همراهان گرامی، با پایداری مجدد اینترنت بین‌الملل، سیستم پخش آنلاین اپیزودها جایگزین مکانیسم پخش آفلاین شد. افتخار ماست که در هر شرایطی، همراه لحظات شما هستیم | کارنامه ۸۸ روزه پادکست راوکده

محمد بن سلمان؛ زندگی، قدرت‌گیری، اصلاحات و حواشی ولیعهدی که عربستان را از نو تعریف کرد

محمد بن سلمان از کجا آمد و چرا این‌قدر مهم شد؟

محمد بن سلمان فقط نام یک شاهزاده سعودی نیست؛ او به یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های سیاسی خاورمیانه در قرن بیست‌ویکم تبدیل شده است. مردی که از دل ساختار سنتی و بسته‌ی خاندان آل سعود برخاست، خیلی زود از یک شاهزاده جوان و کم‌سابقه به قدرتمندترین فرد اجرایی عربستان سعودی بدل شد و در ادامه، کشورش را وارد مسیری کرد که هم تحسین‌برانگیز بود و هم عمیقاً جنجالی. اگر بخواهیم درباره عربستان امروز حرف بزنیم، ناگزیر باید درباره محمد بن سلمان حرف بزنیم؛ چون بسیاری از تصمیم‌های کلیدی، از اقتصاد و جامعه گرفته تا سیاست خارجی و امنیت داخلی، مستقیماً با نام او گره خورده است.

اهمیت او فقط در این نیست که ولیعهد عربستان است؛ اهمیتش در این است که او نماد نوعی تغییر نسلی در قدرت سعودی است. نسلی که می‌خواهد از وابستگی کامل به نفت فاصله بگیرد، از محافظه‌کاری فرهنگی عبور کند، و در عین حال کنترل سیاسی را بیش از پیش در دست داشته باشد. همین ترکیب متناقض است که محمد بن سلمان را به شخصیتی بحث‌برانگیز تبدیل می‌کند؛ از یک سو مدرن‌سازی، از سوی دیگر تمرکز قدرت. از یک سو پروژه‌های عظیم توسعه، از سوی دیگر گزارش‌های گسترده درباره سرکوب مخالفان. از یک سو چهره‌ای که برای جذب سرمایه و گردشگر تبلیغ می‌شود، از سوی دیگر نامی که در پرونده‌های سنگین حقوق بشری و سیاسی بارها تکرار شده است.

به همین دلیل، بررسی زندگی و کارنامه محمد بن سلمان صرفاً مرور یک زندگی‌نامه سیاسی نیست؛ بلکه خواندن نقشه‌ی تحول عربستان در دهه‌ای است که در آن، این کشور کوشیده از یک پادشاهی نفتی محافظه‌کار به قدرتی منطقه‌ای، تکنولوژیک و پرزرق‌وبرق تبدیل شود. اما پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا این تحول، یک نوسازی واقعی است یا بازآرایی سخت‌گیرانه‌ی همان ساختار قدیمی در لباسی جدید؟

کودکی محمد بن سلمان و شکل‌گیری شخصیت سیاسی او

محمد بن سلمان با نام کامل محمد بن سلمان بن عبدالعزیز آل سعود، در ۳۱ اوت ۱۹۸۵ در ریاض به دنیا آمد. او فرزند ملک سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه فعلی عربستان سعودی، و یکی از همسرانش است. برخلاف بسیاری از شاهزادگان سعودی که بخشی از تحصیلات خود را در غرب می‌گذرانند، محمد بن سلمان بیشتر در عربستان آموزش دید و همین موضوع در روایت عمومی او به‌عنوان نشانه‌ای از «ریشه‌دار بودن در ساختار داخلی کشور» بازتاب پیدا کرد. او در دانشگاه ملک سعود تحصیل کرد و در رشته حقوق آموزش دید؛ رشته‌ای که بعدها در فهم نظم، قانون، ساختار قدرت و نحوه مدیریت مناسبات سیاسی به کارش آمد.

آنچه در مورد سال‌های اولیه زندگی محمد بن سلمان اهمیت دارد، فقط محل تحصیل یا خانواده‌اش نیست، بلکه نوع تربیتی است که او در آن رشد کرد. او در درون یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین خاندان‌های سیاسی جهان عرب بزرگ شد؛ جایی که نزدیکی به کانون قدرت، نه تنها یک امتیاز، بلکه شرط بقا و پیشرفت است. در چنین فضایی، سیاست نه یک فعالیت بیرونی، بلکه بخشی از زندگی روزمره است. گفته می‌شود محمد بن سلمان از همان جوانی فردی منظم، جدی، جاه‌طلب و در عین حال بسیار متمرکز بر قدرت بوده است. همین ویژگی‌ها بعداً در نحوه حکمرانی‌اش به‌وضوح دیده شد: تمایل به تصمیم‌گیری سریع، کم‌حوصله بودن در برابر رقبا، حساسیت نسبت به کنترل روایت رسانه‌ای و علاقه به ساختن تصویر یک رهبر تحول‌گرا.

در سال‌های پیش از صعود رسمی، محمد بن سلمان در حاشیه سیاست عربستان حضور داشت، اما این حضور حاشیه‌ای به معنای بی‌اهمیتی نبود. در نظام‌های سلطنتی، به‌ویژه در ساختارهای موروثی پیچیده، جایگاه افراد فقط با عنوان رسمی سنجیده نمی‌شود؛ شبکه ارتباطی، اعتماد خانوادگی و توانایی در جلب رضایت حلقه قدرت اهمیت حیاتی دارد. محمد بن سلمان از این منظر، مزیتی مهم داشت: او نزدیک‌ترین فرزند ملک سلمان در حوزه سیاسی بود و این نزدیکی در آینده به مهم‌ترین سرمایه‌اش تبدیل شد.

صعود سریع محمد بن سلمان؛ از شاهزاده جوان تا مرکز ثقل قدرت

صعود محمد بن سلمان به قدرت، یکی از سریع‌ترین و چشمگیرترین جابه‌جایی‌های سیاسی در تاریخ معاصر عربستان است. با رسیدن ملک سلمان به سلطنت در سال ۲۰۱۵، ساختار قدرت در ریاض به‌سرعت تغییر کرد و محمد بن سلمان از یک شاهزاده جوان به چهره‌ای کلیدی در حکومت تبدیل شد. ابتدا به عنوان وزیر دفاع منصوب شد؛ سمتی که معمولاً برای فردی با تجربه‌ی بیشتر و جایگاه سیاسی تثبیت‌شده‌تر در نظر گرفته می‌شود. اما انتصاب او نشان داد که ملک سلمان تصمیم گرفته نسل جدیدی از حکمرانی را وارد ساختار کند.

از همان ابتدا، محمد بن سلمان فقط وزیر دفاع نبود. او هم‌زمان مسئولیت‌های اقتصادی و اداری مهمی را نیز برعهده گرفت و خیلی زود به یکی از پرنفوذترین افراد در دربار سعودی بدل شد. ریاست شورای امور اقتصادی و توسعه، کنترل بخشی از مهم‌ترین پرونده‌های راهبردی کشور و دسترسی مستقیم به تصمیم‌های کلان، باعث شد که او عملاً به نقطه تمرکز سیاست عربستان تبدیل شود. در همین دوره، بسیاری از ناظران از او به عنوان «مرد قدرتمند واقعی عربستان» یاد کردند، حتی پیش از آنکه رسماً ولیعهد شود.

در سال ۲۰۱۷، نقطه عطف اصلی رخ داد. محمد بن سلمان به‌جای محمد بن نایف، ولیعهد شد و در نتیجه از یک شاهزاده جوان و پرنفوذ به جانشین رسمی پادشاه تبدیل گردید. این انتقال قدرت، تنها یک جابه‌جایی معمولی نبود؛ بسیاری آن را آغاز دوران جدیدی در خاندان آل سعود دانستند. محمد بن نایف سال‌ها نماد ثبات امنیتی عربستان و شریک اصلی آمریکا در مبارزه با تروریسم بود، اما کنار گذاشته شدن او نشان داد که وزن سیاسی نسل جدید به‌سرعت در حال غلبه بر نسل قدیم است. از آن پس، محمد بن سلمان دیگر فقط یک بازیگر مهم نبود؛ او عملاً معمار اصلی آینده سیاسی عربستان شد.

حذف رقبا و تمرکز قدرت؛ چهره سخت‌گیر محمد بن سلمان

یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های کارنامه محمد بن سلمان، نحوه حذف یا به حاشیه راندن رقبای سیاسی و اقتصادی است. او خیلی زود نشان داد که به تقسیم قدرت علاقه‌ای ندارد و ترجیح می‌دهد ساختار تصمیم‌گیری را تا جای ممکن در اختیار خود متمرکز کند. بازداشت گسترده شاهزادگان، وزیران و تاجران در سال ۲۰۱۷ در هتل ریتز کارلتون ریاض، یکی از جنجالی‌ترین رویدادهای این دوره بود. حکومت عربستان این اقدام را بخشی از کمپین مبارزه با فساد معرفی کرد، اما منتقدان آن را اقدامی سیاسی برای تثبیت قدرت ولیعهد دانستند.

واقعیت این است که محمد بن سلمان با این عملیات، هم پیام داخلی فرستاد و هم پیام خارجی. پیام داخلی روشن بود: دوره‌ی امتیازهای بدون پاسخ‌گویی برای برخی از اعضای خاندان و نخبگان اقتصادی به پایان رسیده است. پیام خارجی نیز این بود که سرمایه‌گذاری در عربستان جدید، باید در چارچوب نظم جدید و تحت رهبری او انجام شود. با این حال، شیوه اجرای این سیاست، بسیاری را نگران کرد. وقتی بازداشت، فشار و توافقات مالی سنگین در فضایی شبه‌امنیتی رخ می‌دهد، مرز میان «مبارزه با فساد» و «تصفیه سیاسی» باریک می‌شود. در مورد محمد بن سلمان، این مرز بارها محل مناقشه بوده است.

این الگو در سال‌های بعد نیز ادامه یافت. بسیاری از چهره‌های منتقد، اصلاح‌طلب، یا حتی شاهزادگان کم‌نفوذ از عرصه عمومی کنار رفتند، بازداشت شدند یا ترجیح دادند سکوت کنند. چنین فضایی باعث شد که برخی تحلیلگران بگویند محمد بن سلمان در حال ساختن یک «پادشاهی با ظاهر مدرن و سازوکار کنترل شدید» است؛ جایی که تصویر توسعه و نوسازی با نظارت سخت‌گیرانه بر سیاست همراه است.

جنگ یمن؛ اولین آزمون بزرگ و یکی از سنگین‌ترین قمارها

اگر بخواهیم یکی از مهم‌ترین شکست‌ها یا دست‌کم پرهزینه‌ترین تصمیم‌های محمد بن سلمان را نام ببریم، جنگ یمن بی‌تردید در صدر قرار می‌گیرد. او در مقام وزیر دفاع، در سال ۲۰۱۵ عملیات نظامی عربستان علیه حوثی‌ها را آغاز کرد؛ عملیاتی که قرار بود سریع، قاطع و تعیین‌کننده باشد. اما آنچه رخ داد، تبدیل شدن جنگ به یک بحران فرسایشی و طولانی بود که هم برای عربستان هزینه‌های مالی و حیثیتی سنگینی داشت و هم برای مردم یمن یک فاجعه انسانی گسترده رقم زد.

این جنگ، محمد بن سلمان را از همان آغاز به‌عنوان چهره‌ای جسور اما پرریسک معرفی کرد. برخی درون ساختار قدرت عربستان، او را رهبر جوانی می‌دیدند که می‌خواهد با اقتدار و سرعت تصمیم بگیرد. اما منتقدان معتقد بودند که او بیش از حد به نمایش قدرت اتکا کرده و درک کافی از پیچیدگی‌های منطقه‌ای ندارد. نتیجه جنگ یمن، تنها بن‌بست نظامی نبود؛ بلکه افزایش فشارهای بین‌المللی، انتقادهای حقوق بشری، فرسایش منابع و ضربه به تصویر جهانی عربستان بود.

در این پرونده، نام محمد بن سلمان بارها در تحلیل‌ها و گزارش‌ها تکرار شد، زیرا این جنگ نه فقط یک درگیری مرزی، بلکه نخستین جلوه عملی سبک حکمرانی او بود: تصمیم‌گیری سریع، اعتماد به توان نظامی، و تصور این‌که با اراده سیاسی می‌توان واقعیت‌های پیچیده را به‌سرعت تغییر داد. اما یمن نشان داد که چنین تصوری همیشه جواب نمی‌دهد. از این رو، جنگ یمن برای بسیاری از ناظران، نخستین نشانه از شکاف میان جاه‌طلبی و واقع‌گرایی در دوره محمد بن سلمان بود.

اصلاحات اجتماعی محمد بن سلمان؛ مدرن‌سازی واقعی یا کنترل‌شده؟

در کنار چهره سخت و امنیتی محمد بن سلمان, نمی‌توان از اصلاحات اجتماعی او گذشت. بسیاری از اقدامات او در داخل عربستان در سطحی بودند که سال‌ها در آن کشور غیرممکن تصور می‌شدند. اجازه رانندگی به زنان، کاهش محدودیت‌های پلیس مذهبی، بازگشایی سینماها، برگزاری کنسرت‌ها و فستیوال‌های بزرگ، و گسترش سرگرمی‌های عمومی بخشی از تغییراتی بود که در دوره او رقم خورد. این اصلاحات، برای نسل جوان عربستان، به‌ویژه در شهرهای بزرگ، نوعی گشایش اجتماعی محسوب می‌شد.

اما در تحلیل این تحولات، همیشه یک پرسش مهم وجود دارد: آیا محمد بن سلمان واقعاً به دنبال آزادی اجتماعی است یا صرفاً در حال بازطراحی فضای عمومی برای ساختن چهره‌ای جدید از حکومت است؟ پاسخ ساده‌ای وجود ندارد. از یک طرف، بسیاری از محدودیت‌های قدیمی واقعاً شکسته شده‌اند و زنان عربستانی امروز در زندگی روزمره آزادی‌های بیشتری نسبت به گذشته دارند. از طرف دیگر، هم‌زمان با این گشایش‌ها، فضای سیاسی بسته‌تر شده و منتقدان مجال بیشتری برای بیان نظر ندارند. به همین دلیل، برخی این مدل را «مدرنیزاسیون بدون لیبرال‌سازی سیاسی» می‌نامند.

محمد بن سلمان به‌خوبی دریافته که جامعه عربستان، به‌خصوص نسل جوان، دیگر با الگوی سنتی گذشته هماهنگ نیست. از این رو، اصلاحات فرهنگی و اجتماعی را به‌عنوان ابزاری برای حفظ مشروعیت و افزایش جذابیت حکومت به کار گرفته است. این اقدام، از نگاه حامیانش، یک ضرورت تاریخی بود؛ اما از دید منتقدان، بیشتر شبیه به باز کردن برخی درها و هم‌زمان بستن درهای دیگر است. در هر صورت، واقعیت این است که تصویر عربستان در جهان، تا حد زیادی با همین اصلاحات در دوره محمد بن سلمان دگرگون شد.

چشم‌انداز ۲۰۳۰؛ پروژه بزرگ محمد بن سلمان برای نجات اقتصاد عربستان

یکی از مهم‌ترین میراث‌های محمد بن سلمان، طرح بلندپروازانه Vision 2030 است؛ برنامه‌ای برای کاهش وابستگی عربستان به نفت، متنوع‌سازی اقتصاد، توسعه گردشگری، فناوری، سرمایه‌گذاری خارجی و ساخت زیرساخت‌های مدرن. این طرح در ظاهر، پاسخ عربستان به یک حقیقت ساده اما سخت است: اقتصاد مبتنی بر نفت، اگرچه بسیار قدرتمند است، اما برای آینده‌ای پایدار کافی نیست. به همین دلیل، محمد بن سلمان کوشیده اقتصاد کشور را به سمت مدل‌های جدیدتر هدایت کند.

در قلب این چشم‌انداز، پروژه‌هایی عظیم و گاه شگفت‌انگیز قرار دارند. شهر نئوم، با تمام ابعاد نمادین و فناورانه‌اش، شاید مشهورترین پروژه این مسیر باشد. نئوم قرار است ویترین عربستان آینده باشد؛ شهری هوشمند، مدرن، فناورانه و متفاوت از الگوی سنتی شهرهای منطقه. اما همین پروژه‌ها نیز با پرسش‌های فراوانی روبه‌رو هستند: آیا از نظر مالی پایدارند؟ آیا در زمان‌بندی اعلام‌شده اجرا می‌شوند؟ آیا واقعاً بازدهی اقتصادی خواهند داشت یا بیشتر ابزار تبلیغاتی‌اند؟

محمد بن سلمان در این زمینه، همان ویژگی همیشگی خود را نشان داده است: جسارت بالا، مقیاس بزرگ، و تمایل به حرکت سریع. اما پروژه‌های بزرگ به‌ویژه در اقتصادهای در حال گذار، همیشه به همان سرعتی که در شعار و تبلیغ دیده می‌شوند، در عمل پیش نمی‌روند. با این حال، حتی منتقدان نیز ناچارند بپذیرند که بدون مداخله مستقیم او، احتمالاً عربستان نمی‌توانست چنین سطحی از بازتعریف اقتصادی را آغاز کند.

پرونده جمال خاشقجی؛ نقطه‌ای که تصویر جهانی محمد بن سلمان شکست

اگر جنگ یمن نخستین آزمون سخت محمد بن سلمان بود، قتل جمال خاشقجی در سال ۲۰۱۸ شدیدترین ضربه به اعتبار جهانی او به شمار می‌رود. خاشقجی، روزنامه‌نگار و منتقد سعودی، در کنسولگری عربستان در استانبول کشته شد و این پرونده به‌سرعت به بحرانی بین‌المللی تبدیل شد. گزارش‌های اطلاعاتی و رسانه‌ای متعدد، سطحی از ارتباط میان این جنایت و ساختار قدرت سعودی را مطرح کردند که نام محمد بن سلمان را در مرکز توجه قرار داد.

عربستان هرگونه دستور مستقیم از سوی ولیعهد را رد کرد، اما افکار عمومی جهانی، به‌خصوص در غرب، این پرونده را با تصویر او گره زد. برای مدتی، محمد بن سلمان از یک اصلاح‌طلب قدرتمند به نماد اقتدارگرایی و بی‌رحمی سیاسی بدل شد. سرمایه‌گذاران، سیاستمداران و رسانه‌ها با احتیاط بیشتری به او نگاه کردند. با این حال، واقعیت سیاسی این بود که او از صحنه حذف نشد. در عمل، فشارهای بین‌المللی اگرچه هزینه‌هایی ایجاد کردند، اما نتوانستند مسیر صعود او را متوقف کنند.

پرونده خاشقجی نشان داد که محمد بن سلمان چطور در سطح داخلی و خارجی دو چهره متفاوت از خود ساخته است. در داخل، او با سرعت و قدرت عمل می‌کند؛ در خارج، می‌کوشد چهره‌ای آینده‌نگر و اصلاح‌طلب ارائه دهد. اما جنایتی با این ابعاد، این دوگانه را برای مدتی فرو ریخت و نشان داد که پروژه تصویرسازی سیاسی، در برابر بحران‌های اخلاقی و حقوق بشری شکننده است.

سیاست خارجی محمد بن سلمان؛ عربستانی که نمی‌خواست فقط دنبال‌کننده باشد

در حوزه سیاست خارجی نیز محمد بن سلمان چهره‌ای متفاوت از عربستان سنتی عرضه کرد. او تلاش کرد کشورش را از وضعیت محافظه‌کار و تا حدی تابع، به بازیگری فعال و تعیین‌کننده تبدیل کند. رابطه با آمریکا همچنان مهم باقی ماند، اما عربستان دیگر صرفاً به واشنگتن وابسته نماند. تعامل با روسیه در بازار انرژی، نگاه عمل‌گرایانه به چین، و در سال‌های اخیر تلاش برای کاهش تنش با ایران، نشان داد که محمد بن سلمان سیاست خارجی را بیش از گذشته بر پایه موازنه منافع بنا می‌کند.

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این تغییر، نقش او در اوپک‌پلاس و بازار جهانی نفت بود. محمد بن سلمان و ساختار تصمیم‌گیری تحت نظر او، نشان دادند که عربستان هنوز یکی از کلیدی‌ترین بازیگران انرژی جهان است و می‌تواند در نوسانات بازار جهانی اثر مستقیم بگذارد. در عین حال، او فهمیده که جهان در حال تغییر است و عربستان برای حفظ نفوذ خود باید هم در غرب سرمایه‌گذاری کند و هم در شرق.

این سبک سیاست خارجی، به‌خوبی با شخصیت محمد بن سلمان هم‌خوان است: عمل‌گرا، تهاجمی در صورت لزوم، و حاضر به بازتعریف روابط سنتی در صورت تغییر موازنه‌ها. او سعی کرده عربستان را از حالت واکنشی خارج کند و به کشوری تبدیل کند که خودش دستورکار را تعیین می‌کند. البته این هدف، مانند بسیاری از اهداف دیگر او، با چالش‌های جدی همراه بوده است.

محمد بن سلمان؛ اصلاح‌طلب واقعی یا اقتدارگرای مدرن؟

این پرسش، شاید مهم‌ترین پرسشی باشد که هر تحلیل جدی درباره محمد بن سلمان باید به آن پاسخ دهد. او به‌طور هم‌زمان حامل اصلاحات اجتماعی و تمرکز قدرت سیاسی است. در نتیجه، نمی‌توان او را صرفاً قهرمان نوسازی دانست و نه فقط یک حاکم سخت‌گیر. واقعیت، پیچیده‌تر از این دوگانه‌هاست. محمد بن سلمان به‌خوبی فهمیده که اگر عربستان بخواهد در قرن جدید باقی بماند، باید هم اقتصادش را متحول کند و هم تصویر اجتماعی خود را تغییر دهد. اما او در عین حال معتقد است که این تحول باید تحت نظارت سخت‌گیرانه و از بالا انجام شود.

به زبان ساده‌تر، محمد بن سلمان می‌خواهد عربستان را مدرن کند، اما نه لزوماً دموکراتیک. او می‌خواهد جامعه بازتر، اقتصاد متنوع‌تر و کشور جذاب‌تری بسازد، اما در همان حال مخالفان سیاسی را محدود نگه دارد. این ترکیب، باعث می‌شود کارنامه او برای موافقانش الهام‌بخش و برای مخالفانش هشداردهنده باشد. از یک زاویه، او معمار عربستان آینده است؛ از زاویه‌ای دیگر، نماد تداوم قدرت متمرکز در لباسی تازه.

جمع‌بندی: محمد بن سلمان و سرنوشت عربستان

در نهایت، محمد بن سلمان یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های سیاسی عصر ماست؛ چه او را دوست داشته باشیم و چه نه. او کشوری را که سال‌ها بر ثبات محافظه‌کارانه و نظم نفتی تکیه داشت، وارد مرحله‌ای از تحول سریع، پرخطر و پرهزینه کرده است. از اصلاحات اجتماعی تا پروژه‌های کلان اقتصادی، از جنگ یمن تا پرونده خاشقجی، از حذف رقبا تا بازتعریف روابط خارجی، همه چیز در کارنامه او نشان می‌دهد که با یک رهبر معمولی روبه‌رو نیستیم. محمد بن سلمان می‌خواهد آینده عربستان را خودش بنویسد؛ اما این‌که این آینده در نهایت به ثبات، شکوفایی و قدرت نرم بیشتر منجر شود یا به انباشت بحران‌های تازه، هنوز روشن نیست.

آنچه قطعی است این است که نام محمد بن سلمان در تاریخ معاصر عربستان و خاورمیانه ماندگار خواهد بود. او چه به‌عنوان معمار نوسازی، چه به‌عنوان نماد تمرکز قدرت، و چه به‌عنوان شخصیت اصلی جنجال‌های جهانی، از صحنه تاریخ حذف نخواهد شد. و دقیقاً به همین دلیل است که فهم عربستان امروز، بدون فهم محمد بن سلمان ممکن نیست.

ویدئوکست کامل زندگی و سرنوشت محمد بن سلمان را در آپارات

اگر می‌خواهی روایت کامل‌تر، تصویری و تحلیلی‌تر این زندگی پر فراز و فرود را ببینی، ویدئوکست کامل زندگی و سرنوشت محمد بن سلمان را در آپارات راوکده تماشا کنید.

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

4 × 4 =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

روزنامه باختر امروز یکی از نشریات برجسته دهه ۱۳۳۰ در ایران بود که رویدادهای سیاسی و اجتماعی آن دوران را پوشش می‌داد. این روزنامه، منعکس‌کننده اخبار و نظرات مختلف در مورد اتفاقات مهم زمانه‌اش بود و در بحبوحه‌ی تغییرات مهم سیاسی منتشر می‌شد. در این مقاله از راوکده، نگاهی به تصاویر و صفحات باختر امروز می‌اندازیم؛ تصاویری که بازتاب فضای پرتنش و تحول‌آفرین سال‌های مهمی از تاریخ معاصر ایران هستند.
۹۷ نامه‌ به‌ جا مانده از دکتر سید حسین فاطمی، شناسنامه‌ای موجز از زندگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی اوست؛ گویی در میان خطوط این نامه‌ها، داستانی از روحیه مبارزه‌جو و آرمان‌های او روایت شده است. به مناسبت ۱۹ آبان، سالروز اعدام این چهره‌ ماندگار تاریخ، گلچینی از ده نامه را انتخاب کرده‌ایم که به خوبی تصویری از شخصیت استوار، باورهای عمیق، و نگاه پرشور او را به نمایش می‌گذارد. این نامه‌ها، پنجره‌ای هستند به جهان پرتب‌وتاب فاطمی؛ مردی که قلم و اندیشه‌اش هنوز هم زنده و الهام‌بخش است.
سال‌ها پیش، با سقوط رضاخان و زمزمه‌های اشغال ایران به دست شوروی و انگلیس، اندیشه‌های تازه‌ای از مارکسیسم و ایده‌های اجتماعی که تازه به گوش می‌رسید، جوانه زد. ایران در تکاپوی تغییر بود و فضایی از حس ناامنی و بی‌اعتمادی نسبت به جریانات جدید اجتماعی و سیاسی، از جمله کمونیسم، در جامعه موج می‌زد. حزب توده ایران، در چنین شرایطی پا به عرصه گذاشت، اما نه به عنوان یک حزب آشکارا کمونیستی، بلکه در قامت یک جبهه «دموکراتیک ملی» تا از نگاه توده مردم خود را همراه و همسو نشان دهد.
```