صفحات روزنامه باختر امروز؛ روایت روزهای پرتنش تاریخ معاصر

روزنامه باختر امروز یکی از نشریات برجسته دهه ۱۳۳۰ در ایران بود که رویدادهای سیاسی و اجتماعی آن دوران را پوشش می‌داد. این روزنامه، منعکس‌کننده اخبار و نظرات مختلف در مورد اتفاقات مهم زمانه‌اش بود و در بحبوحه‌ی تغییرات مهم سیاسی منتشر می‌شد. در این مقاله از راوکده، نگاهی به تصاویر و صفحات باختر امروز می‌اندازیم؛ تصاویری که بازتاب فضای پرتنش و تحول‌آفرین سال‌های مهمی از تاریخ معاصر ایران هستند.

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

18 − 7 =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

«دو نسل قبل، گوش‌های خود را گرفته‌اند...» این جمله، از دهان زنی برمی‌خیزد که تمام عمرش در سایه‌ی نام یک شهید زندگی کرده؛ عاتقه صدیقی، همسر محمدعلی رجایی، مردی که تنها ۲۸ روز رئیس‌جمهور ایران بود و در انفجار هشتم شهریور، با پیکری سوخته و ناشناس از دفتر نخست‌وزیری بیرون آمد. اما حالا، این زن، فقط راوی گذشته نیست. او صدای امروز هم هست. در جهانی پر از پندهای معنوی، نسخه‌های اخلاقی، و شعارهای تکراری، صدیقی پرده از رنجی پنهان برمی‌دارد:
منوچهر خسروداد، یکی از نام‌های برجسته تاریخ نظامی ایران است که تاریخ پر فراز و نشیبش در کنار انقلاب اسلامی، سقوط شاهنشاهی و تحولات نظامی ایران گره خورده است. خسروداد نه تنها یکی از قدرتمندترین فرماندهان نیروی هوایی ایران بود، بلکه به عنوان بنیان‌گذار و معمار نیروی ویژه هوابرد ایران، یعنی تیپ ۲۳ نوهد، شناخته می‌شود. داستان زندگی او، از رشد و ترقی در دنیای نظامی تا سقوط خونین در شب‌های انقلاب، یک روایت پیچیده از وفاداری، سیاست و سرنوشت است.
در تاریخ معاصر ایران، نام‌هایی چون محمدرضاشاه، مصدق، خمینی و حتی اشرف پهلوی بر صفحات تاریخ نقش بسته‌اند؛ اما یکی از تاثیرگذارترین شخصیت‌هایی که در سایه قدرت ایستاد، نه تریبونی داشت، نه شعار داد، نه کودتا کرد. او فقط نوشت. نوشت و حکومت را از درون ساخت، از درون فهمید و از درون نقد کرد. او اسدالله علم بود؛ وزیری که دربار را بهتر از هر کس می‌شناخت، و شاید تنها کسی بود که شاه بدون تظاهر به او تکیه می‌کرد.
```