شب، آرومآروم روی کوچههای سنگفرششده تبریز نشسته بود. چراغ های نفتی توی خونهها سوسو میزدن و توی یه خونه گرم و ساده، نوزادی داشت اولین گریه هاشو سر میداد. نوزادی که اسمش محمدحسین بود، اما بعدها دنیای شعر اون رو با یه اسم دیگه شناخت؛ شهریار… .
نسخه ویدئویی
- تماشای نسخه تصویری شاعر شوریده | داستان زندگی استاد شهریار
- مشاهده پارت دوم همین ماجرا از یوتیوب راوکده
اسپانسرهای این قسمت
- صرافی ارز دیجیتال پول نو | وبسایت پول نو | (شرکت در نظرسنجی)
- خدمات آنلاین بیمه با اسنپ (اسنپ بیمه) | وبسایت اسنپ بیمه
منابع این قسمت
- کتاب از شهریار تا شهریار
- کتاب زندگی شهریار
- کتاب حیدربابایه سلام
- کتاب زندگانی ادب و اجتماعی استاد شهریار
- سریال تلویزیونی شهریار
- مستند زندگی استاد شهریار
آثار موسیقی این قسمت
- آلبوم به خاطر سنگ فروشی که مرا به تو می رساند | استاد فردین خلعتبری
- آلبوم افکار | استاد کارن همایونفر
- حیدربابا | استاد ودود موذن زاده
- علی ای همای رحمت | محمد اصفهانی
ایده پرداز و راوی
- محمدعلی نامه ای | من رو در لینکدین دنبال کنید
یک پاسخ
بشیار شنیدنی ❤️