همراهان گرامی، با پایداری مجدد اینترنت بین‌الملل، سیستم پخش آنلاین اپیزودها جایگزین مکانیسم پخش آفلاین شد. افتخار ماست که در هر شرایطی، همراه لحظات شما هستیم | کارنامه ۸۸ روزه پادکست راوکده

سفر با ۹۰ دلار، زندگی در دل قبایل آدم‌خوار | روایت واقعی برادران امیدوار

اگر به شما بگویند دو جوان ایرانی، در دهه ۳۰ شمسی، با ۹۰ دلار، یک موتور و بدون نقشه، به دل قبایل آدم‌خوار، یخ‌های قطب شمال و جنگل‌های آمازون رفتند، باور می‌کنید؟ این، افسانه نیست. داستان واقعی دو برادر ایرانی‌ست: عیسی و عبدالله امیدوار. مردانی که نه فقط جهان را گشتند، بلکه با دوربین، قلم و شجاعت، واقعیت‌هایی را ثبت کردند که هنوز بعد از ۷۰ سال هم تازگی دارد.

 

از دروازه دولاب تا مرز ناشناخته‌ها

برادران امیدوار در محله‌ی دروازه دولاب تهران به دنیا آمدند. پدرشان، علی‌اکبر امیدوار، اهل طالقان بود و از اولین صادرکنندگان جوراب به افغانستان و هند شد. خانه‌ی کودکی این دو برادر، با حوض وسط حیاط و آب‌انبار، جایی بود که رویاهای سفر زیر آسمان پرستاره شکل گرفت.

 

جرقه سفر جهانی: یک دوچرخه‌سوار فرانسوی

دیدار با دوچرخه‌سوار فرانسوی، لیونل برانس، جرقه‌ای در ذهن آن‌ها روشن کرد. آن‌ها زبان انگلیسی، فرانسه و اسپانیایی یاد گرفتند، سفرهای آزمایشی رفتند و سرانجام در سال ۱۳۳۳، با دو موتور ۵۰۰ سی‌سی و ۹۰ دلار سفرشان را آغاز کردند.

 

ده سال در دل جهان

از افغانستان و هند تا استرالیا، قطب شمال، آمازون و آفریقا. زندگی با راهبان خاموش، اسکیموها، قبایل بومی آمازون، و حتی دیدار با ملک سعود. برادران امیدوار تجربه‌هایی به دست آوردند که هیچ ایرانی قبل از آن‌ها نداشت.

 

موزه برادران امیدوار در سعدآباد

در سال ۱۳۸۲، موزه‌ای در مجموعه سعدآباد تهران به نام این دو برادر افتتاح شد. اشیایی از قبایل بدوی، عکس‌ها، فیلم‌ها، و یادگاری‌هایی که هرکدام روایت‌گر بخشی از این سفر بزرگ هستند.

 

عبدالله رفت، عیسی ماند

در تیرماه ۱۴۰۱ عبدالله در شیلی درگذشت. اما عیسی همچنان در تهران، در موزه‌شان، قصه این سفر را روایت می‌کند. دو برادر که به جای ثروت، ماجراجویی و شناخت انسان‌ها را انتخاب کردند.

 

جهانگرد یا دیوانه‌های شجاع؟

این سوال بی‌پاسخ مانده. اما یک چیز مشخص است: سفر آن‌ها یک الهام برای همه نسل‌هاست. آن‌ها بدون پول، با امید، دنیا را کشف کردند.

 

تماشای کامل این ماجرا در یوتیوب راوکده:
همین حالا ویدئوکست کامل این ماجراجویی شگفت‌انگیز را در کانال یوتیوب راوکده ببینید. همچنین از فروردین ۱۴۰۵، بخشی از ویدئوکست‌های ما، در کانال آپارات راوکده هم منتشر می‌شود!

 

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

هجده + یازده =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

دلتا فورس و سیل‌ها دو نام هستند که در ذهن افکار عمومی، تقریباً به‌صورت خودکار کنار هم می‌آیند؛ نه فقط به‌خاطر «شهرت»، بلکه چون هر دو در فرهنگ رسانه‌ای جهان نماد «نیروهای نخبهِ مأموریت‌های سخت» شده‌اند. اما در واقعیت سازمانی، این دو «هم‌رده» بودن را از مسیر مشخصی می‌گیرند: هم‌پوشانی مأموریت‌های حساس، همکاری‌های بین‌سازمانی، و قرار گرفتن برخی از مأموریت‌ها زیر چتر فرماندهی مشترک عملیات ویژه که در ادبیات غیررسمی از آن به‌عنوان قلب عملیات‌های بسیار محرمانه یاد می‌شود. 
منوچهر خسروداد (زاده ۲۱ بهمن ۱۳۰۶، آمل – درگذشته ۲۶ بهمن ۱۳۵۷، تهران) سرلشکر خلبان هوانیروز (هواپیمایی نیروی زمینی رژیم شاهنشاهی) و از چهره‌های برجسته نظامی دوران پهلوی بود. وی به عنوان آخرین فرمانده هوانیروز شاهنشاهی خدمت کرد و در عین حال بنیان‌گذار نیروهای ویژه هوابرد ارتش ایران (تیپ ۲۳ نیروهای ویژه معروف به «نوهد» یا کلاه‌سبزهای ارتش) به شمار می‌آید. خسروداد به خاطر مهارت‌های منحصر‌به‌فرد پروازی خود «خلبان رکوردشکن» لقب گرفت و یکی از بهترین فرماندهان ارتش در زمینه هوانوردی نظامی شناخته می‌شد. با این حال، سرنوشت او با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ ایران دستخوش تغییری خونین شد؛ او پس از پیروزی انقلاب توسط دادگاه انقلاب به اتهام «مفسد فی‌الارض» محاکمه و در نهایت تیرباران گردید. زندگی پر فراز و نشیب خسروداد که از اوج افتخارات نظامی تا پایان بر بام مدرسه رفاه امتداد یافت، روایتی پیچیده از وفاداری نظامی، تحولات سیاسی و سرنوشت جنجالی یک فرمانده است.
جفری اپستین (Jeffrey Epstein) نامی است که با یکی از بزرگ‌ترین پرونده‌های جنایی ـ اجتماعی آمریکا گره خورده: اتهام‌های سنگین مرتبط با قاچاق جنسی، سوءاستفاده از دختران زیر سن قانونی و شبکه‌ای از ارتباطات با افراد قدرتمند. اما آنچه پرونده جفری اپستین را از بسیاری از پرونده‌های مشابه متمایز کرد، پایان ناگهانی و بحث‌برانگیز آن بود: مرگ جفری اپستین در زندان پیش از آن‌که دادگاه و محاکمه اصلی برگزار شود.این مقاله، یک روایت مستند، زمان‌بندی‌شده و مرحله‌به‌مرحله از ۴۸ ساعت پایانی زندگی جفری اپستین است؛ از صبح ۸ اوت ۲۰۱۹ تا صبح ۱۰ اوت ۲۰۱۹. همچنین نتایج گزارش‌های رسمی (پزشکی قانونی، FBI و بازرس کل وزارت دادگستری) و علت شکل‌گیری شایعات و نظریه‌های توطئه مثل «Epstein didn’t kill himself» را بررسی می‌کنیم.
```