سه شنبه سیاه | داستان بزرگترین سقوط بورس وال استریت ۱۹۲۹
سه شنبه ای که، زندگی خیلی از مردم جهان رو به خاک سیاه نشوند، سه شنبه ای که، برای همیشه در تاریخ جهان به یک نام معروف شد...
راوی: محمدعلی نامه ای
زمان انتشار:
اسپانسر این قسمت
قابل شنیدن و تماشا از همین صفحه، و تمامی پادگیرهای معتبر جهانی و یوتیوب
نکات مهم پیش از استفاده
۱. فید رسمی پادکست «راوکده» تحت قوانین بینالمللی کپیرایت محافظت میشود و انتشار یا اشتراکگذاری این فایل در هر کانال، گروه، سایت یا پلتفرمی ممنوع بوده و در صورت تخلف پیگیری قانونی میشود.
۲. این فایل فقط برای استفاده شخصی شنوندگان و در شرایط قطعی اینترنت ارائه شده و نباید برای دیگران ارسال یا منتشر شود. در صورت بروز مشکل در پخش، خطا را از طریق چت گزارش دهید.
۳. تولید هر اپیزود از راوکده زمان و هزینه زیادی دارد. در شرایط قطعی اینترنت و اختلال در پلتفرمها، راوکده تنها پادکستی است که این امکان را از طریق سایت خود فراهم کرده و در این وضعیت عملا هیچ درآمدی ندارد. اگر دوست دارید راوکده بتواند به انتشار ادامه دهد، میتوانید از طریق لینک حمایت، با پرداخت مبلغ دلخواه از ما پشتیبانی کنید.
با کلیک روی گزینه زیر متعهد میشوم از اشتراکگذاری این فایل خودداری کنم.
با توجه به قطعی اینترنت بینالملل، اَبزار پخش آنلاین اپیزود (بخش پایینی) موقتاً در دسترس نیست. در صورتی که کاربر داخل کشور هستید، میبایست از دکمه "پخش آفلاین" موجود در کادر بالا برای پخش اپیزود استفاده کنید. ضمنا برخی ویدئوکست ها هم در آپارات قرار گرفته است.
ویدئوکست مرتبط
نکتهبرای تماشای نسخه تصویری این اپیزود از داخل کشور، به ابزار تغییر آیپی نیاز دارید. البته بهتازگی برخی از ویدئوکستهای راوکده علاوه بر یوتیوب، در کانال آپارات راوکده نیز منتشر میشوند. همچنین توجه داشته باشید که در بخش ویدئوکستها، علاوه بر نسخه تصویری اپیزودهای اصلی، محتواها و ویدئوکست هایی منتشر میشود که نسخه صوتی ندارند و بهصورت اختصاصی برای لاین ویدئوکست راوکده تولید شده اند.
در این اپیزود میبینید و میشنوید که...
سه شنبه ای که، زندگی خیلی از مردم جهان رو به خاک سیاه نشوند، سه شنبه ای که، برای همیشه در تاریخ جهان به یک نام معروف شد.
ستارخان برای حفظ مشروطه جنگید؛ اما آخرین نبرد زندگیاش مقابل نیروهای همان حکومت مشروطه بود. مردی که در تبریز بیرقهای سفید تسلیم را پایین کشیده بود و در تهران هزاران نفر به استقبالش آمده بودند، چند ماه بعد در باغ اتابک محاصره شد و با پای زخمی از آن بیرون رفت. چه اتفاقی افتاد که «سردار ملی» از مهمان دولت و مجلس، به یکی از طرفهای درگیری با حکومت تبدیل شد؟ در قسمت دوم و پایانی داستان زندگی ستارخان در پادکست تاریخی راوکده، از ادامه مقاومت تبریز و نقش باقرخان تا فتح تهران، خلع سلاح مجاهدان، واقعه باغ اتابک و مرگ ستارخان پیش میرویم.
ستارخان، مشهور به سردار ملی، یکی از شناختهشدهترین چهرههای انقلاب مشروطه ایران است؛ مردی که نامش با مقاومت تبریز، محله امیرخیز، باقرخان و نبرد با نیروهای محمدعلیشاه گره خورده است. اما ستارخان پیش از آنکه «سردار ملی» شود چه کسی بود؟ چطور جوانی بیسواد از قرهداغ که بخشی از زندگیاش میان لوتیگری، عیاری، درگیری با مأموران حکومت، زندان و خدمت برای قاجار گذشته بود، به یکی از چهرههای اصلی مشروطه تبدیل شد؟ در قسمت اول داستان زندگی ستارخان، از کودکی و جوانی او آغاز میکنیم؛ از خانواده حاج حسن قرهداغی، اعدام برادرش اسماعیل و مهاجرت خانواده به تبریز و محله امیرخیز، تا فضای لوتیگری و عیاری در تبریز قاجاری. سپس به روایتهای مختلف از جوانی ستارخان، ماجرای کاروان جلفا، درگیری مسلحانه، زخمیشدن از ناحیه پا و زندانیشدن در نارینقلعه اردبیل میرسیم؛ دورهای که منابع تاریخی درباره جزئیات آن روایتهای متفاوتی دارند.
مسعود رجوی یکی از جنجالیترین چهرههای تاریخ سیاسی معاصر ایران و رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران است؛ مردی که از عضویت در یک تشکیلات مخفی در دهه ۱۳۴۰ به رأس یکی از مهمترین گروههای سیاسی و مسلح مخالف جمهوری اسلامی رسید، با ابوالحسن بنیصدر از ایران فرار کرد، از پاریس به بغداد رفت، در دوران جنگ ایران و عراق به صدام حسین نزدیک شد و در نهایت، پس از سقوط حکومت صدام در سال ۲۰۰۳، از مقابل دوربینها ناپدید شد. اما مسعود رجوی امروز کجاست؟ آیا هنوز زنده است؟ چرا بیش از دو دهه هیچ تصویر تازه و قابلراستیآزمایی از او منتشر نشده و چرا با وجود این غیبت طولانی، همچنان پیامهایی به نام او منتشر میشود؟ این اپیزود راوکده، روایت زندگی، قدرتگرفتن و معمای ناپدیدشدن مسعود رجوی است.
جبار باغچهبان از مهمترین چهرههای تاریخ آموزش و پرورش ایران است؛ آموزگاری که نامش با باغچه اطفال، آموزش کودکان ناشنوا، الفبای گویای باغچهبان و شکلگیری آموزش نوین ناشنوایان در ایران گره خورده است. اما میرزا جبار عسگرزاده چگونه به جبار باغچهبان تبدیل شد؟ چگونه مردی بدون تحصیلات دانشگاهی و امکانات تخصصی، در زمانی که بسیاری حتی آموزش کودک ناشنوا را ناممکن میدانستند، تصمیم گرفت خواندن، نوشتن و سخنگفتن را به آنها بیاموزد؟ قسمت دوم زندگی جبار باغچهبان از همین نقطه آغاز میشود؛ از باغی کوچک در تبریز که بعدها نام صاحبش را هم برای همیشه تغییر داد.
جبار باغچهبان از مهمترین چهرههای تاریخ آموزش و پرورش ایران است؛ مردی که نامش با باغچه اطفال، آموزش کودکان ناشنوا و شکلگیری آموزش نوین ناشنوایان در ایران گره خورده است. اما پیش از آنکه میرزا جبار عسگرزاده به «باغچهبان» تبدیل شود، زندگیاش مسیری طولانی از ایروان، مکتبخانه، زندان، جنگ، بیماری، آوارگی، فقر و مهاجرت را پشت سر گذاشت. مردی بدون تحصیلات دانشگاهی و مدرک رسمی معلمی که سالها بعد توانست در برابر کسانی بایستد که باور نداشتند کودک ناشنوا میتواند خواندن، نوشتن و سخنگفتن یاد بگیرد. اما جبار باغچهبان چگونه به چنین باوری رسید و چه اتفاقهایی شخصیت یکی از تأثیرگذارترین آموزگاران تاریخ معاصر ایران را ساخت؟
فردریش نیچه یکی از مشهورترین، جنجالیترین و بدفهمیدهشدهترین فیلسوفان تاریخ است؛ متفکری آلمانی که نامش با مفاهیمی مانند «خدا مرده است»، ابرانسان، اراده به قدرت، آمور فاتی، بازگشت جاودانه و نقد مسیحیت گره خورده است. اما پشت این جملهها و مفاهیم مشهور، مردی بیمار، تنها و کمخواننده قرار داشت که در زمان حیاتش نه ثروت زیادی داشت و نه شهرتی جهانی. نیچه تازه زمانی به یکی از اثرگذارترین چهرههای فلسفه مدرن تبدیل شد که دیگر توان نوشتن، سخن گفتن و دفاع از افکارش را از دست داده بود.
فریدون، شاهی که ضحاک ماردوش را به بند کشید، پس از هزار سال سیاهی وارد دورانی تازه از تاریخ اسطورهای ایران میشود؛ اما بزرگترین نبرد او نه در میدان جنگ، بلکه در درون خانوادهاش شکل میگیرد. داستان سلم، تور و ایرج، روایتی است از آغاز ویرانیای که از دل حسادت و «آز» آغاز میشود؛ جایی که عدالت پادشاهی بزرگ، در برابر طمع فرزندانش تاب نمیآورد.در این اپیزود از پادکست راوکده، از جشن مهرگان و آغاز پادشاهی فریدون شروع میکنیم، به ماجرای تقسیم جهان میان سه پسرش میرسیم، و سپس وارد تراژدیای میشویم که با قتل ایرج، بنیان یک جنگ خونین را در تاریخ اسطورهای ایران بنا میکند. از آزمونهای جادویی در سرزمین یمن تا افسون سرما، از نامگذاری سلم و تور و ایرج تا شکلگیری نخستین کینههای خانوادگی، همه چیز به نقطهای ختم میشود که مفهوم «قدرت»، «عدالت» و «انتقام» در شاهنامه بازتعریف میشود.این روایت تنها یک داستان اسطورهای نیست؛ بلکه بازخوانی عمیقترین مفاهیم انسانی است: حسادت، قدرتطلبی، عشق پدرانه، و سقوط تدریجی خرد در برابر خشم. مرگ ایرج، سوگ فریدون، و تولد منوچهر، آغاز چرخهای از انتقام است که نسلها ادامه پیدا میکند و سرنوشت ایران اسطورهای را تغییر میدهد.