش به قاچاق مشروبات الکلی، باج‌گیری، درگیری‌های خیابانی و فساد گسترده شهرت پیدا کردند. گزارش‌هایی از عرق‌خوری او در محله‌های تهران ثبت شده است. نهایتاً در شهریور ۱۳۵۸، با دستور آیت‌الله مهدوی کنی، کمیته‌اش در سفارت منحل شد.

ماشاءالله قصاب کجا رفت؟

در بهمن ۱۳۵۹ اعلام شد که قصاب توسط کمیته ۹ دستگیر و به دادسرای انقلاب تحویل داده شده است. اما از آن پس، هیچ خبر قطعی‌ای از او منتشر نشد. برخی او را در زندان دهه‌ی شصت دیده‌اند، بعضی گفته‌اند در شمال ایران زندگی می‌کرد، و روایاتی از فعالیت او به عنوان مشاور املاک در زعفرانیه وجود دارد.

در نهایت، گفته شده که در دهه ۹۰ درگذشته، اما هیچ منبع رسمی این موضوع را تأیید نکرده است.

مشتی‌هایی که تاریخ ساختند یا سوختند؟

قصاب نمونه‌ای از چهره‌هایی است که در بحبوحه‌ی انقلاب، از حاشیه به مرکز آمدند، اما نماندند. او نه اهل ایدئولوژی بود، نه اهل تقوا؛ بلکه مردی بود تشنه‌ی قدرت، نمایش، و نفوذ. داستان او، بخش تاریک و کمتر روایت‌شده‌ای از تاریخ انقلاب ۵۷ است.

نتیجه‌گیری: قصاب‌ها نمی‌سازند، ولی می‌سوزانند

ماشاءالله قصاب نمونه‌ای از آن مردان پشت‌پرده است که همزمان با ایدئولوژی‌ها، باج‌خواهی و شبکه‌های قدرت را تجربه کرد. مردی که وقتی زمان محاکمه‌اش رسید، ناپدید شد. شاید مرده باشد، شاید هنوز در سایه‌ها زنده باشد. اما تصویرش، کنار سالیوان، کنار دستگیری سعادتی، و در لابه‌لای داستان‌های شبانه جنوب شهر، همیشه خواهد ماند.

این ماجرای کامل را از زبان شاهدان ببینید!

برای دیدن روایت کامل، با جزئیاتی بیشتر و تحلیل‌هایی تاریخی، پادکست راوکده را در یوتیوب تماشا کنید. این قسمت ویژه با بررسی اسناد و گفت‌وگو با پژوهشگران تاریخ معاصر، شما را به اعماق قصه‌ی ماشاءالله قصاب می‌برد. همچنین از فروردین ۱۴۰۵، بخشی از ویدئوکست‌های ما، در کانال آپارات راوکده هم منتشر می‌شود!

 

 

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

13 − 9 =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

ابوالحسن بنی صدر یکی از بحث‌برانگیزترین شخصیت‌های تاریخ معاصر ایران است؛ سیاستمداری که در نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری کشور نزدیک به ۱۱ میلیون رأی به دست آورد، اما تنها حدود شانزده ماه بعد ریاست‌جمهوری‌اش به پایان رسید و چند هفته بعد با یک هواپیمای نظامی ایران را ترک کرد. همین فاصله کوتاه میان پیروزی انتخاباتی و خروج از کشور، زندگی سیاسی او را به یکی از پرماجراترین فصل‌های سال‌های ابتدایی پس از انقلاب ۱۳۵۷ تبدیل کرده است. هفدهم مهر، برابر با نهم اکتبر، سالروز درگذشت اوست. بنی‌صدر در ۹ اکتبر ۲۰۲۱، در ۸۸ سالگی و پس از یک دوره بیماری در بیمارستان پیتی‌سالپتریر پاریس درگذشت؛ چهار دهه پس از آنکه ایران را ترک کرده بود. او در ۲۲ مارس ۱۹۳۳، برابر با دوم فروردین ۱۳۱۲، در استان همدان به دنیا آمد. پدرش، سید نصرالله بنی‌صدر، از روحانیان شناخته‌شده همدان بود. فضای خانوادگی مذهبی بود، اما ابوالحسن بنی‌صدر برخلاف انتظار معمول از فرزند چنین خانواده‌ای، تحصیلات دانشگاهی و سپس فعالیت سیاسی را انتخاب کرد. در سال‌های جوانی به جریان‌های ملی‌گرا نزدیک شد و از هواداران سیاسی محمد مصدق بود. فعالیت‌های دانشجویی و سیاسی او در دهه ۱۳۳۰ و اوایل دهه ۱۳۴۰ چند بار برایش دردسر ایجاد کرد و پس از حوادث سال ۱۳۴۲ ایران را به مقصد فرانسه ترک کرد.
در میانه جنگ ایران و عراق، زمانی که شهرهای ایران زیر حملات ارتش صدام حسین قرار داشتند، یک چهره سیاسی ایرانی تصمیم گرفت تشکیلات نظامی خود را در خاک عراق مستقر کند؛ مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق. رجوی که روزگاری خود را مبارزی علیه حکومت پهلوی معرفی می‌کرد، پس از انقلاب ۱۳۵۷ به یکی از مهم‌ترین مخالفان مسلح جمهوری اسلامی تبدیل شد. او ابتدا از ایران به فرانسه گریخت، سپس راه بغداد را در پیش گرفت، از حمایت حکومت صدام بهره‌مند شد و سرانجام نیروهای تحت فرمانش را برای اجرای یک عملیات نظامی گسترده وارد خاک ایران کرد. اما زندگی مسعود رجوی فقط به مبارزه مسلحانه و همکاری با صدام محدود نمی‌شود. ازدواج با همسر یکی از نزدیک‌ترین همکاران تشکیلاتی، اعلام انقلاب ایدئولوژیک، جداسازی اعضا از همسران و فرزندانشان، گزارش‌های حقوق بشری درباره زندانی‌کردن مخالفان داخلی و روایت‌های جنجالی زنان جداشده، بخش دیگری از تاریخ رهبری او را تشکیل می‌دهند. در نهایت، مردی که از پیروان خود وفاداری و اطاعت کامل می‌خواست، در سال‌های منتهی به سقوط صدام از انظار عمومی ناپدید شد. اکنون بیش از دو دهه است که هیچ حضور عمومی تازه و مستقلاً تأییدشده‌ای از مسعود رجوی ثبت نشده است.
اینستاگرام راوکده با همراهی مخاطبانش از مرز ۱۰۰ هزار دنبال‌کننده عبور کرد. برای ما که در پادکست فارسی راوکده سرگذشت آدم‌ها و رویدادهای ماندگار تاریخ را روایت می‌کنیم، این اتفاق فرصتی است برای تشکر از کسانی که روایت‌ها را شنیده‌اند، ویدئوها را دیده‌اند و راوکده را به دیگران معرفی کرده‌اند؛ همراهانی که بعضی از نخستین روزها کنارمان بوده‌اند و بعضی همین روزها به جمع ما رسیده‌اند.پشت این عدد، مسیرهای آشنایی متفاوتی وجود دارد. کسی با تماشای یک روایت کوتاه تاریخی با راوکده آشنا شده، کسی نام یک شخصیت را جست‌وجو کرده و به یکی از ویدئوها رسیده و کسی هم لینک یک اپیزود را از دوستی گرفته است. ادامه همین آشنایی‌ها، جمعی را ساخته که امروز بیش از صد هزار نفر در اینستاگرام آن را دنبال می‌کنند.
```