همراهان گرامی، با پایداری مجدد اینترنت بین‌الملل، سیستم پخش آنلاین اپیزودها جایگزین مکانیسم پخش آفلاین شد. افتخار ماست که در هر شرایطی، همراه لحظات شما هستیم | کارنامه ۸۸ روزه پادکست راوکده

قیام تبریز و فیصله سلطنت محمدعلی‌ شاه

مجاهدان تبریز قبل از رفتن به تهران و پاسداشت رشادت‌های‌شان در دومین دوره مجلس شورای ملی، ۱۱ ماه در محاصره قشون محمدعلی شاه گرفتار شدند و با رشادت‌ها و مجاهدت‌هایی که از خود نشان دادند رفته رفته موجب دمیده شدن روح امید در مشروطه‌خواهان تهران، گیلان، کرمانشاه، خراسان، فارس و اصفهان و در نهایت فتح تهران به دست مشروطه‌خواهان و خاتمه دادن به سلطنت ۲ سال و ۷ ماهه محمدعلی شاه شدند.

به گزارش ایسنا، امروز ۱۴ فروردین، صد و پانزدهمین سالروز قیام مردم تبریز علیه استبداد محمدعلی شاه قاجار در سال ۱۲۸۸ است.

جنگ گسترده قشون دولت مرکزی علیه مشروطه‌خواهان در نقاط مختلف کشور از جمله در شهر تبریز موجب محاصره ۱۱ ماهه مجاهدان تبریزی توسط قشون محمدعلی شاه قاجار در دوره استبداد صغیر که از دوم تیر ۱۲۸۷ آغاز و تا ۲۵ تیر ۱۲۸۸ ادامه داشت، شد.

شاهِ جوان قاجار بی‌اعتقاد به مشروطه و مجلس، ترور نافرجامش در هشتم اسفند ۱۲۸۶ را از چشم روحانیون و مبارزان مشروطه‌خواه دید و آن را بهانه‌ای برای حمله نظامی به اولین مرجع قانونگذاری ایران کرد. شاهِ کم‌تجربه، مجلس را تهدیدی علیه مشروطیت دانست و به دنبال آن یکی از درباریان مورد اعتمادش به نام میرزا احمدخان مشیرالسلطنه را صدراعظم جدید ایران کرد بعد از آن پست وزارت جنگ را به میرزا حسین پاشاخان ملقب به امیربهادر سپرد و در آخر ولادیمیر لیاخوف سردار روس را به فرماندهی بریگارد قزاق ایران منصوب کرد.

با کامل شدن ارکان پیاده کردن نقشه شوم، محمدعلی شاه فرمان به توپ‌ بستن ساختمان اولین دوره مجلس شورای ملی و به شهادت رساندن جمع زیادی از مشروطه‌خواهان تهرانی در میدان بهارستان و محله‌های اطراف مجلس را صادر کرد.

همزمان با این جنایت ستارخان و باقرخان و سایر مبارزان و مجاهدان تبریزی در تبریز قیام کردند و با این کار خود جان دوباره‌ای در کالبد بی‌رمق و نحیف مشروطه‌خواهان تهرانی دمیدند. شدت تاثیر مبارزه و مقاومت مجاهدان آذربایجان به حدی بود که چند ماه بعد مشروطه‌خواهان بختیاری و گیلانی دست در دست یکدیگر تهران را در تاریخ ۲۵ تیر ۱۲۸۸ فتح کردند و موجب پایان استبداد صغیر و پناهنده شدن محمدعلی شاه به سفارت روسیه در تهران شدند.

مشروطه‌خواهان تبریزی در قالب دو انجمن ملی تبریز و سازمان مخفی اجتماعیون عامیون تبریز معروف به انجمن غیبی که علی مسیو آن را بنیان گذاشت، با مبارزان سوسیال دموکرات منطقه قفقاز آشنا شده و آموزش‌ها و کمکهای نظامی دریافت کردند.

اگرچه در اولین روزهای اشغال تبریز، قشون محمدعلی شاه توانست بخش زیادی از شهر را اشغال کند اما مقاومت گروهی از مجاهدان به رهبری ستارخان در محله امیرخیز باعث متحد شدن مبارزان و شکست قشون دولت مرکزی به رهبری رحیم‌خان چلبیانلو ملقب به سردار نصرت و تصرف شهر به دست مجاهدان مشروطه‌خواه  در مهر ۱۲۸۷ شد.

با این حال محمدعلی شاه قشون تازه نفس دیگری را به فرماندهی سلطان عبدالمجید میرزا اتابک اعظم ملقب به عین‌الدوله به تبریز گسیل کرد و موفق شد تبریز را به محاصره دوباره خود درآورد. عین‌الدوله با محاصره شهر مانع رسیدن آذوقه و مایحتاج به مردم و کمبود گندم و مایحتاج عمومی در شهر شد.

یکی از عرصه‌های پیشروی نیروهای ضد مشروطه در این زمان، آذربایجان بود. ایجاد ناامنی، تحریک اختلافات عقیدتی و محله‌ای و تبلیغات بر ضد مشروطه‌خواهان از جمله این اقدامات بود که به اختلاف بین گروه‌های مسلح دامن ‌زد.

نظامیان روس به بهانه حفاظت از جان اتباع خود در تبریز وارد خاک ایران شده و با اجازه مشروطه‌خواهان وارد شهر شدند. سفارت روسیه در تهران از ابتدای شروع قیام مشروطه‌خواهان تبریزی نسبت به حفظ جان اتباع خود در تبریز اظهار نگرانی کرد. اهمیت وضعیت به وجود آمده برای روس‌ها که از سال ۱۲۸۶ بخش شمالی ایران را طبق قرارداد محرمانه ۱۹۰۷ سن‌پترزبورگ تحت کنترل خود داشتند، بسیار بالا بود. آنان در این قرارداد موفق شدند بعد از ۷۵ سال مقاومت پادشاهی بریتانیا برای مخالفت با اعمال نفوذ روسیه در مناطق شمالی ایران را بشکنند. آنان توانستند برای حفظ منافع‌شان در ایران به هر اقدامی دست بزنند مشروط بر آن که دامنه این اقدامات محدود به مناطق شمالی ایران باقی بماند.

جنگ بین مشروطه‌خواهان و قوای دولتی در تبریز در زمستان ۱۲۸۷ شدت بیشتری گرفت. نجفقلی خان صمصام‌السلطنه بختیاری از رهبران مشروطه با سه هزار سواره و پیاده وارد اصفهان شد و مخالفان محمدعلی شاه در گیلان پیمان اتحاد بستند و آقابالاخان والی رشت را به قتل رساندند.

در دوره ۱۱ ماهه محاصره شهر تبریز توسط قشون دولت مرکزی، مقامات سیاسی و نظامی روسیه و بریتانیا در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۲۸۸ توافق کردند قشون روس وارد خاک ایران شوند تا زمینه شکسته شدن حلقه محاصره تبریز به وجود آید. به دنبال این توافق کنسولگری هر دو کشور طی نامه‌ای به انجمن ایالتی و ولایتی آذربایجان به آنان اطمینان دادند حضور نیروهای‌شان در شهر موقتی است.

حدود چهار هزار نفر از قشون روس متشکل از چهار گردان قزاق، سه گردان پیاده، ۲ گردان توپخانه و یک گردان نقب‌زن به فرماندهی ژنرال زنارسکی در تاریخ نهم اردیبهشت ۱۲۸۸ در قسمت شمالی رودخانه آجی چای معروف به تلخه‌رود در حومه تبریز اُتراق کردند. ستارخان و باقرخان به دیدار فرمانده روس رفتند و با برگشت سلطان عبدالمجید میرزا اتابک اعظم ملقب به عین‌الدوله والی آذربایجان به تهران، قشون دولتی نیز پراکنده شدند. رحیم چلبیانلو ملقب به سردار نصرت به مرند رفت و نیروهای ایلیاتی به شهر خود برگشتند.

با ورود قوای روس به تبریز نقش میلر کنسول روسیه در تبریز در اداره شهر پررنگ شد. روس‌ها در فرمانی به محمدعلی شاه از او خواستند میرزا صادق‌خان طباطبایی ملقب به اجلال‌الملک که نزد مشروطه‌خواهان خوش‌نام و دارای اعتبار بود را به عنوان حاکم آذربایجان منصوب کند و او نیز به ناچار تمکین کرد.

مقاومت مجاهدان تبریزی موجب شد مشروطه‌خواهان در دیگر شهرهای کشورمان به خود بیایند و جانی دوباره بگیرند. آنان در خراسان، فارس، گرگان، اصفهان و گیلان با سازماندهی نیروهای خود با یکدیگر متحد شدند.

مشروطه‌خواهان گیلانی و بختیاری با متحد شدن با یکدیگر به سمت تهران حرکت کردند و بعد از چند روز درگیری با قشون محمدعلی شاه موفق شدند تهران را به تصرف خود درآورند و او و ۵۰۰ نفر از اعضای خانواده و دربارش به سفارت روسیه در تهران پناهنده شدند.

مشروطه‌خواهان تبریزی با ورود روس‌ها به تبریز از مشارکت در فتح تهران جا ماندند اما مقاومت ۱۱ ماهه آنان در نهایت موجب دمیده شدن روح امید و مقاومت در مشروطه‌خواهان کشور و فیصله یافتن سلطنت ۲ سال و هفت ماهه محمدعلی شاه شد.

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

شانزده + 17 =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

در این مقاله جامع، سرگذشت جنجالی مصطفی رجوی، تنها فرزند مسعود رجوی و اشرف ربیعی را از واقعه ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ تا جدایی از سازمان مجاهدین خلق و زندگی کنونی او بررسی می‌کنیم. مصطفی رجوی، نامی است که با یکی از دراماتیک‌ترین و جنجالی‌ترین تصاویر تاریخ معاصر ایران گره خورده است. او که تنها بازمانده‌ی واقعه‌ی خونین ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ در پایگاه مرکزی مجاهدین خلق است، مسیری را طی کرد که شاید در هیچ سناریوی سیاسی قابل پیش‌بینی نبود. از آغوش دادستان وقت انقلاب در نوزادی تا حضور در پادگان اشرف در جوانی، زندگی مصطفی رجوی آینه‌ای از تضادهای عمیق سیاسی، خانوادگی و ایدئولوژیک است. در این مقاله به بررسی دقیق و بی‌طرفانه سرگذشت او و روابط پیچیده‌اش با تشکیلات پدرش می‌پردازیم.
احمد مقربی؛ نامی که در صفحات تاریخ معاصر ایران، مترادف با یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های ضدجاسوسی دوران پهلوی است. پرونده‌ای که نه تنها در زمان وقوع خود، بلکه دهه‌ها بعد همچنان موضوع بحث محافل تاریخی و سیاسی است. اما چگونه یک افسر بلندپایه ارتش شاهنشاهی که در عالی‌ترین سطوح نظامی آموزش دیده بود، به یکی از مهم‌ترین مهره‌های اطلاعاتی شوروی در ایران تبدیل شد؟ در این مقاله از پادکست راوکده، به بررسی ابعاد مستند و جنجالی زندگی و مرگ سرلشکر احمد مقربی می‌پردازیم.
سازمان کوک یک شبکه اطلاعاتی-امنیتی پنهان در دوره محمدرضا پهلوی بود که پیش از ساواک برای کنترل ارتش، مقابله با نفوذ سیاسی و پایش مخالفان به‌کار گرفته شد. در این مقاله مستند، بی‌طرف و جنجالی، تاریخچه، ساختار، مأموریت‌ها، چهره‌های کلیدی، ارتباط با رکن ۲ و نسبت آن با ساواک را بررسی می‌کنیم و در پایان شما را به تماشای ویدئوکست کامل در آپارات راوکده دعوت می‌کنیم. سازمان کوک از آن دست نام‌هایی است که هر بار در بحث‌های تاریخ امنیتیِ پهلوی مطرح می‌شود، موجی از سؤال و کنجکاوی می‌سازد: آیا واقعاً پیش از ساواک، شبکه‌ای مخفی برای کنترل ارتش شکل گرفته بود؟ این تشکیلات دقیقاً چه کار می‌کرد؟ چه کسانی پشت آن بودند؟ و مهم‌تر از همه: «کوک» قرار بود امنیت کشور را حفظ کند یا امنیت سلطنت را؟این مقاله تلاش می‌کند با زبانی رسمی، سرراست، بی‌طرف و تا حد ممکن مستند، تصویری روشن از «کوک» ارائه دهد؛ از زمینه‌های تاریخی شکل‌گیری‌اش تا نقش آن در مسیر رسیدن به ساواک. جنجالی بودن موضوع از اینجاست که «کوک» درست روی مرزِ باریکِ میان امنیت ملی و امنیت سیاسی حکومت قرار می‌گیرد؛ مرزی که در تاریخ معاصر ایران همیشه محل اختلاف روایت‌ها بوده است.
```