فرار ابوالحسن بنی‌صدر؛ سقوط نخستین رئیس‌جمهور ایران

ابوالحسن بنی‌صدر، اولین رئیس‌جمهور ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷، سرنوشتی پرتنش را تجربه کرد. او که در ابتدا به عنوان یک چهره انقلابی شناخته می‌شد، در مدت کوتاهی با نهادهای قدرت به تقابل پرداخت و در نهایت از فرماندهی کل نیروهای مسلح عزل شد. پس از اعلام عدم کفایت سیاسی، او همراه با مسعود رجوی از کشور گریخت. این مقاله با بررسی زمینه‌های تاریخی، فرآیند سقوط بنی‌صدر و چگونگی فرار او، تصویری جامع از این رویداد ارائه می‌دهد.

 

بنی‌صدر؛ از انقلاب تا ریاست‌جمهوری

ابوالحسن بنی‌صدر که در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ همراه امام خمینی به ایران بازگشت، در ابتدا چهره‌ای کمتر شناخته‌شده بود. او فارغ‌التحصیل رشته علوم اقتصادی از دانشگاه پاریس بود و سال‌ها در خارج از کشور به فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم پهلوی می‌پرداخت. پس از انقلاب، با ورود به شورای انقلاب و سخنرانی‌های عمومی، خود را به عنوان یک روشنفکر حامی انقلاب مطرح کرد.

در اولین انتخابات ریاست‌جمهوری که در ۵ بهمن ۱۳۵۸ برگزار شد، بنی‌صدر توانست با کسب حدود ۱۱ میلیون رأی، سایر نامزدها از جمله محمدحسن آیت، صادق قطب‌زاده، دریادار مدنی، داریوش فروهر و حسن حبیبی را شکست دهد و به عنوان نخستین رئیس‌جمهور ایران انتخاب شود. دوران ریاست‌جمهوری او اما با اختلافات و تنش‌های بسیاری همراه بود که در نهایت به سقوط او منجر شد.

 

تشدید اختلافات و برکناری از فرماندهی کل قوا

دوران ۱۷ ماهه ریاست‌جمهوری بنی‌صدر با تنش‌های سیاسی شدید همراه شد. او با حمایت از گروه‌های مخالف نظام و ایستادگی در برابر مصوبات مجلس، قوه قضائیه و شورای نگهبان، به تدریج منزوی شد. اختلافات او با جناح‌های انقلابی به ویژه حزب جمهوری اسلامی، نیروهای سپاه پاسداران و سازمان‌های انقلابی، موجب شد که موقعیت او بیش از پیش متزلزل شود.

او در دفتر ریاست‌جمهوری خود گروهی از تحصیلکردگان غرب‌گرا را گرد هم آورد که بسیاری از آن‌ها وابسته به جریان‌های مخالف انقلاب بودند. همچنین دفتر هماهنگی مردم با رئیس‌جمهور که تحت نظارت بنی‌صدر اداره می‌شد، به مرکزی برای تحریک مردم علیه نهادهای انقلابی تبدیل شد. این مسائل، همراه با ناکارآمدی او در مدیریت جنگ ایران و عراق و حمایت آشکارش از سازمان مجاهدین خلق، سرانجام منجر به برکناری او از فرماندهی کل قوا شد.

در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰، امام خمینی طی حکمی، بنی‌صدر را از مقام فرماندهی کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران عزل کرد. این تصمیم گام نخست در مسیر حذف او از قدرت بود.

 

تصویب عدم کفایت سیاسی و برکناری از ریاست‌جمهوری

ده روز پس از عزل از فرماندهی کل قوا، مجلس شورای اسلامی لایحه عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر را به تصویب رساند. هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس، نتایج این رأی‌گیری را به اطلاع امام خمینی رساند و ایشان نیز در اول تیر ۱۳۶۰ حکم برکناری بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری را صادر کردند. این تصمیم به معنای پایان رسمی دوران پرتنش ریاست‌جمهوری بنی‌صدر بود.

 

زندگی مخفیانه و نقشه فرار

پس از برکناری، بنی‌صدر مدتی در خفا زندگی کرد و به مدت پنج هفته در مکان‌های مختلف پنهان شد. در این مدت، او با سازمان مجاهدین خلق ارتباط برقرار کرد و نقشه خروج مخفیانه از کشور را طراحی نمود. مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین، که خود نیز تحت تعقیب بود، بنی‌صدر را در این مسیر همراهی کرد.

در روز ۷ مرداد ۱۳۶۰، بنی‌صدر و رجوی با تغییر چهره و لباس، مخفیانه وارد فرودگاه مهرآباد شدند. او که لباس زنانه به تن داشت، با یک خودروی وانت به هواپیمای خروجی منتقل شد. این هواپیما که توسط سرهنگ بهزاد معزی، خلبان مخصوص شاه، هدایت می‌شد، بنی‌صدر را از ایران خارج کرد.

 

ورود به فرانسه و زندگی در تبعید

هواپیمای حامل بنی‌صدر و رجوی ابتدا به ترکیه رفت و سپس به فرانسه رسید. دولت فرانسه پس از بررسی وضعیت سیاسی او، به وی پناهندگی اعطا کرد، مشروط بر اینکه از فعالیت‌های سیاسی در خاک فرانسه خودداری کند. با این حال، بنی‌صدر همچنان به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه داد و با تشکیل «شورای ملی مقاومت»، به همکاری با گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی پرداخت.

 

پیامدهای فرار بنی‌صدر

فرار بنی‌صدر پیامدهای مهمی در فضای سیاسی ایران داشت:

  • انسجام نیروهای انقلابی: پس از خروج بنی‌صدر، جناح‌های انقلابی متحدتر شدند و ساختار حکومت تثبیت شد.
  • افزایش درگیری‌های داخلی: سازمان مجاهدین خلق با حمایت بنی‌صدر، فاز مسلحانه خود را آغاز کرد که منجر به انفجارها و ترورهای گسترده‌ای در ایران شد.
  • کاهش اعتبار اپوزیسیون: حمایت بنی‌صدر از گروه‌هایی مانند مجاهدین خلق، موجب شد که اپوزیسیون مشروعیت خود را در بین مردم از دست بدهد.
  • افزایش حساسیت‌های بین‌المللی نسبت به ایران: فرار بنی‌صدر و اقدامات او در خارج از کشور، موجب شد که دولت‌های غربی نگاه محتاطانه‌تری به تحولات داخلی ایران داشته باشند.

 

سرنوشت بنی‌صدر

بنی‌صدر تا پایان عمر خود در تبعید زندگی کرد و در ۱۸ مهر ۱۴۰۰ در سن ۸۸ سالگی در فرانسه درگذشت. او از یک چهره انقلابی به یک مخالف تبعیدی تبدیل شد و نتوانست به کشور بازگردد. میراث سیاسی او همچنان مورد بحث است و سرگذشت او یکی از فرازهای مهم تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود.

 

دعوت به شنیدن اپیزود سریالی «نخستین تبعید»

برای درک عمیق‌تر از سرنوشت بنی‌صدر و چگونگی فرارش از ایران، شما را دعوت می‌کنیم تا اپیزود سریالی «نخستین تبعید» را از راوکده بشنوید. این برنامه با ارائه روایتی دقیق و مستند، پرده از وقایع مهم آن دوران برمی‌دارد و دیدگاه‌های جدیدی درباره تاریخ معاصر ایران ارائه می‌دهد. همچنین از فروردین ۱۴۰۵، بخشی از ویدئوکست‌های ما، در کانال آپارات راوکده هم منتشر می‌شود!

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

چهار × چهار =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

ستارخان از آن شخصیت‌های تاریخ ایران است که فاصله میان «انسان واقعی» و «قهرمان حافظه جمعی» درباره او بسیار کم شده است. نامش با انقلاب مشروطه، مقاومت تبریز، محله امیرخیز، باقرخان، محاصره شهر و در نهایت واقعه باغ اتابک گره خورده؛ اما هرچه از تصویر مشهور سردار ملی فاصله بگیریم و به منابع تاریخی نزدیک‌تر شویم، با زندگی پیچیده‌تری روبه‌رو می‌شویم: مردی بدون تحصیلات رسمی، برخاسته از فضای لوطی‌گری تبریز، دارای سابقه درگیری با حکومت و زندان، مدتی در خدمت دستگاه همان حکومتی که بعدها با آن جنگید، و سرانجام فرمانده‌ای که به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های انقلاب مشروطه تبدیل شد. پژوهشگران دانشگاهی نیز تأکید کرده‌اند که ستارخان در روایت‌های مختلف، از «قهرمان ملی» تا «یاغی و راهزن» تصویر شده و همین دوگانگی بخشی از مسئله تاریخی اوست.
در ساده‌ترین تعریف، ویدئوکست یا Videocast یک پادکست دارای محتوای ویدیویی است. اصطلاح‌های «ویدئوکست»، «ویدیوکست»، «ویدیو پادکست»، «پادکست ویدیویی» و «پادکست تصویری» در کاربرد امروزی معمولاً به مفهومی نزدیک به یکدیگر اشاره می‌کنند: محتوایی اپیزودیک که علاوه بر صدا، تصویر متحرک نیز دارد.ویدئوکست ممکن است بسیار ساده یا کاملاً سینمایی باشد. ساده‌ترین شکل آن می‌تواند تصویر ثابت یا تصویربرداری یک دوربین از راوی باشد. در شکل حرفه‌ای‌تر، چند دوربین، نورپردازی، تدوین چندلایه، تصاویر آرشیوی، نقشه، نمودار، موشن‌گرافیک، زیرنویس و عناصر بصری به روایت اضافه می‌شوند.بنابراین ویدئوکست لزوماً به معنای «دو نفر پشت میز با میکروفون» نیست. یک ویدئوکست تاریخی، برای مثال، می‌تواند راوی را در مقابل دوربین نشان دهد و هم‌زمان عکس‌های تاریخی، نقشه، اسناد، تصاویر مکان‌ها و خط زمانی رویدادها را به نمایش بگذارد. در چنین قالبی تصویر فقط تزئین نیست؛ خودش بخشی از روایت است.
فریدریش نیچه در ۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ در روکن، در قلمرو پروس آن روزگار، متولد شد. بنابراین ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ صدوهشتادودومین سالروز تولد اوست. نام کاملش فریدریش ویلهلم نیچه بود و برخلاف تصویری که بعدها از او به‌عنوان یکی از رادیکال‌ترین منتقدان سنت‌های فکری اروپا ساخته شد، در خانواده‌ای عمیقاً مذهبی رشد کرد. پدرش، کارل لودویگ نیچه، کشیش لوتری بود و در میان بستگان نزدیک او نیز روحانیون پروتستان حضور داشتند.زندگی او خیلی زود با مرگ گره خورد. پدر نیچه در سال ۱۸۴۹، هنگامی که فریدریش هنوز پنج‌ساله نشده بود، بر اثر بیماری مغزی درگذشت. چند ماه بعد نیز برادر خردسالش، لودویگ یوزف، از دنیا رفت. خانواده پس از این اتفاق‌ها به ناومبورگ نقل مکان کردند و نیچه در محیطی عمدتاً زنانه، در کنار مادر، خواهر، مادربزرگ و عمه‌هایش بزرگ شد.
```