عبدالله امیدوار از آن نامهایی است که هر بار دوباره جستوجو میشود، فقط یک «جهانگرد قدیمی» را به یاد نمیآورد؛ بلکه همزمان سه چیز را پیش چشم میگذارد: یک سفر دهساله با امکاناتی که امروز تقریبا باورنکردنی به نظر میرسد، یک آرشیو عظیم از تصویر و اشیای مردمنگارانه، و یک زندگی دوم در شیلی که او را از یک ماجراجوی ایرانی به یکی از چهرههای شناختهشده سینمای آن کشور تبدیل کرد. عبدالله امیدوار در ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۲، برابر با ۲۳ تیر ۱۴۰۱، در سانتیاگو درگذشت؛ اما نام او هنوز در جستوجوهای فارسی و غیرفارسی زنده است، چون داستانش فقط داستان سفر نیست؛ داستان ساختن یک «روایت ماندگار» از سفر است.
اهمیت عبدالله امیدوار دقیقا در همین نقطه است: او و برادرش عیسی، در میانه دهه ۱۳۳۰ خورشیدی، زمانی سفر خود را آغاز کردند که نه اینترنتی وجود داشت، نه جیپیاس، نه شبکههای اجتماعی، و نه حتی زیرساختی که امروز سفرهای طولانی را عادی جلوه میدهد. آنها سه سال برای این پروژه مطالعه کردند، سپس در سال ۱۳۳۳ با دو موتورسیکلت ماچلس ۵۰۰ سیسی راه افتادند و در نهایت طی ده سال به ۹۹ کشور در پنج قاره رسیدند. حاصل این سفر فقط شهرت نبود؛ هزاران عکس، ساعتها فیلم، اسناد، اشیای فرهنگی و یک میراث موزهای بود که هنوز در سعدآباد حفظ میشود.
همین ترکیبِ سفر، سند، افسانه و اختلاف روایت است که عبدالله امیدوار را به یک سوژه جذاب برای مقاله تاریخی، پادکست فارسی، پادکست تاریخی و ویدئوکست تبدیل میکند. او از آن جنس شخصیتهایی نیست که فقط در گذشته مانده باشند؛ برعکس، هر بار که نام برادران امیدوار دوباره مطرح میشود، یک پرسش هم زنده میشود: آیا ما با یک اسطوره اغراقشده طرفیم یا با یک پروژه مستندِ واقعی که فقط بهمرور زمان رنگ افسانه گرفته است؟ پاسخ کوتاه این است که هر دو وجه در زندگی او وجود دارد؛ و همین زندگی را خواندنی میکند.
عبدالله امیدوار که بود
عبدالله امیدوار بنا بر منابع مختلف در سال ۱۳۱۰ یا ۱۳۱۱ خورشیدی، و در منابع اسپانیاییزبان با تاریخ ۲۹ سپتامبر ۱۹۳۲، در تهران متولد شد. این تفاوت کوچک در تاریخ تولد، اتفاقا از همان ابتدا نشان میدهد که درباره برادران امیدوار با یک زندگی کاملا مستند اما نه کاملا یکدست روبهرو هستیم. با این حال، در اصل ماجرا اختلافی نیست: او در خانوادهای تهرانی رشد کرد، ریشه خانوادگیاش به طالقان بازمیگشت، و همراه با برادر بزرگترش عیسی از نوجوانی به کوهنوردی، دوچرخهسواری و تجربه مسیرهای دشوار علاقه داشت. منابع مربوط به موزه برادران امیدوار نیز تصریح میکنند که همین تجربههای اولیه در کوه و جاده، بذر سفر جهانی را در ذهن دو برادر کاشت.
در روایتهای موجود، پدر خانواده نیز نقشی مهم در شکلگیری این رویا داشته است. در معرفی رسمی موزه آمده که دیدار با یک دوچرخهسوار فرانسوی که قصد پیمودن مسیر پاریس تا سایگون را داشت، اشتیاق این دو برادر را جدیتر کرد. از سوی دیگر، گفتوگوهای متاخر عیسی امیدوار نشان میدهد که سفر آنها از سر هیجان لحظهای نبود؛ آنان سه سال مطالعه کردند، با مراکز مختلف رایزنی داشتند و حتی پیش از شروع سفر جهانی، تجربه سفرهای داخلی و برونمرزی کوچکتر را آزمودند. این نکته مهم است، چون افسانهسازیهای بعدی گاهی چنان بر جنبه ماجراجویانه تأکید میکنند که وجه برنامهریزیشده و پژوهشی این پروژه دیده نمیشود.
خود برادران امیدوار هدف سفر را فقط «دیدن دنیا» تعریف نمیکردند. در نقل قولی از عیسی امیدوار آمده است که آنها هم میخواستند ایران را به جهان معرفی کنند و هم درباره اقوام و قبایل جهان مطالعه و مستندسازی انجام دهند؛ حتی ۴۰ عکس از آثار تاریخی ایران را همراه خود برده بودند و در دانشگاهها و مراکز فرهنگی نمایش میدادند. اینجا یکی از تفاوتهای مهم عبدالله امیدوار با بسیاری از چهرههای صرفا ماجراجو آشکار میشود: او از ابتدا سفر را نه فقط حرکت در جغرافیا، بلکه تولید محتوا، ثبت سند و ساختن روایت میدید؛ چیزی که امروز در زبان دیجیتال میشود آن را ترکیبی از سفرنامه، مستند، آرشیو و برند شخصی دانست.
سفر ده ساله عبدالله امیدوار
نخستین مرحله سفر برادران امیدوار از اوایل پاییز ۱۳۳۳ آغاز شد. آنها از تهران به سمت مرز شرقی ایران حرکت کردند و سپس از افغانستان، پاکستان، هند، تبت، آسیای جنوب شرقی و استرالیا گذشتند. بعد از آن از اقیانوس آرام عبور کردند، به آلاسکا و آمریکای شمالی رسیدند، از آمریکای جنوبی گذشتند و در ادامه وارد اروپا شدند. این مرحله هفت سال طول کشید و طبق منابع مختلف، به دلیل استفاده از موتورسیکلت برای دسترسی به کورهراهها و مناطق دورافتاده، سختترین بخش ماجرا بود. در همان سالها بود که شعار معروفشان روی موتورها دیده میشد: «همه متفاوت، همه خویشاوند».
مرحله دوم سفر در سال ۱۳۴۰ با یک خودروی سیتروئن آغاز شد. منابع رسمی سعدآباد میگویند این خودرو را کمپانی سیتروئن در اختیارشان گذاشت و خود برادران نیز هزینه ادامه سفر را از راه نمایشگاه، سخنرانی، مقالات و فروش محتوای تولیدشده تأمین کردند. در این مرحله، آنان از مرز کویت وارد عربستان شدند و سپس سفر به آفریقا را ادامه دادند؛ سفری که سه سال طول کشید و نقشی اساسی در شکلگیری تصویر عمومی از برادران امیدوار داشت، زیرا بخش بزرگی از مشهورترین روایتها، عکسها و اشیای باقیمانده از همین تجربههای آفریقایی و آمریکای جنوبی میآید.
حاصل این ده سال، بنا بر روایت موزه، عبور از ۹۹ کشور در پنج قاره، هزاران عکس، مقالات متعدد، فیلمهای مستند و مجموعهای از اشیای فرهنگی بود. در گزارش دیگری از موزه گفته شده که آنها حدود ۱۶ ساعت فیلم مستند از سفرهایشان دارند، نزدیک به یک میلیون قطعه عکس ثبت کردهاند و کتاب سفرنامهشان به چند زبان منتشر شده است. بنابراین اگر کسی بخواهد اهمیت عبدالله امیدوار را فقط در یک تیتر «جهانگرد ایرانی» خلاصه کند، عملا بخش اصلی ماجرا را از دست داده است؛ او و برادرش در عمل یک پروژه آرشیوی چندرسانهای را دههها پیش از عصر دیجیتال شکل دادند.
در این میان، موزه برادران امیدوار در سعدآباد فقط یک یادبود ساده نیست. بنای آن متعلق به دوره قاجار است، در سال ۱۳۸۱ مرمت شد و در ۵ مهر ۱۳۸۲ به نام برادران امیدوار افتتاح شد. این موزه امروز اشیایی از فرهنگهای گوناگون، عکسها، فیلمها، موسیقیهای محلی و دفتر یادبودی با امضای شخصیتهای فرهنگی و سیاسی جهان را در خود نگه میدارد. حتی برخی اشیای جنجالی و پرکنجکاوی، مانند سر کوچکشده متعلق به قبیله جیوارو در آمازون، بهعنوان یکی از شناختهشدهترین آثار موزه معرفی شدهاند؛ موردی که نشان میدهد چرا نام برادران امیدوار همچنان برای مخاطب عام، هم بار ماجراجویی دارد و هم بار شوک و حیرت.
عبدالله امیدوار در شیلی
یکی از مهمترین فصلهای زندگی عبدالله امیدوار بعد از پایان سفرهای مشترک با عیسی آغاز شد: اقامت در شیلی. منابع فارسی و اسپانیاییزبان متفقاند که عبدالله پس از بازگشت از سفر جهانی، در دهه ۱۹۶۰ به شیلی رفت و بخش عمده عمر حرفهایاش را در آن کشور گذراند. در آنجا تنها به عنوان یک جهانگرد سابق شناخته نشد؛ او وارد بدنه سینما شد، کتاب Las 1001 aventuras de Abdullah را منتشر کرد و این کتاب و روایتهایش به تولید برنامههای تلویزیونی پرمخاطب انجامید. این تحول مهم است، چون نشان میدهد پروژه سفر برای او پایان نیافت؛ فقط مدیومش از جاده به پرده و آرشیو منتقل شد.
در شیلی، عبدالله امیدوار با تولید و تهیهکنندگی چند فیلم مهم گره خورد. مرکز فرهنگی لا موندا و پایگاه پژوهشی Cinechile او را از همکاران اصلی سینمای شیلی معرفی کردهاند و نامش در آثاری چون Más allá de Pipilco، La niña en la palomera، Johnny 100 Pesos، Gringuito و Mi famosa desconocida دیده میشود. همچنین او با شرکت Arauco Films و فعالیتهای تولیدیاش در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، در توسعه بخشی از سینمای شیلی نقش داشت. این نکته مهم است، چون وجه سینمایی زندگی او در فارسی کمتر از وجه سفر دیده شده، در حالی که در شیلی دقیقا برعکس است: آنجا او بیش از هر چیز یک حافظ و تولیدکننده فرهنگ سینمایی شناخته میشود.
نقش عبدالله امیدوار در شیلی فقط به تولید فیلم محدود نماند. مرکز فرهنگی لا موندا و Cineteca Nacional de Chile تأکید کردهاند که او بنیانگذار «بنیاد شیلیایی تصاویر در حرکت» در سال ۱۹۸۰ بود، از آغاز همکاری نزدیکی با سیناتک ملی شیلی داشت و در حفظ و مرمت میراث سینمایی آن کشور نقشی کلیدی ایفا کرد. در گزارشهای آرشیوی دانشگاه شیلی نیز آمده که بخش مهمی از فیلمهای این دانشگاه سالها در بنیاد او نگهداری میشد و همکاری او در حفظ این مواد از نابودی بخشی از آرشیو جلوگیری کرد. به بیان ساده، عبدالله امیدوار فقط فیلم نساخت؛ او برای حافظه تصویری یک کشور هم کار کرد.
به همین دلیل بود که پس از درگذشتش در سانتیاگو، نهادهای فرهنگی شیلی از او بهعنوان «نماد سینمای شیلی» یاد کردند. مرکز فرهنگی لا موندا اعلام کرد که او به بیش از ۱۰۰ کشور سفر کرده و بیش از ۱۲۰ مستند ساخته بود. همین مرکز همچنین یادآور شد که از زمان افتتاح در سال ۲۰۰۶، عضو هیئتمدیره بنیاد مرکز فرهنگی لا موندا بوده است. در سالهای بعد نیز در این مجموعه برای او یادبود نصب شد و Cineteca Nacional در سالگرد درگذشتش مراسم بزرگداشت برگزار کرد. این حجم از ارجاع رسمی، نشان میدهد که جایگاه عبدالله امیدوار در شیلی صرفا یک چهره نوستالژیک نبود؛ او بخشی فعال از نهادهای حافظ حافظه سینمایی آن کشور بود.
افسانه عبدالله امیدوار و اختلاف روایتها
اگر بخواهیم زندگی عبدالله امیدوار را بیطرفانه بخوانیم، باید از همان ابتدا یک نکته را بپذیریم: درباره او اختلاف روایت کم نیست. مشهورترین اختلاف به بودجه آغاز سفر مربوط میشود. بعضی منابع این رقم را «حدود ۹۰ دلار» ثبت کردهاند، برخی «۹۰ دلار برای هر نفر» نوشتهاند و در نتیجه، عدد ۱۸۰ دلار به عنوان جمع کل در روایتهای رسانهای امروز برجسته شده است. بنابراین، وقتی در تیترها از «سفر با ۱۸۰ دلار» صحبت میشود، با یک جمعبندی رایج رسانهای طرفیم، نه با عددی که در همه منابع به یک شکل تکرار شده باشد. همین تفاوت کوچک، نمونه خوبی از فاصله میان افسانه و سند در پرونده برادران امیدوار است.
اختلاف بعدی به سال تولد و حتی سن دقیق هنگام درگذشت برمیگردد. برخی منابع فارسی تولد عبدالله امیدوار را ۱۳۱۰ دانستهاند، موزه سعدآباد ۱۳۱۱ را ثبت کرده و منابع اسپانیاییزبان تاریخ ۲۹ سپتامبر ۱۹۳۲ را آوردهاند. در خبرهای درگذشت نیز گاهی ۸۹ سال و گاهی ۹۰ یا ۹۱ سال دیده میشود. این تناقضها لزوما به معنای بیاعتباری کل روایت نیست؛ بیشتر نشان میدهد که زندگینامه او از چند مسیر آرشیوی و رسانهای مختلف وارد حافظه عمومی شده و در این فرایند، بخشی از جزئیات با هم یکسان نمانده است. برای نوشتن درباره عبدالله امیدوار، دقیقترین کار این است که همین اختلافها صادقانه گفته شود، نه اینکه یک روایت قطعیِ بیچونوچرا ساخته شود.
یک اختلاف مهمتر نیز در توصیف جایگاه آنها وجود دارد. در ادبیات عمومی، برادران امیدوار معمولا «اولین جهانگردان ایرانی» خوانده میشوند، اما در تحلیلهای تخصصیتر گفته شده که بهتر است آنان را «از نخستین جهانگردان معاصر ایران» یا حتی «آخرین جهانگردان ایران» دانست؛ زیرا مدل سفرشان با گردشگری امروز تفاوت ماهوی داشت. این تعبیر دوم یک نکته تحلیلی مهم را روشن میکند: ارزش کار عبدالله امیدوار فقط در اولبودن نیست، بلکه در نوع سفر است؛ سفری طولانی، پژوهشمحور، طاقتفرسا و مبتنی بر ثبت و ارائه سند. بنابراین، دعوا بر سر «اولین» یا «آخرین» بودن، اگرچه برای تیتر جذاب است، اما نباید اصل پروژه را پنهان کند. این جمعبندی، یک استنباط از کنار هم گذاشتن منابع است.
بحث حساستر اما در زبان توصیف سفرهایشان دیده میشود. در برخی منابع قدیمی و حتی در عنوانهای بازنشرشده امروز، از تعبیرهایی مانند «قبایل بدوی» یا «بدویترین قبایل جهان» استفاده شده است؛ زبان رایجی که به دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ تعلق داشت و امروز دیگر از نظر انسانشناختی بهترین تعبیر ممکن شمرده نمیشود. با معیارهای امروز، منصفانهتر است که گفته شود عبدالله امیدوار و برادرش به میان جوامع بومی و دور از مراکز شهری رفتند و آنها را ثبت کردند. همین بازخوانی زبانی مهم است، چون به ما کمک میکند هم ارزش مستندسازی آنها را ببینیم، هم از تکرار بیتأمل زبان قدیمی فاصله بگیریم. این بخش نیز تحلیلی است که از نحوه توصیف رسمی و تاریخی موضوع در منابع قابل استنباط است.
چرا عبدالله امیدوار هنوز موضوع جستوجو است
راز ماندگاری عبدالله امیدوار فقط در غرابت یک سفر تاریخی نیست. نام او در محل تلاقی چند حوزه قرار گرفته است: تاریخ معاصر ایران، جهانگردی، مردمنگاری، سینما، آرشیو، موزه و مستند. به همین دلیل، کاربری که «عبدالله امیدوار» را جستوجو میکند، معمولا فقط دنبال تاریخ تولد و مرگ نیست؛ او ممکن است همزمان به دنبال زندگینامه، سفرنامه برادران امیدوار، عکسهای سفر، موزه برادران امیدوار، نقش او در سینمای شیلی یا حتی روایت ویدئویی و شنیداری از این زندگی باشد. از نگاه سئو، این یعنی با یک شخصیت تککلیدواژهای طرف نیستیم؛ بلکه با یک خوشه معنایی بزرگ روبهروییم که ظرفیت بالایی برای رتبهگرفتن مقاله دارد.
برای همین، اگر هدف مقاله این است که در جستوجوهای متنوع بالا بیاید، باید عبدالله امیدوار را فقط به عنوان «یکی از برادران امیدوار» معرفی نکند. مقاله باید هم به کودکی و خانواده او اشاره کند، هم مسیر سفر دهساله، هم اختلافهای روایی، هم اقامت در شیلی، هم همکاری با نهادهای سینمایی و هم میراث موزهای او را پوشش دهد. هرچه این زنجیره کاملتر باشد، شانس دیدهشدن متن در جستوجوهای مرتبط با «برادران امیدوار»، «عبدالله امیدوار در شیلی»، «سفرنامه برادران امیدوار» و «موزه برادران امیدوار» بیشتر میشود. این دقیقا همان ویژگیای است که یک مقاله تاریخی را از یک یادداشت مناسبتی کوتاه جدا میکند.
از زاویه رسانهای نیز موضوع روشن است: داستان عبدالله امیدوار برای مخاطب امروز، هم حس نوستالژی دارد، هم کشش ماجراجویانه، هم لایه فرهنگی. این ترکیب، آن را برای قالبهایی مثل مستند، ویدئوکست، پادکست فارسی و پادکست تاریخی بسیار مناسب میکند. زندگی او نه آنقدر دور است که نامفهوم شود، نه آنقدر تکراری که صرفا یک خلاصه دانشنامهای باشد. در آن، هم جاده هست، هم خطر، هم دوربین، هم آرشیو، هم مهاجرت، هم شهرت، هم اختلاف روایت؛ و اینها دقیقا همان عناصری هستند که مخاطب را تا انتهای یک روایت نگه میدارند.
جمعبندی و دعوت به تماشا
اگر بخواهیم زندگی عبدالله امیدوار را در یک جمله جمع کنیم، باید بگوییم با مردی روبهرو هستیم که سفر را از هیجان فردی به سند فرهنگی تبدیل کرد. او همراه با برادرش از تهران راه افتاد، ده سال جهان را پیمود، صدها موقعیت نادر را ثبت کرد، بخشی از آن را به موزهای ماندگار سپرد و بخش دیگری را در شیلی به سینما و حفاظت از حافظه تصویری پیوند زد. در عین حال، زندگی او مثل هر افسانه ماندگار دیگری، خالی از اختلاف روایت نیست؛ از رقم دقیق بودجه آغاز سفر گرفته تا سال تولد و عنوانی که باید برای جایگاهش به کار برد. اما شاید همین ترکیبِ سند و افسانه است که پرونده عبدالله امیدوار را هنوز زنده نگه داشته است.
اگر اهل پادکست فارسی و پادکست تاریخی هستید، یا دوست دارید این زندگی عجیب را نه فقط در قالب متن، بلکه در قالب روایت کامل و تصویری دنبال کنید، بهترین نقطه پایان برای این مقاله یک شروع تازه است: ویدئوکست کامل زندگی عبدالله امیدوار را در یوتیوب و یا آپارات راوکده تماشا کنید. آنجا این پرونده فقط با تاریخها و اعداد تعریف نمیشود؛ با مسیر، تصویر، حاشیه و جزئیاتی روایت میشود که نشان میدهد چرا نام عبدالله امیدوار، هنوز هم برای بسیاری از مخاطبان، بوی جاده و ماجراجویی میدهد.