تصور کنید وسط کوههای خلخال ایستادید. جایی که بورانِ بیامان میوزه و برف تا کمر بالا اومده، و دو مرد خسته و یخ زده، در دلِ این طوفان گرفتار شدن. یکیشون میرزا کوچک خان، و اون یکی یار آلمانیاش هوشنگ که مدت ها دوشادوش اون جنگیده بود. و فردا صبح وقتی روستاییها از بالای گردنه میگذرن، با پیکر یخ زده سرداری روبه رو میشن که هنوز دستش روی قبضه تفنگه، و همونجا سر از بدنش جدا میشه و در مسیر خلخال تا رشت، و بعد تهران میگرده تا نشونهای باشه از پایان یک شورش یا شاید آغاز یک افسانه… .
نسخه ویدئویی
اسپانسر این قسمت
- مکمل های آهن فروفورت | وبسایت داروسازی دکتر عبیدی | خرید مکمل های آهن فروفورت
منابع این قسمت
- کتاب زندگینامه میرزا کوچک خان جنگلی در یک نگاه
- کتاب تاریخچه میرزا کوچک خان
- کتاب نهضت میرزا کوچکخان جنگلی
- کتاب شعله شمع جنگل
- کتاب مردی از جنگل
- کتاب بلشویکها و نهضت جنگل
- کتاب بررسی تطبیقی دو نهضت خیابانی و جنگلی
- مستند میرزا کوچک خان
آثار موسیقی این قسمت
- آلبوم موسیقی کلاه پهلوی از استاد مجید انتظامی
- آهنگ گیلکی میرزا کوچک خان از گروه گیل آوا
ایده پرداز و راوی
- محمدعلی نامه ای | من رو در لینکدین دنبال کنید
4 پاسخ
میرزاکوچک خان انسان درست و خوش قلبی بود ولی آرمانش تشکیل یک جمهوری سوسیالیستی مشابه جمهوریهای بلوک شرق و شوروی بود که قطعا اگر تشکیل میشد، بنا به تجربه همه کشورهای بلوک شرق، سرانجام خوبی نمی داشت همچنانکه انقلابیهای اولیه بلوک شرق اکثرا انسانهای شریف و فداکاری بودند اما به مرور انقلابها منحرف شدند و حقه بازهای متظاهر سر کار آمدند و مدیریت دولتی هم مانع پیشرفت آن کشورها شد.
شاید بشه میرزا کوچک خان رو اینطوری تعریف کرد که کمتجربگی سیاسی و نظامی در سطح ملی،نداشتن برنامهٔ روشن حکومتی،وابستگی مقطعی به شوروی، ناتوانی در جذب حمایت عمومی خارج از گیلان و ایدئالیسم بیش از حد. اما این رو هم باید بگیم که او وجدان بیدار و صدای اخلاقی یک ملت خسته بود.
درود
بسیار عالی و جامع و بی طرف بود. ممنون از تیم محبوب راوکده
زنده باشید