شاپور بختیار و صدام حسین؛ پشت‌پرده دیدار محرمانه، کودتای نوژه و آغاز جنگ ایران و عراق

در دل تحولات پرآشوب پس از انقلاب ۱۳۵۷، یکی از مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین چهره‌ها شاپور بختیار است؛ آخرین نخست‌وزیر رژیم پهلوی که بعد از سقوط حکومت شاه، نه‌تنها کشور را ترک نکرد بلکه با تشکیل شبکه‌ای از مخالفان جمهوری اسلامی در اروپا، نقش فعالی در طراحی کودتای نوژه و ارتباط با دشمنان منطقه‌ای جمهوری اسلامی، به‌ویژه صدام حسین، ایفا کرد. دیدار محرمانه بختیار با صدام، و آنچه پس از آن رخ داد، هنوز هم یکی از نقاط تاریک و چالش‌برانگیز در تاریخ معاصر ایران است.

ملاقات بختیار و صدام؛ آغاز یک اتحاد جنجالی

بر اساس اسناد و خاطرات منتشر شده از افسران درگیر در ماجرای کودتای نقاب (نوژه)، از جمله سرگرد خلبان فراری فرهاد نصیرخانی، بختیار در اسفند ۱۳۵۸ به همراه منوچهر قربانی‌فر با صدام حسین در بغداد ملاقات کرد. نصیرخانی در خاطراتش نقل می‌کند که بختیار، صدام را «برادر» خطاب می‌کرد و با لحنی همراه با تمجید، از او درخواست حمایت برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی کرد.

بختیار در این دیدار گفته بود که هیچ‌کدام از کشورهای همسایه ایران حاضر به همکاری با مخالفان جمهوری اسلامی نیستند و تنها عراق چنین امکانی را دارد. صدام حسین نیز در این جلسه وعده پشتیبانی مالی، نظامی، سیاسی و لجستیکی برای اجرای کودتا و حتی شناسایی دولت جدید بعد از پیروزی را به بختیار داده بود.

صدام، کودتا و نقشه حمله به ایران

کودتای نوژه که در تیر ۱۳۵۹ فاش شد، با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی از طریق شبکه‌ای از نظامیان فعال طراحی شده بود. اما آنچه کمتر گفته شده، این است که بعثی‌ها اهداف خود را پشت این ماجرا پنهان کرده بودند. طبق گزارش‌ها، دولت صدام حسین از ابتدا به کودتا به چشم یک فرصت برای تضعیف ارتش ایران نگاه می‌کرد، تا راه را برای حمله‌ای نظامی به ایران هموار کند. تجهیز گروه‌های ضدانقلاب، انتقال تسلیحات به مرزهای غربی و حتی کمک ۴۰ میلیون دلاری عراق به بختیار، بخشی از این سناریو بود.

چند روز پیش از زمان تعیین‌شده برای کودتا، برخی فرماندهان ایرانی مستقر در عراق متوجه جابه‌جایی گسترده تجهیزات سنگین نظامی شدند؛ تجهیزاتی که مشخصاً برای کودتا نبودند، بلکه آماده‌سازی برای حمله‌ای تمام‌عیار به مرزهای ایران را نشان می‌دادند.

آیا بختیار به صدام مشاوره حمله داد؟

پرسشی که همچنان بی‌پاسخ قطعی مانده، این است: آیا بختیار به صدام توصیه کرد که به ایران حمله کند؟ روایت‌ها در این‌باره متناقض‌اند. در یک سو اسناد وزارت خارجه بریتانیا – از جمله گزارش محرمانه دیوید میرز و کریس رندل – به صراحت حضور بختیار در بغداد در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ (روز آغاز جنگ) را تایید می‌کنند. این اسناد حاکی‌اند که بختیار به صدام گفته بود ارتش ایران دچار هرج‌ومرج است و مردم، به‌ویژه در خوزستان، آماده استقبال از نیروهای آزادی‌بخش هستند.

مجید تفرشی، پژوهشگر تاریخ، با اتکا به همین اسناد معتقد است بختیار نقش مؤثری در زمان‌بندی حمله صدام ایفا کرده و اطلاعاتی که او و ارتشبد اویسی به بعثی‌ها داده بودند، صدام را به حمله متقاعد کرد.

در مقابل، دوستان نزدیک بختیار از جمله سیروس آموزگار و منوچهر رزم‌آرا، این ادعا را بی‌اساس می‌دانند. آنان می‌گویند بختیار هرگز پیشنهاد حمله نداده، بلکه حتی صدام را از آن برحذر داشته. اما آنچه از میان همین دفاعیات مشخص است، این است که بختیار در مذاکراتی با صدام شرکت داشته و پس از آغاز جنگ، پیشنهادهایی از جمله بمباران خارک را برای کاهش تلفات انسانی داده است.

تشکیل دولت در مناطق اشغالی؛ واقعیت یا شایعه؟

یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های اسناد بریتانیایی، مربوط به پیشنهاد عراق به بختیار برای تشکیل دولت موقت در مناطق اشغالی ایران، از جمله خوزستان، است. گفته شده که اپوزیسیون ایرانی حاضر در عراق قرار بوده همراه ارتش بعثی وارد خاک ایران شود و بر مناطقی که به اشغال عراق درمی‌آمدند حکومت کند. البته برخی از اطرافیان بختیار این سناریو را تکذیب کرده‌اند و می‌گویند خود بختیار نیز با این ایده مخالف بود.

با این حال، این ادعا که «صدام حسین به دنبال برپایی یک دولت دست‌نشانده در ایران بود» در چند سند رسمی، از جمله گزارش‌های دیوید میرز و اسناد وزارت خارجه بریتانیا تکرار شده است.

پول صدام؛ ابزار مبارزه یا لکه ننگ؟

اگرچه درباره نقش بختیار در حمله عراق به ایران اختلاف‌نظر وجود دارد، اما آنچه جای انکار ندارد، کمک‌های مالی گسترده صدام حسین به اوست. بختیار این پول‌ها را «وام» می‌دانست و معتقد بود بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی آنها را پس خواهد داد. کمک‌هایی که حتی تا یک‌سال قبل از حمله صدام به کویت ادامه داشت.

این حمایت مالی به‌شدت مورد انتقاد حتی برخی از نزدیک‌ترین یاران بختیار بود. آن‌ها می‌گفتند گرفتن پول از دیکتاتوری که به ایران حمله کرده، ولو به نام مبارزه با جمهوری اسلامی، اخلاقاً پذیرفتنی نیست. بختیار اما این نقدها را نپذیرفت و می‌گفت بدون این پول‌ها امکان مبارزه وجود ندارد.

جمع‌بندی: خائن یا قهرمان؟

ماجرای شاپور بختیار و رابطه‌اش با صدام حسین، همچنان یکی از موضوعات پرابهام و جنجالی در تاریخ معاصر ایران است. برای برخی، بختیار یک سیاستمدار پیشرو و دموکرات است که علیه استبداد مذهبی جنگید. برای برخی دیگر، او چهره‌ای جاه‌طلب بود که برای رسیدن به قدرت، حتی با دشمن متجاوز همدست شد.

اما آنچه مسلم است، این ماجرا ترکیبی پیچیده از واقعیت‌های تاریخی، تصمیم‌های استراتژیک، اشتباهات محاسباتی و جاه‌طلبی سیاسی است که باید از زوایای مختلف و بر اساس اسناد معتبر بررسی شود.


???? اگر می‌خواهی روایت کامل و بدون سانسور این داستان را بشنوی، پادکست «راوکده» را از دست نده!
???? در پلتفرم‌های پادکست یا کانال یوتیوب راوکده، داستان واقعی دیدار بختیار و صدام، پشت‌پرده کودتای نوژه و آغاز جنگ ایران و عراق را بشنو و ببین.

 

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را بیان کنید (ایمیل شما در هیج کجا منتشر نخواهد شد).

دو × 5 =

حمایت از راوکده

برای همراهان و دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره رایگان

مستند و ویدئوکست ها

در کانال یوتیوب راوکده

موزیک و ترانه های اپیزودها

در کانال تلگرامی راوکده

اخبار و روزمرگی‌ها

در پست و استوری های اینستاگرام

بعد از سقوط سلطنت پهلوی، زندگی این خاندان به روایتی پر پیچ‌وخم، پنهان و گاه رمزآلود بدل شد. در میان تمام ماجراها، مرگ علیرضا پهلوی، پسر سوم شاه، شاید از جنجالی‌ترین و پرابهام‌ترین وقایع تاریخ معاصر ایران باشد. خودکشی در بوستون، در دل سکوت شب، با صدای یک گلوله. اما آیا همه چیز همین بود؟ یا مرگ او، فریادی بی‌صدا از زخمی عمیق بود که تبعید، خانواده، تاریخ و یک سرنوشت ناتمام در آن دخیل بودند؟ در این مقاله، روایت کامل زندگی علیرضا را می‌خوانید؛ از کودکی‌اش در دربار تا آخرین وصیت‌نامه‌اش. و در پایان، از شما دعوت می‌کنیم تا ویدیوی کامل این داستان مستند را در یوتیوب راوکده ببینید.
در یکی از روزهای سال ۱۳۰۶، در صحن مطهر حضرت معصومه در قم، سه زن سلطنتی - عصمت‌الملوک دولتشاهی و خواهران رضاشاه، شمس و اشرف - تنها چند لحظه بی‌حجاب ماندند؛ اما همین لحظه کافی بود تا محمدعلی بافقی، روحانی بانفوذ شهر، از منبر به رضاشاه و خاندانش بتازد. آنچه بعد از آن رخ داد، فراتر از یک دعوای مذهبی بود: رضاشاه شخصاً با عصای معروفش وارد قم شد و با آن روحانی درافتاد. این حادثه، نه فقط بیانگر اقتدار شاه بود، بلکه بخش کوچکی از قصه زندگی زنی بود که در دل طوفان سیاست، قدرت و رقابت، قرار گرفت: عصمت‌الملوک دولتشاهی.
در تاریخ معاصر ایران، نام‌هایی چون محمدرضاشاه، مصدق، خمینی و حتی اشرف پهلوی بر صفحات تاریخ نقش بسته‌اند؛ اما یکی از تاثیرگذارترین شخصیت‌هایی که در سایه قدرت ایستاد، نه تریبونی داشت، نه شعار داد، نه کودتا کرد. او فقط نوشت. نوشت و حکومت را از درون ساخت، از درون فهمید و از درون نقد کرد. او اسدالله علم بود؛ وزیری که دربار را بهتر از هر کس می‌شناخت، و شاید تنها کسی بود که شاه بدون تظاهر به او تکیه می‌کرد.

یوتیوب راوکده: هر 7 روز یک ویدئوکست جدید!​

ما در یوتیوب پادکست راوکده، ویدئوکست‌های جذابی از بیوگرافی افراد تاریخی و معاصر منتشر می‌کنیم. همانطور که در بخش صوتی پادکست، در هر نیمه از ماه، یک اپیزود جدید در اختیارتون قرار می‌دهیم، در بخش تصویری هم، ویدئوکست‌های جدید را هفت روز یکبار منتشر می‌کنیم.