اینستاگرام راوکده از ۱۰۰ هزار دنبال‌کننده گذشت؛ همراهی با قصه‌های واقعی!

اینستاگرام راوکده با همراهی مخاطبانش از مرز ۱۰۰ هزار دنبال‌کننده عبور کرد. برای ما که در پادکست فارسی راوکده سرگذشت آدم‌ها و رویدادهای ماندگار تاریخ را روایت می‌کنیم، این اتفاق فرصتی است برای تشکر از کسانی که روایت‌ها را شنیده‌اند، ویدئوها را دیده‌اند و راوکده را به دیگران معرفی کرده‌اند؛ همراهانی که بعضی از نخستین روزها کنارمان بوده‌اند و بعضی همین روزها به جمع ما رسیده‌اند.

پشت این عدد، مسیرهای آشنایی متفاوتی وجود دارد. کسی با تماشای یک روایت کوتاه تاریخی با راوکده آشنا شده، کسی نام یک شخصیت را جست‌وجو کرده و به یکی از ویدئوها رسیده و کسی هم لینک یک اپیزود را از دوستی گرفته است. ادامه همین آشنایی‌ها، جمعی را ساخته که امروز بیش از صد هزار نفر در اینستاگرام آن را دنبال می‌کنند.

از یک ویدئوی کوتاه تا شنیدن یک زندگی

گاهی چند ثانیه از یک روایت کافی است تا بخواهیم ماجرای کاملش را بدانیم. نامی که پیش‌تر فقط در کتاب درسی دیده‌ایم، در یک ویدئو به آدمی تبدیل می‌شود با تصمیم‌ها، روابط، اشتباه‌ها و سرنوشتی که هنوز درباره‌اش سؤال داریم.

در راوکده، همین کنجکاوی نقطه شروع بسیاری از روایت‌هاست. تلاش می‌کنیم سراغ جزئیاتی برویم که تصویر روشن‌تری از آدم‌ها و اتفاق‌ها به دست می‌دهند؛ اینکه یک تصمیم در چه شرایطی گرفته شده، چه کسانی در یک ماجرا نقش داشته‌اند و چرا درباره بعضی رویدادها، روایت‌های متفاوتی وجود دارد.

اینستاگرام فرصت آشنایی کوتاه‌تری با این قصه‌ها فراهم می‌کند. بعضی مخاطبان از همین‌جا به سراغ نسخه کامل یک پادکست تاریخی یا ویدئوکست می‌روند و بعضی نیز روایت‌های کوتاه را دنبال می‌کنند. هر دو شکل این همراهی برای ما ارزشمند است.

در اینستاگرام راوکده چه می‌بینید؟

صفحه اینستاگرام راوکده بخشی از دنیای پادکست و ویدئوکست راوکده است. در این صفحه، هم می‌توانید روایت‌های کوتاه را دنبال کنید و هم از انتشار قسمت‌های تازه و برنامه‌های راوکده باخبر شوید.

محتوای این صفحه شامل این بخش‌هاست:

  • روایت‌های کوتاه تاریخی: نگاهی به زندگی شخصیت‌ها، اتفاق‌های مهم و جزئیاتی که کمتر شنیده شده‌اند.
  • محتوای مکمل اپیزودها و ویدئوکست‌ها: مطالبی برای ادامه آشنایی با موضوع‌هایی که در راوکده روایت می‌شوند.
  • معرفی قسمت‌های تازه: خبر انتشار اپیزودهای صوتی و ویدئویی و راه‌های دسترسی به آن‌ها.
  • سفرها و تجربه‌ها: تصویرها و روایت‌هایی از سفر، ماجراجویی و دیدن مکان‌های تازه.
  • رویدادها و دورهمی‌ها: خبر برنامه‌هایی که فرصتی برای دیدار و گفت‌وگوی نزدیک‌تر با مخاطبان فراهم می‌کنند.

اگر به پادکست فارسی، زندگی‌نامه و روایت تاریخ علاقه دارید، این صفحه می‌تواند یکی از راه‌های آشنایی شما با محتوای راوکده باشد.

سهم شما در شنیده‌شدن پادکست راوکده

بخش مهمی از آشنایی مخاطبان تازه با راوکده، از معرفی شما شروع می‌شود؛ وقتی ویدئویی را برای کسی می‌فرستید که به موضوعش علاقه دارد، یک اپیزود را به دوستی پیشنهاد می‌کنید یا درباره روایتی که شنیده‌اید حرف می‌زنید.

دیدگاه‌ها و پیام‌های شما هم بخشی از این مسیر است. گاهی سؤالی که مطرح می‌کنید، نشان می‌دهد کدام بخش یک ماجرا به توضیح بیشتری نیاز دارد. گاهی نکته یا منبعی معرفی می‌کنید که ارزش بررسی دارد و گاهی از تجربه شنیدن یک قسمت می‌نویسید؛ تجربه‌ای که ما از پشت میکروفون امکان دیدنش را نداریم.

راوکده حاصل کار یک تیم است و رسیدن به این نقطه، برای همه ما معنای مشترکی دارد: روایت‌هایی که برای آماده‌کردنشان وقت گذاشته‌ایم، به دست آدم‌های بیشتری رسیده‌اند.

همراه راوکده بمانید

عبور از صد هزار دنبال‌کننده، بهانه‌ای است برای قدردانی از این همراهی و ادامه مسیری که با روایت قصه‌های واقعی آغاز شده است. همچنان در پادکست و ویدئوکست راوکده سراغ زندگی‌ها و رویدادهایی می‌رویم که شنیدنشان می‌تواند شناخت ما را از گذشته بیشتر کند.

اگر هنوز صفحه راوکده را دنبال نمی‌کنید، از طریق لینک زیر به جمع ما بپیوندید:

برای پیدا کردن قسمت‌های کامل نیز می‌توانید به آرشیو سایت راوکده سر بزنید یا نام «راوکده» را در پادگیرها و یوتیوب جست‌وجو کنید. ممنون که شنیدید، دیدید و راوکده را به دیگران معرفی کردید.

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

سه × 3 =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

زندگی و سرنوشت جبار باغچه‌بان از آن زندگی‌هایی است که اگر بخش‌هایی از آن را بدون نام شخصیت اصلی تعریف کنیم، بیشتر به یک رمان تاریخی شباهت دارد: کودکی در فضای سنتی قفقاز، ترک تحصیل، کار برای تأمین معاش، روزنامه‌نگاری و طنزنویسی، زندان، جنگ، مهاجرت، آموزگاری در شهری کوچک و سرانجام تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ آموزش کودکان و ناشنوایان در ایران. نام اصلی او میرزا جبار عسگرزاده بود. بنا بر اطلاعات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، او در ۱۹ اردیبهشت ۱۲۶۴ خورشیدی در ایروان، پایتخت امروزی ارمنستان، متولد شد. خانواده‌اش ریشه آذربایجانی و پیوند خانوادگی با تبریز داشتند. پدرش عسگر در ایروان به کارهایی مانند معماری و قنادی اشتغال داشت و جبار برخلاف بسیاری از چهره‌هایی که بعدها در حوزه فرهنگ و آموزش مشهور شدند، مسیر دانشگاهی یا تحصیلات رسمی طولانی نداشت. آموزش ابتدایی او بیشتر در فضای مکتب‌خانه شکل گرفت و در نوجوانی نیز برای کمک به معاش خانواده ناچار به ترک تحصیل شد. این نکته یکی از تناقض‌های جذاب زندگی باغچه‌بان است: مردی که خود از آموزش مدرن و دانشگاهی گسترده برخوردار نبود، بعدها بخش قابل‌توجهی از زندگی‌اش را صرف پیدا کردن روش‌های تازه برای آموزش دیگران کرد. در روایت‌های باقی‌مانده از زندگی او، علاقه‌اش به نقاشی، داستان، نمایش و مشاهده رفتار کودکان از همان سال‌های جوانی دیده می‌شود. بعدها همین گرایش‌ها به عناصر اصلی شیوه آموزشی او تبدیل شدند؛ یعنی آموزش فقط با کتاب و حفظ کردن نبود، بلکه تصویر، بازی، نمایش، شعر، قصه و کار عملی نیز باید وارد کلاس می‌شد. 
زندگی و سرنوشت نیچه از همان سال‌های نخست با فقدان، بیماری، آموزش سخت‌گیرانه و استعداد غیرمعمول گره خورد. فریدریش ویلهلم نیچه در ۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ در روکن، نزدیک لایپزیگ، در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش کشیش لوتری بود؛ واقعیتی که بعدها، با توجه به شهرت نیچه به‌عنوان یکی از تندترین منتقدان سنت دینی و اخلاقی اروپای مسیحی، به یکی از تناقض‌های مشهور زندگینامه او تبدیل شد.نیچه هنوز پنج سال نداشت که پدرش را از دست داد. مدت کوتاهی بعد برادر کوچکش نیز درگذشت و خانواده به ناومبورگ نقل مکان کرد. او در محیطی عمدتاً زنانه، در کنار مادر، خواهر، مادربزرگ و خویشاوندانش بزرگ شد. با این حال، تصویری که بعدها از نیچه به‌عنوان کودکی منزوی، تاریک و از ابتدا محکوم به جنون ساخته شد، بیش از اندازه ساده است. اسناد زندگی او از نوجوانی بسیار درس‌خوان، موسیقی‌دوست و علاقه‌مند به شعر، زبان و فرهنگ یونان باستان خبر می‌دهند.تحصیل در مدرسه معتبر شولپفورتا نقطه عطفی در زندگی نیچه بود. آموزش سخت زبان‌های کلاسیک او را به زبان‌شناسی تاریخی و متون یونانی کشاند. در دانشگاه بن ابتدا الهیات و زبان‌شناسی کلاسیک خواند، اما خیلی زود مسیرش را تغییر داد و در لایپزیگ به‌طور جدی وارد مطالعات کلاسیک شد.
جدایی بحرین از ایران یکی از آن موضوعاتی است که تقریباً هر بار مطرح می‌شود، چند سؤال جنجالی بلافاصله به دنبال آن می‌آید: آیا بحرین واقعاً بخشی از ایران بود؟ آیا محمدرضا پهلوی بحرین را «بخشید»؟ آیا در بحرین رفراندوم برگزار شد؟ آیا پهلوی دوم در مقابل چشم‌پوشی از بحرین، جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک را به دست آورد؟ و اساساً وقتی گفته می‌شود بحرین زمانی «استان چهاردهم ایران» بوده، دقیقاً از چه چیزی صحبت می‌کنیم؟پاسخ تاریخی به این سؤال‌ها بسیار پیچیده‌تر از روایت‌های یک‌خطی است.بحرین در طول تاریخ بخشی از فضای سیاسی، اقتصادی و انسانی خلیج فارس بوده و در دوره‌های مختلف تحت نفوذ یا حاکمیت قدرت‌های متفاوت قرار گرفته است. در نتیجه، نمی‌توان مفهوم امروزی «مرز ملی» و «استان» را بدون ملاحظه تفاوت ساختار حکومت‌ها به همه قرون گذشته تعمیم داد. پژوهش‌های دانشگاهی درباره تاریخ خلیج فارس نیز بر همین تغییرپذیری قدرت سیاسی، رقابت دولت‌ها و قبایل و نقش قدرت‌های خارجی تأکید دارند.با این حال، یک واقعیت مهم وجود دارد: از آغاز قرن هفدهم میلادی، بحرین برای دوره‌ای طولانی مستقیماً با حکومت ایران پیوند سیاسی داشت. پس از بیرون رانده شدن پرتغالی‌ها، نیروهای صفوی در سال ۱۶۰۲ بر بحرین مسلط شدند. اسناد تاریخی کتابخانه بریتانیا نیز دوره حکومت از جانب ایران بر بحرین را از ۱۶۰۲ ثبت کرده‌اند. پس از فراز و فرودهای قرن هجدهم، خاندان آل‌خلیفه در سال ۱۷۸۳ بحرین را از نیروهای وابسته به حاکم بوشهر گرفت و حکومت خاندان آل‌خلیفه از آن زمان در بحرین استمرار پیدا کرد.
```