همراهان گرامی، با پایداری مجدد اینترنت بین‌الملل، سیستم پخش آنلاین اپیزودها جایگزین مکانیسم پخش آفلاین شد. افتخار ماست که در هر شرایطی، همراه لحظات شما هستیم | کارنامه ۸۸ روزه پادکست راوکده

برادران امیدوار؛ از طواف جهان تا وداع با عیسی امیدوار! | رازهای ناگفته زندگی جسورترین جهانگردان تاریخ ایران

عیسی امیدوار درگذشت؛ پایان یک دوران برای برادران امیدوار

برادران امیدوار امروز بیش از هر زمان دیگری در صدر جستجوهای کاربران قرار گرفته‌اند؛ چرا که با درگذشت عیسی امیدوار در شنبه ۱۹ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، پرونده یکی از ماجراجویانه‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر ایران بسته شد. عیسی امیدوار که به دلیل کهولت سن و بیماری مدتی در بیمارستان بستری بود، سرانجام چشم از جهان فروبست و نام خود را در کنار برادرش عبدالله امیدوار، برای همیشه در حافظه تاریخی ایران ثبت کرد.

با فوت عیسی امیدوار، هر دو عضو این زوج افسانه‌ای سفر و مستندسازی به خاطره‌ها پیوستند؛ اما میراث برادران امیدوار همچنان زنده است: از فیلم‌های مستند و عکس‌های کمیاب گرفته تا موزه‌ای که روایتگر ده سال سفر بی‌وقفه آنان به پنج قاره جهان است.

برادران امیدوار چه کسانی بودند؟

برادران امیدوار، عیسی (متولد ۱۳۰۸) و عبدالله (متولد ۱۳۱۰)، در دروازه دولاب تهران به دنیا آمدند. آنها از کودکی شیفته ماجراجویی، طبیعت و کشف ناشناخته‌ها بودند. عضویت در باشگاه‌های کوهنوردی، صعود به قله دماوند و تجربه سفرهای دوچرخه‌سواری، زمینه‌ساز تصمیمی شد که سرنوشتشان را تغییر داد: سفر به دور دنیا.

در سال ۱۳۳۳، در شرایطی که امکانات سفر جهانی برای ایرانیان تقریباً وجود نداشت، این دو برادر با سرمایه‌ای اندک (حدود ۹۰ دلار) و دو موتورسیکلت ۵۰۰ سی‌سی ماچلس انگلیسی، سفر تاریخی خود را آغاز کردند. بر گلگیر موتورسیکلت‌هایشان جمله‌ای نقش بسته بود که به فلسفه زندگی‌شان تبدیل شد:

«همه متفاوت، همه خویشاوند»

شعاری که نه‌تنها یک جمله احساسی، بلکه رویکرد انسان‌شناسانه و فرهنگی برادران امیدوار به جهان را تعریف می‌کرد.

نخستین سفر هفت‌ساله؛ عبور از مرزهای جغرافیا و ذهن

نخستین مرحله از سفر برادران امیدوار هفت سال به طول انجامید (۱۳۳۳ تا ۱۳۴۰). آنها مسیر خود را از شرق آغاز کردند و از کشورهای افغانستان، پاکستان، هند، تبت، برمه، مالزی، سنگاپور، اندونزی، فیلیپین، ویتنام، کامبوج، تایلند، هنگ‌کنگ، ژاپن، نیوزیلند و استرالیا عبور کردند.

سپس با عبور از اقیانوس آرام به آمریکای شمالی رسیدند. در سال ۱۹۵۸ وارد مدار قطب شمال شدند و با اسکیموها زندگی کردند؛ در سرمایی نزدیک به منفی ۶۵ درجه سانتی‌گراد. آنها گوشت خام خوردند، با سورتمه سگ‌ها سفر کردند و حتی ساخت ایگلو را آموختند.

سپس از آلاسکا تا جنوبی‌ترین نقطه آمریکای جنوبی، سرزمین آتش، را با موتورسیکلت طی کردند. در مجموع، این سفر آنها را به ۹۹ کشور در پنج قاره رساند؛ دستاوردی که در آن زمان تقریباً بی‌سابقه بود.

زندگی در میان قبایل؛ انسان‌شناسی در عمل

یکی از اهداف اصلی برادران امیدوار مطالعه زندگی اقوام بدوی و قبایل دورافتاده بود. آنها در جنگل‌های آمازون، قبایل آفریقایی، مردمان استوایی و ساکنان مناطق قطبی زندگی کردند. آنچه اهمیت داشت، صرفاً «رسیدن» نبود؛ بلکه «درک کردن» بود.

آنها مقالات علمی منتشر کردند، در دانشگاه‌ها و کالج‌های مختلف جهان سخنرانی کردند و صدها عکس و فیلم مستند ثبت کردند؛ تصاویری از جوامعی که بسیاری از آنها امروز دیگر وجود ندارند یا به‌شدت دگرگون شده‌اند.

سفر حج؛ ثبت یکی از نخستین تصاویر مراسم خانه خدا

در سال ۱۳۴۰، برادران امیدوار سفرنامه تصویری مراسم حج را تولید و منتشر کردند. این اثر از نخستین مستندهای تصویری ایرانی درباره حج محسوب می‌شود و نشان‌دهنده نگاه چندوجهی آنها به فرهنگ‌ها و آیین‌های گوناگون است.

بازگشت کوتاه و آغاز مرحله دوم سفر

پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۴۰، شرکت سیتروئن فرانسه یک خودروی دو سیلندر به آنها هدیه داد. سه ماه بعد، آنها سفر دوم خود را آغاز کردند؛ این بار با تمرکز بر قاره آفریقا.

این مرحله سه سال به طول انجامید. مسیرشان از کویت و عربستان آغاز شد و پس از عبور از دریای سرخ وارد سودان شدند. آنها از کشورهای اوگاندا، کنیا، زنگبار، کنگو، زیمبابوه، آفریقای جنوبی، آنگولا، چاد، کامرون، نیجریه، غنا، ساحل عاج، گینه، الجزایر، موریتانی و مراکش عبور کردند.

عبور از جنگل ایتوری در کنگو و مواجهه با شرایط سخت اقلیمی از دشوارترین بخش‌های این مرحله بود.

قطب جنوب؛ نخستین آسیایی‌ها در ششمین قاره

در یکی از مهم‌ترین دستاوردهای خود، برادران امیدوار در سال ۱۳۴۵ همراه با یک گروه علمی شیلیایی به قطب جنوب سفر کردند و از نخستین آسیایی‌هایی بودند که قدم به این قاره گذاشتند.

این دستاورد، جایگاه آنها را در تاریخ اکتشافات معاصر تثبیت کرد.

عبدالله امیدوار؛ از جهانگردی تا نماد سینمای شیلی

پس از پایان سفرها، عبدالله امیدوار در شیلی ماندگار شد. او در سانتیاگو شرکت فیلم‌سازی تأسیس کرد، سردبیری مجلات سینمایی را برعهده گرفت و به چهره‌ای شناخته‌شده در سینمای شیلی تبدیل شد. برخی رسانه‌های شیلیایی او را نماد هنر و سینمای آن کشور توصیف کردند.

عبدالله امیدوار در ۲۴ تیر ۱۴۰۱ در سن ۸۹ سالگی در شیلی درگذشت.

عیسی امیدوار؛ بازگشت به ایران و تثبیت میراث

عیسی امیدوار به ایران بازگشت و به چهره‌ای فرهنگی تبدیل شد. او سال‌ها در موزه برادران امیدوار در کاخ سعدآباد حضور می‌یافت و شخصاً با بازدیدکنندگان دیدار می‌کرد.

درگذشت عیسی امیدوار در اردیبهشت ۱۴۰۵ پایان رسمی نسل برادران امیدوار بود؛ نسلی که مرزهای ذهنی یک جامعه را جابه‌جا کرد.

موزه برادران امیدوار؛ روایت عینی یک دهه ماجراجویی

موزه برادران امیدوار در مجموعه سعدآباد تهران، در ساختمانی متعلق به دوره قاجار تأسیس شده و در سال ۱۳۸۲ افتتاح شد. این موزه شامل:

  • جمجمه‌ها و استخوان‌های انسانی و حیوانی
  • عاج فیل
  • ابزار شکار بومیان آمازون
  • سازهای موسیقی قبایل
  • فسیل‌ها و مرجان‌های میلیون‌ساله
  • حیوانات تاکسیدرمی‌شده
  • هزاران عکس و ساعت‌ها فیلم مستند

این مجموعه، گواهی عینی بر گستره سفرهای برادران امیدوار است.

گفتنی است این موزه در اسفند ۱۴۰۴ در جریان حملات نظامی آسیب‌هایی دید که واکنش‌های گسترده‌ای را در پی داشت.

پیام‌های رسمی و واکنش‌ها به درگذشت عیسی امیدوار

پس از درگذشت عیسی امیدوار، معاونت گردشگری وزارت میراث فرهنگی و نیز قائم‌مقام وزیر میراث فرهنگی در پیام‌هایی رسمی، از او به عنوان نماد جسارت، دانش و عطش کشف ناشناخته‌ها یاد کردند.

در این پیام‌ها تأکید شد که برادران امیدوار با ثبت تصاویری از فرهنگ‌هایی که امروز دیگر وجود ندارند، میراثی بی‌بدیل برای تاریخ بشر به جا گذاشتند.

نگاه انتقادی؛ اسطوره یا روایت گزینشی؟

هرچند برادران امیدوار در ایران به عنوان پیشگامان جهانگردی شناخته می‌شوند، اما برخی پژوهشگران معتقدند روایت‌های موجود درباره سفرهای آنان نیازمند بازخوانی تاریخی و تطبیق با اسناد بین‌المللی است. همچنین پرسش‌هایی درباره نحوه گردآوری برخی اشیای موزه‌ای و استانداردهای انسان‌شناسی در دهه‌های میانی قرن بیستم مطرح شده است.

با این حال، آنچه غیرقابل انکار است، جسارت، استمرار و تأثیر فرهنگی عمیق آنها بر نگاه ایرانیان به جهان است.

برادران امیدوار؛ میراثی فراتر از سفر

در جهانی که به سرعت در حال صنعتی شدن بود، برادران امیدوار تلاش کردند نشان دهند پیشرفت تکنولوژیک لزوماً به معنای شادی بیشتر نیست. آنها به جای داوری، روایت کردند؛ به جای شعار، مشاهده کردند.

آنها پلی میان ایران و جهان ساختند؛ پلی مبتنی بر کنجکاوی، احترام و گفت‌وگو.

جمع‌بندی؛ پایان یک زندگی، آغاز یک بازخوانی

با درگذشت عیسی امیدوار، نام برادران امیدوار بیش از همیشه در جستجوها دیده می‌شود. اما اهمیت آنها صرفاً در ماجراجویی نیست؛ بلکه در نوع نگاهشان به «دیگری» است.

ده سال سفر در زمانی که جهان هنوز به هم متصل نبود، ثبت فرهنگ‌هایی که امروز تغییر کرده‌اند، و ساختن موزه‌ای که نسل‌های بعد بتوانند لمسش کنند؛ اینها میراثی است که از برادران امیدوار باقی مانده است.

دعوت به تماشای روایت کامل زندگی برادران امیدوار

اگر می‌خواهید روایت کامل، تحلیلی و مستند زندگی برادران امیدوار را با جزئیاتی کمتر شنیده‌شده ببینید، پیشنهاد می‌کنیم ویدئوکست ویژه راوکده درباره زندگی این دو جهانگرد ایرانی را تماشا کنید. این ویدئوکست پیش‌تر در یوتیوب راوکده منتشر شده و اکنون نسخه کامل آن در آپارات راوکده در دسترس است. روایتی متفاوت، بی‌پرده و تحلیلی از زندگی، سفرها، حاشیه‌ها و میراث برادران امیدوار.

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

چهارده + دوازده =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

زندگی حاج علی رزم آرا از همان آغاز، شبیه زندگی یک سیاستمدار کلاسیک نبود؛ او در سال ۱۲۸۰ خورشیدی در تهران به دنیا آمد و از دل یک خانواده نظامی بیرون آمد. پدرش، سرهنگ محمدخان رزم‌آرا، افسر توپخانه و رئیس مدرسه صاحب‌منصبان بود و برخی منابع او را وابسته به شبکه‌ای از خانواده‌های قدیم نظامی و دیوانی اواخر قاجار می‌دانند. این پیشینه باعث شد مسیر او از خیلی زود به ارتش و انضباط نظامی گره بخورد، نه به بازار و نه به دستگاه دیوانی متعارف. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در مدارس آلیانس، اقدسیه و دارالفنون گذراند و در هفده‌سالگی وارد مدرسه نظام شد. سپس برای فراگیری آموزش نوین نظامی به فرانسه رفت و دوره آکادمی نظامی سن‌سیر را گذراند؛ بریتانیکا زمان فراغت او از سن‌سیر را ۱۹۲۵ ثبت کرده است. همین آموزش اروپایی، از رزم‌آرا یک افسر صرفاً میدانی نساخت؛ بلکه او را به چهره‌ای تبدیل کرد که هم نظم ارتش مدرن را می‌شناخت و هم به برنامه‌ریزی، نقشه، سازمان و دانش نظامی به‌مثابه «علم» نگاه می‌کرد. پس از بازگشت به ایران، او در کارزارهای تثبیت اقتدار دولت مرکزی در مناطق مختلف، از جمله کردستان، لارستان و لرستان، نقش گرفت. سپس به مدیریت دانشکده افسری تهران رسید و در سال ۱۳۱۷ خورشیدی مدیر دانشکده صاحب‌منصبان تهران شد. در این دوره، چهره‌ای از او ساخته شد که بعدها در سراسر عمر سیاسی‌اش باقی ماند: افسر درس‌خوانده، سخت‌گیر، بلندپرواز و معتقد به تمرکز قدرت دولتی. برای هوادارانش، این ویژگی‌ها نشانه کارآمدی بود؛ برای منتقدانش، نشانه تمایل به اقتدارگرایی. یکی از وجوه کمتر دیده‌شده زندگی حاج علی رزم آرا، علاقه و فعالیت جدی او در جغرافیای نظامی بود. او در تهران مأمور تشکیل دایره جغرافیایی ارتش شد، در دانشگاه جنگ تاکتیک، نقشه‌خوانی و جغرافیای نظامی تدریس کرد و آثاری با نام او در حوزه «جغرافیای نظامی ایران» ثبت شد. در فهرست‌های کتابشناختی نیز «فرهنگ جغرافیایی ایران» به‌عنوان مجموعه‌ای که توسط دایره جغرافیایی ستاد ارتش و زیر نظر سپهبد علی رزم‌آرا در سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ سامان یافته، ثبت شده است. همین کارنامه فکری باعث شده است بخشی از تصویر تاریخی او صرفاً به «نخست‌وزیر مخالف ملی شدن نفت» تقلیل پیدا نکند و به‌عنوان یک افسر-تکنوکرات نیز محل توجه باشد. 
ارتباط، شاهرگ حیاتی تولید محتواست، اما برای ما در «راوکده»، این پیوند فراتر از اعداد و ارقام، یک تعهد انسانی است. در این ۸۸ روز که دسترسی به اینترنت بین‌الملل قطع و پل‌های ارتباطی معمول فروریخت، روزهای سختی بر همه ما گذشت. ما این ایام را با قلبی سنگین از وقایع اخیر، سایه جنگ و سوگ هم‌وطنان عزیزمان سپری کردیم؛ عزیزانی که هر کدام قصه‌ای ناتمام بودند.در میان این اندوه و سکوت، باور داشتیم که «آگاهی» و «روایت»، تنها دارایی ما برای دوام آوردن است. قصه‌ها نباید ناتمام می‌ماندند، چرا که قصه، تنها ریسمان اتصال ما به حقیقت و تاریخ است. در این گزارش، نگاهی می‌اندازیم به آنچه در این ۸۸ روز بر خانواده راوکده گذشت و چطور تلاش کردیم با تکیه بر زیرساخت‌های بومی، چراغ پادکست و مجله را روشن نگه داریم.
عباس زریباف از آن نام‌هایی است که اگرچه در حافظه عمومی جامعه چندان شناخته‌شده نیست، اما در تاریخ امنیتی دهه ۶۰ ایران، جایگاهی بحث‌برانگیز دارد. او در برخی روایت‌های منتشرشده، به‌عنوان یکی از نفوذی‌های سازمان مجاهدین خلق در اطلاعات سپاه پاسداران معرفی می‌شود؛ فردی که توانست تا درون ساختارهای حساس اطلاعاتی راه پیدا کند و از درون، بر روند برخی رخدادهای مهم اثر بگذارد.
```