همراهان گرامی، با پایداری مجدد اینترنت بین‌الملل، سیستم پخش آنلاین اپیزودها جایگزین مکانیسم پخش آفلاین شد. افتخار ماست که در هر شرایطی، همراه لحظات شما هستیم | کارنامه ۸۸ روزه پادکست راوکده

راز لو رفتن کودتای نوژه (عملیات نقاب)؛ بزرگ‌ترین کودتای ارتش پس از انقلاب چگونه فاش شد؟

انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران تازه پیروز شده بود که یک توطئه سهمگین برای بازگرداندن رژیم سابق شکل گرفت. این توطئه که به کودتای نوژه مشهور شد (با نام سری «عملیات نقاب»)، طرحی بود برای بمباران بیت امام خمینی، تصرف تهران و حتی کشتار میلیون‌ها نفر از مردم انقلابی. در ادامه، ماجرای کامل این کودتای نافرجام، از طراحی تا خنثی‌شدن، و سرنوشت عبرت‌آموز یکی از خلبانان آن را مرور می‌کنیم. این روایت نشان می‌دهد چگونه بزرگ‌ترین طرح براندازی ارتش پس از انقلاب، پیش از اجرا لو رفت و شکست خورد.

 

کودتای نوژه یا عملیات نقاب چیست؟

کودتای نوژه نام کودتای نافرجامی است که در تیرماه ۱۳۵۹ (ژوئیه ۱۹۸۰) بر ضد نظام تازه‌تأسیس جمهوری اسلامی ایران طرح‌ریزی شد. مجریان این طرح آن را «عملیات نقاب» می‌نامیدند که سرواژه‌ی عبارت نجات قیام ایران بزرگ بود. علت شهرت این کودتا به نام «نوژه» نیز این است که پایگاه هوایی شهید نوژه (شاهرخی) واقع در نزدیکی همدان، به مرکز فرماندهی و محور عملیات کودتاچیان تبدیل شده بود. در واقع جمعی از افسران و خلبانان وفادار به رژیم پهلوی که عمدتاً از نیروی هوایی ارتش بودند، هسته اولیه توطئه را تشکیل دادند. آنها قصد داشتند با سوءاستفاده از غفلت نیروهای انقلابی، حکومت جدید را سرنگون کنند و شاپور بختیار (آخرین نخست‌وزیر شاه) را به قدرت بازگردانند.

اهداف و انگیزه‌ها: کودتاچیان اهداف بلندپروازانه و بسیار خشنی داشتند. از جمله: سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، بازگرداندن سلطنت و انتقام‌گیری از نیروهای انقلابی. آنها حتی آماده بودند که برای دستیابی به این اهداف، دست به کشتار گسترده مردم بزنند. بنا بر اعترافات بعدی، طراحان نقاب اعلام کرده بودند که اگر لازم شود تا پنج میلیون نفر از مردم ایران نیز کشته شوند، کودتا باید انجام گیرد. به گفته‌ی پژوهشگران، کودتای نوژه یکی از خشن‌ترین و مرگ‌بارترین طرح‌های کودتا در قرن بیستم محسوب می‌شود، چرا که کودتاچیان قصد داشتند حجم عظیمی بمب (۷۵۰ پوندی) را بر قلب پایتخت فرو بریزند و برایشان کشته شدن انبوه مردم بی‌گناه یا حتی نابودی گونه‌های حیوانی نیز اهمیتی نداشت.

 

طرح کودتا چگونه قرار بود اجرا شود؟

طراحان عملیات نقاب یک نقشه چندمرحله‌ای دقیق طرح‌ریزی کرده بودند. در رأس آنها سپهبد سعید مهدیون (فرمانده اسبق نیروی هوایی شاهنشاهی) قرار داشت که فرمانده کل کودتا بود. همچنین سرتیپ خلبان آیت محققی (فرمانده سابق تیم آکروجت نیروی هوایی) مسئول بخش عملیاتی نیروی هوایی کودتا بود. در بخش سیاسی نیز شاپور بختیار و ژنرال غلامعلی اُویسی (از فرماندهان ارتش شاه که در خارج کشور بودند) پشت پرده حمایت و هدایت کودتا را برعهده داشتند. مهم‌ترین بخش‌های طرح کودتا به شرح زیر بود:

  • تصرف پایگاه هوایی نوژه: ابتدا قرار بود گروهی از افسران و کماندوهای همدست، شبانه پایگاه شهید نوژه (شاهرخی) در همدان را تصرف کنند. این پایگاه به عنوان کانون عملیات انتخاب شده بود و ۳۰ فروند جنگنده (عمدتاً اف-۴ فانتوم) برای استفاده کودتاچیان در آن آماده شده بود. بیش از ۶۰ خلبان و ۵۰۰ نیروی فنی و نظامی هوایی با کودتاچیان همراه شده بودند که به صورت مخفی سازماندهی شده بودند.

  • حمله هوایی به بیت امام و مراکز حساس: در گام بعد، جنگنده‌های تحت کنترل کودتاچیان از نوژه برمی‌خاستند و به سمت تهران پرواز می‌کردند. هدف نخست، بمباران محل اقامت امام خمینی در جماران و شهادت ایشان بود. همزمان چند هدف مهم دیگر نیز برای بمباران در نظر گرفته شده بود، از جمله: برج مراقبت فرودگاه مهرآباد، ساختمان نخست‌وزیری، ستاد مرکزی سپاه پاسداران، ستاد کمیته‌های انقلاب و برخی پادگان‌های نظامی در تهران. شدت انفجارها به حدی طراحی شده بود که با شکستن دیوار صوتی، رعب و وحشت در تهران ایجاد شود و امکان هرگونه مقاومت را به حداقل برساند.

  • سیگنال شروع عملیات زمینی: پس از اتمام حملات هوایی و شکستن دیوار صوتی، این اقدام در واقع به عنوان علامتی برای نیروهای زمینی همدست کودتا در تهران در نظر گرفته شده بود. واحدهای نفوذی در نیروی زمینی و کماندوهای تیپ نوهد قرار بود همزمان فاز دوم عملیات را آغاز کنند. اهداف فاز دوم شامل تصرف مراکز حساس در سطح شهر تهران بود؛ از جمله: ایستگاه رادیو و تلویزیون (صداوسیما)، فرودگاه مهرآباد، ستاد کل ارتش، پادگان حر، پادگان قصر و پادگان جمشیدیه. کودتاچیان قصد داشتند با اعمال خشونت گسترده، وضعیت حکومت نظامی در تهران برقرار کرده و کنترل پایتخت را به‌دست گیرند.

  • بازگشت بختیار به قدرت: آخرین حلقه از زنجیره اهداف کودتا، بازگرداندن شاپور بختیار از پاریس به تهران و اعلام او به عنوان رئیس دولت جدید بود. کودتاچیان گمان می‌کردند پس از کشتن رهبران انقلاب و ایجاد جو رعب‌آور در تهران، می‌توانند حکومت را در مدت کوتاهی سرنگون کرده و زمام امور را به دست بقایای رژیم سابق بسپارند.

حمایت خارجی: آنچه طرح کودتا را خطرناک‌تر می‌کرد، حمایت و دخالت قدرت‌های خارجی در سازماندهی آن بود. بر اساس اسناد و گزارش‌ها، این کودتا با پشتیبانی آمریکا، انگلستان، عراق و برخی کشورهای منطقه طراحی شد. سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) و سرویس اطلاعاتی MI6 انگلیس در تدارک این توطئه نقش داشتند. همچنین گفته می‌شود رژیم بعث عراق نیز که آن زمان در تدارک جنگ با ایران بود، با کودتاچیان تبانی کرده بود؛ حتی قرار بود در روز موعود جنگنده‌های عراقی وارد مرزهای غربی شوند تا آژیر قرمز پایگاه‌های ایران به صدا درآید و بهانه‌ای برای برخاستن هواپیماهای کودتاچیان فراهم شود.

 

کودتا چگونه لو رفت و خنثی شد؟

با وجود پیچیدگی و سری‌بودن عملیات نقاب، این توطئه بزرگ در آخرین لحظات قبل از اجرا لو رفت و هرگز به مرحله عملیاتی نرسید. اما راز لو رفتن کودتا چه بود؟ مشهورترین روایت مربوط به افشاگری یک خلبان شجاع نیروی هوایی است:

او که مأمور بمباران جماران و صداوسیما بود، تعریف می‌کند: به من گفتند مأموریت تو بمباران بیت امام و تلویزیون است و ما می‌توانیم تا پنج میلیون نفر را بکشیم… از شدت این حرف‌ها شوکه شدم. ماجرا را با مادرم در میان گذاشتم و او گفت: «اگر اطلاع ندهی، شیرم را حلالت نمی‌کنم.»

این خلبان جوان نیمه‌شب هفدهم تیر ۱۳۵۹ جزئیات کامل طرح را نوشت و نزد برادرش گذاشت تا اگر اتفاقی برایش افتاد، فاش شود. سپس به یکی از کمیته‌های انقلاب زنگ زد و خواستار ملاقات فوری با مسئولان شد. نهایتاً بامداد ۱۸ تیر، او در خانه یکی از رهبران انقلاب حاضر شد و ماجرا را گفت. همان شب، نیروهای ضد اطلاعات ارتش، سپاه و کمیته‌ها وارد عمل شدند و ساعاتی بعد بخش زیادی از عوامل کودتا بازداشت شدند.

سه روز بعد، رهبر انقلاب در سخنرانی عمومی این خنثی‌سازی را لطف الهی و نتیجه بیداری مردم و نیروهای خودی دانست.

 

سرنوشت عوامل کودتا پس از شکست

با کشف کودتای نوژه، بلافاصله موج دستگیری‌ها آغاز شد. بیش از یکصد نفر از عوامل نظامی و غیرنظامی کودتا در همان روزها دستگیر شدند. طی روزهای بعد، بازجویی و محاکمه عوامل اصلی آغاز شد. بسیاری از افسران ارشد و میانی به اعدام یا حبس‌های بلندمدت محکوم شدند و شبکه اصلی کودتا در ارتش برای همیشه متلاشی شد.

 

سرنوشت عجیب خلبان ابوالفضل مهدیار: از «کودتاچی اعدامی» تا سرلشکر شهید

در میان این افراد، سرنوشت سروان ابوالفضل مهدیار از همه عجیب‌تر بود. او ابتدا به جرم همکاری با کودتا بازداشت شد و تا آستانه اعدام پیش رفت. اما در دادگاه با گریه و توبه گفت: «مرا اعدام کنید، اما نه به عنوان خائن. بگذارید در جبهه جانم را فدای میهن کنم.»

رئیس دادگاه تحت‌تأثیر این ندامت، پرونده‌اش را نزد رهبر انقلاب برد و حکم عفو گرفت. مهدیار به نیروی هوایی بازگشت و با آغاز جنگ تحمیلی، پروازهای خطرناک زیادی انجام داد. او سرانجام در دوم آبان ۱۳۵۹ در بمباران بندر ام‌القصر عراق شهید شد و نامش به عنوان خلبانی که از «کودتاچی اعدامی» به «شهید وطن» بدل شد، ماندگار گردید.

 

پایان ماجرا و دعوت به تماشای ویدئو

کودتای نوژه یکی از بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین توطئه‌های ضدانقلابی بود که در همان آغاز راه شکست خورد و درس‌های بزرگی برای تاریخ ایران برجای گذاشت؛ از خیانت و ماجراجویی تا توبه و فداکاری.

اگر می‌خواهید جزئیات کامل این کودتا و سرگذشت پرماجرای خلبانانش به‌ویژه شهید ابوالفضل مهدیار را ببینید و از پشت‌پرده‌های ناشنیده آن آگاه شوید، حتماً ویدیوی ویژه ما در کانال یوتیوب راوکده با عنوان «راز لو رفتن بزرگ‌ترین کودتای ارتش بعد انقلاب» را تماشا کنید. این روایت تصویری شما را با ماجرایی روبه‌رو می‌کند که شاید تاکنون چنین کامل و بی‌سانسور نشنیده باشید. همچنین از فروردین ۱۴۰۵، بخشی از ویدئوکست‌های ما، در کانال آپارات راوکده هم منتشر می‌شود!

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

چهار × 2 =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

زندگی حاج علی رزم آرا از همان آغاز، شبیه زندگی یک سیاستمدار کلاسیک نبود؛ او در سال ۱۲۸۰ خورشیدی در تهران به دنیا آمد و از دل یک خانواده نظامی بیرون آمد. پدرش، سرهنگ محمدخان رزم‌آرا، افسر توپخانه و رئیس مدرسه صاحب‌منصبان بود و برخی منابع او را وابسته به شبکه‌ای از خانواده‌های قدیم نظامی و دیوانی اواخر قاجار می‌دانند. این پیشینه باعث شد مسیر او از خیلی زود به ارتش و انضباط نظامی گره بخورد، نه به بازار و نه به دستگاه دیوانی متعارف. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در مدارس آلیانس، اقدسیه و دارالفنون گذراند و در هفده‌سالگی وارد مدرسه نظام شد. سپس برای فراگیری آموزش نوین نظامی به فرانسه رفت و دوره آکادمی نظامی سن‌سیر را گذراند؛ بریتانیکا زمان فراغت او از سن‌سیر را ۱۹۲۵ ثبت کرده است. همین آموزش اروپایی، از رزم‌آرا یک افسر صرفاً میدانی نساخت؛ بلکه او را به چهره‌ای تبدیل کرد که هم نظم ارتش مدرن را می‌شناخت و هم به برنامه‌ریزی، نقشه، سازمان و دانش نظامی به‌مثابه «علم» نگاه می‌کرد. پس از بازگشت به ایران، او در کارزارهای تثبیت اقتدار دولت مرکزی در مناطق مختلف، از جمله کردستان، لارستان و لرستان، نقش گرفت. سپس به مدیریت دانشکده افسری تهران رسید و در سال ۱۳۱۷ خورشیدی مدیر دانشکده صاحب‌منصبان تهران شد. در این دوره، چهره‌ای از او ساخته شد که بعدها در سراسر عمر سیاسی‌اش باقی ماند: افسر درس‌خوانده، سخت‌گیر، بلندپرواز و معتقد به تمرکز قدرت دولتی. برای هوادارانش، این ویژگی‌ها نشانه کارآمدی بود؛ برای منتقدانش، نشانه تمایل به اقتدارگرایی. یکی از وجوه کمتر دیده‌شده زندگی حاج علی رزم آرا، علاقه و فعالیت جدی او در جغرافیای نظامی بود. او در تهران مأمور تشکیل دایره جغرافیایی ارتش شد، در دانشگاه جنگ تاکتیک، نقشه‌خوانی و جغرافیای نظامی تدریس کرد و آثاری با نام او در حوزه «جغرافیای نظامی ایران» ثبت شد. در فهرست‌های کتابشناختی نیز «فرهنگ جغرافیایی ایران» به‌عنوان مجموعه‌ای که توسط دایره جغرافیایی ستاد ارتش و زیر نظر سپهبد علی رزم‌آرا در سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ سامان یافته، ثبت شده است. همین کارنامه فکری باعث شده است بخشی از تصویر تاریخی او صرفاً به «نخست‌وزیر مخالف ملی شدن نفت» تقلیل پیدا نکند و به‌عنوان یک افسر-تکنوکرات نیز محل توجه باشد. 
ارتباط، شاهرگ حیاتی تولید محتواست، اما برای ما در «راوکده»، این پیوند فراتر از اعداد و ارقام، یک تعهد انسانی است. در این ۸۸ روز که دسترسی به اینترنت بین‌الملل قطع و پل‌های ارتباطی معمول فروریخت، روزهای سختی بر همه ما گذشت. ما این ایام را با قلبی سنگین از وقایع اخیر، سایه جنگ و سوگ هم‌وطنان عزیزمان سپری کردیم؛ عزیزانی که هر کدام قصه‌ای ناتمام بودند.در میان این اندوه و سکوت، باور داشتیم که «آگاهی» و «روایت»، تنها دارایی ما برای دوام آوردن است. قصه‌ها نباید ناتمام می‌ماندند، چرا که قصه، تنها ریسمان اتصال ما به حقیقت و تاریخ است. در این گزارش، نگاهی می‌اندازیم به آنچه در این ۸۸ روز بر خانواده راوکده گذشت و چطور تلاش کردیم با تکیه بر زیرساخت‌های بومی، چراغ پادکست و مجله را روشن نگه داریم.
عباس زریباف از آن نام‌هایی است که اگرچه در حافظه عمومی جامعه چندان شناخته‌شده نیست، اما در تاریخ امنیتی دهه ۶۰ ایران، جایگاهی بحث‌برانگیز دارد. او در برخی روایت‌های منتشرشده، به‌عنوان یکی از نفوذی‌های سازمان مجاهدین خلق در اطلاعات سپاه پاسداران معرفی می‌شود؛ فردی که توانست تا درون ساختارهای حساس اطلاعاتی راه پیدا کند و از درون، بر روند برخی رخدادهای مهم اثر بگذارد.
```