گران ترین نقاشی سهراب سپهری کدام است؟

سهراب سپهری از هنرمندان گران و پُرتکرار حراج تهران در بخش هنر مدرن است که اگرچه در سال های اخیر آثارش عنوان گران ترین اثر حراجی را به خود اختصاص نداده اند اما با رقم هایی که به ثبت رسانده اند، همواره در این سال ها فروش حراجی ها را سرپا نگه داشته اند. اما گران ترین اثر سهراب سپهری در پنج سال اخیر کدام بوده است؟

در پانزدهمین حراج تهران ـ هنر مدرن ایران ـ که دی ماه ۱۴۰۰ برگزار شد، دو تابلو نقاشی از سهراب سپهری عرضه شد که هر کدام توانستند رقم های قابل توجهی را به خود اختصاص دهند.

هر دو تابلو که با تکنیک رنگ‌روغن روی بوم ارائه شدند، عنوانی نداشتند. تابلوی نخست که دهه ۴۰ نقاشی شده بود، در اندازه ۱۰۰×۷۰ سانتیمتر،  ۶ میلیارد تومان به فروش رسید و پیشتر سال ۹۴ هم در چهارمین حراج تهران ارایه شده بود.
اما تابلوی دوم سهراب سپهری در حراج تهران رقم قابل توجه تری را به خود اختصاص داد و تا اینجا گران ترین اثر هنرمند در سال های اخیر لقب می گیرد. این تابلوی نقاشی بدون عنوان از مجموعه تنه‌های درخت با رقمی معادل ۱۱ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان فروش رفت و در رقابت با مجسمه ای از پرویز تناولی (۱۴ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان) و طراحی روی شیشه‌ی منیر فرمانفرماییان با ۱۳ میلیارد فروش در رتبه سوم گران ترین اثر حراجی پانزدهم قرار گرفت.

گران ترین تابلوی سهراب سپهری در ۵ سال اخیر که ۱۱ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان فروش رفت

 

تابلوی ۶ میلیارد تومانی سپهری در حراج پانزدهم

 

سیزدهمین حراج آثار مدرن و معاصر تهران که در دی ماه ۹۹ برگزار شد، به نام آیدین آغداشلو تمام شد و عنوان گران ترین اثر، به این هنرمند با ۱۲ میلیارد تومان اختصاص یافت. در این حراجی همچنین اثری از سهراب سپهری با قیمت کمینه و بیشینه ۸۰۰ میلیون تا یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان ارائه شده بود که در نهایت به قیمت یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان به فروش رسید. این اثر با تکنیک گواش روی مقوا در ابعاد ۵۰×۶۹ سانتیمتر در دهه ۱۳۴۰
کشیده شده بود.

 

اثر سهراب سپهری در حراج سیزدهم

 

یازدهمین حراجی تهران که مختص به آثار مدرن و کلاسیک بود و در تیر ماه سال ۹۸ برگزار شد، برای آثار سهراب، رویدادی نسبتا کم فروغ محسوب می شد و آثار این هنرمند به لحاظ قیمت فروش، باز هم مانند حراج پانزدهم در مقابل هنرمندانی چون پرویز تناولی و منیر فرمانفرمائیان شکست خورد.

در این حراجی دو تابلوی نقاشی از سهراب سپهری عرضه شد. اثر نخست که متعلق به مجموعه خصوصی بود، دو الی سه میلیارد تومان قیمت‌گذاری شد که در نهایت دو میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان فروش رفت. این اثر در سپتامبر ۱۹۶۳ در هفتمین بینال سائوپائولو برزیل ارایه شده بود.

تابلوی دوم هم ۲ الی ۳ میلیارد تومان قیمت گذاری شد و در نهایت دو میلیارد فروش رفت. این تابلو در اکتبر ۲۰۱۷ در حراج کریستیز لندن ارایه شده بود.

 

اثر سپهری در حراج یازدهم که دو میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان فروش رفت

 

اثر سپهری در حراج یازدهم که دو میلیارد چکش خورد

 

اما نهمین حراج تهران وضعیتی متفاوت را برای اثر این هنرمند رقم زده بود؛ چراکه عنوان گران ترین اثر حراجی را به خود اختصاص داد. این حراجی در تیر ماه سال ۹۷ برگزار شد و در جریان آن دو تابلوی نقاشی سهراب سپهری در نهمین حراج تهران، گران ترین آثار به حساب آمدند؛ یکی از آثار او بین ۵ تا ۶ میلیارد تومان و دیگر تابلوی او ۱.۲ تا ۱.۶  میلیارد تومان قیمت گذاری شد. و در نهایت اثر نخست ۵ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان چکش خورد تا شور حراج را بالا ببرد و تابلوی دوم هم یک میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان فروش رفت.

 

گران ترین اثر حراجی نهم در سال ۹۷ اثر سهراب سپهری

 

اثر سهراب سپهری که سال ۹۷ ، یک میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان فروش رفت

 

گران ترین اثر هفتمین حراج تهران هم به سهراب سپهری اختصاص یافت. این اثر که باز هم از تابلوهای تنه درخت این هنرمند بود، در سال ۹۶ به قیمت سه میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان فروش رفت. سهراب این تابلو را سال ۵۱ با تکنیک رنگ روغن کشیده بود. در این حراجی اثر دیگری هم از سپهری ارائه شده بود که آن هم تنه درخت بود و یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان فروخت.

گران ترین اثر حراج هفتم

 

از مجموع آنچه در این گزارش به دست آمده، چند نکته قابل تاکید است:

ـ نخست اینکه اغلب آثار تنه درخت سهراب سپهری در مقایسه با دیگر آثار این هنرمند، در پله هایی به مراتب بالاتر قرار می گیرند. به نحوی که برخی کارشناسان از این نقاشی ها، به عنوان «درخت های لاکچری» یاد می کنند که در این سال ها هر بار در حراجی ها ارائه شده اند، یا عنوان گران ترین اثر را به خود اختصاص داده اند و یا در زمره سه اثر گران این رویداد قرار گرفته اند.

ـ در سه سال اخیر آثار سهراب سپهری، حتی اثر انتخابی از مجموعه تنه های درخت او در مقابل آثار دو هنرمند شکست خورده اند. پرویز تناولی و منیر فرمانفرمایان دو هنرمندی هستند که در دوره پانزدهم و یازدهم گوی سبقت را از سپهری ربوده اند.

ـ دیگر اینکه عنوان گران ترین اثر سهراب سپهری از سال ۹۶ تاکنون به اثری از این همین تنه های درخت اختصاص دارد که اگرچه در آن سال عنوان گران ترین اثر حراجی را به خود اختصاص نداد اما با فروشی معادل ۱۱ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان، گران ترین اثر هنرمند در حراجی ها محسوب می شود که البته باید در این مقایسه رقمی، بالا رفتن یکباره قیمت های فروش آثار در حراجی ها ظرف چند سال اخیر را هم لحاظ کرد.

 

در پایان جواد مدرسی در تحلیلی که بر تنه‌های درخت‌های نقاشی‌های سهراب سپهری داشته، در بخشی از این مقاله چنین آورده است:

«فرم «تنه‌های درخت» از یک سو تحت تأثیر هنر مدرنیسم غرب است و از سوی دیگر، و بیشتر، وامدار نقاشی شرق دور. سهراب سپهری در سفرهایش به شرق و غرب عالم بیشتر مجذوب آن بخشی از نقاشی شد که به رغم تفاوت‌های ماهوی در دو ویژگی مشترک‌اند: یک، ایجاز و پرهیز از زیاده‌گویی‌های روایی و دو، در مرز میان عینیت و انتزاع قرار داشتن. هر دو این ویژگی‌ها را از قضا در طبیعت بیش از هر جای دیگر می‌توان یافت.

در هنر غرب، این طبیعت است که مدرنیسم را بنا می‌نهد. کسانی همچون گوگن، وان‌گوگ و سزان اولین نقاشانی بودند که در پی پروژه‌ی عظیم مدرنیسم شهر بزرگ را به سوی طبیعت ترک کردند. بی‌شک مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسئله‌ی هر نقاش مدرنیست، جدال میان دو رویکرد عینیت‌گرایی و عدم عینیت‌گرایی یا انتزاع در بازنمایی جهان است. به بیان دیگر، نحوه‌ی بازنمایی جهان در هنر مدرنیسم به میانجی همین جدال، تعیین‌کننده‌ی ارزش اثر نقاشی است. در بیشتر نقاشی‌های انتزاعی ردی از فیگور و طبیعت هست و در بیشتر نقاشی‌های عینیت‌گرا زمینه‌ای از فهم انتزاع. از همین رو، به نظر می‌رسد زمینه‌ی فهم نقاشی شرق دور در سپهری هم از راه دیدن آثار نقاشانی چون مونه، ماتیس، موندریان و کله فراهم آمده است.»

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

17 − 16 =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

ترور محمدعلی رجایی در ۸ شهریور ۱۳۶۰، یکی از مهم‌ترین وقایع سیاسی سال‌های نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود. امروز، ۸ شهریور ۱۴۰۵، چهل‌وپنجمین سال از حادثه‌ای می‌گذرد که طی آن محمدعلی رجایی، دومین رئیس‌جمهور جمهوری اسلامی ایران، و محمدجواد باهنر، نخست‌وزیر وقت، در انفجار دفتر نخست‌وزیری جان باختند. در تقویم و ادبیات رسمی ایران از این واقعه به عنوان «شهادت رجایی و باهنر» یاد می‌شود و هفته منتهی به ۸ شهریور نیز «هفته دولت» نام گرفته است. اما برای فهمیدن ماجرای ترور محمدعلی رجایی، باید چند دهه به عقب برگشت؛ زمانی که هنوز خبری از مقام‌های عالی حکومتی در زندگی او نبود.محمدعلی رجایی در ۲۵ خرداد ۱۳۱۲ در قزوین متولد شد. پدرش عبدالصمد در بازار قزوین به خرازی اشتغال داشت و زمانی که رجایی حدود چهار سال داشت درگذشت. شرایط اقتصادی خانواده باعث شد او پس از پایان دوره ابتدایی وارد بازار کار شود. در نوجوانی به تهران رفت، مدتی در بازار آهن کار کرد و تجربه دست‌فروشی نیز داشت؛ هم‌زمان، تحصیل را در کلاس‌های شبانه ادامه داد. این بخش از زندگی رجایی تقریباً در تمام روایت‌های زندگی‌نامه‌ای او تکرار شده و بعدها به یکی از عناصر اصلی تصویر عمومی او به عنوان سیاستمداری برخاسته از طبقات عادی جامعه تبدیل شد. 
مرگ نیچه در ۲۵ اوت ۱۹۰۰ در وایمار اتفاق افتاد؛ زمانی که فریدریش نیچه هنوز ۵۶ ساله نشده بود و ۵۵ سال داشت. امروز، ۲۵ اوت ۲۰۲۶، دقیقاً صد و بیست‌وشش سال از مرگ او می‌گذرد. نکته عجیب اینجاست که مرگ جسمانی نیچه پایان یک زندگی فعال نبود؛ زندگی فکری او عملاً بیش از یازده سال قبل، در ژانویه ۱۸۸۹، پس از یک فروپاشی شدید روانی و عصبی در تورین متوقف شده بود. منابع رسمی شهر وایمار تأیید می‌کنند که نیچه روز ۲۵ اوت ۱۹۰۰ در ویلایی که بعدها به «آرشیو نیچه» شهرت یافت درگذشت.  اما پاسخ به سؤال ظاهراً ساده «نیچه چگونه مرد؟» آن‌قدرها ساده نیست. در روایت‌های عمومی معمولاً سه کلمه پشت سر هم تکرار می‌شوند: جنون، سیفلیس و مرگ. این تصویر برای دهه‌ها چنان قدرتمند بود که بسیاری گمان کردند پرونده پزشکی نیچه کاملاً روشن است: فیلسوفی که در جوانی به سیفلیس مبتلا شد، بیماری به مغزش رسید، او را دچار جنون کرد و سرانجام کشت.
ابن سینا نامی است که اول شهریور در ایران سه مناسبت را به یکدیگر پیوند می‌دهد: روز بزرگداشت ابوعلی سینا، روز پزشک و روز همدان. امروز، یکشنبه اول شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۲۳ اوت ۲۰۲۶، در تقویم ایران روز بزرگداشت ابن سینا و روز پزشک است و «روز همدان» نیز در همین تاریخ قرار گرفته است. اول شهریور در سال‌های اخیر به عنوان روز ملی همدان نیز در تقویم کشور ثبت شده و انتخاب این تاریخ مستقیماً با جایگاه ابن سینا و پیوند تاریخی او با همدان ارتباط دارد. اما همین‌جا یک نکته مهم تاریخی وجود دارد: آنچه در تقویم به عنوان زادروز ابن سینا شناخته می‌شود، لزوماً به معنای آن نیست که مورخان درباره روز و حتی سال دقیق تولد او اتفاق‌نظر دارند. پژوهش جدید دانشنامه فلسفه استنفورد، بر پایه بازخوانی زندگینامه ابن سینا و منابع مربوط به او، تأکید می‌کند که تاریخ دقیق تولد را نمی‌توان با قطعیت تعیین کرد و حتی سال‌های متفاوتی در پژوهش‌های جدید مطرح شده است. بنابراین، اول شهریور را بهتر است «روز تقویمی بزرگداشت ابن سینا» بدانیم و نه تاریخی که با معیارهای تاریخ‌نگاری امروز، بدون هیچ تردیدی روز واقعی تولد او ثابت شده باشد. ابهام دیگری هم وجود دارد: ابن سینا در همدان متولد نشد. محل تولد او روستای افشنه در اطراف بخارا بود؛ منطقه‌ای که امروز در محدوده ازبکستان قرار می‌گیرد. خانواده‌اش پس از چند سال به بخارا رفتند و او دوران کودکی و بخش مهمی از آموزش خود را در پایتخت سامانیان گذراند. همدان اما در بخش دیگری از زندگی ابن سینا نقشی تعیین‌کننده پیدا کرد: او در این شهر طبابت کرد، وارد دستگاه سیاسی شد، مدتی وزیر بود، دوره‌ای از درگیری و زندان را پشت سر گذاشت و سرانجام در سال ۴۲۸ قمری/۱۰۳۷ میلادی در همدان درگذشت و همان‌جا به خاک سپرده شد. 
```