پزشک مخصوص شاه یا مهره‌ای در سایه؟ نگاهی به زندگی عبدالکریم ایادی

سرلشکر عبدالکریم ایادی، پزشک مخصوص شاه ایران، یکی از مرموزترین شخصیت‌ها در تاریخ ایران پهلوی است. او که در سال ۱۲۹۶ هجری شمسی از پدر و مادری بهائی در شیراز متولد شد، در میان قدرت‌های پنهان حکومت ایران، به عنوان یک مهره حیاتی شناخته می‌شد. در این مقاله، به بررسی نقش و نفوذ ایادی در دربار محمدرضا شاه، ارتباطات او با بهائیان، اسرائیل و سرویس‌های جاسوسی غربی می‌پردازیم و تلاش می‌کنیم تا ابعاد پنهان زندگی این شخصیت تاثیرگذار را روشن کنیم.

 

تولد و پیشینه خانوادگی ایادی

عبدالکریم ایادی در خانواده‌ای بهائی و از پدر و مادری فعال در تشکیلات بهائیت در شیراز به دنیا آمد. پدر او، ایادی امرالله، یکی از رهبران برجسته فرقۀ بهائیت و از نزدیکان عباس افندی بود که به عنوان رهبری تاثیرگذار شناخته می‌شد. در همین زمینه، مادر ایادی نیز به عنوان مبلغ بهائی شناخته می‌شد و به فساد اخلاقی و ترویج بی‌حجابی در آن دوران متهم بود. این پیشینه خانوادگی، تاثیر زیادی بر مسیر زندگی ایادی داشت.

 

تحصیلات و ورود به ارتش

ایادی پس از تحصیل در رشته دامپزشکی در فرانسه، به پزشکی روی آورد و پس از دو سال در رشته دامپزشکی، به عنوان پزشک ارتش به ایران بازگشت. او به سرعت به مقامات نظامی و درباری نزدیک شد و در این راه از حمایت‌های پنهانی بهائیان و نیروهای غربی بهره برد. ایادی با کسب اعتماد علیرضا پهلوی، برادر محمدرضا شاه، توانست وارد دربار شود و از آنجا نفوذ خود را در سیاست، ارتش و اقتصاد کشور گسترش دهد.

 

چگونگی ورود به دربار و نقش او در سیاست ایران

ایادی با استفاده از روابط خود، به سرعت در دربار پهلوی جایگاهی ویژه به دست آورد. او به عنوان پزشک مخصوص شاه، از نزدیک‌ترین افراد به محمدرضا شاه و در جریان تمامی مسائل دربار و کشور بود. با نفوذ در قلب دربار، ایادی به یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های سیاسی ایران تبدیل شد. همچنین، او با استفاده از جایگاه خود، به نفوذ بهائیان در ارکان مختلف دولت و ارتش کمک کرد.

 

روابط ایادی با بهائیان و تلاش برای گسترش نفوذ

نفوذ ایادی در دربار، فقط به زمینه‌های پزشکی محدود نبود. او با استفاده از موقعیت خود، شبکه‌ای از بهائیان را در مقامات حساس کشور مستقر کرد و به کمک آنها، قدرت اقتصادی و سیاسی خود را افزایش داد. از جمله افراد تحت حمایت ایادی می‌توان به امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر مشهور ایران، اشاره کرد. این نفوذ به حدی بود که بهائیان در بسیاری از ارکان قدرت در ایران حضور داشتند و بسیاری از مقامات مهم کشور به این فرقه وابسته بودند.

 

فساد اقتصادی و مالی ایادی

ایادی که به “مرد ۸۰ شغل” مشهور شده بود، در تمام جنبه‌های اقتصادی کشور دخالت داشت. او در بازار دارو، نفت، شیلات جنوب و بسیاری از صنایع دیگر حضور داشت و در این راه، به فساد گسترده‌ای در سیستم حکومتی ایران دامن زد. گزارش‌های ساواک و اسناد موجود نشان می‌دهند که ایادی در تبانی با مقامات دیگر، قراردادهای دولتی را به نفع خود و هم‌پیمانانش به دست می‌آورد.

 

ارتباط ایادی با اسرائیل و سرویس‌های جاسوسی غربی

ایادی نه تنها در دربار پهلوی، بلکه در عرصه‌های بین‌المللی نیز نقش برجسته‌ای داشت. او روابط نزدیکی با مقامات اسرائیلی داشت و در واقع، به عنوان پل ارتباطی میان ایران و اسرائیل شناخته می‌شد. ارتباطات ایادی با سرویس‌های جاسوسی مانند MI6 و CIA نیز در اسناد و گزارش‌های مختلف وجود دارد. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که ایادی به عنوان یک جاسوس برای سرویس‌های اطلاعاتی غربی عمل می‌کرد و اطلاعات حساس کشور را به آنها منتقل می‌نمود.

 

نقش ایادی در پنهان‌کاری بیماری شاه

یکی از مهم‌ترین و جنجالی‌ترین اقدامات ایادی در دربار، پنهان‌کاری بیماری محمدرضا شاه بود. در سال ۱۳۵۳، زمانی که شاه دچار سرطان لنفاوی شد، ایادی این موضوع را از شاه و اطرافیانش مخفی نگه داشت. این تصمیم، باعث ایجاد سوالات زیادی درباره وفاداری ایادی به شاه و هدف‌های پنهان او شد. چرا ایادی این تصمیم را گرفت؟ آیا او قصد داشت شاه را به خود وابسته نگه دارد؟

 

سقوط ایادی و فرار از ایران

با پیروزی انقلاب اسلامی، ایادی به یکی از هدف‌های اصلی انقلاب تبدیل شد. در پی اعتراضات مردمی و فشارهای سیاسی، ایادی از دربار کنار گذاشته شد و به سرعت از ایران فرار کرد. او ابتدا به پاریس رفت و سپس برای درمان به سوئیس رفت. اما این فرار، سوالات زیادی را درباره ثروت و دارایی‌های ایادی به وجود آورد. آیا او توانست میلیاردها دلار را از ایران خارج کند؟ این سوال همچنان بدون جواب باقی مانده است.

 

پس از مرگ ایادی

عبدالکریم ایادی در سال ۱۳۵۹ در ژنو درگذشت. مرگ او در شرایطی رخ داد که هنوز سوالات بسیاری درباره او و نقش او در تاریخ ایران باقی بود. چرا شاه در خاطرات خود هیچ اشاره‌ای به ایادی نکرد؟ آیا ایادی در حقیقت قدرت اصلی در ایران بود؟ و چرا تاریخ ایران او را از یاد برد؟

 

نتیجه‌گیری

عبدالکریم ایادی، پزشک شاه یا مهره‌ای در سایه؟ این سوالی است که هنوز پس از گذشت سال‌ها، در اذهان ایرانیان باقی مانده است. ایادی از یک پزشک معمولی به یکی از قدرتمندترین افراد ایران تبدیل شد و توانست در سایه قدرت، به سیاست، اقتصاد و نظام کشور نفوذ کند. اما در نهایت، او مانند بسیاری از مهره‌های سیاسی دیگر در تاریخ ایران، از یادها محو شد. با این حال، بررسی زندگی و نقش او می‌تواند به ما درک بهتری از ساختار قدرت در ایران قبل از انقلاب بدهد. برای آشنایی بیشتر با این داستان مرموز و نقش ایادی در تاریخ ایران، ویدئوکست اختصاصی راوکده را در یوتیوب تماشا کنید. تماشا در یوتیوب راوکده

 

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را بیان کنید (ایمیل شما در هیج کجا منتشر نخواهد شد).

سه + شانزده =

حمایت از راوکده

برای همراهان و دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره رایگان

مستند و ویدئوکست ها

در کانال یوتیوب راوکده

موزیک و ترانه های اپیزودها

در کانال تلگرامی راوکده

اخبار و روزمرگی‌ها

در پست و استوری های اینستاگرام

«بوف کور» مشهورترین و بحث‌برانگیزترین اثر صادق هدایت است که بسیاری آن را شاهکار ادبیات داستانی مدرن ایران می‌دانند. این رمان کوتاه برای نخستین بار در سال ۱۳۱۵ (۱۹۳۷ میلادی) به صورت پلی‌کپی در هند منتشر شد و از همان ابتدا به خاطر محتوای تیره، ساختار پیچیده و نمادگرایی غنی خود، نظر موافقان و مخالفان بسیاری را جلب کرد. بوف کور داستانی وهم‌آلود و عمیق درباره‌ی تنهایی، جنون، مرگ و زوال است که به واسطه روایت منحصربه‌فرد و سبک سوررئالیستی‌اش، ذهن خواننده را به چالش می‌کشد. در این مقاله، ضمن ارائه‌ی نگاهی جامع و مستند به زندگی و آثار صادق هدایت، به تحلیل و رمزگشایی رمان بوف کور از جنبه‌های مختلف می‌پردازیم.
مسعود کشمیری یکی از بحث‌برانگیزترین چهره‌های امنیتی تاریخ معاصر ایران است. او که به عنوان عامل نفوذی سازمان مجاهدین خلق در ساختار دولت پس از انقلاب فعالیت می‌کرد، توانست خود را تا جایگاه جانشین دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بالا ببرد. نام کشمیری بیش از هر چیز با انفجار هشتم شهریور ۱۳۶۰ در دفتر نخست‌وزیری گره خورده است؛ انفجاری که طی آن رئیس‌جمهور محمدعلی رجایی و نخست‌وزیر محمدجواد باهنر به شهادت رسیدند. این مقاله به صورت بی‌طرفانه اما جنجالی به زندگی، فعالیت‌های پنهان، عملیات تروریستی و سرنوشت مبهم مسعود کشمیری می‌پردازد. همچنین تلاش شده است تا با مروری بر وقایع تاریخی مرتبط، ابعاد نفوذ او و پیامدهای آن روشن شود.
مصطفی رجوی فرزند مسعود رجوی (رهبر سازمان مجاهدین خلق) و اشرف ربیعی است. او تنها فرزند خونی مسعود رجوی محسوب می‌شود و زندگی پرفراز و نشیب او به دلیل انتساب به یکی از جنجالی‌ترین چهره‌های سیاسی معاصر ایران بسیار مورد توجه قرار گرفته است. مصطفی در دهه ۱۳۶۰ خورشیدی در بحبوحه درگیری‌های مسلحانه سازمان مجاهدین خلق با جمهوری اسلامی به دنیا آمد. سرنوشت او از همان بدو تولد با حوادثی تلخ گره خورد و در ادامه نیز مسیری متفاوت از پدرش پیمود. این فرزند که بعدها در تشکیلات مجاهدین محمد رجوی نام گرفت، پس از سال‌ها درگیری و اختلاف با سازمان، سرانجام راه خود را جدا کرد. در این مقاله نگاهی بی‌طرفانه اما جنجالی به زندگی سیاسی و شخصی مصطفی رجوی خواهیم داشت؛ از حادثه خونین زعفرانیه در تهران تا اردوگاه‌های اشرف و لیبرتی در عراق، و نهایتاً سرنوشت امروز او.

یوتیوب راوکده: هر 7 روز یک ویدئوکست جدید!​

ما در یوتیوب پادکست راوکده، ویدئوکست‌های جذابی از بیوگرافی افراد تاریخی و معاصر منتشر می‌کنیم. همانطور که در بخش صوتی پادکست، در هر نیمه از ماه، یک اپیزود جدید در اختیارتون قرار می‌دهیم، در بخش تصویری هم، ویدئوکست‌های جدید را هفت روز یکبار منتشر می‌کنیم.