خانه‌ای که رازهای شهریار را در خود نگه داشته است! (تصاویر اختصاصی)

خانه‌ای قدیمی، اما پر از خاطرات یک شاعر بزرگ… منزل استاد شهریار، جایی که او زیسته، نوشته و شعرهای جاودانه‌اش را سروده است. در این خانه، دیوارها گویی هنوز از غزل‌هایش نجوا می‌کنند، و هر گوشه‌ای از آن، روایتی از زندگی پر فراز و نشیب او دارد. ما در راوکده، به سراغ این خانه رفتیم و تصاویری اختصاصی از آن ثبت کردیم تا شما را به سفری در دل تاریخ ببریم؛ جایی که شاعر عشق و عرفان، زندگی‌اش را گذرانده است. در نیمه اول اسفند، اپیزود ویژه‌ای از راوکده منتشر می‌شود که در آن، ماجرای زندگی شهریار را خواهید شنید و دید!

 

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

سه × پنج =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

سال‌ها پیش، با سقوط رضاخان و زمزمه‌های اشغال ایران به دست شوروی و انگلیس، اندیشه‌های تازه‌ای از مارکسیسم و ایده‌های اجتماعی که تازه به گوش می‌رسید، جوانه زد. ایران در تکاپوی تغییر بود و فضایی از حس ناامنی و بی‌اعتمادی نسبت به جریانات جدید اجتماعی و سیاسی، از جمله کمونیسم، در جامعه موج می‌زد. حزب توده ایران، در چنین شرایطی پا به عرصه گذاشت، اما نه به عنوان یک حزب آشکارا کمونیستی، بلکه در قامت یک جبهه «دموکراتیک ملی» تا از نگاه توده مردم خود را همراه و همسو نشان دهد.
سال‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۳۱ برای ایران، همزمان دوران تعامل و برخوردهای خشونت‌آمیز بود. عقاید مختلف ابراز می‌شدند، اما به‌ندرت گفت‌وگویی واقعی صورت می‌گرفت؛ در این دوره، سیاست به مفهوم مدرن خود هنوز شکل نگرفته بود و تعاملات بیشتر به منازعات همراه با شدت عمل و خشونت می‌انجامید. در این فضای پرآشوب، موضوع ملی‌شدن صنعت نفت کشور را به تب‌وتاب انداخته و بحث‌ها و چالش‌های سیاسی را تندتر کرده بود. قلم‌ها تند و زبان‌ها تیز شده بودند و هیچ گروهی حاضر به کوتاه آمدن نبود. در این اوضاع، فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی، به یکی از گروه‌های طرفدار ملی‌سازی نفت تبدیل شدند. این گروه که ایده ایجاد حکومت اسلامی را در سر داشتند، وارد عرصه‌ای شدند که سرنوشت بسیاری از چهره‌های تاریخ معاصر ایران را دگرگون کرد.
وقتی«سردار سپه» در مقام نخست وزیری جرات کرد و خیزبرداشت که مثل آتاتورک رییس جمهور شود، با مخالفت فروغی نیز روبرو شد. او نیک می دانست که باید حرف فروغی را گوش کند. بار آخر که وی به فروغی روی آورد و کمک خواست ” دیگر دیر شده بود و انگلیسی‌ها تصمیم خود را گرفته بودند“. رضاشاه باید تبعید می شد ولی فروغی از آنها قول گرفته بود که محمدرضا پادشاه شود. او خیال می کرد که پسرش می‌توانست وی را بدون اجازه مجریان منویات دولت فخیمه بریتانیای بزرگ به ایران بازگرداند.
```