فیروزه بنیصدر، فرزند ارشد سید ابوالحسن بنیصدر – نخستین رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران – یکی از چهرههایی است که زندگی شخصیاش با مهمترین فصلهای تاریخ معاصر ایران گره خورده است. زندگی فیروزه بنیصدر ترکیبی است از تجربهی یک خانوادهی سیاستمدار، ازدواج جنجالی با مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق، جدایی پرهزینه از این پیوند ایدئولوژیک، فاصله گرفتن از خشونت و فرقهگرایی، و ساختن هویتی مستقل به عنوان پزشک متخصص، استاد دانشگاه و کنشگر سیاسی در تبعید.
در این زندگینامهٔ تحلیلی، تلاش میکنیم بر اساس اطلاعات و روایتهای مستند، تصویری چندلایه از زندگی و سرنوشت فیروزه بنیصدر ارائه کنیم:
از کودکی او در سایهی انقلاب ۵۷ و ریاستجمهوری پدرش، تا ازدواج فیروزه بنیصدر و مسعود رجوی، ماجرای مهریهی نمادین «استقلال و آزادی ایران»، جدایی و «پسگرفتن مهریه»، ادامهی تحصیل در فرانسه، فعالیت پزشکی در حوزه بیماریهای عفونی، حضور پررنگ در بحثهای مربوط به کرونا، مواضع سیاسیاش در برابر استبداد دینی و سلطنتی، و نسبت فکری و عاطفی او با ابوالحسن بنیصدر.
پیشزمینهٔ خانوادگی و کودکی در متن انقلاب
فیروزه بنیصدر؛ دختر بزرگ نخستین رئیسجمهور جمهوری اسلامی
فیروزه بنیصدر حدود سال ۱۳۴۸ شمسی در خانوادهای بهشدت سیاسی متولد شد. پدر او، ابوالحسن بنیصدر، از چهرههای شاخص مبارزه با حکومت پهلوی و همراهان اصلی آیتالله خمینی در دوران تبعید بود؛ فردی که پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ بهعنوان نخستین رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد.
مادر فیروزه، عذرا حسینی (عذرا بنیصدر)، اهل همدان و از بستگان نزدیک ابوالحسن بنیصدر است. حاصل این ازدواج سه فرزند بود و فیروزه بنیصدر، فرزند ارشد و دختر بزرگ این خانواده به شمار میآید.
کودکی در خانهای غرق در سیاست
خانهی خانواده بنیصدر از همان ابتدا درگیر بحثهای سیاسی، کتاب، جلسات، نامهنگاریهای سیاسی و رفتوآمد فعالان بود. خود فیروزه بنیصدر بعدها گفته است که «از کودکی در سیاست غرق بوده» و مفاهیمی مانند آزادی، استقلال، عدالت و مبارزه با استبداد، فضای تنفسی کودکی او را شکل میداد.
با پیروزی انقلاب ۵۷، فیروزه حدود ۹ سال داشت. او در همین سن شاهد اوجگیری قدرت پدرش بود:
انتخاب ابوالحسن بنیصدر به ریاستجمهوری در بهمن ۱۳۵۸،
سپس درگیریهای او با حزب جمهوری اسلامی،
عزل از فرماندهی کل قوا،
و سرانجام برکناریاش از ریاستجمهوری در خرداد ۱۳۶۰.
این رویدادها تنها وقایع سیاسی نبودند؛ به سرعت زندگی خصوصی خانواده بنیصدر را زیر و رو کردند. عذرا حسینی مادر فیروزه برای مدتی بازداشت شد و خود بنیصدر وارد مرحلهی زندگی مخفی و سپس خروج از کشور گردید. کودکی فیروزه به این ترتیب در متن یکی از پرتلاطمترین دورههای تاریخ ایران گذشت.
خروج از ایران، تبعید و ائتلافهای آغازین
فرار از ایران و آغاز زندگی در تبعید
پس از عزل از ریاستجمهوری، ابوالحسن بنیصدر مدتی مخفی شد و سپس همراه مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق، از ایران گریخت. گزارشها حاکی است که بنیصدر و دخترش فیروزه در سال ۱۳۶۰ بهطور مخفیانه و در شرایطی پرخطر از کشور خارج شدند و به فرانسه پناه بردند.
برای فیروزه بنیصدر شانزدهساله، این خروج از ایران تنها یک مهاجرت عادی نبود؛ او در اوج شکلگیری هویت شخصی، ناگهان از کشور، زبان و محیط اجتماعیاش جدا شد و وارد زندگی تبعیدی گردید که از همان ابتدا با سیاست، ائتلافهای اپوزیسیون و درگیریهای ایدئولوژیک گره خورده بود.
ازدواج با مسعود رجوی — پیوند ایدئولوژیک یا ائتلاف سیاسی؟
داستان ازدواج فیروزه بنیصدر و مسعود رجوی
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای زندگی فیروزه بنیصدر، ازدواج او با مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران است. این ازدواج در مهر ۱۳۶۱ و در سالهای آغاز تبعید در فرانسه رخ داد؛ زمانی که فیروزه حدود ۱۸ سال داشت و پدرش همچنان در ائتلاف سیاسی با رجوی در قالب «شورای ملی مقاومت» قرار داشت.
این پیوند از همان ابتدا تنها یک ازدواج عاطفی تلقی نشد؛ بلکه بهعنوان نمادی سیاسی و وصلت ایدئولوژیک میان نخستین رئیسجمهور برکنارشده جمهوری اسلامی (بنیصدر) و رهبر سازمان مجاهدین خلق (رجوی) تعبیر شد. سازمان مجاهدین خلق در رسانهها و نشریات خود این ازدواج را بهعنوان نشانهی اتحاد و همبستگی با بنیصدر برجسته میکرد.
مهریهی جنجالی؛ «استقلال و آزادی ایران»
خود فیروزه بنیصدر بعدها گفته است که در تعیین مهریه این ازدواج، عبارتی کاملاً سیاسی و نمادین برگزیده:
«استقلال و آزادی ایران»
او استقلال و آزادی میهن را بهعنوان مهریهی ازدواجش تعیین کرد؛ حرکتی که نشان میدهد تا چه حد هویت شخصی، عاطفی و سیاسی او در هم تنیده بوده است. همین مهریه بعدها به نقطهی محوری در روایت او از جدایی از مسعود رجوی تبدیل شد.
موضع ابوالحسن بنیصدر درباره این ازدواج
ابوالحسن بنیصدر در سالهای بعد در مصاحبهای توضیح داد که شخصاً با این ازدواج موافق نبود، اما به استقلال رأی دخترش احترام گذاشت و آن را تحمیل نکرد. او تأکید کرد که برخلاف شایعات، این یک «ازدواج طراحیشدهٔ سیاسی از سوی او» نبود، بلکه ابتکار خود فیروزه بود. همین احترام به استقلال فردی، یکی از نکات مهم در رابطه پدر و دختر است که در ادامه بیشتر به آن خواهیم پرداخت.
جدایی، «پسگرفتن مهریه» و انفصال مسیرها
طلاق فیروزه بنیصدر از مسعود رجوی
ازدواج فیروزه بنیصدر و مسعود رجوی بیش از دو سال دوام نیاورد. در بهمن ۱۳۶۳ (۱۹۸۵ میلادی)، این ازدواج به طلاق انجامید. دلیل اصلی جدایی، اختلافات سیاسی و اخلاقی عمیقی بود که میان بنیصدر و رجوی شکل گرفت؛ بهخصوص زمانی که مسعود رجوی تصمیم گرفت با صدام حسین، رهبر رژیم بعث عراق، در میانه جنگ ایران و عراق همکاری کند.
همکاری مسعود رجوی با صدام و واکنش فیروزه بنیصدر
ابوالحسن بنیصدر، که استقلال ایران برایش اصل بنیادی بود، همکاری مجاهدین خلق با صدام را خیانتی آشکار به آرمان استقلال ایران میدانست و به همین دلیل از شورای ملی مقاومت جدا شد. فیروزه بنیصدر نیز در این نقطهی حساس تاریخی، در کنار پدر ایستاد و از رجوی فاصله گرفت.
فیروزه بعدها روایت کرد: زمانی که رجوی در پاریس با طارق عزیز، نماینده صدام، دیدار کرد و به سمت همپیمانی نظامی با عراق رفت، او این اقدام را نقض آشکار مهریهی خود دانست؛ چون «استقلال و آزادی ایران» – که مهریهاش بود – زیر پا گذاشته میشد. به همین دلیل است که فیروزه میگوید:
«با افتخار مهریهام را از مسعود رجوی پس گرفتم.»
او و پدرش بارها با رجوی بحث کردند تا او را از رفتن به عراق منصرف کنند و هشدار دادند که این تصمیم هم برای ایران و هم برای آیندهٔ خود او فاجعهبار خواهد بود. اما رجوی بر انتخاب خود پافشاری کرد و همین تصمیم، بهگفته فیروزه، عامل اصلی فروپاشی زندگی مشترکشان شد.
از «عروس رهبر فرقه» تا زن مستقل تبعیدی
این جدایی برای فیروزه بنیصدر تنها پایان یک ازدواج نبود؛ بلکه گذار مهمی در هویت او رقم زد:
او از جایگاه «عروس رهبر سازمان مجاهدین خلق» فاصله گرفت و به زنی تبدیل شد که حاضر بود به خاطر آرمان ملی و استقلال ایران، از پیوندی پرقدرت و پرجنجال چشم بپوشد. این نقطه عطف، در شکلگیری جایگاه امروزی فیروزه بنیصدر در میان منتقدان فرقه رجوی و مخالفان استبداد، نقشی محوری دارد.
مسیر علمی و حرفهای — از طبابت تا استادی در فرانسه
تحصیلات پزشکی فیروزه بنیصدر در فرانسه
پس از طلاق از مسعود رجوی، تمرکز فیروزه بنیصدر از سیاست روزمره به سمت تحصیلات عالی و حرفه پزشکی رفت. او در فرانسه وارد رشته پزشکی شد، دوره دکترای عمومی را گذراند و سپس در تخصص بیماریهای داخلی و بعد در حیطه بیماریهای عفونی به تحصیل و کار پرداخت.
فعالیت بهعنوان متخصص بیماریهای عفونی
سالها فعالیت فیروزه بنیصدر در بیمارستانها و مراکز دانشگاهی فرانسه سپری شد. گزارشها نشان میدهد که او مدتی در بیمارستان «تنون» (Tenon) و برخی مراکز آموزشی وابسته به دانشگاههای پزشکی در پاریس مشغول طبابت و تحقیق بوده است.
او بهتدریج مسیر رشد علمی را طی کرد و به مرتبه استادی پزشکی رسید. طبق اطلاعات موجود، فیروزه بنیصدر اکنون استاد پزشکی و رئیس یکی از بخشهای بیمارستان دانشگاهی در شهر رِنس (ریمز) فرانسه است؛ مسیری که نشان میدهد او تبعید را صرفاً در قالب فعالیت سیاسی تعریف نکرد، بلکه در عرصه حرفهای نیز هویتی مستقل و معتبر ساخت.
زندگی شخصی پس از رجوی — ازدواج دوم و ثبات خانوادگی
ازدواج با پروفسور مهران مصطفوی
فیروزه بنیصدر پس از جدایی از مسعود رجوی، زندگی خانوادگی تازهای برای خود ساخت. او بار دیگر ازدواج کرد و همسر دومش پروفسور مهران مصطفوی، استاد ایرانی مقیم فرانسه در حوزه فیزیک و شیمی است. این ازدواج، برخلاف پیوند نخست، در فضایی آرامتر، علمیتر و دورتر از جنجالهای رسانهای و فرقهای شکل گرفت.
مادر و همسر در سایهی آرامش، نه سیاست
حاصل این ازدواج، دختری است که در دهه ۱۳۸۰ به دنیا آمد و اکنون در فرانسه زندگی میکند. به گفته کسانی که از نزدیک خانواده فیروزه را میشناسند، نقش مادری و همسری او در این ازدواج، بهکلی با دوران رجوی متفاوت است: خبری از فشارهای ایدئولوژیک، زندگی مخفی یا استفاده تبلیغاتی از رابطه شخصی نیست. فیروزه در کنار همسر دانشگاهیاش، زندگیای آرام و در عین حال فعال و حرفهای را بنا کرده است.
کنش سیاسیِ مستقل — از همکاری با پدر تا نقد فرقهگرایی
از «دختر رئیسجمهور» تا فعال سیاسی در تبعید
هرچند فیروزه بنیصدر هرگز منصب رسمی در جمهوری اسلامی یا در دولتهای در تبعید نپذیرفت، اما زندگیاش همواره با سیاست گره خورده است. در نوجوانی، او «دختر نخستین رئیسجمهور» بود؛ سپس در اوایل دهه ۶۰، عنوان «عروس مسعود رجوی» را یدک میکشید و رسانههای سازمان مجاهدین خلق از این نسبت بهعنوان ابزار تبلیغاتی استفاده میکردند.
با جدایی از سازمان مجاهدین خلق، فیروزه راه مستقلی در سیاست پیمود. او عمدتاً در کنار پدرش، ابوالحسن بنیصدر، و سپس بهعنوان چهرهای مستقل فعالیت کرد: همکاری در تدوین بیانیهها، مشارکت در نشریه «انقلاب اسلامی در هجرت»، و نگارش مقالات تحلیلی در رسانههای فارسیزبان خارج از کشور. تجربه زیستهی او از دو نوع قدرت – جمهوری اسلامی و یک سازمان مسلحِ در حال تبدیل به فرقه – به او نگاه انتقادی ویژهای نسبت به استبداد و فرقهگرایی داده است.
حقوق زنان و پروندهٔ بتول سلطانی — فرقه و سوءاستفادهٔ ایدئولوژیک
دیدار با بتول سلطانی و افشای پشتپرده فرقه رجوی
یکی از مهمترین عرصههای کنش اجتماعی فیروزه بنیصدر، دفاع از حقوق زنان در برابر سوءاستفادههای ایدئولوژیک، بهویژه در تشکیلات مجاهدین خلق، است. در آبان ۱۳۸۹، او در پاریس میزبان بتول سلطانی – عضو جداشده شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق – بود. در این دیدار، گفتوگوی مفصلی درباره وضعیت زنان در فرقه رجوی انجام شد.
بتول سلطانی در این گفتوگو، از جلسات موسوم به «رقص رهایی»، استثمار جنسی ایدئولوژیک زنان و سوءاستفادههای شخصی مسعود رجوی پرده برداشت؛ اینکه چگونه رهبر سازمان با سوءاستفاده از ایمان و تعلق ایدئولوژیک زنان، آنان را به ابزاری برای تثبیت قدرت خود تبدیل کرده بود.
تحلیل فیروزه بنیصدر از رفتار فرقهای رجوی
فیروزه بنیصدر، که خود زمانی در قلب این ساختار قرار داشت، با شنیدن این روایتها شگفتزده نشد؛ برعکس، رفتار رجوی را مصداق کامل رهبر یک فرقه تمامعیار دانست. او تأکید کرد که تبدیل شدن سازمان مجاهدین خلق به فرقه، یک روند تدریجی و قانونمند داشته و تصمیمهای کلیدی مانند رفتن به عراق و اتحاد با صدام، نقش تعیینکنندهای در این انحراف داشته است.
افشاگریهای صریح فیروزه درباره تجاوز جنسی، طلاقهای اجباری، تحقیر زنان و سوءاستفادهی ایدئولوژیک در سازمان رجوی، بازتاب گستردهای یافت و او را به یکی از مهمترین شاهدان و منتقدان درونی این فرقه بدل کرد؛ کسی که از جایگاه «همسر سابق رهبر» به «منتقد صریح فرقه» تبدیل شده است.
مواضع کلان سیاسی — ضد استبداد دینی و سلطنتی، استقلالمحوری
نقد همزمان جمهوری اسلامی و سلطنت پهلوی
در تحلیلهای سیاسی فیروزه بنیصدر، یک محور ثابت دیده میشود: مخالفت با هر شکل از استبداد؛ چه در قالب ولایت فقیه و جمهوری اسلامی، چه در قالب سلطنت پهلوی. او بارها تأکید کرده که جمهوری اسلامی از ابتدا با تمرکز قدرت در دست روحانیت و ساختار ولایت فقیه، راه استبداد تازهای را گشود و آرمانهای مردمسالارانه انقلاب ۵۷ را زیر پا گذاشت.
در عین حال، فیروزه بنیصدر یادآور میشود که رژیم پهلوی نیز با ساواک، شکنجه، سرکوب مخالفان و وابستگی به قدرتهای خارجی، نظامی استبدادی بوده است. او در مقالهای در ژانویه ۲۰۲۴، نشان داد که چگونه هم شاه و هم ولایت فقیه برای بقای خود از سازوکار ترس و شکنجه بهره بردهاند و هواداران سفتوسخت هر دو را در نهایت «حامیان شکنجه» معرفی کرد.
این موضعگیری، واکنش تند سلطنتطلبان را برانگیخت، اما چارچوب فکری او را روشنتر کرد: از نگاه فیروزه، راه آینده ایران نه بازگشت به سلطنت است و نه ادامه نظام ولایت فقیه، بلکه جمهوری سکولار، مبتنی بر حاکمیت ملت است.
کرونا، بهداشت عمومی و مناقشهٔ کورتون
ورود فیروزه بنیصدر به بحث درمان کرونا
با شروع همهگیری کرونا (COVID-19)، نام فیروزه بنیصدر این بار نه فقط بهعنوان فعال سیاسی، بلکه به عنوان پزشک متخصص بیماریهای عفونی مطرح شد. او بر اساس مشاهدات بالینی خود در فرانسه به این نتیجه رسید که استفادهی بهموقع از داروهای کورتیکواستروئید (کورتون) میتواند در مرحلهی التهاب شدید ریه، جان بسیاری از بیماران بدحال کوویدی را نجات دهد.
فیروزه این مشاهدات را ابتدا نه در ژورنالهای علمی، بلکه بهصورت یادداشت و گفتوگو در رسانههای فارسیزبان مانند «انقلاب اسلامی در هجرت» و خبرنامههای آنلاین منتشر کرد تا سریعتر به دست همکاران و افکار عمومی برسد. همین شیوه، بحثهای داغی را درباره مسئولیتپذیری علمی، شیوه اطلاعرسانی و امکان سوءبرداشت از توصیههای درمانی برانگیخت.
واکنشها، نقدها و دفاع او از موضع علمیاش
برخی پزشکان و منتقدان، هشدار دادند که انتشار عمومی توصیههای درمانی، بدون متن دقیق علمی و خارج از کانالهای رسمی، میتواند مردم را به مصرف خودسرانه کورتون ترغیب کند. عدهای نیز با انگیزه سیاسی، گذشتهی خانوادگی او و ازدواج سابقش با رجوی را به رخ کشیدند تا اعتبار سخنانش را زیر سؤال ببرند.
در مقابل، گروهی از همکاران و همراهانش از او دفاع کردند و یادآور شدند که یافتههای اولیه او در عمل، بعدها در قالب پروتکلهای رسمی درمانی – از جمله استفاده از دگزامتازون برای بیماران وخیم – تأیید شد.
فیروزه بنیصدر در مصاحبههای بعدی، از جمله در گفتوگو با بیبیسی فارسی، تأکید کرد که هرگز خواستار مصرف خودسرانه دارو نبوده و مخاطب اصلی سخنانش جامعهی پزشکی بوده است. او در سخنرانیهایی با عنوانهایی مانند «ویروس کرونا و کدام واکسن؟» کوشید در کنار بحث درمان، اعتماد مردم به واکسن و علم پزشکی را تقویت کند و از شیوع اطلاعات نادرست جلوگیری نماید.
نسبتِ فکری و عاطفی با پدر — میراث «استقلال و آزادی»
ابوالحسن و فیروزه بنیصدر؛ رابطهای فراتر از پدر و دختری
رابطهی فیروزه بنیصدر با پدرش، ترکیبی از عاطفهی خانوادگی، همفکری سیاسی و همکاری عملی بود. ابوالحسن بنیصدر برای او تنها یک پدر نبود؛ او معلم نخستین مفاهیم آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی و مردمسالاری بود. شعار کلیدی بنیصدر در انقلاب ۵۷ – «استقلال و آزادی» – چنان در ذهن و جان فیروزه حک شد که همان را بهعنوان مهریه ازدواج خود با رجوی برگزید.
بنیصدر در تربیت فرزندانش بر استقلال رأی تاکید داشت. ماجرای ازدواج فیروزه با رجوی مثال روشنی است: با وجود مخالفت سیاسی، او هرگز تصمیم خود را به فیروزه تحمیل نکرد. همین احترام به استقلال فردی، باعث شد که پس از شکست آن ازدواج، پیوند عاطفی و فکری میان پدر و دختر مستحکمتر شود.
همزیستی، همفکری و تلاش مشترک در تبعید
پس از طلاق از رجوی، فیروزه بنیصدر سالها در کنار پدرش در فرانسه زندگی کرد. آنها ساعتها درباره تحولات ایران، اپوزیسیون، جنگ و آینده کشور گفتوگو میکردند. فیروزه در آمادهسازی برخی نوشتهها، نامهها و بیانیههای بنیصدر نقش داشت و عملاً به دستیار فکری و خانوادگی او تبدیل شد.
او در روایتی، به تصمیم اخلاقی پدرش در دوران فرماندهی کل قوا اشاره میکند: خودداری از بمباران شهرهای عراق، با این استدلال که «مردم نباید قربانی جنگ قدرت شوند». این خاطره برای فیروزه، نمونهای از پایبندی بنیصدر به اصول انسانی است و در شکلگیری نگاه خودش به جنگ، تحریم و حملات خارجی نقش مهمی داشته است.
پس از درگذشت بنیصدر؛ ادامه دادن یک میراث
با درگذشت ابوالحسن بنیصدر در مهر ۱۴۰۰ (اکتبر ۲۰۲۱)، فیروزه نقش اصلی را در برگزاری مراسم خاکسپاری و یادبود پدر در پاریس برعهده داشت. او در سخنرانی خود بنیصدر را «مردی که تا آخر به عهد آزادی با مردم وفادار ماند» خواند و تأکید کرد که راه او را ادامه خواهد داد. از آن پس، فیروزه بنیصدر خود را نهفقط دختر یک چهره تاریخی، بلکه «حامل میراث استقلال و آزادی» میداند.
کنش در تحولات پس از جنگ — اصلاحات، جنبش سبز و مخالفت با جنگ
حمایت از جنبشهای مسالمتآمیز داخل ایران
در دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰، با شکلگیری جنبش اصلاحات و سپس جنبش سبز، مواضع فیروزه بنیصدر همسو با خواست مردم برای تغییرات مسالمتآمیز بود. او از خارج کشور، در مصاحبهها و نوشتههایش، بر اهمیت مبارزهی مدنی، آگاهیبخشی و پرهیز از خشونت مسلحانه تاکید میکرد؛ تجربهی شخصیاش از مسیر مجاهدین خلق و اتحادشان با صدام، برای او نمونهای از بنبست مبارزه مسلحانه با اتکا به قدرتهای خارجی بود.
ضدجنگ؛ مخالف همزمان رژیم و حمله خارجی
در سالهای اخیر، با اوج گرفتن تنشها میان جمهوری اسلامی و اسرائیل و احتمال درگیری نظامی، فیروزه بنیصدر در رسانههای فرانسوی و فارسیزبان، موضع روشن ضدجنگ خود را بیان کرده است:
او از یک سو مخالف سرسخت جمهوری اسلامی است و نظام ولایت فقیه را استبدادی و ضددموکراتیک میداند؛ اما از سوی دیگر، حملات نظامی خارجی به ایران را نیز محکوم میکند و آن را ضربهای مستقیم به مردم و به فرایند دموکراتیک شدن کشور میداند.
فیروزه بارها هشدار داده که بمباران ایران، هم جان غیرنظامیان را میگیرد و هم باعث میشود جامعه در برابر خطر خارجی، دوباره حول حاکمیت اقتدارگرا جمع شود و فضای جنبشهای دموکراسیخواهانه تضعیف گردد. به بیان او، «دموکراسی را نمیتوان بر ویرانهها و اجساد بنا کرد».
آثار و تریبونها — از «انقلاب اسلامی در هجرت» تا رسانههای بینالمللی
نوشتهها و مصاحبههای فیروزه بنیصدر
هرچند فیروزه بنیصدر تاکنون کتاب مستقلی منتشر نکرده است، اما مجموعهای از مقالهها، مصاحبهها و سخنرانیها از او در دسترس است که نقش مهمی در شکل دادن به تصویر او در افکار عمومی دارد؛ از جمله:
مقالهها و گفتوگوها در سایت و نشریهی «انقلاب اسلامی در هجرت»،
مقالهای تحلیلی درباره این پرسش که «چرا افرادی مانند پرویز ثابتی شکنجهگر میشوند؟»،
مصاحبههای مربوط به کرونا، درمان با کورتون و واکسنها،
گفتوگو با رسانههایی مانند بیبیسی فارسی، صدای آمریکا، ایران اینترنشنال و رسانههای فرانسوی درباره خطر جنگ ایران و اسرائیل،
و مشارکت در برنامهها و نشستهای حقوق بشری، از جمله قرائت روایتهای زندانیان سیاسی.
بخش مهمی از این تولیدات در کنار آرشیو آثار ابوالحسن بنیصدر در «انجمن پژوهشهای تاریخی بنیصدر» نگهداری میشود و برای پژوهشگران تاریخ اپوزیسیون ایران پس از انقلاب، منبعی ارزشمند است.
جمعبندی — فیروزه بنیصدر، پلی میان انقلاب و تبعید
فیروزه بنیصدر کیست؟
او را میتوان بهطور خلاصه چنین توصیف کرد:
دختر نخستین رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران، همسر سابق مسعود رجوی، جداشده از فرقه مجاهدین خلق، پزشک و استاد بیماریهای عفونی در فرانسه، و فعال سیاسی و اجتماعی که هم استبداد دینی را نقد میکند و هم بازگشت سلطنت را.
سرگذشت فیروزه بنیصدر، خلاصهای است از سرنوشت بخشی از نسل انقلاب ۵۷: نسلی که با امید به آزادی وارد انقلاب شد، با استبداد تازه روبهرو گردید، راه تبعید را در پیش گرفت، در میانه ائتلافها و انشعابها سرگردان شد، و سرانجام کوشید هویتی مستقل از همهی قطبها برای خود بسازد.
او از موقعیت نمادین خود – بهعنوان دختر ابوالحسن بنیصدر و همسر سابق مسعود رجوی – فاصله گرفت و به فردی تبدیل شد که با صدای خود سخن میگوید:
از تجربهی زیسته در دو نظام و یک فرقه،
از حقوق زنان و قربانیان شکنجه،
از استقلال و آزادی ایران،
و از خطر بازتولید استبداد در لباسهای جدید.
ترکیب سیاستورزی مبتنی بر اخلاق، حساسیت نسبت به حقوق بشر، و تعهد حرفهای در پزشکی، از فیروزه بنیصدر چهرهای ساخته که حتی منتقدانش نیز غالباً برای صداقت و شجاعت او احترام قائلاند.
افق باز — «داستان هنوز ادامه دارد»
داستان زندگی فیروزه بنیصدر هنوز به پایان نرسیده است. او بهعنوان عضوی از جامعه روشنفکری تبعیدی و بهعنوان پزشک متخصص، همچنان در دو جبهه فعال است:
در جبهه سیاست، برای انتقال تجربهی نسل انقلاب به نسل امروز، دفاع از جمهوری سکولار و مستقل، و هشدار نسبت به هر دو خطر – استبداد داخلی و جنگ خارجی؛
در جبهه پزشکی و بهداشت عمومی، برای نجات جان بیماران، آگاهیبخشی درباره بیماریهای واگیردار، واکسنها و درمانهای مؤثر، و مقابله با اطلاعات نادرست.
برای فیروزه، «مهریه» واقعی زندگی نه تنها مهریهای است که در عقدنامهاش با مسعود رجوی نوشت، بلکه پیمانی درونی است:
استقلال و آزادی ایران.
او همچنان امیدوار است روزی این مهریه نه در تبعید، که در ایران آزاد محقق شود.
دعوت به تماشای ویدئوکست «زندگی و سرنوشت دختر بنیصدر»
اگر این زندگینامه برایتان پرسشهای تازهای ساخته و میخواهید داستان زندگی فیروزه بنیصدر را نه فقط روی کاغذ، بلکه در قالب تصویر و صدا دنبال کنید، پیشنهاد میکنیم ویدئوکست «زندگی و سرنوشت دختر بنیصدر» را در یوتیوب راوکده تماشا کنید.
در این ویدئوکست، با جزئیات بیشتری سراغ پشتپردهی ازدواج جنجالی فیروزه بنیصدر و مسعود رجوی، ماجرای مهریهی «استقلال و آزادی ایران»، جدایی پرهزینه، سالهای تبعید، و مسیر تبدیل شدن یک «نام خانوادگی کاملاً سیاسی» به یک زن مستقل، پزشک و کنشگر آزادیخواه میرویم.
تماشای این اپیزود میتواند لایههایی از این داستان را که در قالب متن جا نمیشود، پیش روی شما باز کند و تصویری زندهتر از زندگی و سرنوشت فیروزه بنیصدر به دست بدهد.