شهناز پهلوی، نخستین فرزند محمدرضا شاه پهلوی، از جمله چهرههایی است که نامش در تاریخ معاصر ایران با سلطنت، سیاست، حاشیه و استقلال گره خورده است. در این مقاله، نگاهی داریم به زندگی شخصی، روابط خانوادگی، ازدواجها، شایعات و تصمیمات متفاوت او؛ همراه با روایتهایی کمتر شنیدهشده از دربار.
تولد در خاندان سلطنتی
شهناز پهلوی در پنجم آبان ۱۳۱۹ در تهران به دنیا آمد. او تنها فرزند حاصل ازدواج محمدرضا شاه و فوزیه، شاهزاده مصری و خواهر ملک فاروق، آخرین پادشاه مصر بود. پدربزرگ مادریاش، ملک فؤاد اول، پادشاه وقت مصر، و شهناز از تبار سلطنتی هر دو کشور ایران و مصر به شمار میرفت.
دختری که باعث خشم شد
در فرهنگ آن زمان، تولد دختر برای خانوادههای سلطنتی خوشیمن تلقی نمیشد. تولد شهناز نهتنها باعث خوشحالی دربار نشد، بلکه خشم و سرخوردگی خاندان پهلوی را به همراه داشت. فشارهای سیاسی و خانوادگی بر فوزیه، مادر شهناز، موجب شد او خیلی زود درخواست طلاق دهد و همراه دخترش به مصر بازگردد. اما در نهایت شهناز در ششسالگی به ایران برگشت و دیگر هرگز آن رابطه عاطفی عمیق مادرانه را تجربه نکرد.
تربیت در سایه بیمهری
پس از بازگشت، شهناز نزد یکی از عمههای خود بزرگ شد. در هجدهسالگی برای تحصیل به سوئیس رفت و پنج سال در پانسیون ماری ژوزه اقامت داشت. این دوره تأثیر بسیاری بر شخصیت مستقل و متفاوت او گذاشت.
ازدواجهای جنجالی
شاه مایل بود تا شهناز با ملک فیصل دوم، پادشاه عراق، ازدواج کند؛ ازدواجی که میتوانست پیوندی سیاسی بین دو کشور ایجاد کند. اما شهناز این پیشنهاد را رد کرد و در سال ۱۳۳۵ با اردشیر زاهدی، پسر فضلالله زاهدی، نخستوزیر وقت ایران، ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دختری به نام مهناز بود. پس از هفت سال، این ازدواج به جدایی انجامید. مدتی بعد، شایعه نامزدی شهناز با محمود زنگنه مطرح شد. اما او این رابطه را نیز به ناگاه قطع کرد و راهی سوئیس شد. در آنجا با خسرو جهانبانی، جوانی هنرمند اما معتاد و بیبندوبار آشنا شد. خانواده سلطنتی با این ازدواج مخالف بودند، اما شهناز بدون توجه به مخالفتها با او ازدواج کرد. آنها صاحب دو فرزند شدند: فوزیه و کیخسرو.
شهناز و تغییر هویت
شهناز پیش از انقلاب، نام خود را به «هاجر» تغییر داد و در محافل خصوصی با روسری ظاهر میشد. این تغییر سبک زندگی، بسیاری را شگفتزده کرد و باعث شد شایعاتی درباره گرایشهای فکری و روحی او در جامعه منتشر شود.
خاطرات علم و مصرف LSD
یکی از روایتهای بحثبرانگیز از خاطرات اسدالله علم، وزیر دربار شاه، است. در مرداد ۱۳۴۸، علم در یادداشتهای روزانهاش نوشت که شهناز وارد تهران شده و با خسرو جهانبانی دیدار داشته است. علم از مصرف احتمالی LSD توسط این زوج نگران بود و تلاش کرد مانع دیدار آنها شود. در نهایت، با تهدید و مذاکره، خسرو از کاخ خارج شد. این روایت، بخشی از تناقضها و چالشهای خانوادگی شاه را بازتاب میدهد.
تقسیم ارث شاه
در روزهای پایانی عمر محمدرضا شاه، او بخشی از داراییهایش را بین فرزندانش تقسیم کرد. شهناز، برخلاف تصور عموم، سهمی معنادار از ارث دریافت کرد: هشت درصد به خودش و دو درصد به دخترش مهناز رسید.
زندگی در تبعید
پس از انقلاب ۵۷، شهناز به پاریس مهاجرت کرد و از آن زمان تاکنون در این شهر اقامت دارد. با وجود گذشت سالها، زندگی خصوصی او همچنان مورد توجه رسانهها و علاقهمندان تاریخ معاصر ایران است.
جمعبندی؛ دختری با راهی جدا از دربار
شهناز پهلوی برخلاف خواست و مسیر تعیینشده از سوی دربار، همواره تلاش کرد استقلال خود را حفظ کند. از رد کردن ازدواج سیاسی گرفته تا انتخاب همسر دوم، تغییر سبک پوشش، و زندگی دور از زرق و برق سلطنت. زندگی او سرشار از تضادها، تصمیمهای جسورانه و گسست از سنتهای سلطنتی بود.
اگر به زندگی شهناز پهلوی، حواشی خانوادگی پهلویها و روایتهای کمتر گفتهشده از دوران سلطنت علاقهمندید، حتماً ویدئوکست اختصاصی «زندگی و سرنوشت شهناز پهلوی» را در کانال یوتیوب پادکست راوکده تماشا کنید. در این برنامه، با نگاهی عمیقتر و مستندتر به داستان زندگی او پرداختهایم.