خسرو گلسرخی یکی از چهرههای شناختهشده در تاریخ سیاسی و فرهنگی معاصر ایران است. نام او با دادگاه علنی، دفاعیه خاص، و در نهایت اعدامش در سال ۱۳۵۲ گره خورده است. این مقاله با نگاهی بیطرفانه به زندگی، فعالیتها، دادگاه، آثار، و میراث گلسرخی میپردازد؛ بدون جانبداری از او یا مخالفانش. هدف، ارائه تصویری دقیق از واقعیتهای ثبتشده درباره شخصیتی است که هنوز هم محل بحث و جستوجو است.
پیشینه و کودکی
خسرو گلسرخی در سال ۱۳۲۲ در شهر رشت متولد شد؛ شهری که در آن زمان یکی از مراکز مهم فکری و سیاسی شمال کشور بهشمار میرفت. پدر او، قدیر گلسرخی، کارمند عدلیه بود و از نظر اقتصادی، خانواده در طبقه متوسط جامعه قرار داشت. اما این ثبات مدت زیادی دوام نیاورد؛ در دوران کودکی خسرو، پدرش از دنیا رفت و این اتفاق تأثیر عمیقی بر مسیر زندگی او گذاشت. پس از مرگ پدر، خانواده به شهر قم نقل مکان کرد؛ شهری مذهبی که در آن زمان یکی از پایگاههای اصلی روحانیت شیعه و آموزش دینی محسوب میشد. در قم، خسرو و برادر کوچکش فرهاد تحت سرپرستی مادر و پدربزرگ مادریشان، شیخ محمد وحید خورگامی، زندگی کردند. شیخ وحید از روحانیون سرشناس آن زمان بود که سابقه فعالیت در نهضت جنگل را نیز داشت. بسیاری از آشنایان، نقش او را در شکلگیری شخصیت فکری و اجتماعی خسرو گلسرخی مؤثر میدانند. برخلاف تصور رایج که گلسرخی را صرفاً متأثر از اندیشههای چپ میداند، حضور در چنین محیط مذهبی و نزد یک روحانی فعال، تنوع فکری و آشنایی اولیه او با مفاهیم عدالت اجتماعی و مسئولیت مدنی را رقم زد. تحصیلات ابتدایی و دورهای از مقطع متوسطه را در مدارس سنایی و حکیم نظامی قم گذراند. فضای قم که در آن زمان محل تقابل سنت و مدرنیته نیز بود، نقش مهمی در ذهنیت انتقادی او داشت. با مرگ شیخ وحید در سال ۱۳۴۱، خانواده به تهران مهاجرت کرد و زندگی در پایتخت، صفحه تازهای از تجربیات برای او گشود. در تهران، گلسرخی به دبیرستان خزائلی رفت و همزمان با ادامه تحصیل، برای کمک به وضعیت مالی خانواده در مشاغل مختلفی مانند کار ساختمانی مشغول شد. برخی منابع اشاره کردهاند که اگرچه وضعیت اقتصادی خانواده دشوار بود، اما به گفته همسرش، بحرانزده یا قحطیزده نبوده است. آنچه مشخص است، گلسرخی از همان نوجوانی با واقعیتهای اجتماعی، فاصله طبقاتی، و فشار اقتصادی آشنا بود؛ تجربهای که بعدها در نوشتهها و دیدگاههای او بازتاب یافت. خسرو گلسرخی در سال ۱۳۲۲ در شهر رشت متولد شد. پدرش، قدیر، کارمند عدلیه بود. پس از فوت پدر در کودکی، خانواده به قم نقل مکان کرد. در آنجا، خسرو زیر نظر پدربزرگ مادریاش، شیخ محمد وحید خورگامی — یکی از روحانیون فعال در جنبش جنگل — رشد یافت. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدارس سنایی و حکیم نظامی قم گذراند. این محیط، نقش مهمی در شکلگیری شخصیت و نگاه اجتماعی-سیاسی او داشت. در سال ۱۳۴۱، پس از درگذشت پدربزرگ، خانواده به تهران رفتند. در تهران، گلسرخی در دبیرستان خزائلی تحصیل کرد. برای تأمین معاش، در کنار تحصیل به کار ساختمانی مشغول شد.
فعالیتهای فرهنگی و روزنامهنگاری
در دهه ۴۰ شمسی، گلسرخی وارد دنیای مطبوعات شد. در نشریات معتبری چون کیهان، اطلاعات، آیندگان، فردوسی و نگین قلم زد. حوزه کار او شامل نقد تئاتر، نقد اجتماعی، ترجمه، و نوشتن شعر بود. از نامهای مستعار مختلفی مانند خسرو تهرانی، دامون، و قباد استفاده میکرد. او به زبانهای فرانسه و انگلیسی مسلط بود. از این توانایی در ترجمه آثار نویسندگانی مانند رولان بارت، لوسین گلدمن، و ماکسیم گورکی بهره گرفت. او همچنین به مباحث فلسفی و جریانهای انقلابی جهان مانند انقلاب الجزایر علاقهمند بود.
ازدواج و زندگی شخصی
در سال ۱۳۴۸، خسرو با عاطفه گرگین ازدواج کرد. او نیز روزنامهنگار و شاعر بود. حاصل این ازدواج پسری به نام دامون بود. زندگی مشترک آنها چهار سال دوام داشت و با دستگیری گلسرخی در سال ۱۳۵۱، این زندگی دچار فروپاشی شد. عاطفه گرگین نیز به چهار سال زندان محکوم شد و سرپرستی دامون به برادر خسرو، فرهاد، واگذار شد.
بازداشت و روند قضایی
در سال ۱۳۵۱، گلسرخی به همراه ۱۱ نفر دیگر به اتهام تلاش برای آسیب رساندن به خانواده سلطنتی دستگیر شد. این گروه که کرامت دانشیان نیز جزو اعضای شاخص آن بود، از سوی دستگاه امنیتی متهم شد که قصد ربودن ولیعهد وقت، رضا پهلوی، را داشته است. اطلاعات مربوط به این اتهام از طریق فردی به نام امیرحسین فطانت به دستگاه امنیتی منتقل شده بود. این گروه در یک دادگاه نظامی مورد محاکمه قرار گرفتند. برخلاف بسیاری از پروندههای امنیتی آن زمان، دادگاه به صورت علنی و از تلویزیون ملی ایران پخش شد.
دادگاه و دفاعیات
یکی از وجوه برجسته این پرونده، دفاعیات خسرو گلسرخی در دادگاه بود. او در نطقی مفصل، عقاید خود را مطرح کرد. گلسرخی گرایش مارکسیستی خود را تأیید کرد اما از مفاهیمی چون عدالت اجتماعی در اسلام و شخصیتهایی مانند امام حسین و مولا علی نیز یاد کرد.
شرایط زندان و گزارشهای مربوط به شکنجه
بر اساس اظهارات همسرش، گلسرخی در زندان شکنجه شده بود. گزارشهایی نیز درباره شرایط سخت بازجویی و زندان در آن دوره وجود دارد. منابع مستقل و رسمی متعددی در این مورد اطلاعاتی منتشر نکردهاند، اما بخشی از روایتهای مربوط به این موضوع از زبان نزدیکان او نقل شدهاند. او در بخشی از دفاعیه خود گفت: «من که یک مارکسیست-لنینیست هستم، برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم.» این سخنان، هم در آن زمان و هم در سالهای بعد، محل بحث فراوان قرار گرفت.
منابع غیررسمی از جمله همسر گلسرخی، درباره شکنجه او در زندان اوین اظهارنظر کردهاند. بنا به این روایتها، او تحت فشار و آزار جسمی شدید بوده و حتی در دادگاه اشاره کرد که به دلیل شکنجه، دچار آسیب فیزیکی شده است.
اجرای حکم و محل دفن
در سحرگاه ۲۹ بهمن ۱۳۵۲، حکم اعدام خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان اجرا شد. پیکر او در قطعه ۳۳ بهشت زهرا دفن شد؛ محلی که بعدها به یکی از نمادهای کشتهشدگان سیاسی پیش از انقلاب تبدیل شد.
دادگاه گلسرخی واکنشهای متعددی در محافل روشنفکری، رسانهای و مردمی به دنبال داشت. در نهایت، در دادگاه بدوی، ۷ نفر به اعدام محکوم شدند. در تجدید نظر، حکم دو نفر به حبس تقلیل یافت و پنج نفر از جمله گلسرخی، کرامت دانشیان، رضا علامهزاده، عباسعلی سماکار و طیفور بطحایی به اعدام محکوم شدند.
آثار مکتوب و میراث فرهنگی
گلسرخی در کنار فعالیتهای سیاسی، به نوشتن شعر و نقد هنری نیز علاقهمند بود. اشعار و مقالات او در سالهای بعد در قالب مجموعههایی مانند «من در کجای جهان ایستادهام»، «ای سرزمین من»، «بیشه بیدار» و سایر کتابها منتشر شدهاند. او به نظریهپردازی در حوزه هنر و ادبیات نیز پرداخته بود. جزوه «سیاست هنر، سیاست شعر» از آثار مهم او در این زمینه به شمار میرود.
بازتابهای اجتماعی و رسانهای
نام گلسرخی پس از انقلاب ۱۳۵۷ بار دیگر در فضای عمومی مطرح شد. تصاویری از او در تظاهرات دیده میشد و رسانهها دفاعیاتش را بازنشر میکردند. برخی خیابانها و مکانها نیز به طور موقت به نام او نامگذاری شدند، گرچه بعدها تغییر کردند. دادگاه او در دهههای بعد، سه بار از صداوسیما پخش شد.
نگاهی به واکنشها و روایتها
روایتهای گوناگونی درباره پرونده گلسرخی وجود دارد. برخی از او به عنوان قهرمان یاد میکنند و برخی دیگر تصمیماتش را مورد نقد قرار دادهاند. برخی نیز تلاش کردهاند نقش او را در چارچوب جریانهای فکری و سیاسی دهه ۵۰ تحلیل کنند. با وجود تفاوت دیدگاهها، پرونده گلسرخی همچنان در حافظه سیاسی-فرهنگی جامعه ایران باقی مانده است.
منابع اطلاعاتی و مستندات
با گذشت زمان، مستندهایی درباره زندگی و دادگاه گلسرخی تهیه و منتشر شدهاند. یکی از این منابع، ویدئوی مستند تهیهشده در کانال یوتیوب راوکده است که اطلاعات مختلف درباره زندگی و محاکمه او را به مخاطبان ارائه میدهد. زندگی خسرو گلسرخی یکی از نمونههای شاخص تلفیق فعالیت فرهنگی و مسائل سیاسی در ایران پیش از انقلاب است. قضاوت درباره شخصیت او بستگی به زاویه نگاه دارد؛ اما واقعیت این است که او بخشی از تاریخ ثبتشده کشور است. تماشای مستند زندگی او از یوتیوب راوکده میتواند درک جامعتری از او و دورهاش ارائه دهد.