آیا سقوط بشار اسد یک اتفاق ناگهانی بود یا نتیجه زنجیره‌ای از رویدادها؟

سقوط بشار اسد: دومینویی که از هفتم اکتبر آغاز شد

سقوط حکومت بشار اسد در سال ۱۴۰۳، به‌عنوان یکی از غافلگیرکننده‌ترین رویدادهای خاورمیانه، تاریخ را تکان داد و دنیای سیاست را وارد فصلی تازه کرد. حکومتی که سال‌ها با حمایت‌های خارجی، بهره‌گیری از پیچیدگی‌های منطقه‌ای، و اتکا به نیروهای متحد در داخل و خارج، دوام آورده بود، حالا جای خود را به ساختاری جدید داده است. اما آیا این سقوط ناگهانی بود؟ یا اینکه باید آن را نتیجه زنجیره‌ای از رویدادهایی دانست که با یک جرقه آغاز شد؟

 

اثر پروانه‌ای: داستانی آشنا در سیاست جهانی

نظریه “اثر پروانه‌ای” که نخستین بار توسط ادوارد لورنز، ریاضی‌دان آمریکایی، مطرح شد، معتقد است که تغییرات کوچک می‌توانند پیامدهای بزرگی به همراه داشته باشند. مانند پروانه‌ای که در یک سوی جهان بال می‌زند و در سوی دیگر، طوفانی عظیم ایجاد می‌شود. به گفته برخی تحلیل‌گران، آنچه در سوریه رخ داد، دقیقاً نمونه‌ای از این نظریه است.

حمله هفتم اکتبر، که توسط گروه حماس به اسرائیل انجام شد، شاید همان بال‌زدن پروانه‌ای بود که موجی از تغییرات زنجیره‌ای را در منطقه ایجاد کرد. هدف اولیه این حمله، تقویت محور مقاومت و فشار بر اسرائیل بود. اما پیامدهای غیرمنتظره آن، به‌سرعت دامنه‌ای گسترده‌تر یافت و سقوط حکومت اسد را تسریع کرد.

 

سقوط حکومت بشار اسد: فرآیندی تدریجی یا انفجاری؟

بشار اسد، که از زمان آغاز جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱ با چالش‌های بی‌پایان مواجه بود، حکومتی را مدیریت می‌کرد که همواره از تناقضات منطقه‌ای و بین‌المللی برای بقای خود بهره می‌برد. او با حمایت دو قدرت بزرگ، یعنی ایران و روسیه، موفق شده بود بر بسیاری از بحران‌ها غلبه کند. اما این بار شرایط فرق می‌کرد.

 

دلایل داخلی سقوط اسد

  1. بحران اقتصادی: اقتصاد سوریه، که سال‌ها زیر فشار جنگ داخلی، تحریم‌ها، و فساد گسترده از نفس افتاده بود، دیگر توان پشتیبانی از ساختار حکومتی را نداشت. کاهش شدید حقوق سربازان و بحران معیشتی در میان شهروندان، به از بین رفتن اعتماد عمومی و تضعیف روحیه ارتش منجر شد.
  2. بحران مشروعیت: از دست رفتن حمایت مردمی در مناطقی که به‌طور موقت تحت کنترل حکومت بود، مزید بر علت شد. کاهش مشروعیت سیاسی و اجتماعی، پایه‌های قدرت اسد را متزلزل‌تر کرد.
  3. تجارت مواد مخدر: به‌رغم تلاش برای بقای اقتصادی، وارد شدن سوریه به تجارت غیرقانونی مواد مخدر، مانند قرص‌های کاپتاگون، تصویر حکومت را نزد جامعه بین‌المللی و حتی حامیان منطقه‌ای‌اش مخدوش کرد.

 

نقش عوامل خارجی

  1. درگیری روسیه در اوکراین: حضور نظامی روسیه در اوکراین و کاهش تمرکز این کشور بر سوریه، فضای بیشتری برای تحرک مخالفان اسد ایجاد کرد.
  2. حملات اسرائیل: حملات مداوم اسرائیل به نیروهای سپاه پاسداران و حزب‌الله در خاک سوریه، موقعیت نظامی اسد را تضعیف کرد.
  3. تضعیف ایران: اثرات روانی و عملیاتی حمله ۷ اکتبر و فشارهای بین‌المللی بر ایران، باعث کاهش توانایی این کشور در حمایت از اسد شد.

 

رویدادهای پس از سقوط

با سقوط اسد، سناریوهای مختلفی برای آینده سوریه مطرح شده است. احمد شرع، که زمانی از چهره‌های برجسته حکومت اسد بود، اکنون به‌عنوان یکی از رهبران دولت موقت معرفی شده است. اما این تغییرات چه تأثیری بر منطقه خواهند داشت؟

 

خاورمیانه در آستانه تغییر

  1. ایران و محور مقاومت: سقوط اسد ضربه‌ای جدی به محور مقاومت وارد کرد. مسیرهای تدارکاتی ایران به حزب‌الله در لبنان به‌شدت محدود شده است، و این تغییرات بر توازن قدرت در منطقه تأثیر می‌گذارد.
  2. اسرائیل و کشورهای عربی: اسرائیل سقوط اسد را یک پیروزی استراتژیک می‌داند. در عین حال، کشورهای عربی به دنبال بازتعریف نقش خود در سوریه هستند.
  3. نقش ترکیه: به نظر می‌رسد ترکیه از بزرگ‌ترین برندگان این تغییرات باشد. با باز شدن فضای سیاسی در سوریه، آنکارا ممکن است نقش بیشتری در بازسازی این کشور ایفا کند.

 

سرنوشت بشار اسد

اما سقوط اسد تنها بخشی از ماجراست. زندگی شخصی او، از یک پزشک آرام در لندن تا رهبری یکی از جنجالی‌ترین حکومت‌های خاورمیانه، پر از تناقض و تصمیمات سرنوشت‌ساز است. اگر می‌خواهید تصویری عمیق‌تر از زندگی بشار اسد و تحولاتی که او و کشورش را شکل دادند داشته باشید، اپیزود ویژه سراب ثبات از پادکست راوکده را از دست ندهید. این اپیزود نیمه دوم دی ماه ۱۴۰۳ به شکل عمومی و رایگان منتشر خواهد شد. همچنین از فروردین ۱۴۰۵، بخشی از ویدئوکست‌های ما، در کانال آپارات راوکده هم منتشر می‌شود!

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

یازده − 4 =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

وره دوم کارگاه انتقال تجربه ساخت پادکست و ویدئوکست راوکده به‌زودی برگزار خواهد شد؛ کارگاهی حضوری که تمرکز اصلی آن نه بر آموزش صرفاً تئوریک، بلکه بر انتقال تجربه‌های واقعی چند سال فعالیت در مسیر ساخت، تولید، انتشار و توسعه یک رسانه مستقل است.این دوره در ادامه تجربه برگزاری دوره نخست طراحی شده و قرار است این‌بار در تهران و اصفهان برگزار شود. زمان دقیق، محل برگزاری و جزئیات ثبت‌نام هر شهر به‌زودی از طریق وب‌سایت و شبکه‌های اجتماعی راوکده اعلام خواهد شد.
اشرف ربیعی یکی از شناخته‌شده‌ترین زنان مرتبط با سازمان مجاهدین خلق در سال‌های پیش و نخستین سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود؛ زنی که نامش هم به زندگی شخصی مسعود رجوی گره خورد و هم پس از مرگ، به بخشی از نمادسازی تشکیلاتی این سازمان تبدیل شد. با این حال، حتی درباره نخستین سطرهای زندگی‌نامه اشرف ربیعی اتفاق نظر کاملی وجود ندارد.برخی منابع، تولد او را در سال ۱۳۳۰ در زنجان ثبت کرده‌اند؛ در مقابل، منابع دیگری سال ۱۳۳۱ یا محل تولد تهران را ذکر می‌کنند. این اختلاف نمونه خوبی از مشکلی است که در پژوهش درباره زندگی اشرف ربیعی بارها تکرار می‌شود: منابع نزدیک به سازمان مجاهدین خلق، منابع رسمی جمهوری اسلامی، خاطرات اعضای سابق و منابع ثانویه، گاهی روایت‌هایی متفاوت از یک اتفاق واحد ارائه می‌کنند. آنچه توافق بیشتری درباره آن وجود دارد این است که ربیعی در اوایل دهه ۱۳۳۰ متولد شد و در دانشگاه صنعتی شریف، در رشته فیزیک یا مهندسی فیزیک تحصیل کرد. دانشگاه در اواخر دهه ۱۳۴۰ و اوایل دهه ۱۳۵۰ یکی از محیط‌های مهم فعالیت سیاسی جوانان ایرانی بود. سازمان مجاهدین خلق نیز که در سال ۱۳۴۴ تأسیس شده بود، در همین فضا از میان بخشی از دانشجویان و جوانان تحصیل‌کرده نیرو جذب می‌کرد. این سازمان در آغاز آمیزه‌ای از برداشت انقلابی از اسلام و مفاهیم متأثر از جریان‌های چپ ارائه می‌کرد و مبارزه مسلحانه علیه حکومت پهلوی را راهبرد خود می‌دانست. موج بازداشت‌های سال‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۵۱ بخش مهمی از تشکیلات آن را از بین برد، اما شبکه سازمان به فعالیت زیرزمینی ادامه داد. در همین دوره نام اشرف ربیعی نیز وارد تاریخ تشکیلاتی مجاهدین شد. درباره سال دقیق نخستین ارتباط او با سازمان اختلاف‌های جزئی وجود دارد، اما منابع مختلف این ارتباط را به اوایل دهه ۱۳۵۰ نسبت می‌دهند. او چند بار در دوره پهلوی بازداشت شد و فعالیت سیاسی‌اش به‌تدریج از فضای دانشجویی به زندگی مخفی و تشکیلاتی کشیده شد. در نتیجه، برای پاسخ به پرسش پرجست‌وجوی «اشرف ربیعی کیست؟» نمی‌توان او را فقط «همسر مسعود رجوی» معرفی کرد؛ سابقه سیاسی او چند سال پیش از ازدواج با رجوی آغاز شده بود. زندگی شخصی اشرف نیز از همان دوره با سیاست درآمیخت. او با علی‌اکبر نبوی نوری، از فعالان مذهبی مرتبط با فضای مجاهدین، ازدواج کرد. بنابراین تعبیر رایج «همسر اول مسعود رجوی» نباید با «نخستین همسر اشرف ربیعی» اشتباه گرفته شود؛ ربیعی پیش از رجوی همسر نبوی نوری بود. این ازدواج خیلی زود وارد یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ اولیه مجاهدین خلق شد. 
ویلیام بیل کوپر یا دقیق‌تر، میلتون ویلیام کوپر، نویسنده، گوینده رادیویی و یکی از مشهورترین چهره‌های فرهنگ تئوری توطئه در آمریکا بود؛ مردی که نامش امروز تقریباً در نقطه تلاقی یوفوها، دولت پنهان، ترور جان اف کندی، نظم نوین جهانی، رسانه‌های آلترناتیو و حتی تاریخ هیپ‌هاپ قرار گرفته است. او در سال ۱۹۴۳ متولد شد و در نوامبر ۲۰۰۱، تنها چند هفته پس از حملات یازده سپتامبر، در جریان عملیات نیروهای کلانتری شهرستان آپاچی در آریزونا هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.  مشهورترین اثر او کتاب Behold a Pale Horse است؛ عنوانی که می‌توان آن را «اینک اسب رنگ‌پریده» ترجمه کرد. کتاب در سال ۱۹۹۱ منتشر شد و مجموعه‌ای غیرمعمول از خاطرات شخصی، اسناد بازنشرشده، ادعاهای سیاسی، روایت‌های مربوط به یوفوها، ترور کندی، ساختارهای مخفی قدرت و متون قدیمی‌تر تئوری توطئه را کنار هم گذاشت. همین ترکیب باعث شد کتاب، هم در میان علاقه‌مندان یوفو و محافل ضدساختار محبوب شود و هم به هدف انتقاد شدید پژوهشگران و روزنامه‌نگاران تبدیل شود. 
```