نادر جهانبانی که بود؟

دهه‌ها از اعدام سپهبد نادر جهانبانی، خلبان افسانه‌ای نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی ایران، می‌گذرد، اما نام او همچنان با غرور، احترام و گاهی افسانه‌سازی در فضای مجازی دست به دست می‌شود. ژنرال چشم‌آبی، بنیان‌گذار تیم آکروجت “تاج طلایی”، چهره‌ای است که برای نسل‌های مختلف نماد شجاعت، انضباط و افتخار ملی است. اما واقعیت درباره جهانبانی چه بود؟ کدام روایت‌ها حقیقت دارند و کدام‌ها نه؟

نادر جهانبانی که بود؟

  • متولد خانواده‌ای نظامی و دیپلماتیک

  • پدر: امان‌الله جهانبانی، وزیر و سناتور

  • مادر: روس‌تبار

  • همسر: فرخ زنگنه

  • فرزندان: انوشیروان و گلنار

در ۱۸ سالگی وارد دانشگاه خلبانی در روسیه شد، سپس برای آموزش پرواز جت به آلمان رفت و در آنجا با آکروجت‌های آمریکا آشنا شد. با بازگشت به ایران، اولین تیم آکروجت کشور را با نام تاج طلایی راه‌اندازی کرد.

تیم آکروجت تاج طلایی؛ افتخاری که جهانی شد

در سال ۱۹۵۸ تیم آکروجت تاج طلایی توسط جهانبانی شکل گرفت. تنها یک سال بعد، در رقابتی بین ایران، آمریکا و بریتانیا، تیم ایران مقام نخست را کسب کرد. این تیم تا سال ۱۳۵۷ و وقوع انقلاب، یکی از قدرتمندترین تیم‌های آکروجت جهان بود.

روایت‌های واقعی و جعلی درباره نادر جهانبانی

در فضای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، روایت‌های زیادی درباره نادر جهانبانی وجود دارد. اما کدام‌ها درست‌اند؟

داستان‌هایی که حقیقت ندارند:

  • پرواز از زیر پل کارون: دروغ است. انوشیروان جهانبانی، فرزند او می‌گوید پدرش بسیار منضبط بود و چنین کاری نمی‌کرد.

  • بمباران کاخ صدام بدون اجازه شاه: نادرست است. چنین چیزی هرگز اتفاق نیفتاده.

  • بلند کردن فانتوم از روی جاده: ساختگی است. هیچ سند رسمی ندارد.

داستان‌هایی که واقعیت دارند:

  • در یکی از تمرین‌های آکروجت، یک هواپیما به هواپیمای جهانبانی برخورد کرد. او به خلبان جوان دستور داد با چتر نجات بیرون بپرد، اما خودش با مهارت هواپیما را سالم به زمین نشاند.

 

چرا نادر جهانبانی از ایران نرفت؟

با این‌که خانواده‌اش اصرار داشتند از کشور خارج شود، جهانبانی گفت: “سرباز این وطن هستم و وظیفه‌ام است بمانم.” حتی پس از خروج شاه از ایران هم در کشور ماند و سرانجام در ۲۲ اسفند ۱۳۵۷ به دستور صادق خلخالی تیرباران شد.

گفت‌وگوی انحصاری انوشیروان جهانبانی با دویچه‌وله

برای نخستین بار پس از ۳۵ سال، انوشیروان جهانبانی، فرزند سپهبد نادر جهانبانی، در گفت‌وگویی اختصاصی با دویچه‌وله، روایت‌های نادرست فضای مجازی را رد و ناگفته‌هایی از پدرش را بیان کرد. بخشی از صحبت‌هایش:

“هر روز با پدرم تماس می‌گرفتم تا شب انقلاب. بعد از ساعت ۷ شب دیگر جواب ندادند. فهمیدم او را برده‌اند مدرسه رفاه. بعد از یک ماه، خبر اعدامش را از رادیو شنیدم.”

تأثیر نادر جهانبانی در فرهنگ عمومی پس از انقلاب

با وجود گذشت سال‌ها، علاقه نسل‌های پس از انقلاب به نادر جهانبانی ادامه دارد. انوشیروان می‌گوید:

“جالب است که ادمین‌ بسیاری از صفحات فیس‌بوک درباره پدرم، اصلاً او را ندیده‌اند. اما می‌گویند او برای‌شان الگوی شجاعت است.”

چرا درباره سپهبد جهانبانی بیشتر نشنیده‌ایم؟

انوشیروان جهانبانی، فردی درون‌گراست و می‌گوید نیازی به تبلیغ ندارد:

“کارهای پدرم خودش نماینده زندگی‌اش است. همین که مردم درباره‌اش می‌نویسند، بزرگ‌ترین افتخار من است.”

جست‌وجوی حقیقت میان افسانه‌ها

اگر نام “نادر جهانبانی” یا ترکیب‌هایی مانند “جهانبانی پل کارون” را در گوگل جستجو کنید، صدها روایت خواهید دید. برخی واقعی‌اند، برخی نه. اما واقعیتی که همه درباره‌اش توافق دارند این است: نادر جهانبانی یکی از حرفه‌ای‌ترین خلبان‌های تاریخ ایران بود که با انضباط، مهارت و وطن‌دوستی‌اش در قلب تاریخ جا گرفت.

بشنوید: اپیزود سریالی “نگهبان آسمان” از پادکست راوکده

اگر می‌خواهید داستان زندگی نادر جهانبانی را با صدا، روایت و تحقیق مستند بشنوید، اپیزود سریالی “نگهبان آسمان” از پادکست راوکده را از دست ندهید. با روایت مستند، صوتی و شنیدنی، همه آنچه باید درباره ژنرال چشم‌آبی ایران بدانید را خواهید شنید.

بشنوید اپیزود نگهبان آسمان در راوکده

3 پاسخ

  1. کاش راجع به ۱۰ هزار هکتار زمینش تو کرج هم بنویسید.
    از اهالی پیر روستای اونجا بپرسید ببینید چه بی رحمی بوده!

    1. ایشالله روزی زندگی او فیلم خواهد شد و همگان خواهند دید. من یقین دارم که روزی فیلم خواهد شد

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را بیان کنید (ایمیل شما در هیج کجا منتشر نخواهد شد).

20 − 9 =

حمایت از راوکده

برای همراهان و دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره رایگان

مستند و ویدئوکست ها

در کانال یوتیوب راوکده

موزیک و ترانه های اپیزودها

در کانال تلگرامی راوکده

اخبار و روزمرگی‌ها

در پست و استوری های اینستاگرام

بعد از سقوط سلطنت پهلوی، زندگی این خاندان به روایتی پر پیچ‌وخم، پنهان و گاه رمزآلود بدل شد. در میان تمام ماجراها، مرگ علیرضا پهلوی، پسر سوم شاه، شاید از جنجالی‌ترین و پرابهام‌ترین وقایع تاریخ معاصر ایران باشد. خودکشی در بوستون، در دل سکوت شب، با صدای یک گلوله. اما آیا همه چیز همین بود؟ یا مرگ او، فریادی بی‌صدا از زخمی عمیق بود که تبعید، خانواده، تاریخ و یک سرنوشت ناتمام در آن دخیل بودند؟ در این مقاله، روایت کامل زندگی علیرضا را می‌خوانید؛ از کودکی‌اش در دربار تا آخرین وصیت‌نامه‌اش. و در پایان، از شما دعوت می‌کنیم تا ویدیوی کامل این داستان مستند را در یوتیوب راوکده ببینید.
در یکی از روزهای سال ۱۳۰۶، در صحن مطهر حضرت معصومه در قم، سه زن سلطنتی - عصمت‌الملوک دولتشاهی و خواهران رضاشاه، شمس و اشرف - تنها چند لحظه بی‌حجاب ماندند؛ اما همین لحظه کافی بود تا محمدعلی بافقی، روحانی بانفوذ شهر، از منبر به رضاشاه و خاندانش بتازد. آنچه بعد از آن رخ داد، فراتر از یک دعوای مذهبی بود: رضاشاه شخصاً با عصای معروفش وارد قم شد و با آن روحانی درافتاد. این حادثه، نه فقط بیانگر اقتدار شاه بود، بلکه بخش کوچکی از قصه زندگی زنی بود که در دل طوفان سیاست، قدرت و رقابت، قرار گرفت: عصمت‌الملوک دولتشاهی.
در تاریخ معاصر ایران، نام‌هایی چون محمدرضاشاه، مصدق، خمینی و حتی اشرف پهلوی بر صفحات تاریخ نقش بسته‌اند؛ اما یکی از تاثیرگذارترین شخصیت‌هایی که در سایه قدرت ایستاد، نه تریبونی داشت، نه شعار داد، نه کودتا کرد. او فقط نوشت. نوشت و حکومت را از درون ساخت، از درون فهمید و از درون نقد کرد. او اسدالله علم بود؛ وزیری که دربار را بهتر از هر کس می‌شناخت، و شاید تنها کسی بود که شاه بدون تظاهر به او تکیه می‌کرد.

یوتیوب راوکده: هر 7 روز یک ویدئوکست جدید!​

ما در یوتیوب پادکست راوکده، ویدئوکست‌های جذابی از بیوگرافی افراد تاریخی و معاصر منتشر می‌کنیم. همانطور که در بخش صوتی پادکست، در هر نیمه از ماه، یک اپیزود جدید در اختیارتون قرار می‌دهیم، در بخش تصویری هم، ویدئوکست‌های جدید را هفت روز یکبار منتشر می‌کنیم.