همراهان گرامی، با پایداری مجدد اینترنت بین‌الملل، سیستم پخش آنلاین اپیزودها جایگزین مکانیسم پخش آفلاین شد. افتخار ماست که در هر شرایطی، همراه لحظات شما هستیم | کارنامه ۸۸ روزه پادکست راوکده

از خلبان رکوردشکن تا تیرباران انقلاب: زندگی و سرنوشت جنجالی منوچهر خسروداد

منوچهر خسروداد (زاده ۲۱ بهمن ۱۳۰۶، آمل – درگذشته ۲۶ بهمن ۱۳۵۷، تهران) سرلشکر خلبان هوانیروز (هواپیمایی نیروی زمینی رژیم شاهنشاهی) و از چهره‌های برجسته نظامی دوران پهلوی بود. وی به عنوان آخرین فرمانده هوانیروز شاهنشاهی خدمت کرد و در عین حال بنیان‌گذار نیروهای ویژه هوابرد ارتش ایران (تیپ ۲۳ نیروهای ویژه معروف به «نوهد» یا کلاه‌سبزهای ارتش) به شمار می‌آید. خسروداد به خاطر مهارت‌های منحصر‌به‌فرد پروازی خود «خلبان رکوردشکن» لقب گرفت و یکی از بهترین فرماندهان ارتش در زمینه هوانوردی نظامی شناخته می‌شد. با این حال، سرنوشت او با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ ایران دستخوش تغییری خونین شد؛ او پس از پیروزی انقلاب توسط دادگاه انقلاب به اتهام «مفسد فی‌الارض» محاکمه و در نهایت تیرباران گردید. زندگی پر فراز و نشیب خسروداد که از اوج افتخارات نظامی تا پایان بر بام مدرسه رفاه امتداد یافت، روایتی پیچیده از وفاداری نظامی، تحولات سیاسی و سرنوشت جنجالی یک فرمانده است.

 

تولد و ورود به ارتش

منوچهر خسروداد در سال ۱۳۰۶ خورشیدی در خانواده‌ای نظامی در شهر آمل دیده به جهان گشود. پدرش محمدعلی خسروداد افسر ارتش بود و همین زمینه نظامی باعث آشنایی او با انضباط و زندگی ارتشی از کودکی شد. پس از پایان تحصیلات متوسطه و دریافت دیپلم در سال ۱۳۲۵، خسروداد به دانشکده افسری (دبیرستان نظام) تهران وارد شد و رسماً به صف افسران جوان ارتش پیوست. او در همان سال‌های نخست خدمت، استعداد و جدیت خود را نشان داد و توجه فرماندهان مافوق را به خود جلب کرد.

خسروداد از نظر تحصیلات نظامی فردی برجسته بود. وی برای تکمیل آموزش‌های تخصصی، در دوره‌های عالی نظامی داخل و خارج از کشور شرکت کرد و به دو زبان انگلیسی و فرانسوی نیز مسلط شد. در سال‌های پس از خدمت اولیه در ایران، او جهت آموزش‌های تکمیلی عازم خارج گردید: ابتدا در ایالات متحده آمریکا دوره‌های خلبانی بالگرد و اصول نظامی ارتش آمریکا را با موفقیت گذراند، از جمله آموزش خلبانی بالگردهای ترابری در پایگاه نیروی هوایی ماکسول آلاباما. سپس در فرانسه به تحصیل در مدرسه نظامی سن-سیر پرداخت و متعاقب آن در سوئیس تحت آموزش افسران انگلیسی مدرسه سلطنتی سندهرست، فنون جنگ‌های کوهستانی را فراگرفت. این آموزش‌های متنوع، خسروداد را به افسر‌ی همه‌جانبه و کارآزموده تبدیل کرد که دانش نظری را با توان عملیاتی در میادین نبرد درهم‌آمیخته بود.

خسروداد زندگی شخصی آرام و بی‌حاشیه‌ای داشت. او ازدواج کرده بود اما بعدها از همسرش جدا شد و با تنها دخترش زندگی می‌کرد. گفته می‌شود علاقه زیادی به حیوانات داشت و تعدادی سگ نگهبان از نژاد گرگی نگهداری می‌کرد که متأسفانه پس از انقلاب توسط نیروهای کمیته از بین برده شدند. برادر او، امیر خسروداد، نیز در رسته هوانیروز ارتش خدمت می‌کرد و تا درجه سرهنگی ارتقا یافت. این پیشینه خانوادگی نشان می‌دهد خسروداد در محیطی رشد کرد که خدمت نظامی و وفاداری به وطن ارزش والایی داشت.

 

صعود در نیروی زمینی شاهنشاهی و هوانیروز

با تأسیس یگان هوانیروز در سال ۱۳۴۱، ارتش به تربیت افسرانی برای فرماندهی این نیروی تازه‌تأسیس نیاز داشت. منوچهر خسروداد که توانایی‌های بالایی از خود نشان داده بود، به عنوان یکی از افسران منتخب برای نقش‌آفرینی در هوانیروز برگزیده شد. در سال ۱۳۴۱ (۱۹۶۳ میلادی) او جهت آموزش تخصصی هوانوردی به آمریکا اعزام گردید و پس از طی دوره‌های مختلف پرواز با بالگرد و آشنایی با آیین‌نامه‌های ارتش ایالات متحده، موفق به دریافت مدرک خلبانی ارتش آمریکا شد. بازگشت خسروداد به ایران در اسفند ۱۳۵۰ نقطه عطفی در کارنامه او بود؛ به محض مراجعت، وی به سمت فرمانده هواپیمایی نیروی زمینی رژیم شاهنشاهی (هوانیروز) منصوب شد. همچنین او به آجودانی کل فرمانده نیروی زمینی ارتش نیز دست یافت که نشان‌دهنده اعتماد بالای سلسله‌مراتب ارتش به توان مدیریتی او بود. در فروردین ۱۳۵۴، خسروداد به دلیل شایستگی‌هایش یک درجه ترفیع گرفت و در سن حدود ۴۸ سالگی به سِمَت سرلشکری نائل آمد.

یکی از مهم‌ترین نقش‌های خسروداد در ارتش شاهنشاهی، سازمان‌دهی و توسعه هوانیروز به عنوان یک نیروی راهبردی بود. تحت فرماندهی او، هوانیروز ایران به سرعت رشد کرد و به یکی از بزرگ‌ترین و نیرومندترین یگان‌های هلیکوپتری جهان در دهه ۱۳۵۰ تبدیل شد. منابع تاریخی اشاره می‌کنند که ارتش شاهنشاهی از لحاظ تعداد و توانمندی بالگردها، پس از ایالات متحده و شوروی در رتبه سوم جهان قرار داشت. این پیشرفت چشمگیر، مرهون مدیریت و بینش خسروداد در تجهیز، آموزش و نگهداشت یگان‌های هوانیروز بود. او در سال‌های ابتدایی دهه ۵۰ شمسی تلاش کرد تا با جذب بهترین نیروها و بهره‌گیری از مستشاران نظامی خارجی، هوانیروز را به نیرویی مدرن و واکنش‌سریع بدل کند. سرلشکر خسروداد دومین فرمانده هوانیروز در تاریخ این یگان بود و تا سال ۱۳۵۷ (انقلاب اسلامی) این مسئولیت را بر عهده داشت.

از دیگر اقدامات مهم خسروداد، تأسیس نیروهای ویژه هوابرد ارتش ایران بود. او با همکاری مستشاران آمریکایی، در دهه ۱۳۴۰ تیپ نیروهای مخصوص هوابرد را تشکیل داد که بعدها به تیپ ۲۳ نوهد (نیروی ویژه هوابرد ارتش) مشهور شد. این یگان نخبه که اعضایش به «کلاه‌سبزهای ارتش» معروف شدند، در عملیات‌های چتربازی، ضدچریک، کوهستانی و شهری تخصص یافتند. خود خسروداد مدتی در تیپ ۲۳ هوابرد نیروی ویژه ارتش حضور داشت و از نزدیک بر آموزش و سازمان‌دهی آن نظارت می‌کرد. شکل‌گیری نوهد به ارتش امکان داد که در شرایط بحرانی، نیروهای ورزیده و آموزش‌دیده‌ای برای مأموریت‌های ویژه در اختیار داشته باشد. این نیروی ویژه بعدها در جنگ‌ها و مأموریت‌های متعددی شرکت کرد و میراثی ماندگار از دوران فرماندهی خسروداد بر جای گذاشت.

 

افتخارات و رکوردهای نظامی

منوچهر خسروداد علاوه بر شایستگی‌های فرماندهی، در عرصه مهارت‌های فردی نیز چهره‌ای برجسته بود. او یک خلبان زبده بالگرد به شمار می‌رفت که توانست نام خود را با ثبت رکوردهای جهانی پرواز در تاریخ هوانوردی نظامی ثبت کند. در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۵۴ (۲۹ آوریل ۱۹۷۵)، خسروداد به همراه یک خلبان آزمایش‌گر آمریکایی (سرهنگ کلم ای. بیلی) با استفاده از نخستین فروند بالگرد پیشرفته بل-۲۱۴ که تازه به ایران تحویل داده شده بود، ۵ رکورد جهانی جدید پرواز با بالگرد را به ثبت رساند. در این پرواز تاریخی که در شهر اهواز انجام شد، بالگرد آنها طی مدت ۱ دقیقه و ۵۸ ثانیه به ارتفاع ۳۰۰۰ متری رسید. سپس در ۵ دقیقه و ۱۳ ثانیه ارتفاع ۶۰۰۰ متر را فتح کرد و در مدت ۱۵ دقیقه و ۵ ثانیه از مرز ۹۰۰۰ متر گذر نمود. بالگرد تحت کنترل خسروداد موفق شد برای ۳۰ ثانیه در ارتفاع ۹۰۱۰ متری پرواز پایدار داشته باشد و حداکثر ارتفاع قابل دسترس را به ۹۰۷۰ متر برساند. این دستاوردها، در کلاس بالگردهای متوسط دنیا بی‌سابقه بود و عنوان «خلبان رکوردشکن» را شایسته خسروداد کرد. شکستن رکورد اوج‌گیری عمودی که پیشتر در دست یک افسر آمریکایی بود، نشان داد مهارت فنی و جسارت این فرمانده ایرانی در سطح جهانی قرار دارد.

خسروداد همچنین در زمینه ورزش‌های نظامی و سوارکاری سرآمد بود. او سال‌ها به ورزش سوارکاری می‌پرداخت و حتی عنوان قهرمان پرش با اسب ایران را در کارنامه داشت. وی مدتی نیز رئیس فدراسیون سوارکاری ایران بود و نقشی موثر در ترویج ورزش‌های رزمی و سواری در میان نیروهای مسلح ایفا کرد. علاقه او به ورزش تنها به سوارکاری محدود نبود؛ خسروداد به ورزش اسکی نیز عشق می‌ورزید و اوقات فراغت خود را در پیست‌های اسکی سپری می‌کرد. مجموعه این فعالیت‌ها و افتخارات نشان می‌دهد او یک نظامی همه‌فن‌حریف بود که توانایی‌هایش صرفاً به میدان نبرد محدود نمی‌شد. خسروداد در طول خدمت خود مفتخر به دریافت نشان‌ها و مدال‌های متعدد گردید که از آن جمله می‌توان به دریافت نشان شیر و خورشید از سوی محمدرضا شاه پهلوی اشاره کرد. کسب این مدال عالی‌رتبه، به پاس خدمات ارزشمند و وفاداری او به کشور بود.

 

جنگ ظفار و تجربه‌های میدانی

کارنامه نظامی خسروداد تنها به تمرینات و مسئولیت‌های ستادی محدود نبود. او تجربیات میدانی قابل توجهی نیز کسب کرد و در ماموریت‌های برون‌مرزی ارتش شاهنشاهی حضور داشت. در میانه دهه ۱۳۵۰، حکومت سلطنتی عمان در شبه‌جزیره عربستان با شورش‌های کمونیستی در منطقه ظُفار مواجه بود. ایرانِ دوران پهلوی به عنوان متحد عمان، برای کمک به سرکوب شورشیان ظفار نیروی نظامی اعزام کرد. ژنرال منوچهر خسروداد به همراه یک گردان هوایی چترباز ایرانی در جنگ ظفار شرکت نمود و نقش موثری در حمایت هوایی و لجستیکی نیروهای عمانی ایفا کرد. حضور او در این نبرد خارجی، توان رزمی و قدرت تطبیق نیروهای تحت امرش را به نمایش گذاشت. بنابر گزارش‌ها، توانایی بالای خسروداد در به‌کارگیری هوانیروز در شرایط جنگی واقعی، باعث شد تا ارتش ایران تجربیات ارزشمندی در جنگ‌های نامتقارن کسب کند. موفقیت عملیات‌های هلی‌برن (هلیکوپتر سوار) تحت فرماندهی خسروداد در ارتفاعات و جنگل‌های ظفار، اعتبار او را به عنوان یک فرمانده میدان نیز تثبیت کرد.

افزون بر ظفار، ناآرامی‌های داخلی دهه ۵۰ در ایران نیز آزمون دیگری برای خسروداد بود. با گسترش تظاهرات ضدحکومتی در سال ۱۳۵۷، ارتش شاهنشاهی در مواردی برای کنترل اوضاع به کار گرفته شد. هرچند نیروی هوانیروز مستقیماً یگان سرکوب نبود، اما بالگردهای این نیرو جهت نمایش قدرت یا جابه‌جایی نیروهای ضدشورش استفاده می‌شدند. برخی منابع انقلابی پس از سقوط رژیم پهلوی مدعی شدند که خسروداد در سرکوب اعتراضات و حوادثی مانند واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ (جمعه سیاه) نقش داشته است و شخصاً فرمان استفاده از بالگردها علیه تظاهرکنندگان در میدان ژاله تهران را صادر کرده بود. این ادعاها موجب شد نام او در شمار «عاملان کشتار مردم» در ادبیات رسمی دادگاه‌های انقلاب قرار گیرد. سرلشکر خسروداد در دادگاه انقلاب متهم شد که هدایت مستقیم تیراندازی مرگبار روز ۱۷ شهریور را بر عهده داشته است. با این حال، هیچ مدرک قطعی و مستقلی دال بر حضور یا دخالت مستقیم او در وقایع جمعه سیاه وجود نداشت. بسیاری از هم‌دوره‌های او در ارتش معتقد بودند خسروداد بیشتر مشغول آماده‌سازی یگان‌های هوانیروز برای دفاع از کشور در برابر تهدیدات خارجی بود و ورود مستقیم به سیاست سرکوب داخلی، با روحیه غیرسیاسی و حرفه‌ای او سازگار نبوده است. در واقع، او بارها تأکید کرده بود که «ارتش از سیاست جداست» و نظامیان تنها باید مطیع اوامر دولت قانونی کشور باشند. در خاطرات هم‌رزمانش نقل شده که خسروداد در ماه‌های منتهی به انقلاب، ضمن ابراز وفاداری به سوگند نظامی خود، گفته بود: «ما سربازیم و با سیاست کاری نداریم؛ من مطیع هر کسی که کشور را اداره کند هستم.». این جمله نشان می‌دهد که او یک نظامی حرفه‌ای غیرسیاسی بود که اعتقاد داشت ارتش نباید به بازی‌های قدرت وارد شود. بنابراین احتمالاً در وقایع داخلی ۱۳۵۷ نیز خسروداد شخصاً نقشی ایفا نکرد و صرفاً به عنوان یک فرمانده وفادار به سلسله‌مراتب، تابع تصمیمات مقامات بالاتر بود.

 

انقلاب ۱۳۵۷ و اعلام بی‌طرفی ارتش

با شعله‌ورتر شدن آتش انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و فرار شاه از کشور در دی‌ماه آن سال، وفاداری و تصمیم‌گیری فرماندهان ارتش شاهنشاهی به آزمایشی سرنوشت‌ساز کشیده شد. در روزهای بحرانی ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ (اوج درگیری‌های خیابانی در تهران)، شورای عالی فرماندهان نظامی تشکیل جلسه داد تا درباره سرنوشت ارتش در قبال انقلاب تصمیم بگیرد. سرلشکر منوچهر خسروداد نیز یکی از ۲۷ فرمانده بلندپایه ارتش بود که در جلسه سرنوشت‌ساز ۲۲ بهمن حضور یافت و همراه با سایرین بیانیه بی‌طرفی ارتش را امضا کرد. این بیانیه تاریخی اعلام می‌کرد که نیروهای مسلح در منازعات سیاسی جاری دخالت نخواهند کرد و عملاً خود را از صحنه نبرد خیابانی کنار می‌کشند. تصمیم به بی‌طرفی ارتش، دولت بختیار را تضعیف و پیروزی انقلابیون را نهایی کرد. خسروداد با امضای این اعلامیه بی‌طرفی، وفاداری خود را به تصمیم جمعی ارتش و جلوگیری از خونریزی بیشتر نشان داد. برخی این اقدام را ناشی از واقع‌بینی او می‌دانند که دریافته بود ادامه مقاومت بی‌فایده است، در حالی که گروهی دیگر معتقدند او با این کار به سوگند وفاداری خود به شاه پشت کرد. به هر روی، امضای بیانیه بی‌طرفی توسط فرمانده هوانیروز – که نقشی کلیدی در پشتیبانی هوایی نیروهای زمینی داشت – نشانه‌ای مهم از فروپاشی ماشین نظامی رژیم گذشته بود.

تنها یک روز پس از بیانیه بی‌طرفی، حکومت پهلوی سقوط کرد و انقلابیون قدرت را در تهران به دست گرفتند. در این شرایط آشفته، جان بسیاری از مقامات سابق در خطر قرار گرفت. خسروداد که در روزهای ۲۲ و ۲۳ بهمن همچنان در محل ستاد کل ارتش حضور داشت، دو روز پس از پیروزی انقلاب (۲۴ بهمن ۱۳۵۷) توسط نیروهای کمیته انقلاب اسلامی بازداشت شد. برخی گزارش‌ها حاکی است که او می‌توانست کشور را ترک کند یا مخفی شود، اما چنین نکرد و حتی به گفته نزدیکانش داوطلبانه خود را تسلیم نیروهای جدید کرد چرا که گمان می‌برد مرتکب خیانتی نشده و خطری متوجهش نخواهد بود. اما این تصورات خوش‌بینانه درست از آب درنیامد. خسروداد به سرعت تحویل دادگاه انقلاب اسلامی شد تا به اتهاماتش رسیدگی شود.

 

دادگاه انقلاب و تیرباران بر پشت‌بام مدرسه رفاه

منوچهر خسروداد در بهمن ۱۳۵۷ به همراه جمعی دیگر از فرماندهان ارشد رژیم سابق، به دادگاه فوق‌العاده انقلاب اسلامی سپرده شد. ریاست این دادگاه‌ها را حجت‌الاسلام صادق خَلخالی – حاکم شرع منصوب امام خمینی – بر عهده داشت. دادگاه خسروداد و سه نفر دیگر از ژنرال‌های دیگر (نعمت‌الله نصیری، مهدی رحیمی و رضا ناجی) در روز پنج‌شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ در محل مدرسه علوی تهران برگزار شد. این چهار نفر نخستین گروه از مقامات حکومت پهلوی بودند که پس از انقلاب محاکمه و بلافاصله به اعدام محکوم شدند. دادگاه انقلابی خسروداد پشت درهای بسته و ظرف چند ساعت برگزار گردید و متهمان فرصت چندانی برای دفاع پیدا نکردند. طبق اعلامیه رسمی دادگاه، اتهامات عمومی وارد‌شده به خسروداد و هم‌قطارانش «شکنجه و کشتار مردم» و «خیانت به کشور» عنوان گردید. گرچه دادگاه جزئیات اتهامات انفرادی او را تصریح نکرد، اما عنوان «مفسد فی‌الارض» به خسروداد نسبت داده شد و بر اساس همین حکم فقهی، رای به اعدام و مصادره اموال وی صادر گردید. پس از صدور حکم، اعضای دادگاه انقلابی مطابق روال آن ایام برای تایید آن به حضور امام خمینی رسیدند و ایشان نیز حکم اعدام را مورد تایید قرار داد.

بدین ترتیب، در نیمه‌شب ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ حکم اعدام سرلشکر خسروداد به اجرا درآمد. حدود ساعت ۱۱:۴۵ شب، او را به همراه سه محکوم دیگر به پشت‌بام مدرسه رفاه – محل استقرار کمیته انقلاب – بردند تا تیرباران شوند. در واپسین لحظات زندگی، خسروداد رفتاری از خود نشان داد که حتی شاهدان انقلابی نیز از آن به عنوان شجاعت و وقار یاد کرده‌اند. به نقل از خبرنگار روزنامه اطلاعات و شاهدان عینی، هنگامی که مأموران قصد بستن چشم محکومان را داشتند، خسروداد با صدای رسا گفت: «من نیازی به چشم‌بند ندارم». او اجازه نداد چشمانش بسته شود و برخی روایت کرده‌اند که خطاب به جوخه اعدام اعلام کرد: «اینجا من ارشد هستم و خودم حکم تیر را صادر می‌کنم!». لحظاتی بعد، در حالی که خسروداد و همراهانش در مقابل جوخه آتش ایستاده بودند، فرمان آتش توسط یکی از افسران انقلابی داده شد و رگباری از گلوله‌ها سینه آنان را شکافت. سرلشکر خسروداد در دم جان سپرد و پیکرش سحرگاه روز بعد در قطعه ۸۲ بهشت‌زهرای تهران به خاک سپرده شد.

به نوشته روزنامه‌ها در فردای آن واقعه، صدور حکم اعدام این چهار ژنرال به اتهام مشارکت مستقیم در کشتار مردم ایران صورت گرفت. فضای احساسی پس از اعدام چنان بود که جوانان پاسدار مستقر در اطراف محل اعدام با شلیک هوایی، این رویداد را به عنوان «اجرای عدالت الهی» جشن گرفتند. خبر تیرباران از بلندگوها به اطلاع مردم حاضر در خیابان‌های اطراف رسید و بسیاری از انقلابیون از این مجازات سریع ابراز خشنودی کردند. به این ترتیب، پرونده زندگی منوچهر خسروداد با اینگونه بسته شد.

 

تماشای ویدئوکست زندگی منوچهر خسروداد

زندگی و سرنوشت منوچهر خسروداد نمونه‌ای جذاب از تاریخ معاصر نظامی ایران است که ابعاد گوناگونی دارد. اگر به آشنایی بیشتر با جزئیات حیات این فرمانده بزرگ علاقه‌مند هستید، از شما دعوت می‌کنیم ویدئوکست کامل زندگی منوچهر خسروداد را در کانال یوتیوب راوکده تماشا کنید. در این ویدئوکست، با روایت تصویری و مفصل‌تری از دوران اوج هوانیروز ایران تا سقوط خونین خسروداد در شب‌های انقلاب آشنا خواهید شد. مشاهده این برنامه، شما را به سفری پرهیجان در دل حوادث واقعی و ناگفته‌های زندگی این فرمانده می‌برد و تصویری ملموس‌تر از فراز و فرودهای سرنوشت او ارائه می‌دهد. تماشای این ویدئوکست را از دست ندهید تا با چهره واقعی منوچهر خسروداد و نقش او در تاریخ نظامی ایران بیشتر آشنا شوید. همچنین از فروردین ۱۴۰۵، بخشی از ویدئوکست‌های ما، در کانال آپارات راوکده هم منتشر می‌شود!

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

2 × 1 =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

سرهنگ بهزاد معزی، عضو قدیمی سازمان منافقین که سابقه فراری دادن شاه مخلوع پهلوی در سال ۵۷ و همچنین فراری دادن ابوالحسن بنی‌صدر، رییس‌جمهور معزول به همراه مسعود رجوی رئیس سازمان تروریستی منافقین (سازمان مجاهدین خلق) در مرداد سال ۶۰ را در کارنامه داشت، پنج روز قبل (۲۱ دی ماه) در سن ۸۳ سالگی بر اثر سرطان خون در بیمارستانی در پاریس فوت کرد و مریم رجوی، مرگ معزی را به اعضای سازمان منافقین تسلیت گفت.
ابوالحسن بنی‌صدر، اولین رئیس‌جمهور ایران، در سن ۸۸ سالگی در پاریس درگذشت. بنی‌صدر در چهار دهه اخیر، تحت تدابیر امنیتی در فرانسه زندگی می‌کرد. ابوالحسن بنی‌صدر کمتر از دو سال پس از انتخاب به ریاست جمهوری، از مقامش عزل شد؛ به فرانسه گریخت و در سلک مخالفان جمهوری اسلامی به سخنرانی و فعالیت سیاسی ادامه داد.
امروز هفتم مرداد چهل و یکمین سالروز فرار سید ابوالحسن بنی‌صدر ، اولین رییس جمهور ایران و مسعود رجوی سرکرده گروهک تروریستی منافقین از ایران در سال ۱۳۶۰ است.
```