راز مخوف سازمان کوک | روایتی ممنوعه از نهاد امنیتی که حتی ساواک هم از آن می‌ترسید

وقتی نام «نهادهای امنیتی پهلوی» به گوشمان می‌رسد، بی‌درنگ ذهن همه به سمت ساواک می‌رود؛ سازمان اطلاعات و امنیت کشور که با نامش ترس، سرکوب و شنود پیوند خورده است. اما در سایه همین ساواک، نهادی وجود داشت که کمتر کسی درباره‌اش شنیده است. سازمانی که حتی بعضی از مقامات ساواک هم از آن هراس داشتند.

این نهاد، نه ساختمانی رسمی داشت، نه تابلویی بر سردرش. در گزارش‌های رسمی هم کمتر به آن اشاره شده. اما در بایگانی‌های ساواک و دفتر ویژه شاه، ردپای پررنگش باقی مانده است: «سازمان کوک».
اما سازمان کوک دقیقاً چه بود؟ چرا به وجود آمد؟ چه کسانی آن را اداره می‌کردند؟ و مهم‌تر از همه، چرا تاریخ رسمی ایران تا این حد درباره‌اش سکوت کرده است؟

کوک؛ سایه‌ای که پیش از ساواک شکل گرفت

یکی از روایت‌های مهم درباره سازمان کوک این است که پیش از ساواک شکل گرفت. برخی مورخان سال تأسیس آن را ۱۳۳۱ می‌دانند، درست در روزهایی که ایران در تب و تاب ملی شدن صنعت نفت و کشمکش‌های سیاسی بود. در همان زمان، حزب توده نفوذ گسترده‌ای در شهرهای شمالی و حتی در بدنه ارتش پیدا کرده بود.

برای شاه، خطر اصلی این نبود که گروهی شعار کمونیستی بدهند؛ خطر آن بود که افسران جوان ارتش، فریب آرمان‌های کمونیستی را بخورند و ستون فقرات ارتش از درون فرو بپاشد. همین ترس باعث شد ایده‌ای در دربار و رکن دوم ارتش شکل بگیرد: ایجاد یک شبکه امنیتی مخفی، مستقل از ارتش و وزارت کشور، وفادار مستقیم به شخص شاه.

این شد نقطه تولد سازمانی که بعدها «کوک» نام گرفت؛ سازمانی که قرار بود چشم و گوش نامرئی شاه در سراسر کشور باشد.

راز نام «کوک»؛ جغرافیا یا بازی زبانی؟

حتی نام این سازمان هم پر از ابهام است. برخی می‌گویند «کوک» مخفف دو منطقه مازندران است: کجور و کلارستاق؛ جایی که جلسات اولیه‌اش برگزار شد. برخی دیگر معتقدند «کوک» نوعی بازی زبانی با نام بنیان‌گذارش، حاج‌علی کیا، بوده.

هرچه که باشد، نام «کوک» هیچ‌گاه در اسناد رسمی توضیح داده نشد. شاید به همین دلیل است که برای بسیاری از مردم ایران، هنوز این نام ناشناخته و رازآلود مانده.

حاج‌علی کیا؛ مردی در سایه شاه

هیچ بحثی درباره سازمان کوک کامل نمی‌شود مگر با نام سپهبد حاج‌علی کیا. او فرزند یکی از ملاکین بزرگ مازندران بود و تحصیلات نظامی‌اش را در اروپا گذراند. بعد از بازگشت، به سرعت به حلقه نزدیکان دربار پیوست.

کیا بعدها مدعی شد که شبکه‌ای که بنا گذاشت، در کودتای ۲۸ مرداد نقشی کلیدی داشته. تاریخ‌نگاران درباره این ادعا اختلاف‌نظر دارند؛ برخی آن را اغراق می‌دانند و برخی آن را واقعی. اما صرف اینکه او چنین ادعایی کرده، نشان می‌دهد کوک برای خودش وزنی مستقل قائل بوده؛ وزنی که حتی در رقابت با ساواک، احساس برتری می‌کرد.

آیین‌نامه ۹ ماده‌ای شاه؛ کوک چگونه کار می‌کرد؟

یکی از اسناد کمیاب درباره کوک، «آیین‌نامه ۹ ماده‌ای شاه» است. بر اساس این دستورالعمل، در هر منطقه باید کمیته‌ای کوچک از افراد مورد اعتماد دربار تشکیل می‌شد؛ معلم، پزشک، کارمند یا بازاری ساده.

وظیفه آنها؟ رصد همه‌چیز:

  • جلسات مشکوک،

  • آدم‌های تازه‌وارد،

  • حرف‌های قهوه‌خانه‌ها،

  • اختلاف بین فرماندار و شهربانی،

  • تحرکات سیاسی دانشجویان.

همه این گزارش‌ها مستقیم روی میز شاه قرار می‌گرفت. نه از طریق ساواک، نه ارتش، بلکه بی‌واسطه به دربار.

همین ساختار باعث شد ساواک، که خودش را «قدرت مطلق امنیتی» می‌دانست، همیشه از سایه کوک بترسد.

کوک و فراماسونری؛ تشکیلات یا فرقه؟

عضویت در کوک ساده نبود. هیچ‌کس نمی‌توانست داوطلبانه وارد شود. باید یکی از اعضا معرف شما می‌شد، تحقیقات مخفیانه درباره‌تان انجام می‌گرفت، و در نهایت، مراسمی شبیه تشکیلات فراماسونری برگزار می‌شد.

در اتاقی تاریک، با قرآن، شمشیر و عکس شاه، فرد جدید سوگند می‌خورد. سوگندی که فقط به شاه وفادار باشد، ناموس اعضا را مثل خانواده خود بداند، و هرگونه مجازات را در صورت خیانت بپذیرد.

این مراسم رمزآلود، بیش از آنکه شبیه یک سازمان اداری باشد، شبیه یک فرقه مخفی بود.

کوک در سایه ساواک؛ چه کسی چه کسی را می‌پایید؟

یکی از جذاب‌ترین نکات درباره کوک، نظارتش بر خود ساواک است.
گزارش‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد در بسیاری از استان‌ها، اعضای کوک جلساتی داشتند که حتی ساواک از آن بی‌خبر بود. در بعضی موارد، کوک عملکرد ساواک را هم گزارش می‌کرد و مستقیم به دربار می‌فرستاد.

این یعنی سازمانی موازی، که حتی نهاد امنیتی رسمی کشور را زیر ذره‌بین داشت. همین موضوع است که لقب «شبح بالای سر ساواک» را برای کوک به وجود آورد.

سقوط سپهبد کیا؛ از اوج قدرت تا ایستگاه «از کجا آورده‌ای»

با همه این قدرت و نفوذ، سرنوشت حاج‌علی کیا به شکلی عجیب تغییر کرد. در سال ۱۳۴۰، او به اتهام فساد مالی و اختلاس بازداشت شد. ساختمانی چند طبقه که ساخته بود، آن‌قدر نماد پرونده‌اش شد که ایستگاه اتوبوس جلویش به نام «ایستگاه از کجا آورده‌ای» معروف شد.

اما نکته عجیب‌تر این بود که حتی از داخل زندان، همچنان بر سازمان کوک فرمان می‌داد. گزارش‌هایی وجود دارد که اعضای کوک در وزارتخانه‌ها هنوز دستور مستقیم از او می‌گرفتند.

با سقوط کیا، کوک هم وارد سراشیبی شد. هرچند بعدها سرلشکر همایونی ریاست آن را برعهده گرفت، اما دیگر هیچ‌وقت قدرت و انسجام سابق را نداشت.

روایت‌های متناقض؛ کوک ابزار شاه یا دکان شخصی؟

مورخان درباره کوک اختلاف نظر دارند. برخی، مانند حسین فردوست (رئیس دفتر ویژه اطلاعات شاه)، معتقد بودند که کیا از کوک برای باج‌گیری اطلاعاتی و حذف رقبا استفاده می‌کرد. برخی دیگر، مانند خسرو معتضد، می‌گویند کوک در ابتدا برای مقابله با حزب توده شکل گرفت، اما خیلی زود تبدیل به ابزار ثروت‌اندوزی شخصی کیا شد.

اما فارغ از این روایت‌ها، چیزی که روشن است این است که کوک، یک «سازمان امنیتی رسمی» نبود؛ بلکه یک شبکه مخفی، موازی و غیرقابل‌کنترل بود.

پایان‌بندی: آیا هنوز هم سازمانی مثل کوک وجود دارد؟

سازمان کوک در نهایت با افول حاج‌علی کیا رو به زوال رفت. اما پرسش مهم‌تر این است:

  • آیا امروز هم سازمان‌هایی مخفی و نامرئی، در دل ساختار قدرت وجود دارند؟

  • سازمان‌هایی که نه رسمی هستند، نه پاسخگو، اما توان نفوذ در دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و حتی ادارات را دارند؟

شاید تاریخ سازمان کوک، فقط یک روایت مربوط به دهه ۳۰ و ۴۰ نباشد. شاید الگویی باشد از قدرت‌های پنهان که در هر دوره‌ای شکل می‌گیرند و هیچ‌گاه به‌طور کامل دیده نمی‌شوند.

دعوت به تماشای کامل ماجرا

آنچه خواندید، تنها بخشی از ماجرای پرپیچ‌وخم سازمان کوک بود؛ نهادی که هم شبیه یک فرقه امنیتی بود، هم یک شبکه اطلاعاتی، و هم ابزاری برای قدرت‌طلبی شخصی. اما تمام جزئیات این داستان – از سوگندهای مخفی شبانه گرفته تا رقابت پنهان با ساواک، از نقش احتمالی در کودتای ۲۸ مرداد تا فساد مالی و سقوط سپهبد حاج‌علی کیا – در یک ویدئوکست کامل توسط تیم راوکده روایت شده است. پیشنهاد می‌کنیم همین حالا ویدئوی کامل «راز مخوف سازمان کوک» را در یوتیوب راوکده ببینید. تماشای ویدئو در یوتیوب راوکده

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را بیان کنید (ایمیل شما در هیج کجا منتشر نخواهد شد).

بیست − 17 =

حمایت از راوکده

برای همراهان و دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره رایگان

مستند و ویدئوکست ها

در کانال یوتیوب راوکده

موزیک و ترانه های اپیزودها

در کانال تلگرامی راوکده

اخبار و روزمرگی‌ها

در پست و استوری های اینستاگرام

صادق هدایت (۱۲۸۱–۱۳۳۰ هـ.ش) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان معاصر ایران و پیشگامان داستان‌نویسی مدرن به‌شمار می‌رود. او بیش از هر چیز به خاطر خلق رمان عجیب و تأثیرگذارش بوف کور در یادها مانده است؛ اثری روانکاوانه درباره مرگ، فقدان و جنون که از مهم‌ترین شاهکارهای ادبیات داستانی فارسی محسوب می‌شود. هدایت با سبک منحصربه‌فرد و اندیشه‌های جسورانه خود، تاثیری انکارناپذیر بر جریان روشنفکری و ادبی ایران بر جای گذاشت. در ادامه این مقاله جامع، به زندگی پرفرازونشیب صادق هدایت، آثار برجسته و تفکرات او می‌پردازیم؛ از دوران کودکی و خانواده قاجاری‌اش تا خلق آثار جنجالی و سرانجام خودکشی تراژیک او در غربت پاریس. در پایان نیز شما را به تماشای ویدئوی زندگینامه کامل صادق هدایت در یوتیوب (پادکست راوکده) دعوت خواهیم کرد.
می‌گویند سانسور گاهی فقط یک جمله را حذف نمی‌کند؛ گاهی یک زندگی را پاک می‌کند. ناصر تقوایی، کارگردانی بود که این جمله را با تمام وجودش زیست. مردی از جنوب که وقتی گفتنِ حقیقت از او گرفته شد، ترجیح داد سکوت کند تا دروغ نگوید. او با چند فیلم معدود، اما ماندگار، مسیر تازه‌ای در سینمای ایران گشود. از مستندهای اولیه‌اش تا شاهکارهایی مثل ناخدا خورشید و دایی‌جان ناپلئون، هر فریم از آثارش نشانه‌ی صداقت، دقت و انسان‌گرایی است. در این مقاله از مجله‌ی راوکده، زندگی و جهان فکری ناصر تقوایی را مرور می‌کنیم؛ از روزهای آغاز در آبادان تا سال‌های سکوت در تهران، از نبرد با سانسور تا جاودانگی در تاریخ سینمای ایران.
میرزا یونس استادسرایی، معروف به میرزا کوچک‌خان جنگلی، یکی از چهره‌های معمایی و پرحاشیه تاریخ معاصر ایران است. او در سال ۱۲۵۷ خورشیدی در محله استادسرای رشت متولد شد و چون پدرش میرزا بزرگ نام داشت، از کودکی به «میرزا کوچک» ملقب گردید. میرزا تحصیلات مقدماتی خود را در رشت و تهران در علوم دینی گذراند، اما رویدادهای پرتلاطم کشور مسیر زندگی او را تغییر داد و وی را از درس و مدرسه به میدان مبارزات سیاسی کشاند. در بحبوحه نهضت مشروطه، میرزا کوچک خان به صف آزادی‌خواهان گیلان پیوست و برای سرنگونی استبداد قاجار وارد نبرد شد. او به همراه مجاهدین مشروطه در فتح قزوین مشارکت کرد و سپس در حمله به تهران علیه نیروهای محمدعلی‌شاه دلیرانه جنگید.هرچند میرزا کوچک مدتی در لباس روحانیت بود، اما ظلم بیگانگان و خفقان حاکم بر کشور او را به این باور رساند که تنها راه نجات ایران، مبارزه مسلحانه است. بدین ترتیب، میرزا کوچک خان جنگلی نهضتی را بنیان گذاشت که با شعار «مبارزه با استبداد و استعمار»، هفت سال لرزه بر اندام اشغالگران انداخت.

یوتیوب راوکده: هر 7 روز یک ویدئوکست جدید!​

ما در یوتیوب پادکست راوکده، ویدئوکست‌های جذابی از بیوگرافی افراد تاریخی و معاصر منتشر می‌کنیم. همانطور که در بخش صوتی پادکست، در هر نیمه از ماه، یک اپیزود جدید در اختیارتون قرار می‌دهیم، در بخش تصویری هم، ویدئوکست‌های جدید را هفت روز یکبار منتشر می‌کنیم.