همراهان گرامی، با پایداری مجدد اینترنت بین‌الملل، سیستم پخش آنلاین اپیزودها جایگزین مکانیسم پخش آفلاین شد. افتخار ماست که در هر شرایطی، همراه لحظات شما هستیم | کارنامه ۸۸ روزه پادکست راوکده

شهناز پهلوی، شاهزاده‌ای که روسری سر کرد و به «هاجر» تبدیل شد

شهناز پهلوی، نخستین فرزند محمدرضا شاه پهلوی، از جمله چهره‌هایی است که نامش در تاریخ معاصر ایران با سلطنت، سیاست، حاشیه و استقلال گره خورده است. در این مقاله، نگاهی داریم به زندگی شخصی، روابط خانوادگی، ازدواج‌ها، شایعات و تصمیمات متفاوت او؛ همراه با روایت‌هایی کمتر شنیده‌شده از دربار.

 

تولد در خاندان سلطنتی

شهناز پهلوی در پنجم آبان ۱۳۱۹ در تهران به دنیا آمد. او تنها فرزند حاصل ازدواج محمدرضا شاه و فوزیه، شاهزاده مصری و خواهر ملک فاروق، آخرین پادشاه مصر بود. پدربزرگ مادری‌اش، ملک فؤاد اول، پادشاه وقت مصر، و شهناز از تبار سلطنتی هر دو کشور ایران و مصر به شمار می‌رفت.

 

دختری که باعث خشم شد

در فرهنگ آن زمان، تولد دختر برای خانواده‌های سلطنتی خوش‌یمن تلقی نمی‌شد. تولد شهناز نه‌تنها باعث خوشحالی دربار نشد، بلکه خشم و سرخوردگی خاندان پهلوی را به همراه داشت. فشارهای سیاسی و خانوادگی بر فوزیه، مادر شهناز، موجب شد او خیلی زود درخواست طلاق دهد و همراه دخترش به مصر بازگردد. اما در نهایت شهناز در شش‌سالگی به ایران برگشت و دیگر هرگز آن رابطه عاطفی عمیق مادرانه را تجربه نکرد.

 

تربیت در سایه بی‌مهری

پس از بازگشت، شهناز نزد یکی از عمه‌های خود بزرگ شد. در هجده‌سالگی برای تحصیل به سوئیس رفت و پنج سال در پانسیون ماری ژوزه اقامت داشت. این دوره تأثیر بسیاری بر شخصیت مستقل و متفاوت او گذاشت.

 

ازدواج‌های جنجالی

شاه مایل بود تا شهناز با ملک فیصل دوم، پادشاه عراق، ازدواج کند؛ ازدواجی که می‌توانست پیوندی سیاسی بین دو کشور ایجاد کند. اما شهناز این پیشنهاد را رد کرد و در سال ۱۳۳۵ با اردشیر زاهدی، پسر فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر وقت ایران، ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دختری به نام مهناز بود. پس از هفت سال، این ازدواج به جدایی انجامید. مدتی بعد، شایعه نامزدی شهناز با محمود زنگنه مطرح شد. اما او این رابطه را نیز به ناگاه قطع کرد و راهی سوئیس شد. در آنجا با خسرو جهانبانی، جوانی هنرمند اما معتاد و بی‌بندوبار آشنا شد. خانواده سلطنتی با این ازدواج مخالف بودند، اما شهناز بدون توجه به مخالفت‌ها با او ازدواج کرد. آن‌ها صاحب دو فرزند شدند: فوزیه و کیخسرو.

 

شهناز و تغییر هویت

شهناز پیش از انقلاب، نام خود را به «هاجر» تغییر داد و در محافل خصوصی با روسری ظاهر می‌شد. این تغییر سبک زندگی، بسیاری را شگفت‌زده کرد و باعث شد شایعاتی درباره گرایش‌های فکری و روحی او در جامعه منتشر شود.

 

خاطرات علم و مصرف LSD

یکی از روایت‌های بحث‌برانگیز از خاطرات اسدالله علم، وزیر دربار شاه، است. در مرداد ۱۳۴۸، علم در یادداشت‌های روزانه‌اش نوشت که شهناز وارد تهران شده و با خسرو جهانبانی دیدار داشته است. علم از مصرف احتمالی LSD توسط این زوج نگران بود و تلاش کرد مانع دیدار آن‌ها شود. در نهایت، با تهدید و مذاکره، خسرو از کاخ خارج شد. این روایت، بخشی از تناقض‌ها و چالش‌های خانوادگی شاه را بازتاب می‌دهد.

 

تقسیم ارث شاه

در روزهای پایانی عمر محمدرضا شاه، او بخشی از دارایی‌هایش را بین فرزندانش تقسیم کرد. شهناز، برخلاف تصور عموم، سهمی معنادار از ارث دریافت کرد: هشت درصد به خودش و دو درصد به دخترش مهناز رسید.

 

زندگی در تبعید

پس از انقلاب ۵۷، شهناز به پاریس مهاجرت کرد و از آن زمان تاکنون در این شهر اقامت دارد. با وجود گذشت سال‌ها، زندگی خصوصی او همچنان مورد توجه رسانه‌ها و علاقه‌مندان تاریخ معاصر ایران است.

 

جمع‌بندی؛ دختری با راهی جدا از دربار

شهناز پهلوی برخلاف خواست و مسیر تعیین‌شده از سوی دربار، همواره تلاش کرد استقلال خود را حفظ کند. از رد کردن ازدواج سیاسی گرفته تا انتخاب همسر دوم، تغییر سبک پوشش، و زندگی دور از زرق و برق سلطنت. زندگی او سرشار از تضادها، تصمیم‌های جسورانه و گسست از سنت‌های سلطنتی بود.

 


اگر به زندگی شهناز پهلوی، حواشی خانوادگی پهلوی‌ها و روایت‌های کمتر گفته‌شده از دوران سلطنت علاقه‌مندید، حتماً ویدئوکست اختصاصی «زندگی و سرنوشت شهناز پهلوی» را در کانال یوتیوب پادکست راوکده تماشا کنید. در این برنامه، با نگاهی عمیق‌تر و مستندتر به داستان زندگی او پرداخته‌ایم. همچنین از فروردین ۱۴۰۵، بخشی از ویدئوکست‌های ما، در کانال آپارات راوکده هم منتشر می‌شود!

 

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

پنج + دوازده =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

آرامگاه کوروش در پاسارگاد یکی از مهم‌ترین بناهای تاریخ ایران است. اما چرا این بنا قرن‌ها با نام «مقبره مادر سلیمان» شناخته می‌شد؟ در این مقاله مستند و جنجالی، داستان واقعی آرامگاه کوروش، فراموشی تاریخی آن و بازشناسی دوباره‌اش را بررسی می‌کنیم. آرامگاه کوروش یکی از شناخته‌شده‌ترین بناهای تاریخی ایران و نماد تمدن هخامنشی است. بنایی سنگی در دشت پاسارگاد که بیش از دو هزار و پانصد سال از تاریخ ایران را در دل خود نگه داشته است. امروز کمتر کسی تردید دارد که این بنا به کوروش بزرگ، بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی، تعلق دارد.اما واقعیت تاریخی یک نکته عجیب را آشکار می‌کند:این بنا برای قرن‌های طولانی اصلاً با نام آرامگاه کوروش شناخته نمی‌شد.در بسیاری از منابع محلی، سفرنامه‌ها و حتی برخی اسناد رسمی دوره‌های متأخر، این بنا با نام «مقبره مادر سلیمان» ثبت شده است. پرسش اصلی اینجاست: چگونه ممکن است آرامگاه یکی از مشهورترین پادشاهان تاریخ جهان، برای قرن‌ها با نامی کاملاً متفاوت شناخته شود؟برای پاسخ به این پرسش باید به سفری تاریخی برویم؛ سفری از شکوه هخامنشیان تا فراموشی تاریخی و سپس بازشناسی دوباره آرامگاه کوروش.
در سال‌های اخیر، شیوه مصرف محتوا به شکل چشمگیری تغییر کرده است. مخاطبان امروز تنها به یک پلتفرم محدود نیستند و هرکس بسته به شرایط دسترسی، سرعت اینترنت، فیلترینگ یا حتی ترجیح شخصی، از بسترهای متفاوتی برای تماشای محتوا استفاده می‌کند. برای یک پادکست یا رسانه مستقل، این واقعیت به معنای یک مسئولیت مهم است: محتوا باید در جایی منتشر شود که مخاطب بتواند راحت‌تر به آن دسترسی داشته باشد.بر همین اساس، تصمیم گرفتیم مسیر تازه‌ای برای انتشار محتوای ویدئویی راوکده باز کنیم. از این پس ویدئوکست‌های پادکست راوکده علاوه بر یوتیوب و آپارات، در پلتفرم مایکت نیز منتشر خواهند شد.
برادران امیدوار امروز بیش از هر زمان دیگری در صدر جستجوهای کاربران قرار گرفته‌اند؛ چرا که با درگذشت عیسی امیدوار در شنبه ۱۹ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، پرونده یکی از ماجراجویانه‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر ایران بسته شد. عیسی امیدوار که به دلیل کهولت سن و بیماری مدتی در بیمارستان بستری بود، سرانجام چشم از جهان فروبست و نام خود را در کنار برادرش عبدالله امیدوار، برای همیشه در حافظه تاریخی ایران ثبت کرد.با فوت عیسی امیدوار، هر دو عضو این زوج افسانه‌ای سفر و مستندسازی به خاطره‌ها پیوستند؛ اما میراث برادران امیدوار همچنان زنده است: از فیلم‌های مستند و عکس‌های کمیاب گرفته تا موزه‌ای که روایتگر ده سال سفر بی‌وقفه آنان به پنج قاره جهان است.
```