ارتشبد نصیری: اعترافات رئیس سابق ساواک در لحظه دستگیری! چه اتفاقی در انقلاب افتاد؟

ارتشبد نصیری، رئیس سابق ساواک در دوران شاهنشاهی ایران، یکی از شخصیت‌های جنجالی تاریخ معاصر ایران است که به‌ویژه پس از انقلاب ۵۷ در کانون توجه قرار گرفت. او نه تنها به عنوان یکی از مقامات ارشد رژیم پهلوی شناخته می‌شد، بلکه یکی از مهره‌های اصلی دستگاه سرکوبی بود که با نام ساواک شناخته می‌شود. داستان دستگیری و نخستین مصاحبه‌اش با انقلابیون پس از سقوط رژیم پهلوی، هنوز هم یکی از داغ‌ترین مباحث تاریخ معاصر ایران است. این مقاله به بررسی دقیق زندگی و دستگیری ارتشبد نصیری می‌پردازد و به شما فرصتی می‌دهد تا با این شخصیت تاریخی از زاویه‌ای متفاوت آشنا شوید. همچنین در پایان، به‌طور ویژه شما را دعوت می‌کنیم تا ویدیوی زندگی این شخصیت را در یوتیوب از مجله راوکده تماشا کنید.

ارتشبد نصیری، رئیس ساواک و مقامات رژیم پهلوی

ارتشبد ناصر نصیری یکی از افسران بلندپایه ارتش شاهنشاهی و رئیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) در دوران سلطنت محمدرضا شاه پهلوی بود. او از ابتدا تا انتهای انقلاب ۵۷ در کنار شاه ایستاده بود و در روند سرکوب مخالفان رژیم نقش اساسی ایفا می‌کرد. نصیری در زمان خود یکی از پرقدرت‌ترین افراد در کشور به شمار می‌رفت و به عنوان “دست راست” شاه شناخته می‌شد.

ساواک، تحت رهبری نصیری، به ابزاری مخوف برای کنترل و سرکوب مخالفان سیاسی رژیم پهلوی تبدیل شده بود. از جمله فعالیت‌های این سازمان، می‌توان به استفاده از شکنجه و سرکوب مخالفان سیاسی، فعالیت‌های ضدانقلابی، و جلوگیری از هرگونه اعتراض مردمی اشاره کرد. ساواک به عنوان یک سازمان امنیتی، در زمان نصیری به ابزاری برای پیاده‌سازی سیاست‌های دیکتاتورانه شاه تبدیل شد.

دستگیری ارتشبد نصیری در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و سقوط رژیم شاهنشاهی، ارتشبد نصیری به یکی از اهداف اصلی انقلاب تبدیل شد. در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، زمانی که مردم به پادگان جمشیدیه حمله کردند و پس از درگیری‌های شدید موفق شدند پادگان را تصرف کنند، یکی از اولین افرادی که به دست انقلابیون افتاد، نصیری بود.

بهمن زیکساری، یکی از جوانان انقلابی که نصیری را دستگیر کرد، در مصاحبه‌ای با روزنامه کیهان جزئیات دستگیری این شخصیت را به شرح زیر توضیح داد: «نصیری در حالیکه کت چرمی مشهوری به تن داشت، از پله‌ها به پایین می‌آمد و توسط من دستگیر شد. مردمی که متوجه شدند او رئیس سابق ساواک است، هجوم آوردند و او را با مشت و سرنیزه مورد ضرب و شتم قرار دادند.» این صحنه یکی از تحولات قابل توجه انقلاب بود که با خشم مردم نسبت به اقدامات رژیم پیشین همراه شد.

نخستین مصاحبه نصیری با انقلابیو

پس از دستگیری ارتشبد نصیری، وی به کمیته امام خمینی تحویل داده شد و در نخستین مصاحبه با انقلابیون در ۲۳ بهمن ۵۷، خود را “یک مسلمان معتقد” معرفی کرد و ضمن انکار بسیاری از اتهامات، گفت که هیچ اطلاعی از شکنجه‌ها نداشته است. مصاحبه‌ی او در میان انقلابیون بسیار جنجال‌برانگیز بود، چرا که بسیاری از مردم و فعالان سیاسی، نصیری را یکی از مسئولان اصلی اعمال خشونت‌ها و سرکوب‌ها در دوران شاه می‌دانستند.

نصیری در این مصاحبه گفت: «من آدمی هستم در اختیار شما، من کاری نکرده‌ام. می‌توانستم نیایم این‌جا. من خودم آمدم.» این گفته‌ها و انکار مسئولیت‌هایش در قبال شکنجه‌ها و جنایات ساواک، همچنان در تاریخ انقلاب به‌عنوان یکی از جنجالی‌ترین لحظات مطرح است.

انکارها و تناقضات نصیری

در مصاحبه‌های مختلفی که نصیری در دوران پس از انقلاب انجام داد، او همواره در برابر اتهامات و جنایات رژیم پهلوی انکار می‌کرد و به نوعی خود را از تمامی این مسائل مبرا می‌دانست. هنگامی که به او در مورد شکنجه‌ها و قتل‌های تحت نظارت ساواک و پلیس سیاسی رژیم پهلوی سؤال شد، نصیری پاسخ داد: «من بی‌اطلاع هستم. اگر دیگران چنین کاری کرده‌اند، من چیزی نمی‌دانم.»

این نوع پاسخ‌ها باعث شد که بسیاری از افراد معتقد باشند نصیری تنها در تلاش است تا خود را از زیر بار مسئولیت‌های سنگین رژیم پهلوی رها کند و از اتهامات سنگین خود فرار کند. این تناقضات در پاسخ‌های او، از جمله انکار ارتباطش با پرویز ثابتی، معاون مشهورش در ساواک، باعث برانگیختن بیشتر خشم انقلابیون شد.

پیامدهای دستگیری نصیری

دستگیری و بازداشت ارتشبد نصیری در حقیقت پایان یک دوران بود. این تحول نشان‌دهنده‌ی تغییرات بنیادین در سیاست‌های ایران بود که در پی سقوط رژیم شاهنشاهی، در دستور کار دولت موقت انقلاب قرار گرفت. نصیری و دیگر مقامات رژیم پهلوی پس از انقلاب به مسئولیت‌های سنگین خود در سرکوب و شکنجه‌های مردم پاسخگو شدند.

این بازداشت و مصاحبه‌ها برای بسیاری از ایرانیان، نمادی از پایان دیکتاتوری شاه و شروع دوران جدیدی بود که مردم در آن از آزادی‌های بیشتری برخوردار می‌شدند. با این حال، تناقضات و انکارهای نصیری، در دل تاریخ معاصر ایران، هم‌چنان موضوعی پیچیده و مبهم باقی ماند.

تماشای ویدئو: زندگی ارتشبد نصیری

برای آشنایی بیشتر با زندگی و سرنوشت ارتشبد نصیری، شما را دعوت می‌کنیم تا ویدئوی جذاب زندگی این شخصیت تاریخی را از یوتیوب راوکده تماشا کنید. در این ویدئو، به‌طور کامل با پیچیدگی‌های شخصیت نصیری و نقش او در تاریخ ایران آشنا خواهید شد. این ویدئو به شما فرصتی می‌دهد تا نگاهی بی‌پرده و مستند به زندگی یکی از مهم‌ترین مقامات رژیم شاهنشاهی داشته باشید.

 

 

نصیری در نخستین مصاحبه با انقلابیون

  • چگونه گرفتار شدید و به دست نیروهای انقلاب افتادید؟

۴ ماه است در زندان هستم. امروز وقتی «جمشیدیه» به دست نیروهای انقلاب افتاد آن‌ها مرا به این‌جا آوردند.

  • نظرتان راجع به وضع موجود چیست؟

درست در حال عادی نیستم که بتوانم حرف بزنم.

  • شما نسبت به آن‌چه که به طور مستقیم یا غیرمستقیم (شکنجه‌های ساواک) درباره‌ی مردم و به‌خصوص جوانان مردم انجام داده‌اید چه فکر می‌کنید؟

مستقیم را تکذیب می‌کنم. اگر دیگران کاری کرده‌اند من بی‌اطلاع هستم.

  • در مورد انواع شکنجه‌ها چه می‌گویید؟

من آدمی هستم در اختیار شما، من کاری نکرده‌ام. می‌توانستم نیایم این‌جا. من خودم آمدم.

  • ولی مردم شما را به این‌جا آوردند.

می‌توانستم فرار کنم.

  • مگر بچه‌های من به تو چه کرده بودند که آن‌ها را کشتی؟ چرا این همه شکنجه به آن‌ها دادی؟ چرا تمام ناخن‌های آن‌ها را با گازانبر کشیدی، چرا؟

من از همه‌ی این چیزهایی که می‌گویید بی‌اطلاع هستم.

  • مگر تو خودت نبودی که مرا در زندان ساواک کتک زدی و به‌خصوص چند بار محکم به گوشم کوبیدی؟

من نبودم.

  • درباره‌ی کمیته‌ی ساواک حرف بزنید.

کمیته مربوط به من نبود، یک گروه مستقل بود از ساواک، شهربانی، ارتش و ژاندارمری.

  • از پرویز ثابتی بگویید. مگر او از شما دستور نمی‌گرفت؟

ایشان مسئول امنیت داخل کشور بودند و معاون من نبودند.

  • از ثابتی چه خبر دارید؟

شنیدم در تهران نیستند.

  • خرج ماهانه‌ی ساواک چقدر بود؟

پرونده‌هایش هست، فعلا به خاطرم نیست.

  • آقای نصیری! پس شما که همه‌چیز را انکار می‌کنید، در این سازمان منحل‌شده‌ی ساواک چه‌کاره بودید؟

من سرپرست کل سازمان بودم و بیش‌تر کارهای اداری، فنی و تامین احتیاجات اداری با من بود.

  • هر چند وقت یک بار با شاه ملاقات می‌کردید؟

در هفته دو بار

  • در این تماس‌ها چه دستوراتی می‌گرفتید؟

خاطرم نیست.

  • چند بار تماس تلفنی داشتید؟

مرتب نداشتم، گاه به گاه.

  • مافوق شما چه کسی بود، آیا غیر از شاه از کسی یا کسان دیگر هم به شما دستور داده می‌شد؟

نه، من یک‌سری وظایف قانونی داشتم.

  • در حال حاضر از گذشته‌ی خود پشیمان نیستید؟

نه، من طبق قانونی که تصویب شده بود و وظیفه‌ای که هیات دولت آن را تصویب کرده بود عمل می‌کردم.

  • آیا رئیس زندان، بازپرس‌ها و ماموران بازجو گزارش کارهای‌شان را به شما نمی‌دادند که شما از چگونگی شکنجه‌ها اظهار بی‌اطلاعی می‌کنید؟

می‌دادند ولی در آن چیزی از شکنجه نمی‌نوشتند.

  • یعنی می‌خواهید بگویید هیچ شکنجه‌ای در کار نبوده؟

من علم غیب ندارم. یک سال و نیم پیش من به دستور اعلیحضرت رفتم و سری به زندان‌ها زدم ولی چیزی ندیدم.

  • چرا نمی‌خواهید حداقل حالا دیگر صادقانه حرف بزنید؟

من صادقانه حرف می‌زنم.

  • حقوق ماهیانه‌ی شما چقدر بود؟

۱۲ هزار تومان.

  • چقدر مزایا می‌گرفتید؟

حدود ۱۲ هزار تومان.

  • درآمد دیگری نداشتید؟

چرا، چند قطعه ملک داشتم که بنیاد پهلوی به من داده بود.

  • در مورد پول‌هایی که از ایران خارج کرده‌اید چه می‌گویید؟

من پولی خارج نکرده‌ام.

  • شما همسر و فرزند دارید؟

بله، یک همسر و دو فرزند دارم.

  • از آن‌ها چه خبر دارید؟

از سه ماه قبل خبری ندارم.

  • این کلمه‌ی «مارکسیست اسلامی» را در سازمانِ شما چه کسی اختراع کرده بود که به مجاهدین و چریک‌ها نسبت داده می‌شد؟

من نمی‌دانم، خودم هم فکر می‌کنم این دو در کنار هم جور درنمی‌آید.

  • شما اسلام را می‌شناسید؟

بله، من یک مسلمان معتقد هستم.

  • ساواک چقدر مامور داشت؟

۲ هزار مامور رسمی.

  • و چقدر مامور غیررسمی؟

خاطرم نیست.

  • شما درباره‌ی دریاچه‌ی نمک قم چه می‌دانید؟

فقط می‌دانم دریاچه‌ای است در نزدیکی قم و هیچ چیز دیگر.

  • از مرگ مرحوم دکتر علی شریعتی و مرحوم تختی چه می‌دانید؟

هیچ چیز.

حرف آخر

ارتشبد نصیری، به‌عنوان یکی از شخصیت‌های مهم و جنجالی تاریخ معاصر ایران، همچنان در کانون توجهات قرار دارد. دستگیری و مصاحبه‌های او پس از انقلاب ۵۷ یکی از نقاط عطف تاریخ ایران است که در آن، مردم تلاش کردند تا حقایق پشت پرده ساواک و رژیم شاه را روشن کنند. با تماشای ویدئوی زندگی ارتشبد نصیری، می‌توانید به عمق این تاریخ پیچیده و تاثیرات آن بر تحولات ایران پی ببرید.

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را بیان کنید (ایمیل شما در هیج کجا منتشر نخواهد شد).

12 − چهار =

حمایت از راوکده

برای همراهان و دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره رایگان

مستند و ویدئوکست ها

در کانال یوتیوب راوکده

موزیک و ترانه های اپیزودها

در کانال تلگرامی راوکده

اخبار و روزمرگی‌ها

در پست و استوری های اینستاگرام

«بوف کور» مشهورترین و بحث‌برانگیزترین اثر صادق هدایت است که بسیاری آن را شاهکار ادبیات داستانی مدرن ایران می‌دانند. این رمان کوتاه برای نخستین بار در سال ۱۳۱۵ (۱۹۳۷ میلادی) به صورت پلی‌کپی در هند منتشر شد و از همان ابتدا به خاطر محتوای تیره، ساختار پیچیده و نمادگرایی غنی خود، نظر موافقان و مخالفان بسیاری را جلب کرد. بوف کور داستانی وهم‌آلود و عمیق درباره‌ی تنهایی، جنون، مرگ و زوال است که به واسطه روایت منحصربه‌فرد و سبک سوررئالیستی‌اش، ذهن خواننده را به چالش می‌کشد. در این مقاله، ضمن ارائه‌ی نگاهی جامع و مستند به زندگی و آثار صادق هدایت، به تحلیل و رمزگشایی رمان بوف کور از جنبه‌های مختلف می‌پردازیم.
مسعود کشمیری یکی از بحث‌برانگیزترین چهره‌های امنیتی تاریخ معاصر ایران است. او که به عنوان عامل نفوذی سازمان مجاهدین خلق در ساختار دولت پس از انقلاب فعالیت می‌کرد، توانست خود را تا جایگاه جانشین دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بالا ببرد. نام کشمیری بیش از هر چیز با انفجار هشتم شهریور ۱۳۶۰ در دفتر نخست‌وزیری گره خورده است؛ انفجاری که طی آن رئیس‌جمهور محمدعلی رجایی و نخست‌وزیر محمدجواد باهنر به شهادت رسیدند. این مقاله به صورت بی‌طرفانه اما جنجالی به زندگی، فعالیت‌های پنهان، عملیات تروریستی و سرنوشت مبهم مسعود کشمیری می‌پردازد. همچنین تلاش شده است تا با مروری بر وقایع تاریخی مرتبط، ابعاد نفوذ او و پیامدهای آن روشن شود.
مصطفی رجوی فرزند مسعود رجوی (رهبر سازمان مجاهدین خلق) و اشرف ربیعی است. او تنها فرزند خونی مسعود رجوی محسوب می‌شود و زندگی پرفراز و نشیب او به دلیل انتساب به یکی از جنجالی‌ترین چهره‌های سیاسی معاصر ایران بسیار مورد توجه قرار گرفته است. مصطفی در دهه ۱۳۶۰ خورشیدی در بحبوحه درگیری‌های مسلحانه سازمان مجاهدین خلق با جمهوری اسلامی به دنیا آمد. سرنوشت او از همان بدو تولد با حوادثی تلخ گره خورد و در ادامه نیز مسیری متفاوت از پدرش پیمود. این فرزند که بعدها در تشکیلات مجاهدین محمد رجوی نام گرفت، پس از سال‌ها درگیری و اختلاف با سازمان، سرانجام راه خود را جدا کرد. در این مقاله نگاهی بی‌طرفانه اما جنجالی به زندگی سیاسی و شخصی مصطفی رجوی خواهیم داشت؛ از حادثه خونین زعفرانیه در تهران تا اردوگاه‌های اشرف و لیبرتی در عراق، و نهایتاً سرنوشت امروز او.

یوتیوب راوکده: هر 7 روز یک ویدئوکست جدید!​

ما در یوتیوب پادکست راوکده، ویدئوکست‌های جذابی از بیوگرافی افراد تاریخی و معاصر منتشر می‌کنیم. همانطور که در بخش صوتی پادکست، در هر نیمه از ماه، یک اپیزود جدید در اختیارتون قرار می‌دهیم، در بخش تصویری هم، ویدئوکست‌های جدید را هفت روز یکبار منتشر می‌کنیم.