همسر محمدعلی رجایی: با شعار نمی‌شود جوانان را قانع کرد | حقیقت را باید نشان داد

تحلیلی بر سخنان عاتقه صدیقی دربارهٔ فاصله نسلی، اخلاق‌گرایی و فقدان صداقت اجتماعی

«دو نسل قبل، گوش‌های خود را گرفته‌اند…» این جمله، از دهان زنی برمی‌خیزد که تمام عمرش در سایه‌ی نام یک شهید زندگی کرده؛ عاتقه صدیقی، همسر محمدعلی رجایی، مردی که تنها ۲۸ روز رئیس‌جمهور ایران بود و در انفجار هشتم شهریور، با پیکری سوخته و ناشناس از دفتر نخست‌وزیری بیرون آمد. اما حالا، این زن، فقط راوی گذشته نیست. او صدای امروز هم هست. در جهانی پر از پندهای معنوی، نسخه‌های اخلاقی، و شعارهای تکراری، صدیقی پرده از رنجی پنهان برمی‌دارد:

«جوانان با این حرف‌ها قانع نمی‌شوند. چون کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند، خودشان به آن عمل نمی‌کنند.»

جوان امروز دنبال «یافتن» است، نه صرفاً «شنیدن». دنبال تجربهٔ زیسته است، نه کلمات تکراری.

«خواندن و تعریف کردن با یافتن و رسیدن متفاوت است.»

او هشدار می‌دهد که نمی‌شود با زبان دیروز، ذهن امروز را فهماند. نسل‌های پیشین، خود را در اتاقی بسته‌اند، و گوش‌های خود را به روی شنیدن بسته‌اند. اما هنوز فرصتی هست؛ اگر نسل جدید، گفتگو را آغاز کند، شاید گوش شنوایی پیدا شود.

 اخلاق، نه به‌مثابه شعار؛ که به‌مثابه رفتار

عاتقه صدیقی می‌گوید: «باید از سطح عبور کنیم. باید حرف‌هایی که می‌زنیم، بوی عمل بدهند.»
او از فضای اخلاق‌زده‌ای می‌گوید که بی‌عملی در آن موج می‌زند. «همه درباره اخلاق حرف می‌زنند، اما کسی به آن عمل نمی‌کند.» و این شکاف، همان چیزی‌ست که جوانان امروز را از گذشته جدا کرده است. برای ترمیم آن، به زبان تازه‌ای نیاز داریم. زبان روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، تجربه. نه فقط توصیه و تعارف.

 

ماجرای کامل زندگی و ترور محمدعلی رجایی از سیر تا پیاز

 و اما اگر…اگر می‌خواهید بدانید مردی که او این‌چنین از صداقت و فاصله نسل‌ها سخن می‌گوید، چگونه زیست و چگونه در انفجار دفتر نخست‌وزیری سوخت…اگر می‌خواهید ببینید چطور «ساده‌ترین رئیس‌جمهور ایران» خودش قاتلش را به جلسه شورای امنیت برد…و اگر می‌خواهید بفهمید چرا هنوز هم نام «رجایی» هم‌زمان نماد است و راز… اپیزود «دولت ناتمام» را در پادکست راوکده بشنوید و یا نسخه تصویری کامل زندگی و ترور محمدعلی رجایی را در یوتیوب راوکده تماشا کن:

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را بیان کنید (ایمیل شما در هیج کجا منتشر نخواهد شد).

9 − یک =

حمایت از راوکده

برای همراهان و دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره رایگان

مستند و ویدئوکست ها

در کانال یوتیوب راوکده

موزیک و ترانه های اپیزودها

در کانال تلگرامی راوکده

اخبار و روزمرگی‌ها

در پست و استوری های اینستاگرام

بعد از سقوط سلطنت پهلوی، زندگی این خاندان به روایتی پر پیچ‌وخم، پنهان و گاه رمزآلود بدل شد. در میان تمام ماجراها، مرگ علیرضا پهلوی، پسر سوم شاه، شاید از جنجالی‌ترین و پرابهام‌ترین وقایع تاریخ معاصر ایران باشد. خودکشی در بوستون، در دل سکوت شب، با صدای یک گلوله. اما آیا همه چیز همین بود؟ یا مرگ او، فریادی بی‌صدا از زخمی عمیق بود که تبعید، خانواده، تاریخ و یک سرنوشت ناتمام در آن دخیل بودند؟ در این مقاله، روایت کامل زندگی علیرضا را می‌خوانید؛ از کودکی‌اش در دربار تا آخرین وصیت‌نامه‌اش. و در پایان، از شما دعوت می‌کنیم تا ویدیوی کامل این داستان مستند را در یوتیوب راوکده ببینید.
در یکی از روزهای سال ۱۳۰۶، در صحن مطهر حضرت معصومه در قم، سه زن سلطنتی - عصمت‌الملوک دولتشاهی و خواهران رضاشاه، شمس و اشرف - تنها چند لحظه بی‌حجاب ماندند؛ اما همین لحظه کافی بود تا محمدعلی بافقی، روحانی بانفوذ شهر، از منبر به رضاشاه و خاندانش بتازد. آنچه بعد از آن رخ داد، فراتر از یک دعوای مذهبی بود: رضاشاه شخصاً با عصای معروفش وارد قم شد و با آن روحانی درافتاد. این حادثه، نه فقط بیانگر اقتدار شاه بود، بلکه بخش کوچکی از قصه زندگی زنی بود که در دل طوفان سیاست، قدرت و رقابت، قرار گرفت: عصمت‌الملوک دولتشاهی.
در تاریخ معاصر ایران، نام‌هایی چون محمدرضاشاه، مصدق، خمینی و حتی اشرف پهلوی بر صفحات تاریخ نقش بسته‌اند؛ اما یکی از تاثیرگذارترین شخصیت‌هایی که در سایه قدرت ایستاد، نه تریبونی داشت، نه شعار داد، نه کودتا کرد. او فقط نوشت. نوشت و حکومت را از درون ساخت، از درون فهمید و از درون نقد کرد. او اسدالله علم بود؛ وزیری که دربار را بهتر از هر کس می‌شناخت، و شاید تنها کسی بود که شاه بدون تظاهر به او تکیه می‌کرد.

یوتیوب راوکده: هر 7 روز یک ویدئوکست جدید!​

ما در یوتیوب پادکست راوکده، ویدئوکست‌های جذابی از بیوگرافی افراد تاریخی و معاصر منتشر می‌کنیم. همانطور که در بخش صوتی پادکست، در هر نیمه از ماه، یک اپیزود جدید در اختیارتون قرار می‌دهیم، در بخش تصویری هم، ویدئوکست‌های جدید را هفت روز یکبار منتشر می‌کنیم.