همراهان گرامی، با پایداری مجدد اینترنت بین‌الملل، سیستم پخش آنلاین اپیزودها جایگزین مکانیسم پخش آفلاین شد. افتخار ماست که در هر شرایطی، همراه لحظات شما هستیم | کارنامه ۸۸ روزه پادکست راوکده

آیا سقوط بشار اسد یک اتفاق ناگهانی بود یا نتیجه زنجیره‌ای از رویدادها؟

سقوط بشار اسد: دومینویی که از هفتم اکتبر آغاز شد

سقوط حکومت بشار اسد در سال ۱۴۰۳، به‌عنوان یکی از غافلگیرکننده‌ترین رویدادهای خاورمیانه، تاریخ را تکان داد و دنیای سیاست را وارد فصلی تازه کرد. حکومتی که سال‌ها با حمایت‌های خارجی، بهره‌گیری از پیچیدگی‌های منطقه‌ای، و اتکا به نیروهای متحد در داخل و خارج، دوام آورده بود، حالا جای خود را به ساختاری جدید داده است. اما آیا این سقوط ناگهانی بود؟ یا اینکه باید آن را نتیجه زنجیره‌ای از رویدادهایی دانست که با یک جرقه آغاز شد؟

 

اثر پروانه‌ای: داستانی آشنا در سیاست جهانی

نظریه “اثر پروانه‌ای” که نخستین بار توسط ادوارد لورنز، ریاضی‌دان آمریکایی، مطرح شد، معتقد است که تغییرات کوچک می‌توانند پیامدهای بزرگی به همراه داشته باشند. مانند پروانه‌ای که در یک سوی جهان بال می‌زند و در سوی دیگر، طوفانی عظیم ایجاد می‌شود. به گفته برخی تحلیل‌گران، آنچه در سوریه رخ داد، دقیقاً نمونه‌ای از این نظریه است.

حمله هفتم اکتبر، که توسط گروه حماس به اسرائیل انجام شد، شاید همان بال‌زدن پروانه‌ای بود که موجی از تغییرات زنجیره‌ای را در منطقه ایجاد کرد. هدف اولیه این حمله، تقویت محور مقاومت و فشار بر اسرائیل بود. اما پیامدهای غیرمنتظره آن، به‌سرعت دامنه‌ای گسترده‌تر یافت و سقوط حکومت اسد را تسریع کرد.

 

سقوط حکومت بشار اسد: فرآیندی تدریجی یا انفجاری؟

بشار اسد، که از زمان آغاز جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱ با چالش‌های بی‌پایان مواجه بود، حکومتی را مدیریت می‌کرد که همواره از تناقضات منطقه‌ای و بین‌المللی برای بقای خود بهره می‌برد. او با حمایت دو قدرت بزرگ، یعنی ایران و روسیه، موفق شده بود بر بسیاری از بحران‌ها غلبه کند. اما این بار شرایط فرق می‌کرد.

 

دلایل داخلی سقوط اسد

  1. بحران اقتصادی: اقتصاد سوریه، که سال‌ها زیر فشار جنگ داخلی، تحریم‌ها، و فساد گسترده از نفس افتاده بود، دیگر توان پشتیبانی از ساختار حکومتی را نداشت. کاهش شدید حقوق سربازان و بحران معیشتی در میان شهروندان، به از بین رفتن اعتماد عمومی و تضعیف روحیه ارتش منجر شد.
  2. بحران مشروعیت: از دست رفتن حمایت مردمی در مناطقی که به‌طور موقت تحت کنترل حکومت بود، مزید بر علت شد. کاهش مشروعیت سیاسی و اجتماعی، پایه‌های قدرت اسد را متزلزل‌تر کرد.
  3. تجارت مواد مخدر: به‌رغم تلاش برای بقای اقتصادی، وارد شدن سوریه به تجارت غیرقانونی مواد مخدر، مانند قرص‌های کاپتاگون، تصویر حکومت را نزد جامعه بین‌المللی و حتی حامیان منطقه‌ای‌اش مخدوش کرد.

 

نقش عوامل خارجی

  1. درگیری روسیه در اوکراین: حضور نظامی روسیه در اوکراین و کاهش تمرکز این کشور بر سوریه، فضای بیشتری برای تحرک مخالفان اسد ایجاد کرد.
  2. حملات اسرائیل: حملات مداوم اسرائیل به نیروهای سپاه پاسداران و حزب‌الله در خاک سوریه، موقعیت نظامی اسد را تضعیف کرد.
  3. تضعیف ایران: اثرات روانی و عملیاتی حمله ۷ اکتبر و فشارهای بین‌المللی بر ایران، باعث کاهش توانایی این کشور در حمایت از اسد شد.

 

رویدادهای پس از سقوط

با سقوط اسد، سناریوهای مختلفی برای آینده سوریه مطرح شده است. احمد شرع، که زمانی از چهره‌های برجسته حکومت اسد بود، اکنون به‌عنوان یکی از رهبران دولت موقت معرفی شده است. اما این تغییرات چه تأثیری بر منطقه خواهند داشت؟

 

خاورمیانه در آستانه تغییر

  1. ایران و محور مقاومت: سقوط اسد ضربه‌ای جدی به محور مقاومت وارد کرد. مسیرهای تدارکاتی ایران به حزب‌الله در لبنان به‌شدت محدود شده است، و این تغییرات بر توازن قدرت در منطقه تأثیر می‌گذارد.
  2. اسرائیل و کشورهای عربی: اسرائیل سقوط اسد را یک پیروزی استراتژیک می‌داند. در عین حال، کشورهای عربی به دنبال بازتعریف نقش خود در سوریه هستند.
  3. نقش ترکیه: به نظر می‌رسد ترکیه از بزرگ‌ترین برندگان این تغییرات باشد. با باز شدن فضای سیاسی در سوریه، آنکارا ممکن است نقش بیشتری در بازسازی این کشور ایفا کند.

 

سرنوشت بشار اسد

اما سقوط اسد تنها بخشی از ماجراست. زندگی شخصی او، از یک پزشک آرام در لندن تا رهبری یکی از جنجالی‌ترین حکومت‌های خاورمیانه، پر از تناقض و تصمیمات سرنوشت‌ساز است. اگر می‌خواهید تصویری عمیق‌تر از زندگی بشار اسد و تحولاتی که او و کشورش را شکل دادند داشته باشید، اپیزود ویژه سراب ثبات از پادکست راوکده را از دست ندهید. این اپیزود نیمه دوم دی ماه ۱۴۰۳ به شکل عمومی و رایگان منتشر خواهد شد. همچنین از فروردین ۱۴۰۵، بخشی از ویدئوکست‌های ما، در کانال آپارات راوکده هم منتشر می‌شود!

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

هجده + نوزده =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

زندگی حاج علی رزم آرا از همان آغاز، شبیه زندگی یک سیاستمدار کلاسیک نبود؛ او در سال ۱۲۸۰ خورشیدی در تهران به دنیا آمد و از دل یک خانواده نظامی بیرون آمد. پدرش، سرهنگ محمدخان رزم‌آرا، افسر توپخانه و رئیس مدرسه صاحب‌منصبان بود و برخی منابع او را وابسته به شبکه‌ای از خانواده‌های قدیم نظامی و دیوانی اواخر قاجار می‌دانند. این پیشینه باعث شد مسیر او از خیلی زود به ارتش و انضباط نظامی گره بخورد، نه به بازار و نه به دستگاه دیوانی متعارف. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در مدارس آلیانس، اقدسیه و دارالفنون گذراند و در هفده‌سالگی وارد مدرسه نظام شد. سپس برای فراگیری آموزش نوین نظامی به فرانسه رفت و دوره آکادمی نظامی سن‌سیر را گذراند؛ بریتانیکا زمان فراغت او از سن‌سیر را ۱۹۲۵ ثبت کرده است. همین آموزش اروپایی، از رزم‌آرا یک افسر صرفاً میدانی نساخت؛ بلکه او را به چهره‌ای تبدیل کرد که هم نظم ارتش مدرن را می‌شناخت و هم به برنامه‌ریزی، نقشه، سازمان و دانش نظامی به‌مثابه «علم» نگاه می‌کرد. پس از بازگشت به ایران، او در کارزارهای تثبیت اقتدار دولت مرکزی در مناطق مختلف، از جمله کردستان، لارستان و لرستان، نقش گرفت. سپس به مدیریت دانشکده افسری تهران رسید و در سال ۱۳۱۷ خورشیدی مدیر دانشکده صاحب‌منصبان تهران شد. در این دوره، چهره‌ای از او ساخته شد که بعدها در سراسر عمر سیاسی‌اش باقی ماند: افسر درس‌خوانده، سخت‌گیر، بلندپرواز و معتقد به تمرکز قدرت دولتی. برای هوادارانش، این ویژگی‌ها نشانه کارآمدی بود؛ برای منتقدانش، نشانه تمایل به اقتدارگرایی. یکی از وجوه کمتر دیده‌شده زندگی حاج علی رزم آرا، علاقه و فعالیت جدی او در جغرافیای نظامی بود. او در تهران مأمور تشکیل دایره جغرافیایی ارتش شد، در دانشگاه جنگ تاکتیک، نقشه‌خوانی و جغرافیای نظامی تدریس کرد و آثاری با نام او در حوزه «جغرافیای نظامی ایران» ثبت شد. در فهرست‌های کتابشناختی نیز «فرهنگ جغرافیایی ایران» به‌عنوان مجموعه‌ای که توسط دایره جغرافیایی ستاد ارتش و زیر نظر سپهبد علی رزم‌آرا در سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ سامان یافته، ثبت شده است. همین کارنامه فکری باعث شده است بخشی از تصویر تاریخی او صرفاً به «نخست‌وزیر مخالف ملی شدن نفت» تقلیل پیدا نکند و به‌عنوان یک افسر-تکنوکرات نیز محل توجه باشد. 
ارتباط، شاهرگ حیاتی تولید محتواست، اما برای ما در «راوکده»، این پیوند فراتر از اعداد و ارقام، یک تعهد انسانی است. در این ۸۸ روز که دسترسی به اینترنت بین‌الملل قطع و پل‌های ارتباطی معمول فروریخت، روزهای سختی بر همه ما گذشت. ما این ایام را با قلبی سنگین از وقایع اخیر، سایه جنگ و سوگ هم‌وطنان عزیزمان سپری کردیم؛ عزیزانی که هر کدام قصه‌ای ناتمام بودند.در میان این اندوه و سکوت، باور داشتیم که «آگاهی» و «روایت»، تنها دارایی ما برای دوام آوردن است. قصه‌ها نباید ناتمام می‌ماندند، چرا که قصه، تنها ریسمان اتصال ما به حقیقت و تاریخ است. در این گزارش، نگاهی می‌اندازیم به آنچه در این ۸۸ روز بر خانواده راوکده گذشت و چطور تلاش کردیم با تکیه بر زیرساخت‌های بومی، چراغ پادکست و مجله را روشن نگه داریم.
عباس زریباف از آن نام‌هایی است که اگرچه در حافظه عمومی جامعه چندان شناخته‌شده نیست، اما در تاریخ امنیتی دهه ۶۰ ایران، جایگاهی بحث‌برانگیز دارد. او در برخی روایت‌های منتشرشده، به‌عنوان یکی از نفوذی‌های سازمان مجاهدین خلق در اطلاعات سپاه پاسداران معرفی می‌شود؛ فردی که توانست تا درون ساختارهای حساس اطلاعاتی راه پیدا کند و از درون، بر روند برخی رخدادهای مهم اثر بگذارد.
```