شاپور بختیار: آخرین نخست‌وزیر نظام پادشاهی و پرونده قتل پرابهام او در فرانسه

شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر ایران پیش از انقلاب ۱۳۵۷، چهره‌ای کلیدی در تاریخ معاصر ایران است. او که تنها ۳۷ روز در این سمت بود، به یکی از مهم‌ترین مخالفان جمهوری اسلامی در تبعید تبدیل شد. اما سرنوشت او، سال‌ها پس از ترک قدرت، با قتل فجیعی در پاریس رقم خورد؛ قتلی که هنوز هم پس از گذشت ۲۵ سال، یکی از پرحاشیه‌ترین پرونده‌های ترور در خاک اروپا باقی مانده است.

 

زندگی سیاسی بختیار بعد از انقلاب

پس از سقوط حکومت پهلوی، شاپور بختیار ایران را ترک کرد و در فرانسه مستقر شد. او در تبعید، فعالیت‌های سیاسی خود را علیه جمهوری اسلامی ادامه داد و «نهضت مقاومت ملی ایران» را بنیان گذاشت. همین فعالیت‌ها بود که او را به یکی از اهداف کلیدی برای نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل کرد.

 

قتل شاپور بختیار و سروش کتیبه

روز چهارشنبه ۸ اوت ۱۹۹۱، جسد شاپور بختیار و منشی‌اش، سروش کتیبه، در خانه بختیار در حومه پاریس پیدا شد. پسر بختیار که افسر پلیس فرانسه بود، نخستین کسی بود که با صحنه قتل مواجه شد. قتل به شکل بسیار خشن صورت گرفته بود: سروش کتیبه با ضربات متعدد چاقو از پشت کشته شده بود و بختیار هم از ناحیه گردن و رگ‌های دست مورد حمله قرار گرفته بود.

 

عاملان ترور چه کسانی بودند؟

تحقیقات پلیس فرانسه نشان داد که عاملان اصلی این قتل، علی وکیلی‌راد، محمد آزادی و فریدون بویراحمدی بودند. وکیلی‌راد در بازجویی اولیه خود اعتراف کرد که از طرف جمهوری اسلامی مأمور انجام این عملیات شده‌اند. او مدعی شد که این مأموریت با هدف از بین بردن بختیار به‌عنوان یک چهره سیاسی مخالف طراحی شده بود.

 

نقشه قتل چگونه اجرا شد؟

سه نفر از عاملان با هماهنگی بویراحمدی وارد خانه بختیار شدند. آنها وانمود کردند که از ایران آمده‌اند تا درباره طرح انفجار یک پالایشگاه نفتی با بختیار مشورت کنند. محمد آزادی، که فیزیک درشتی داشت، هنگام مشغول شدن بختیار به بررسی نقشه، ناگهان گلوی او را فشار داد و خفه کرد. سپس با همکاری وکیلی‌راد اقدام به بریدن گلوی بختیار کردند. سروش کتیبه نیز به طور ناخواسته در خانه حاضر شده بود و وقتی متوجه اتفاق شد، با چاقو کشته شد.

 

فرار نافرجام

پس از قتل، عاملان لباس‌های خون‌آلود خود را تعویض کردند و خانه را ترک کردند. آنها ابتدا قصد داشتند از طریق ژنو به تهران فرار کنند، اما به اشتباه بلیت قطار برای شهر نانسی خریدند. این اشتباه باعث شد که زمان زیادی از دست بدهند و نتوانند طبق برنامه فرار کنند. در ادامه، وکیلی‌راد هنگام پرسه‌زدن در کنار دریاچه ژنو توسط یکی از مأموران شناسایی و دستگیر شد. آزادی و بویراحمدی اما موفق به فرار شدند و تاکنون اثری از آن‌ها به‌دست نیامده است.

 

واکنش‌ها و پیامدها

دولت فرانسه پرونده قتل شاپور بختیار را بسیار جدی پیگیری کرد. رئیس‌جمهور وقت، فرانسوا میتران، شخصاً روزانه پیگیر پیشرفت تحقیقات بود. وکیلی‌راد به جرم قتل به حبس ابد محکوم شد، اما پس از حدود ۱۶ سال، آزاد شد و به تهران بازگشت؛ جایی که با استقبال مقامات دولتی روبه‌رو شد.

 

جمهوری اسلامی چه نقشی داشت؟

اگرچه جمهوری اسلامی ایران هرگونه دخالت در این قتل را انکار کرد، اما اعتراف اولیه وکیلی‌راد و نحوه طراحی و اجرای این عملیات، تردیدها را به یقین نزدیک کرد. به گفته پلیس فرانسه، این عملیات به‌وضوح از پیش طراحی شده و با پشتیبانی منابع سازمان‌یافته صورت گرفته بود.

 

چرا این پرونده همچنان مهم است؟

پرونده قتل شاپور بختیار نماد یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های سیاسی ایران در تبعید است. این قتل نه‌تنها یک شخصیت تاریخی را از بین برد، بلکه اعتماد مهاجران سیاسی ایرانی را نیز به شدت تحت تأثیر قرار داد. علاوه بر آن، این جنایت نشان داد که حتی در کشوری مانند فرانسه، امنیت کامل برای مخالفان جمهوری اسلامی وجود ندارد.

 


اگر می‌خواهید با زندگی، افکار، و سرنوشت عجیب شاپور بختیار بیشتر آشنا شوید و جزئیات پشت‌پرده قتل او را با روایت‌های صوتی و تصویری دنبال کنید، اپیزود سریالی “مرغ طوفان” را از پادکست راوکده از دست ندهید. این اپیزودها در نسخه‌های صوتی و تصویری منتشر شده‌اند و روایتگر یکی از پیچیده‌ترین ترورهای سیاسی معاصر هستند.

 

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را بیان کنید (ایمیل شما در هیج کجا منتشر نخواهد شد).

سه × دو =

حمایت از راوکده

برای همراهان و دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره رایگان

مستند و ویدئوکست ها

در کانال یوتیوب راوکده

موزیک و ترانه های اپیزودها

در کانال تلگرامی راوکده

اخبار و روزمرگی‌ها

در پست و استوری های اینستاگرام

بعد از سقوط سلطنت پهلوی، زندگی این خاندان به روایتی پر پیچ‌وخم، پنهان و گاه رمزآلود بدل شد. در میان تمام ماجراها، مرگ علیرضا پهلوی، پسر سوم شاه، شاید از جنجالی‌ترین و پرابهام‌ترین وقایع تاریخ معاصر ایران باشد. خودکشی در بوستون، در دل سکوت شب، با صدای یک گلوله. اما آیا همه چیز همین بود؟ یا مرگ او، فریادی بی‌صدا از زخمی عمیق بود که تبعید، خانواده، تاریخ و یک سرنوشت ناتمام در آن دخیل بودند؟ در این مقاله، روایت کامل زندگی علیرضا را می‌خوانید؛ از کودکی‌اش در دربار تا آخرین وصیت‌نامه‌اش. و در پایان، از شما دعوت می‌کنیم تا ویدیوی کامل این داستان مستند را در یوتیوب راوکده ببینید.
در یکی از روزهای سال ۱۳۰۶، در صحن مطهر حضرت معصومه در قم، سه زن سلطنتی - عصمت‌الملوک دولتشاهی و خواهران رضاشاه، شمس و اشرف - تنها چند لحظه بی‌حجاب ماندند؛ اما همین لحظه کافی بود تا محمدعلی بافقی، روحانی بانفوذ شهر، از منبر به رضاشاه و خاندانش بتازد. آنچه بعد از آن رخ داد، فراتر از یک دعوای مذهبی بود: رضاشاه شخصاً با عصای معروفش وارد قم شد و با آن روحانی درافتاد. این حادثه، نه فقط بیانگر اقتدار شاه بود، بلکه بخش کوچکی از قصه زندگی زنی بود که در دل طوفان سیاست، قدرت و رقابت، قرار گرفت: عصمت‌الملوک دولتشاهی.
در تاریخ معاصر ایران، نام‌هایی چون محمدرضاشاه، مصدق، خمینی و حتی اشرف پهلوی بر صفحات تاریخ نقش بسته‌اند؛ اما یکی از تاثیرگذارترین شخصیت‌هایی که در سایه قدرت ایستاد، نه تریبونی داشت، نه شعار داد، نه کودتا کرد. او فقط نوشت. نوشت و حکومت را از درون ساخت، از درون فهمید و از درون نقد کرد. او اسدالله علم بود؛ وزیری که دربار را بهتر از هر کس می‌شناخت، و شاید تنها کسی بود که شاه بدون تظاهر به او تکیه می‌کرد.

یوتیوب راوکده: هر 7 روز یک ویدئوکست جدید!​

ما در یوتیوب پادکست راوکده، ویدئوکست‌های جذابی از بیوگرافی افراد تاریخی و معاصر منتشر می‌کنیم. همانطور که در بخش صوتی پادکست، در هر نیمه از ماه، یک اپیزود جدید در اختیارتون قرار می‌دهیم، در بخش تصویری هم، ویدئوکست‌های جدید را هفت روز یکبار منتشر می‌کنیم.