همراهان گرامی، با پایداری مجدد اینترنت بین‌الملل، سیستم پخش آنلاین اپیزودها جایگزین مکانیسم پخش آفلاین شد. افتخار ماست که در هر شرایطی، همراه لحظات شما هستیم | کارنامه ۸۸ روزه پادکست راوکده

شاپور بختیار: آخرین نخست‌وزیر نظام پادشاهی و پرونده قتل پرابهام او در فرانسه

شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر ایران پیش از انقلاب ۱۳۵۷، چهره‌ای کلیدی در تاریخ معاصر ایران است. او که تنها ۳۷ روز در این سمت بود، به یکی از مهم‌ترین مخالفان جمهوری اسلامی در تبعید تبدیل شد. اما سرنوشت او، سال‌ها پس از ترک قدرت، با قتل فجیعی در پاریس رقم خورد؛ قتلی که هنوز هم پس از گذشت ۲۵ سال، یکی از پرحاشیه‌ترین پرونده‌های ترور در خاک اروپا باقی مانده است.

 

زندگی سیاسی بختیار بعد از انقلاب

پس از سقوط حکومت پهلوی، شاپور بختیار ایران را ترک کرد و در فرانسه مستقر شد. او در تبعید، فعالیت‌های سیاسی خود را علیه جمهوری اسلامی ادامه داد و «نهضت مقاومت ملی ایران» را بنیان گذاشت. همین فعالیت‌ها بود که او را به یکی از اهداف کلیدی برای نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل کرد.

 

قتل شاپور بختیار و سروش کتیبه

روز چهارشنبه ۸ اوت ۱۹۹۱، جسد شاپور بختیار و منشی‌اش، سروش کتیبه، در خانه بختیار در حومه پاریس پیدا شد. پسر بختیار که افسر پلیس فرانسه بود، نخستین کسی بود که با صحنه قتل مواجه شد. قتل به شکل بسیار خشن صورت گرفته بود: سروش کتیبه با ضربات متعدد چاقو از پشت کشته شده بود و بختیار هم از ناحیه گردن و رگ‌های دست مورد حمله قرار گرفته بود.

 

عاملان ترور چه کسانی بودند؟

تحقیقات پلیس فرانسه نشان داد که عاملان اصلی این قتل، علی وکیلی‌راد، محمد آزادی و فریدون بویراحمدی بودند. وکیلی‌راد در بازجویی اولیه خود اعتراف کرد که از طرف جمهوری اسلامی مأمور انجام این عملیات شده‌اند. او مدعی شد که این مأموریت با هدف از بین بردن بختیار به‌عنوان یک چهره سیاسی مخالف طراحی شده بود.

 

نقشه قتل چگونه اجرا شد؟

سه نفر از عاملان با هماهنگی بویراحمدی وارد خانه بختیار شدند. آنها وانمود کردند که از ایران آمده‌اند تا درباره طرح انفجار یک پالایشگاه نفتی با بختیار مشورت کنند. محمد آزادی، که فیزیک درشتی داشت، هنگام مشغول شدن بختیار به بررسی نقشه، ناگهان گلوی او را فشار داد و خفه کرد. سپس با همکاری وکیلی‌راد اقدام به بریدن گلوی بختیار کردند. سروش کتیبه نیز به طور ناخواسته در خانه حاضر شده بود و وقتی متوجه اتفاق شد، با چاقو کشته شد.

 

فرار نافرجام

پس از قتل، عاملان لباس‌های خون‌آلود خود را تعویض کردند و خانه را ترک کردند. آنها ابتدا قصد داشتند از طریق ژنو به تهران فرار کنند، اما به اشتباه بلیت قطار برای شهر نانسی خریدند. این اشتباه باعث شد که زمان زیادی از دست بدهند و نتوانند طبق برنامه فرار کنند. در ادامه، وکیلی‌راد هنگام پرسه‌زدن در کنار دریاچه ژنو توسط یکی از مأموران شناسایی و دستگیر شد. آزادی و بویراحمدی اما موفق به فرار شدند و تاکنون اثری از آن‌ها به‌دست نیامده است.

 

واکنش‌ها و پیامدها

دولت فرانسه پرونده قتل شاپور بختیار را بسیار جدی پیگیری کرد. رئیس‌جمهور وقت، فرانسوا میتران، شخصاً روزانه پیگیر پیشرفت تحقیقات بود. وکیلی‌راد به جرم قتل به حبس ابد محکوم شد، اما پس از حدود ۱۶ سال، آزاد شد و به تهران بازگشت؛ جایی که با استقبال مقامات دولتی روبه‌رو شد.

 

جمهوری اسلامی چه نقشی داشت؟

اگرچه جمهوری اسلامی ایران هرگونه دخالت در این قتل را انکار کرد، اما اعتراف اولیه وکیلی‌راد و نحوه طراحی و اجرای این عملیات، تردیدها را به یقین نزدیک کرد. به گفته پلیس فرانسه، این عملیات به‌وضوح از پیش طراحی شده و با پشتیبانی منابع سازمان‌یافته صورت گرفته بود.

 

چرا این پرونده همچنان مهم است؟

پرونده قتل شاپور بختیار نماد یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های سیاسی ایران در تبعید است. این قتل نه‌تنها یک شخصیت تاریخی را از بین برد، بلکه اعتماد مهاجران سیاسی ایرانی را نیز به شدت تحت تأثیر قرار داد. علاوه بر آن، این جنایت نشان داد که حتی در کشوری مانند فرانسه، امنیت کامل برای مخالفان جمهوری اسلامی وجود ندارد.

 


اگر می‌خواهید با زندگی، افکار، و سرنوشت عجیب شاپور بختیار بیشتر آشنا شوید و جزئیات پشت‌پرده قتل او را با روایت‌های صوتی و تصویری دنبال کنید، اپیزود سریالی “مرغ طوفان” را از پادکست راوکده از دست ندهید. این اپیزودها در نسخه‌های صوتی و تصویری منتشر شده‌اند و روایتگر یکی از پیچیده‌ترین ترورهای سیاسی معاصر هستند. همچنین از فروردین ۱۴۰۵، بخشی از ویدئوکست‌های ما، در کانال آپارات راوکده هم منتشر می‌شود!

 

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

نوزده − سه =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

زندگی حاج علی رزم آرا از همان آغاز، شبیه زندگی یک سیاستمدار کلاسیک نبود؛ او در سال ۱۲۸۰ خورشیدی در تهران به دنیا آمد و از دل یک خانواده نظامی بیرون آمد. پدرش، سرهنگ محمدخان رزم‌آرا، افسر توپخانه و رئیس مدرسه صاحب‌منصبان بود و برخی منابع او را وابسته به شبکه‌ای از خانواده‌های قدیم نظامی و دیوانی اواخر قاجار می‌دانند. این پیشینه باعث شد مسیر او از خیلی زود به ارتش و انضباط نظامی گره بخورد، نه به بازار و نه به دستگاه دیوانی متعارف. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در مدارس آلیانس، اقدسیه و دارالفنون گذراند و در هفده‌سالگی وارد مدرسه نظام شد. سپس برای فراگیری آموزش نوین نظامی به فرانسه رفت و دوره آکادمی نظامی سن‌سیر را گذراند؛ بریتانیکا زمان فراغت او از سن‌سیر را ۱۹۲۵ ثبت کرده است. همین آموزش اروپایی، از رزم‌آرا یک افسر صرفاً میدانی نساخت؛ بلکه او را به چهره‌ای تبدیل کرد که هم نظم ارتش مدرن را می‌شناخت و هم به برنامه‌ریزی، نقشه، سازمان و دانش نظامی به‌مثابه «علم» نگاه می‌کرد. پس از بازگشت به ایران، او در کارزارهای تثبیت اقتدار دولت مرکزی در مناطق مختلف، از جمله کردستان، لارستان و لرستان، نقش گرفت. سپس به مدیریت دانشکده افسری تهران رسید و در سال ۱۳۱۷ خورشیدی مدیر دانشکده صاحب‌منصبان تهران شد. در این دوره، چهره‌ای از او ساخته شد که بعدها در سراسر عمر سیاسی‌اش باقی ماند: افسر درس‌خوانده، سخت‌گیر، بلندپرواز و معتقد به تمرکز قدرت دولتی. برای هوادارانش، این ویژگی‌ها نشانه کارآمدی بود؛ برای منتقدانش، نشانه تمایل به اقتدارگرایی. یکی از وجوه کمتر دیده‌شده زندگی حاج علی رزم آرا، علاقه و فعالیت جدی او در جغرافیای نظامی بود. او در تهران مأمور تشکیل دایره جغرافیایی ارتش شد، در دانشگاه جنگ تاکتیک، نقشه‌خوانی و جغرافیای نظامی تدریس کرد و آثاری با نام او در حوزه «جغرافیای نظامی ایران» ثبت شد. در فهرست‌های کتابشناختی نیز «فرهنگ جغرافیایی ایران» به‌عنوان مجموعه‌ای که توسط دایره جغرافیایی ستاد ارتش و زیر نظر سپهبد علی رزم‌آرا در سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ سامان یافته، ثبت شده است. همین کارنامه فکری باعث شده است بخشی از تصویر تاریخی او صرفاً به «نخست‌وزیر مخالف ملی شدن نفت» تقلیل پیدا نکند و به‌عنوان یک افسر-تکنوکرات نیز محل توجه باشد. 
ارتباط، شاهرگ حیاتی تولید محتواست، اما برای ما در «راوکده»، این پیوند فراتر از اعداد و ارقام، یک تعهد انسانی است. در این ۸۸ روز که دسترسی به اینترنت بین‌الملل قطع و پل‌های ارتباطی معمول فروریخت، روزهای سختی بر همه ما گذشت. ما این ایام را با قلبی سنگین از وقایع اخیر، سایه جنگ و سوگ هم‌وطنان عزیزمان سپری کردیم؛ عزیزانی که هر کدام قصه‌ای ناتمام بودند.در میان این اندوه و سکوت، باور داشتیم که «آگاهی» و «روایت»، تنها دارایی ما برای دوام آوردن است. قصه‌ها نباید ناتمام می‌ماندند، چرا که قصه، تنها ریسمان اتصال ما به حقیقت و تاریخ است. در این گزارش، نگاهی می‌اندازیم به آنچه در این ۸۸ روز بر خانواده راوکده گذشت و چطور تلاش کردیم با تکیه بر زیرساخت‌های بومی، چراغ پادکست و مجله را روشن نگه داریم.
عباس زریباف از آن نام‌هایی است که اگرچه در حافظه عمومی جامعه چندان شناخته‌شده نیست، اما در تاریخ امنیتی دهه ۶۰ ایران، جایگاهی بحث‌برانگیز دارد. او در برخی روایت‌های منتشرشده، به‌عنوان یکی از نفوذی‌های سازمان مجاهدین خلق در اطلاعات سپاه پاسداران معرفی می‌شود؛ فردی که توانست تا درون ساختارهای حساس اطلاعاتی راه پیدا کند و از درون، بر روند برخی رخدادهای مهم اثر بگذارد.
```