همراهان گرامی، با پایداری مجدد اینترنت بین‌الملل، سیستم پخش آنلاین اپیزودها جایگزین مکانیسم پخش آفلاین شد. افتخار ماست که در هر شرایطی، همراه لحظات شما هستیم | کارنامه ۸۸ روزه پادکست راوکده

بهزاد معزی؛ از آسمان شاه تا پروازهای پرخطر تاریخ معاصر

بهزاد معزی نامی است که هر بار پای ماجرای آخرین پرواز محمدرضا شاه پهلوی به میان می‌آید، دوباره بر سر زبان‌ها می‌افتد. سرهنگ معزی همان کسی بود که در ۲۶ دی ۱۳۵۷، شاه و خانواده‌اش را از تهران به مقصد مراکش برد. پروازی که در تاریخ ثبت شد و به نوعی نقطه پایان رسمی حضور شاه در ایران بود. اما زندگی او فقط به همین پرواز خلاصه نمی‌شود؛ سرگذشت معزی روایتی است از انتخاب‌های دشوار، تغییر جبهه‌ها، و تصمیم‌هایی که هم در ارتش و هم در فضای سیاسی ایران اثر گذاشتند.

آخرین پرواز شاه

روز ۲۶ دی ۱۳۵۷، فرودگاه مهرآباد تهران در محاصره نگاه‌ها بود. همه می‌دانستند شاه قرار است کشور را ترک کند. هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ سلطنتی آماده پرواز بود و سرهنگ بهزاد معزی، با تجربه‌ای طولانی در پروازهای بین‌المللی، پشت فرمان نشست. این پرواز نقطه عطفی در زندگی او بود. سال‌ها بعد در خاطراتش گفت که همان زمان می‌دانست هرگز بخشیده نخواهد شد.

اینکه یک افسر ارتش مسئول یکی از حساس‌ترین مأموریت‌های شاه باشد و در عین حال گرایش سیاسی متفاوتی در ذهن داشته باشد، خود نشان‌دهنده پیچیدگی فضای آن روزهای ایران است. پرواز بی‌حادثه انجام شد، شاه به مراکش رسید و معزی مدتی بعد به ایران برگشت و در نیروی هوایی ماند.

بازگشت به ایران و سال‌های جنگ

پس از انقلاب، بسیاری از افرادی که با خاندان پهلوی همکاری کرده بودند، یا از کشور خارج شدند یا از ارتش کنار گذاشته شدند. اما معزی ترجیح داد در ایران بماند. او مدتی بعد به دلیل ارتباط با شبکه‌های مخالف حکومت بازداشت شد و مدتی را در زندان گذراند. با آغاز جنگ ایران و عراق، او آزاد شد و دوباره به پرواز برگشت.

در طول جنگ، معزی بیش از ۱۲۰۰ ساعت پرواز عملیاتی انجام داد. همین عملکرد باعث شد همچنان در نیروی هوایی جایگاه مهمی داشته باشد. او خلبان هواپیماهای سوخت‌رسان بود و در عملیات‌های مهم نقش ایفا می‌کرد.

علاقه به شریعتی و پیوند با مجاهدین

گرایش سیاسی و فکری معزی پیش از انقلاب شکل گرفته بود. او از هواداران دکتر علی شریعتی بود و بارها در مصاحبه‌هایش گفته که آثار شریعتی مسیر فکری‌اش را تغییر داده است. حتی در پرواز آخر شاه، کتاب «تشیع علوی و صفوی» شریعتی را همراه داشت و جلد آن را با رمان دیگری پوشانده بود تا جلب توجه نکند.

این علاقه فکری به تدریج باعث شد معزی جذب سازمان مجاهدین خلق شود. در آن سال‌ها مجاهدین نفوذ گسترده‌ای در دانشگاه‌ها و حتی برخی بخش‌های ارتش داشتند. حضور فردی مثل معزی در این سازمان نشان‌دهنده همین شبکه نفوذ بود.

عملیات فرار بنی‌صدر و رجوی

تابستان ۱۳۶۰ نقطه عطف دیگری در زندگی بهزاد معزی بود. پس از عزل بنی‌صدر و آغاز درگیری‌های مسلحانه مجاهدین با حکومت، مسعود رجوی و بنی‌صدر به شدت تحت تعقیب بودند. نقشه‌ای طراحی شد تا این دو را از ایران خارج کنند.

بهزاد معزی با استفاده از موقعیت خود به عنوان خلبان، در پوشش پرواز سوخت‌رسانی، رجوی و بنی‌صدر را سوار هواپیما کرد و به پروازی پرخطر دست زد. گفته می‌شود سه فروند جنگنده برای رهگیری پرواز اعزام شدند، اما عملیات با موفقیت انجام شد و هواپیما در پاریس فرود آمد. برخی منابع روایت می‌کنند که علت فرود، کمبود سوخت بود؛ برخی دیگر معتقدند فرود از قبل هماهنگ شده بود.

این پرواز یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال تاریخ سیاسی ایران و زندگی شخصی معزی است. او بعدها گفت که این مأموریت را به عنوان «وظیفه» انجام داده و هرگز از تصمیم خود پشیمان نشده است.

سال‌های پایانی زندگی

معزی پس از این ماجرا به فرانسه رفت و عملاً به عضوی تمام‌وقت از سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد. سال‌ها در اروپا زندگی کرد و در فعالیت‌های سیاسی این گروه مشارکت داشت. او تا پایان عمر در کنار این جریان باقی ماند و هیچ‌گاه از مواضع خود عقب‌نشینی نکرد.

بهزاد معزی در دی ۱۳۹۹ در سن ۸۳ سالگی در پاریس بر اثر سرطان خون درگذشت. مرگ او بار دیگر نامش را به تیتر خبرها آورد و بحث‌هایی درباره نقش او در تاریخ زنده کرد.

نگاه بی‌طرفانه به میراث معزی

سرگذشت بهزاد معزی بیش از هر چیز بازتاب تضادهای دهه‌های ۵۰ و ۶۰ ایران است: افسر برجسته ارتش، خلبان پرواز شاه، و همزمان حامی یکی از گروه‌های مخالف حکومت. برای عده‌ای او قهرمانی است که با شجاعت به باورهایش پایبند ماند و برای عده‌ای دیگر فردی است که به کشورش پشت کرد.

داوری درباره او ساده نیست، اما زندگی‌اش به خوبی نشان می‌دهد که تاریخ معاصر ایران پر از تصمیم‌های سرنوشت‌ساز است؛ تصمیم‌هایی که تا امروز هم پیامدهایشان ادامه دارد.

تماشای ماجرای کامل زندگی و سرنوشت بهزاد معزی

اگر می‌خواهید روایت کامل، مستند و شنیدنی زندگی بهزاد معزی را بشنوید و جزئیات پروازها و تصمیم‌های او را از زاویه‌ای متفاوت دنبال کنید، ویدئوکست اختصاصی راوکده درباره زندگی او را در کانال یوتیوب راوکده تماشا کنید. همچنین از فروردین ۱۴۰۵، بخشی از ویدئوکست‌های ما، در کانال آپارات راوکده هم منتشر می‌شود!

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

هفده + 18 =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

دلتا فورس و سیل‌ها دو نام هستند که در ذهن افکار عمومی، تقریباً به‌صورت خودکار کنار هم می‌آیند؛ نه فقط به‌خاطر «شهرت»، بلکه چون هر دو در فرهنگ رسانه‌ای جهان نماد «نیروهای نخبهِ مأموریت‌های سخت» شده‌اند. اما در واقعیت سازمانی، این دو «هم‌رده» بودن را از مسیر مشخصی می‌گیرند: هم‌پوشانی مأموریت‌های حساس، همکاری‌های بین‌سازمانی، و قرار گرفتن برخی از مأموریت‌ها زیر چتر فرماندهی مشترک عملیات ویژه که در ادبیات غیررسمی از آن به‌عنوان قلب عملیات‌های بسیار محرمانه یاد می‌شود. 
منوچهر خسروداد (زاده ۲۱ بهمن ۱۳۰۶، آمل – درگذشته ۲۶ بهمن ۱۳۵۷، تهران) سرلشکر خلبان هوانیروز (هواپیمایی نیروی زمینی رژیم شاهنشاهی) و از چهره‌های برجسته نظامی دوران پهلوی بود. وی به عنوان آخرین فرمانده هوانیروز شاهنشاهی خدمت کرد و در عین حال بنیان‌گذار نیروهای ویژه هوابرد ارتش ایران (تیپ ۲۳ نیروهای ویژه معروف به «نوهد» یا کلاه‌سبزهای ارتش) به شمار می‌آید. خسروداد به خاطر مهارت‌های منحصر‌به‌فرد پروازی خود «خلبان رکوردشکن» لقب گرفت و یکی از بهترین فرماندهان ارتش در زمینه هوانوردی نظامی شناخته می‌شد. با این حال، سرنوشت او با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ ایران دستخوش تغییری خونین شد؛ او پس از پیروزی انقلاب توسط دادگاه انقلاب به اتهام «مفسد فی‌الارض» محاکمه و در نهایت تیرباران گردید. زندگی پر فراز و نشیب خسروداد که از اوج افتخارات نظامی تا پایان بر بام مدرسه رفاه امتداد یافت، روایتی پیچیده از وفاداری نظامی، تحولات سیاسی و سرنوشت جنجالی یک فرمانده است.
جفری اپستین (Jeffrey Epstein) نامی است که با یکی از بزرگ‌ترین پرونده‌های جنایی ـ اجتماعی آمریکا گره خورده: اتهام‌های سنگین مرتبط با قاچاق جنسی، سوءاستفاده از دختران زیر سن قانونی و شبکه‌ای از ارتباطات با افراد قدرتمند. اما آنچه پرونده جفری اپستین را از بسیاری از پرونده‌های مشابه متمایز کرد، پایان ناگهانی و بحث‌برانگیز آن بود: مرگ جفری اپستین در زندان پیش از آن‌که دادگاه و محاکمه اصلی برگزار شود.این مقاله، یک روایت مستند، زمان‌بندی‌شده و مرحله‌به‌مرحله از ۴۸ ساعت پایانی زندگی جفری اپستین است؛ از صبح ۸ اوت ۲۰۱۹ تا صبح ۱۰ اوت ۲۰۱۹. همچنین نتایج گزارش‌های رسمی (پزشکی قانونی، FBI و بازرس کل وزارت دادگستری) و علت شکل‌گیری شایعات و نظریه‌های توطئه مثل «Epstein didn’t kill himself» را بررسی می‌کنیم.
```