شاهنامه، یکی از بزرگترین آثار ادبیات فارسی، پر از داستانهای غنی و پیچیدهای است که هرکدام در دل خود درسهای بزرگی نهفته دارند. یکی از شخصیتهای برجسته و تاریک این شاهکار، ضحاک است؛ پادشاهی که به واسطهی دسیسههای اهریمن به ظلم و فساد کشیده شد و سرنوشت تاریکی برای مردم ایران رقم زد. در این مقاله، قصد داریم داستان ضحاک را با نگاهی تازه و داستانی روایت کنیم و در نهایت، شما را به شنیدن اپیزود سریالی «رعد فریدون» دعوت خواهیم کرد که در آن به ماجرای پنج پادشاه نخست ایران، از جمله ضحاک، پرداخته شده است.
ضحاک و فریب اهریمن
ضحاک، فرزند مرداس، پادشاهی نیکوکار و دادگر بود. اما اهریمن که هیچگاه دست از فتنه و فساد برنداشت، در جوانی ضحاک را فریب داد و او را به راه ظلم و فساد کشاند. اهریمن، در نقابی از نیکی و آراستگی، نزد ضحاک رفت و از او خواست تا پدرش را از میان بردارد و خود بر تخت سلطنت بنشیند. ضحاک، که جوانی بیتجربه و تهیمغز بود، به راحتی فریب اهریمن را خورد و در قتل پدرش شریک شد. اهریمن با ترفندهای شیطانی خود موجب سقوط مرداس شد و ضحاک به عنوان پادشاهی جدید بر تخت نشست.
اما این تنها شروع سقوط ضحاک بود. با نشستن او بر تخت شاهی، اهریمن به عنوان آشپز دربار وارد شد و روز به روز سفرههای رنگین و گوارا برای ضحاک میساخت. اما در پشت این خوشیها، فریب بزرگتری در حال وقوع بود. ضحاک پس از مدتها اطعام از دست اهریمن، به او اجازه داد که کتفهایش را ببوسد. به این ترتیب، دو مار سیاه بر دو شانهی ضحاک روییدند. مارهایی که هر روز باید برایشان مغز انسان خورده میشد تا آرام بگیرند. این روش، به مرگ تدریجی انسانها انجامید و ضحاک را در مسیر ظلمی بیپایان قرار داد.
ضـحاک و جمشید: رقابت و شکست
در همین زمان، جمشید، پادشاه بزرگ ایران که به دلیل غرور و دور شدن از فرهی ایزدی دچار سقوط شده بود، در برابر ضحاک قرار گرفت. ضحاک که از ضعف جمشید بهره برد، با سپاهی بزرگ به ایران حمله کرد و جمشید را شکست داد. جمشید که مدتها از چشم مردم پنهان شده بود، در نهایت در کنار دریای چین دستگیر شد و به دستور ضحاک به دو نیم تقسیم شد.
ضحاک پس از گرفتن جمشید، به تسلط خود بر ایران ادامه داد. او دختران جمشید، «شهر نواز» و «ارنواز» را به اسارت گرفت و آنها را به کاخ خود برد. در این میان، فشار زندگی در کاخ ضحاک بر دختران جمشید و خدمتگزاران روز به روز بیشتر میشد. اما دختران جمشید و همراهان وفادارشان، هر روز از مغز سر گوسفندان برای مارهای ضحاک غذا میساختند تا انسانهای بیگناه کشته نشوند. در دل این بحران، شورشی خاموش آغاز شده بود.
خواب ضحاک و ظهور فریدون
در یکی از شبها، ضحاک در خواب دید که سه مرد جنگی به سوی او میآیند. کوچکترین آنها، دلاور و شجاع بود و با گرز خود بر سر ضحاک کوبید. پس از بستن دست و پای ضحاک، او را به کوه دماوند کشاندند. این خواب پیشگویی از روزگار ضحاک بود. در روزهای بعد، در میان مردم، داستانی از یک جوان شجاع به نام فریدون که روزی بر تخت شاهی خواهد نشست و ضحاک را از پای درخواهد آورد، نقل میشد. ضحاک که از این خواب و پیشگویی وحشت کرده بود، دستور داد تا فریدون را بیابند و دستگیر کنند.
زادن فریدون: فرزند امید
فریدون، فرزند ابتین و فرانک، از خاندان طهمورث بود. او در دوران کودکی از دست ضحاک پنهان شده و در کنار گاو گرانمایهای به نام «برمایه» پرورش یافت. زمانی که فریدون به سن بلوغ رسید، مادرش فرانک از او خواست تا حقیقت نسب خود را بداند. او از مادرش شنید که پدرش توسط ضحاک به قتل رسیده و او باید روزی برای انتقام خون پدر و مردم ایران به پا خیزد.
فریدون پس از آگاهی از حقیقت، عزمی راسخ برای شکست ضحاک پیدا کرد. او با کمک مردم و به ویژه پشتیبانی کاوه آهنگر، که از ظلم ضحاک به ستوه آمده بود، به جنگ با ضحاک برخاست.
کاوه آهنگر و درفش کاویانی
کاوه آهنگر، که در ابتدا تنها مردی ساده و تهیدست بود، به نماد اعتراض و مبارزه با ظلم تبدیل شد. او در برابر ضحاک ایستاد و پس از آنکه فریدون را بر تخت شاهی نشاند، درفش کاویانی را به عنوان پرچم آزادی بر افراشت. مردم ایران که سالها تحت سلطه ضحاک قرار داشتند، به یکباره از ظلم و فساد رهایی یافتند و در کنار فریدون، شور و شوقی جدید برای زندگی در آزادی و عدالت پیدا کردند.
پایان ستم: زندانی شدن ضحاک در دماوند
ضحاک پس از شکست در برابر فریدون، به کوه دماوند برده شد و در غاری به بند کشیده شد تا برای همیشه از جهان رخت بربندد. فریدون در پی این پیروزی، جهان را از شر ستم و ظلم پاک کرد و به داد و عدالت بازگشت. دوران حکمرانی فریدون آغاز شد و ایرانیان از یوغ ظلم ضحاک آزاد شدند.
این پایان داستان ضحاک است. اکنون که به داستان پرماجرا و عبرتآموز ضحاک پایان دادیم، به شما پیشنهاد میکنیم تا اپیزود سریالی «رعد فریدون» از پادکست راوکده را بشنوید. این اپیزود، داستان پنج پادشاه نخست ایران را به تفصیل روایت میکند و به شما دیدی عمیقتر از تاریخ ایران باستان میدهد. برای شنیدن این داستان جذاب، به پادکست “راوکده” بپیوندید و از این سفر تاریخی لذت ببرید.