همراهان گرامی، با پایداری مجدد اینترنت بین‌الملل، سیستم پخش آنلاین اپیزودها جایگزین مکانیسم پخش آفلاین شد. افتخار ماست که در هر شرایطی، همراه لحظات شما هستیم | کارنامه ۸۸ روزه پادکست راوکده

فرار ابوالحسن بنی‌صدر؛ سقوط نخستین رئیس‌جمهور ایران

ابوالحسن بنی‌صدر، اولین رئیس‌جمهور ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷، سرنوشتی پرتنش را تجربه کرد. او که در ابتدا به عنوان یک چهره انقلابی شناخته می‌شد، در مدت کوتاهی با نهادهای قدرت به تقابل پرداخت و در نهایت از فرماندهی کل نیروهای مسلح عزل شد. پس از اعلام عدم کفایت سیاسی، او همراه با مسعود رجوی از کشور گریخت. این مقاله با بررسی زمینه‌های تاریخی، فرآیند سقوط بنی‌صدر و چگونگی فرار او، تصویری جامع از این رویداد ارائه می‌دهد.

 

بنی‌صدر؛ از انقلاب تا ریاست‌جمهوری

ابوالحسن بنی‌صدر که در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ همراه امام خمینی به ایران بازگشت، در ابتدا چهره‌ای کمتر شناخته‌شده بود. او فارغ‌التحصیل رشته علوم اقتصادی از دانشگاه پاریس بود و سال‌ها در خارج از کشور به فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم پهلوی می‌پرداخت. پس از انقلاب، با ورود به شورای انقلاب و سخنرانی‌های عمومی، خود را به عنوان یک روشنفکر حامی انقلاب مطرح کرد.

در اولین انتخابات ریاست‌جمهوری که در ۵ بهمن ۱۳۵۸ برگزار شد، بنی‌صدر توانست با کسب حدود ۱۱ میلیون رأی، سایر نامزدها از جمله محمدحسن آیت، صادق قطب‌زاده، دریادار مدنی، داریوش فروهر و حسن حبیبی را شکست دهد و به عنوان نخستین رئیس‌جمهور ایران انتخاب شود. دوران ریاست‌جمهوری او اما با اختلافات و تنش‌های بسیاری همراه بود که در نهایت به سقوط او منجر شد.

 

تشدید اختلافات و برکناری از فرماندهی کل قوا

دوران ۱۷ ماهه ریاست‌جمهوری بنی‌صدر با تنش‌های سیاسی شدید همراه شد. او با حمایت از گروه‌های مخالف نظام و ایستادگی در برابر مصوبات مجلس، قوه قضائیه و شورای نگهبان، به تدریج منزوی شد. اختلافات او با جناح‌های انقلابی به ویژه حزب جمهوری اسلامی، نیروهای سپاه پاسداران و سازمان‌های انقلابی، موجب شد که موقعیت او بیش از پیش متزلزل شود.

او در دفتر ریاست‌جمهوری خود گروهی از تحصیلکردگان غرب‌گرا را گرد هم آورد که بسیاری از آن‌ها وابسته به جریان‌های مخالف انقلاب بودند. همچنین دفتر هماهنگی مردم با رئیس‌جمهور که تحت نظارت بنی‌صدر اداره می‌شد، به مرکزی برای تحریک مردم علیه نهادهای انقلابی تبدیل شد. این مسائل، همراه با ناکارآمدی او در مدیریت جنگ ایران و عراق و حمایت آشکارش از سازمان مجاهدین خلق، سرانجام منجر به برکناری او از فرماندهی کل قوا شد.

در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰، امام خمینی طی حکمی، بنی‌صدر را از مقام فرماندهی کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران عزل کرد. این تصمیم گام نخست در مسیر حذف او از قدرت بود.

 

تصویب عدم کفایت سیاسی و برکناری از ریاست‌جمهوری

ده روز پس از عزل از فرماندهی کل قوا، مجلس شورای اسلامی لایحه عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر را به تصویب رساند. هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس، نتایج این رأی‌گیری را به اطلاع امام خمینی رساند و ایشان نیز در اول تیر ۱۳۶۰ حکم برکناری بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری را صادر کردند. این تصمیم به معنای پایان رسمی دوران پرتنش ریاست‌جمهوری بنی‌صدر بود.

 

زندگی مخفیانه و نقشه فرار

پس از برکناری، بنی‌صدر مدتی در خفا زندگی کرد و به مدت پنج هفته در مکان‌های مختلف پنهان شد. در این مدت، او با سازمان مجاهدین خلق ارتباط برقرار کرد و نقشه خروج مخفیانه از کشور را طراحی نمود. مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین، که خود نیز تحت تعقیب بود، بنی‌صدر را در این مسیر همراهی کرد.

در روز ۷ مرداد ۱۳۶۰، بنی‌صدر و رجوی با تغییر چهره و لباس، مخفیانه وارد فرودگاه مهرآباد شدند. او که لباس زنانه به تن داشت، با یک خودروی وانت به هواپیمای خروجی منتقل شد. این هواپیما که توسط سرهنگ بهزاد معزی، خلبان مخصوص شاه، هدایت می‌شد، بنی‌صدر را از ایران خارج کرد.

 

ورود به فرانسه و زندگی در تبعید

هواپیمای حامل بنی‌صدر و رجوی ابتدا به ترکیه رفت و سپس به فرانسه رسید. دولت فرانسه پس از بررسی وضعیت سیاسی او، به وی پناهندگی اعطا کرد، مشروط بر اینکه از فعالیت‌های سیاسی در خاک فرانسه خودداری کند. با این حال، بنی‌صدر همچنان به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه داد و با تشکیل «شورای ملی مقاومت»، به همکاری با گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی پرداخت.

 

پیامدهای فرار بنی‌صدر

فرار بنی‌صدر پیامدهای مهمی در فضای سیاسی ایران داشت:

  • انسجام نیروهای انقلابی: پس از خروج بنی‌صدر، جناح‌های انقلابی متحدتر شدند و ساختار حکومت تثبیت شد.
  • افزایش درگیری‌های داخلی: سازمان مجاهدین خلق با حمایت بنی‌صدر، فاز مسلحانه خود را آغاز کرد که منجر به انفجارها و ترورهای گسترده‌ای در ایران شد.
  • کاهش اعتبار اپوزیسیون: حمایت بنی‌صدر از گروه‌هایی مانند مجاهدین خلق، موجب شد که اپوزیسیون مشروعیت خود را در بین مردم از دست بدهد.
  • افزایش حساسیت‌های بین‌المللی نسبت به ایران: فرار بنی‌صدر و اقدامات او در خارج از کشور، موجب شد که دولت‌های غربی نگاه محتاطانه‌تری به تحولات داخلی ایران داشته باشند.

 

سرنوشت بنی‌صدر

بنی‌صدر تا پایان عمر خود در تبعید زندگی کرد و در ۱۸ مهر ۱۴۰۰ در سن ۸۸ سالگی در فرانسه درگذشت. او از یک چهره انقلابی به یک مخالف تبعیدی تبدیل شد و نتوانست به کشور بازگردد. میراث سیاسی او همچنان مورد بحث است و سرگذشت او یکی از فرازهای مهم تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود.

 

دعوت به شنیدن اپیزود سریالی «نخستین تبعید»

برای درک عمیق‌تر از سرنوشت بنی‌صدر و چگونگی فرارش از ایران، شما را دعوت می‌کنیم تا اپیزود سریالی «نخستین تبعید» را از راوکده بشنوید. این برنامه با ارائه روایتی دقیق و مستند، پرده از وقایع مهم آن دوران برمی‌دارد و دیدگاه‌های جدیدی درباره تاریخ معاصر ایران ارائه می‌دهد. همچنین از فروردین ۱۴۰۵، بخشی از ویدئوکست‌های ما، در کانال آپارات راوکده هم منتشر می‌شود!

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

2 + شش =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

زندگی حاج علی رزم آرا از همان آغاز، شبیه زندگی یک سیاستمدار کلاسیک نبود؛ او در سال ۱۲۸۰ خورشیدی در تهران به دنیا آمد و از دل یک خانواده نظامی بیرون آمد. پدرش، سرهنگ محمدخان رزم‌آرا، افسر توپخانه و رئیس مدرسه صاحب‌منصبان بود و برخی منابع او را وابسته به شبکه‌ای از خانواده‌های قدیم نظامی و دیوانی اواخر قاجار می‌دانند. این پیشینه باعث شد مسیر او از خیلی زود به ارتش و انضباط نظامی گره بخورد، نه به بازار و نه به دستگاه دیوانی متعارف. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در مدارس آلیانس، اقدسیه و دارالفنون گذراند و در هفده‌سالگی وارد مدرسه نظام شد. سپس برای فراگیری آموزش نوین نظامی به فرانسه رفت و دوره آکادمی نظامی سن‌سیر را گذراند؛ بریتانیکا زمان فراغت او از سن‌سیر را ۱۹۲۵ ثبت کرده است. همین آموزش اروپایی، از رزم‌آرا یک افسر صرفاً میدانی نساخت؛ بلکه او را به چهره‌ای تبدیل کرد که هم نظم ارتش مدرن را می‌شناخت و هم به برنامه‌ریزی، نقشه، سازمان و دانش نظامی به‌مثابه «علم» نگاه می‌کرد. پس از بازگشت به ایران، او در کارزارهای تثبیت اقتدار دولت مرکزی در مناطق مختلف، از جمله کردستان، لارستان و لرستان، نقش گرفت. سپس به مدیریت دانشکده افسری تهران رسید و در سال ۱۳۱۷ خورشیدی مدیر دانشکده صاحب‌منصبان تهران شد. در این دوره، چهره‌ای از او ساخته شد که بعدها در سراسر عمر سیاسی‌اش باقی ماند: افسر درس‌خوانده، سخت‌گیر، بلندپرواز و معتقد به تمرکز قدرت دولتی. برای هوادارانش، این ویژگی‌ها نشانه کارآمدی بود؛ برای منتقدانش، نشانه تمایل به اقتدارگرایی. یکی از وجوه کمتر دیده‌شده زندگی حاج علی رزم آرا، علاقه و فعالیت جدی او در جغرافیای نظامی بود. او در تهران مأمور تشکیل دایره جغرافیایی ارتش شد، در دانشگاه جنگ تاکتیک، نقشه‌خوانی و جغرافیای نظامی تدریس کرد و آثاری با نام او در حوزه «جغرافیای نظامی ایران» ثبت شد. در فهرست‌های کتابشناختی نیز «فرهنگ جغرافیایی ایران» به‌عنوان مجموعه‌ای که توسط دایره جغرافیایی ستاد ارتش و زیر نظر سپهبد علی رزم‌آرا در سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ سامان یافته، ثبت شده است. همین کارنامه فکری باعث شده است بخشی از تصویر تاریخی او صرفاً به «نخست‌وزیر مخالف ملی شدن نفت» تقلیل پیدا نکند و به‌عنوان یک افسر-تکنوکرات نیز محل توجه باشد. 
ارتباط، شاهرگ حیاتی تولید محتواست، اما برای ما در «راوکده»، این پیوند فراتر از اعداد و ارقام، یک تعهد انسانی است. در این ۸۸ روز که دسترسی به اینترنت بین‌الملل قطع و پل‌های ارتباطی معمول فروریخت، روزهای سختی بر همه ما گذشت. ما این ایام را با قلبی سنگین از وقایع اخیر، سایه جنگ و سوگ هم‌وطنان عزیزمان سپری کردیم؛ عزیزانی که هر کدام قصه‌ای ناتمام بودند.در میان این اندوه و سکوت، باور داشتیم که «آگاهی» و «روایت»، تنها دارایی ما برای دوام آوردن است. قصه‌ها نباید ناتمام می‌ماندند، چرا که قصه، تنها ریسمان اتصال ما به حقیقت و تاریخ است. در این گزارش، نگاهی می‌اندازیم به آنچه در این ۸۸ روز بر خانواده راوکده گذشت و چطور تلاش کردیم با تکیه بر زیرساخت‌های بومی، چراغ پادکست و مجله را روشن نگه داریم.
عباس زریباف از آن نام‌هایی است که اگرچه در حافظه عمومی جامعه چندان شناخته‌شده نیست، اما در تاریخ امنیتی دهه ۶۰ ایران، جایگاهی بحث‌برانگیز دارد. او در برخی روایت‌های منتشرشده، به‌عنوان یکی از نفوذی‌های سازمان مجاهدین خلق در اطلاعات سپاه پاسداران معرفی می‌شود؛ فردی که توانست تا درون ساختارهای حساس اطلاعاتی راه پیدا کند و از درون، بر روند برخی رخدادهای مهم اثر بگذارد.
```