موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید
اکرم احقاقی: ۱۶ سالش بود که با دکتر سید حسین فاطمی ازدواج کرد، سیاسی نبود و با سیاست سر و کار نداشت، اما تقدیرش این گونه رقم خورده بود که ازدواج با یکی از بزرگ مردان ایران اورا به ناچار به عرصه سیاست بکشاند. خودش می گوید وقتی که فاطمی از او خواستگاری کرد، هنوز برای ازدواج آمادگی نداشته، ولی بعدا به مرورعاشق فاطمی شده است، در ابتدا برای دکتر فاطمی شرطی را میگذارد که بعدا از گذاشتن آن پشیمان و شرمنده میشود.
روزنامه باختر امروز یکی از نشریات برجسته دهه ۱۳۳۰ در ایران بود که رویدادهای سیاسی و اجتماعی آن دوران را پوشش میداد. این روزنامه، منعکسکننده اخبار و نظرات مختلف در مورد اتفاقات مهم زمانهاش بود و در بحبوحهی تغییرات مهم سیاسی منتشر میشد. در این مقاله از راوکده، نگاهی به تصاویر و صفحات باختر امروز میاندازیم؛ تصاویری که بازتاب فضای پرتنش و تحولآفرین سالهای مهمی از تاریخ معاصر ایران هستند.
۹۷ نامه به جا مانده از دکتر سید حسین فاطمی، شناسنامهای موجز از زندگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی اوست؛ گویی در میان خطوط این نامهها، داستانی از روحیه مبارزهجو و آرمانهای او روایت شده است. به مناسبت ۱۹ آبان، سالروز اعدام این چهره ماندگار تاریخ، گلچینی از ده نامه را انتخاب کردهایم که به خوبی تصویری از شخصیت استوار، باورهای عمیق، و نگاه پرشور او را به نمایش میگذارد. این نامهها، پنجرهای هستند به جهان پرتبوتاب فاطمی؛ مردی که قلم و اندیشهاش هنوز هم زنده و الهامبخش است.
سالها پیش، با سقوط رضاخان و زمزمههای اشغال ایران به دست شوروی و انگلیس، اندیشههای تازهای از مارکسیسم و ایدههای اجتماعی که تازه به گوش میرسید، جوانه زد. ایران در تکاپوی تغییر بود و فضایی از حس ناامنی و بیاعتمادی نسبت به جریانات جدید اجتماعی و سیاسی، از جمله کمونیسم، در جامعه موج میزد. حزب توده ایران، در چنین شرایطی پا به عرصه گذاشت، اما نه به عنوان یک حزب آشکارا کمونیستی، بلکه در قامت یک جبهه «دموکراتیک ملی» تا از نگاه توده مردم خود را همراه و همسو نشان دهد.
سالهای ۱۳۳۰ و ۱۳۳۱ برای ایران، همزمان دوران تعامل و برخوردهای خشونتآمیز بود. عقاید مختلف ابراز میشدند، اما بهندرت گفتوگویی واقعی صورت میگرفت؛ در این دوره، سیاست به مفهوم مدرن خود هنوز شکل نگرفته بود و تعاملات بیشتر به منازعات همراه با شدت عمل و خشونت میانجامید. در این فضای پرآشوب، موضوع ملیشدن صنعت نفت کشور را به تبوتاب انداخته و بحثها و چالشهای سیاسی را تندتر کرده بود. قلمها تند و زبانها تیز شده بودند و هیچ گروهی حاضر به کوتاه آمدن نبود. در این اوضاع، فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی، به یکی از گروههای طرفدار ملیسازی نفت تبدیل شدند. این گروه که ایده ایجاد حکومت اسلامی را در سر داشتند، وارد عرصهای شدند که سرنوشت بسیاری از چهرههای تاریخ معاصر ایران را دگرگون کرد.
وقتی«سردار سپه» در مقام نخست وزیری جرات کرد و خیزبرداشت که مثل آتاتورک رییس جمهور شود، با مخالفت فروغی نیز روبرو شد. او نیک می دانست که باید حرف فروغی را گوش کند. بار آخر که وی به فروغی روی آورد و کمک خواست ” دیگر دیر شده بود و انگلیسیها تصمیم خود را گرفته بودند“. رضاشاه باید تبعید می شد ولی فروغی از آنها قول گرفته بود که محمدرضا پادشاه شود. او خیال می کرد که پسرش میتوانست وی را بدون اجازه مجریان منویات دولت فخیمه بریتانیای بزرگ به ایران بازگرداند.