پاپ فرانسیس درگذشت! چه اتفاقاتی پس از مرگ او در واتیکان خواهد افتاد؟

۱ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۶:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)

پاپ فرانسیس، نخستین پاپ اهل آمریکای لاتین که ۱۲ سال در رأس کلیسای کاتولیک رم قرار داشت، یکم اردیبهشت ۱۴۰۴ در ۸۸ سالگی درگذشت. مرگ او به پایان یک دوره پرفراز و نشیب برای کلیسای کاتولیک منتهی شد؛ دوره‌ای که با چالش‌ها و اصلاحات، برخی بحران‌ها و تلاش‌های سخت برای تغییرات در نهاد کلیسا همراه بود. در این مقاله، به بررسی جزئیات مراسم خاکسپاری پاپ فرانسیس و نحوه انتخاب جانشین او خواهیم پرداخت.

آیین‌های سوگواری و خاکسپاری پاپ فرانسیس

پس از مرگ پاپ فرانسیس، آیین‌های سوگواری به مدت ۹ روز ادامه خواهد یافت. تاریخ خاکسپاری پاپ از سوی کاردینال‌ها و رهبران کلیسا تعیین می‌شود و طبق قوانین، باید بین روز چهارم تا ششم پس از مرگ برگزار شود. مراسم خاکسپاری وی بر اساس قانون Universi Dominici Gregis، که آیین‌های رسمی را برای این گونه مواقع مشخص کرده، انجام خواهد گرفت. طبق برنامه، اولین اقدام پس از مرگ پاپ، تأیید رسمی مرگ توسط رئیس بخش سلامت واتیکان و سپس سرپرست امور کلیسای کاتولیک رم خواهد بود. سپس پیکر پاپ در ردای سفید پوشانده و به کلیسای خصوصی پاپ منتقل می‌شود.

ساده‌سازی مراسم خاکسپاری در دوران پاپ فرانسیس

پاپ فرانسیس با سبک زندگی ساده و بی‌تکلف خود شناخته می‌شد. او به‌طور مداوم بر ساده‌زیستی تأکید می‌کرد و از مراسم تشریفاتی پر زرق و برق پرهیز می‌نمود. همین رویکرد در مراسم خاکسپاری‌اش نیز تأثیرگذار بود. برخلاف سنت‌های گذشته که پیکر پاپ‌ها برای بازدید عمومی به نمایش گذاشته می‌شد، پاپ فرانسیس تصمیم گرفت که مراسم وداع و تشییع با او ساده و بی‌سر و صدا برگزار شود. در مراسم خاکسپاری، پیکر پاپ فرانسیس در تابوت چوبی ساده‌ای به خاک سپرده خواهد شد و برخلاف سنت‌های قبلی، تابوت وی در سکویی بلند قرار نخواهد گرفت. صورت پاپ با نقابی از ابریشم سفید پوشانده خواهد شد و سکه‌هایی که در دوران پاپی او ضرب شده‌اند در کنار تابوت قرار خواهند گرفت.

انتخاب جانشین پاپ فرانسیس

پس از مرگ پاپ، کاردینال‌ها در یک نشست محرمانه به نام «کُنکلاو» جمع می‌شوند تا جانشین پاپ را انتخاب کنند. این فرآیند معمولاً حدود ۱۵ تا ۲۰ روز پس از درگذشت پاپ آغاز می‌شود. در این مدت، تمامی کاردینال‌ها موظف به رعایت سکوت و محرمانگی هستند و هیچ‌گونه تصمیم‌گیری عمده‌ای انجام نمی‌شود. کاردینال‌ها در نمازخانه کلیسای سیستین جمع می‌شوند و به‌طور مخفیانه رای‌گیری می‌کنند تا یکی از آن‌ها بتواند دو سوم آرا را به دست آورد. این فرایند ممکن است بارها تکرار شود تا پاپ جدید انتخاب شود.

گمانه‌زنی‌ها درباره جانشین پاپ فرانسیس

با توجه به سیاست‌های اصلاح‌طلبانه پاپ فرانسیس، انتظار می‌رود که جانشین او نیز رویکردی مشابه به سیاست‌های او داشته باشد. احتمال دارد جانشین پاپ فرانسیس از میان کاردینال‌های غیراروپایی باشد، به‌ویژه از کشورهای آسیایی و آفریقایی که در دوران پاپی او سهم بیشتری در واتیکان پیدا کرده‌اند. در حال حاضر، ۲۵۲ کاردینال در قید حیات هستند که ۱۳۵ نفر از آن‌ها زیر ۸۰ سال سن دارند و واجد شرایط رای دادن در کُنکلاو هستند. برخی از کاردینال‌ها که احتمال دارد به عنوان پاپ جدید انتخاب شوند، از کشورهای مختلفی مانند فرانسه، فیلیپین، غنا و آمریکا هستند.

نتیجه‌گیری؛ دوران جدید در کلیسای کاتولیک

مرگ پاپ فرانسیس پایان‌دهنده یک دوره پرچالش برای کلیسای کاتولیک است. با انتخاب جانشین او، کلیسا وارد دوران جدیدی خواهد شد که ممکن است از نظر روحانی و سیاسی تغییرات عمده‌ای را به همراه داشته باشد. فرایند انتخاب پاپ جدید و مراسم سوگواری برای پاپ فرانسیس، نمایانگر تلاش کلیسا برای حفظ انسجام و انتقال قدرت به‌طور منظم خواهد بود.


پیشنهاد می‌کنیم که در یوتیوب پادکست راوکده، ویدئوکست ویژه‌ای که به زندگی و سرنوشت پاپ فرانسیس اختصاص دارد را تماشا کنید. در این ویدئوکست، تمامی جزئیات این رویدادها به‌طور دقیق و مستند بررسی شده‌اند. همچنین از فروردین ۱۴۰۵، بخشی از ویدئوکست‌های ما، در کانال آپارات راوکده هم منتشر می‌شود!

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

پانزده + یازده =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

ترور محمدعلی رجایی در ۸ شهریور ۱۳۶۰، یکی از مهم‌ترین وقایع سیاسی سال‌های نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود. امروز، ۸ شهریور ۱۴۰۵، چهل‌وپنجمین سال از حادثه‌ای می‌گذرد که طی آن محمدعلی رجایی، دومین رئیس‌جمهور جمهوری اسلامی ایران، و محمدجواد باهنر، نخست‌وزیر وقت، در انفجار دفتر نخست‌وزیری جان باختند. در تقویم و ادبیات رسمی ایران از این واقعه به عنوان «شهادت رجایی و باهنر» یاد می‌شود و هفته منتهی به ۸ شهریور نیز «هفته دولت» نام گرفته است. اما برای فهمیدن ماجرای ترور محمدعلی رجایی، باید چند دهه به عقب برگشت؛ زمانی که هنوز خبری از مقام‌های عالی حکومتی در زندگی او نبود.محمدعلی رجایی در ۲۵ خرداد ۱۳۱۲ در قزوین متولد شد. پدرش عبدالصمد در بازار قزوین به خرازی اشتغال داشت و زمانی که رجایی حدود چهار سال داشت درگذشت. شرایط اقتصادی خانواده باعث شد او پس از پایان دوره ابتدایی وارد بازار کار شود. در نوجوانی به تهران رفت، مدتی در بازار آهن کار کرد و تجربه دست‌فروشی نیز داشت؛ هم‌زمان، تحصیل را در کلاس‌های شبانه ادامه داد. این بخش از زندگی رجایی تقریباً در تمام روایت‌های زندگی‌نامه‌ای او تکرار شده و بعدها به یکی از عناصر اصلی تصویر عمومی او به عنوان سیاستمداری برخاسته از طبقات عادی جامعه تبدیل شد. 
مرگ نیچه در ۲۵ اوت ۱۹۰۰ در وایمار اتفاق افتاد؛ زمانی که فریدریش نیچه هنوز ۵۶ ساله نشده بود و ۵۵ سال داشت. امروز، ۲۵ اوت ۲۰۲۶، دقیقاً صد و بیست‌وشش سال از مرگ او می‌گذرد. نکته عجیب اینجاست که مرگ جسمانی نیچه پایان یک زندگی فعال نبود؛ زندگی فکری او عملاً بیش از یازده سال قبل، در ژانویه ۱۸۸۹، پس از یک فروپاشی شدید روانی و عصبی در تورین متوقف شده بود. منابع رسمی شهر وایمار تأیید می‌کنند که نیچه روز ۲۵ اوت ۱۹۰۰ در ویلایی که بعدها به «آرشیو نیچه» شهرت یافت درگذشت.  اما پاسخ به سؤال ظاهراً ساده «نیچه چگونه مرد؟» آن‌قدرها ساده نیست. در روایت‌های عمومی معمولاً سه کلمه پشت سر هم تکرار می‌شوند: جنون، سیفلیس و مرگ. این تصویر برای دهه‌ها چنان قدرتمند بود که بسیاری گمان کردند پرونده پزشکی نیچه کاملاً روشن است: فیلسوفی که در جوانی به سیفلیس مبتلا شد، بیماری به مغزش رسید، او را دچار جنون کرد و سرانجام کشت.
ابن سینا نامی است که اول شهریور در ایران سه مناسبت را به یکدیگر پیوند می‌دهد: روز بزرگداشت ابوعلی سینا، روز پزشک و روز همدان. امروز، یکشنبه اول شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۲۳ اوت ۲۰۲۶، در تقویم ایران روز بزرگداشت ابن سینا و روز پزشک است و «روز همدان» نیز در همین تاریخ قرار گرفته است. اول شهریور در سال‌های اخیر به عنوان روز ملی همدان نیز در تقویم کشور ثبت شده و انتخاب این تاریخ مستقیماً با جایگاه ابن سینا و پیوند تاریخی او با همدان ارتباط دارد. اما همین‌جا یک نکته مهم تاریخی وجود دارد: آنچه در تقویم به عنوان زادروز ابن سینا شناخته می‌شود، لزوماً به معنای آن نیست که مورخان درباره روز و حتی سال دقیق تولد او اتفاق‌نظر دارند. پژوهش جدید دانشنامه فلسفه استنفورد، بر پایه بازخوانی زندگینامه ابن سینا و منابع مربوط به او، تأکید می‌کند که تاریخ دقیق تولد را نمی‌توان با قطعیت تعیین کرد و حتی سال‌های متفاوتی در پژوهش‌های جدید مطرح شده است. بنابراین، اول شهریور را بهتر است «روز تقویمی بزرگداشت ابن سینا» بدانیم و نه تاریخی که با معیارهای تاریخ‌نگاری امروز، بدون هیچ تردیدی روز واقعی تولد او ثابت شده باشد. ابهام دیگری هم وجود دارد: ابن سینا در همدان متولد نشد. محل تولد او روستای افشنه در اطراف بخارا بود؛ منطقه‌ای که امروز در محدوده ازبکستان قرار می‌گیرد. خانواده‌اش پس از چند سال به بخارا رفتند و او دوران کودکی و بخش مهمی از آموزش خود را در پایتخت سامانیان گذراند. همدان اما در بخش دیگری از زندگی ابن سینا نقشی تعیین‌کننده پیدا کرد: او در این شهر طبابت کرد، وارد دستگاه سیاسی شد، مدتی وزیر بود، دوره‌ای از درگیری و زندان را پشت سر گذاشت و سرانجام در سال ۴۲۸ قمری/۱۰۳۷ میلادی در همدان درگذشت و همان‌جا به خاک سپرده شد. 
```