داستان جالب زندگی ابن سینا تا ۱۸ سالگی از زبان خودش!

مقدمه: کودک نابغه‌ای که به بخارا آمد

در تاریخ جهان، کمتر دانشمندی را می‌توان یافت که در ۱۸ سالگی به جایگاهی رسیده باشد که پزشکان و دانشمندان بزرگ به او روی آورند. ابن سینا (Avicenna)، شیخ‌الرئیس، پزشک، فیلسوف و دانشمند بزرگ ایرانی، از همان کودکی نبوغی بی‌نظیر از خود نشان داد. او از همان دوران خردسالی، به علوم مختلف علاقه نشان می‌داد و با سرعتی شگفت‌انگیز در علوم مختلف سرآمد شد. داستان زندگی ابن سینا تا ۱۸ سالگی، مسیری پرفراز و نشیب است که نشان می‌دهد چگونه یک کودک نابغه از بخارا، در سنین نوجوانی به یک پزشک برجسته و فیلسوفی شناخته‌شده تبدیل شد. این روایت از زبان خود ابوعلی سینا است که با قلمی شیوا، زندگی و تلاش‌هایش را به تصویر کشیده است.

 

ورود به بخارا و آغاز تحصیل قرآن و ادب

ابوعلی سینا در سال ۳۷۰ هجری قمری در روستای افشانه بخارا متولد شد. پدرش، عبدالله، از کارگزاران دربار سامانیان بود و به همین دلیل، خانواده‌ی ابن سینا به بخارا مهاجرت کردند.

با ورود به بخارا، پدرش او را به یک معلم قرآن و ادب سپرد. در ۱۰ سالگی، او نه‌تنها قرآن را حفظ کرده بود، بلکه در علوم ادبی نیز چیره‌دست شده بود. نبوغ ابن سینا به اندازه‌ای بود که مردم از دانسته‌های او در شگفت بودند و معلمانش نیز به استعداد خارق‌العاده‌ی او اذعان داشتند.

 

اولین درس‌های ریاضیات از یک سبزی‌فروش!

در آن دوران، ریاضیات علمی مهم به شمار می‌رفت، اما دسترسی به معلمان حرفه‌ای چندان ساده نبود. ابن سینا، تحت تعلیم یک سبزی‌فروش که در عین حال حساب و هندسه می‌دانست، وارد دنیای ریاضیات شد.

پدرش او را نزد این معلم گذاشت تا مبانی حساب و هندسه را بیاموزد. استعداد او باعث شد که در مدتی کوتاه، مباحث پیشرفته‌ی ریاضیات را درک کند و در این زمینه نیز سرآمد شود.

 

ورود به فقه، منطق و فلسفه؛ شروع مسیر حکمت

پس از ریاضیات، ابن سینا به فقه و علوم دینی علاقه‌مند شد. او نزد اسماعیل زاهد، که از بزرگان فقه و اهل عرفان بود، تحصیل کرد. در کنار فقه، منطق و فلسفه نیز وارد زندگی‌اش شد.

در این دوره، ابن سینا مطالعه‌ی آثار فیلسوفان یونان و متون فلسفی را آغاز کرد. او ابتدا نزد استادش ناتلی باب “کلیات خمس” را فرا گرفت، اما پس از آنکه ناتلی بخارا را ترک کرد، ابن سینا خودآموزی را آغاز کرد و به مطالعه‌ی عمیق فلسفه، منطق و الهیات پرداخت.

 

کشف علاقه‌ی جدید؛ ورود به دنیای پزشکی

در سنین نوجوانی، علاقه‌ی جدیدی در ابن سینا شکل گرفت: پزشکی. او تصمیم گرفت که تمام آثار پزشکان قدیم را بخواند و آن‌ها را بررسی کند. از آنجایی که علم پزشکی را علمی آسان‌تر از فلسفه و منطق می‌دانست، در مدت کوتاهی تسلط بی‌نظیری بر آن پیدا کرد.

او نه‌تنها به مطالعه‌ی متون پزشکی پرداخت، بلکه خود به درمان بیماران روی آورد. پس از مدت کوتاهی، پزشکان برجسته‌ای که سال‌ها در این علم تجربه داشتند، برای یادگیری به نزد او می‌آمدند!

ابن سینا درمانگری را آغاز کرد و علاوه بر این، همچنان در سایر علوم نیز مطالعات گسترده‌ای داشت.

 

شب‌هایی که تا سحر با مطالعه سپری شد

در این دوران، ابن سینا عمیق‌تر از همیشه به فلسفه و منطق پرداخت. او روزها بیماران را درمان می‌کرد و شب‌ها بدون وقفه مطالعه می‌کرد. به گفته‌ی خودش:

“کمتر شبی بود که بیدار نمانده باشم، و کمتر روزی که جز مطالعه، به کار دیگری پرداخته باشم.”

این روند برای یک سال و نیم ادامه داشت. او به الهیات و متافیزیک علاقه‌مند شد و به خواندن کتاب “مابعدالطبیعه” ارسطو پرداخت، اما چیزی از آن نمی‌فهمید. چهل بار کتاب را خواند و حتی آن را از حفظ کرد، اما همچنان درک کاملی از مفاهیم آن نداشت.

 

کشف یک کتاب که مسیرش را تغییر داد

یک روز، وقتی در بازار کتابفروشان قدم می‌زد، یک کتابفروش دوره‌گرد، کتابی را در دست داشت و به دنبال خریدار می‌گشت. کتاب “اغراض مابعدالطبیعه” نوشته‌ی ابونصر فارابی بود.

ابن سینا آن را خرید و در همان روز خواند. ناگهان، تمام مفاهیمی که برایش دشوار بودند، آشکار شدند. او توانست حقیقت فلسفه‌ی ارسطو را درک کند. این کشف برایش چنان شادی‌بخش بود که فردای آن روز برای شکرگزاری، صدقه‌ی فراوانی به فقرا داد.

 

ابن سینا در ۱۸ سالگی؛ پزشکی که دانشمندان به او مراجعه می‌کردند

تا سن ۱۸ سالگی، ابن سینا نه‌تنها یک پزشک، بلکه یک فیلسوف، ریاضیدان، منطق‌دان و دانشمند برجسته شده بود.

او بیماران را درمان می‌کرد، دانشمندان به نزدش می‌آمدند و در کنار این‌ها، مطالعاتش را در تمام علوم ادامه می‌داد. این تنها آغاز مسیری بود که بعدها او را به یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های تاریخ علم تبدیل کرد.

 

نابغه‌ای که مسیر علم را تغییر داد

زندگی ابن سینا تا ۱۸ سالگی، گواهی بر هوش، تلاش و پشتکار بی‌نظیر اوست. از کودک ده‌ساله‌ای که قرآن و ادب را در بخارا آموخت تا پزشکی که در ۱۸ سالگی، بزرگان به او مراجعه می‌کردند، مسیر او سرشار از تلاش و نبوغ بود.

ابوعلی سینا (Avicenna)، شیخ‌الرئیس، حکیم، فیلسوف و پزشک بزرگ ایرانی، یکی از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ علم است که تأثیرش قرن‌ها در پزشکی و فلسفه باقی ماند.

اگر دوست دارید داستان کامل زندگی و دستاوردهای او را بشنوید، اپیزود “شاهزاده پزشکان” از پادکست راوکده را از دست ندهید. این ماجرا در دو نسخه صوتی و تصویری به رایگان در دسترس شماست. جهت دیدن و یا شنیدن اپیزود کلیک کنید. همچنین از فروردین ۱۴۰۵، بخشی از ویدئوکست‌های ما، در کانال آپارات راوکده هم منتشر می‌شود!

یک پاسخ

دیدگاه شنوندگان عزیز

دیدگاه خود را ثبت کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد).
قوانین و مرامنامه راوکده بروزرسانی شد.
به‌روزرسانی جدید: رای‌دهی به دیدگاه‌ها اضافه شد!

8 − 6 =

حمایت از راوکده

برای دوست‌داران ما

همکاری با ما

اخذ شرایط اسپانسری و مشاوره

تجربه کامل ویدئوکست ها​

در کانال یوتیوب راوکده

برخی از ویدئوکست ها

در کانال آپارات راوکده (جدید)

اخبار و پست های تکمیلی

در پست و استوری های اینستاگرام

موزیک ها و برخی منابع

در کانال تلگرامی راوکده

اطلاع رسانی و خاطره بازی

در کانال عمومی بله راوکده

امروز 9 آبان ماه، سالروز انقراض سلسله قاجار است. انقراض قاجاریه یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران است؛ اتفاقی که نه‌تنها به حدود ۱۳۰ سال سلطنت یک خاندان پایان داد، بلکه مسیر سیاسی ایران را برای چند دهه تغییر داد. در ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی، مجلس پنجم شورای ملی با تصویب ماده‌واحده‌ای، سلطنت خاندان قاجار را منقرض اعلام کرد و اداره موقت کشور را به رضاخان پهلوی سپرد. احمدشاه قاجار که آخرین پادشاه این سلسله بود، سال‌ها پیش از این تصمیم ایران را ترک کرده بود و دیگر نتوانست به کشور بازگردد.اما آیا پایان سلطنت قاجار فقط نتیجه ضعف احمدشاه بود؟ آیا رضاخان به‌تنهایی توانست یک سلسله پادشاهی را کنار بزند؟ نقش مجلس، نیروهای نظامی، تحولات مشروطه و قدرت‌های خارجی در این اتفاق چه بود؟شاید عجیب‌ترین بخش ماجرا این باشد که داستان قاجارها حتی با روی کار آمدن رضاشاه هم کاملاً بسته نشد. در سال ۱۳۲۰، یعنی ۱۶ سال پس از انقراض قاجاریه، مقام‌های بریتانیایی بار دیگر احتمال بازگرداندن یکی از شاهزادگان این خاندان به سلطنت ایران را بررسی کردند. برای فهم این اتفاق باید به سال‌هایی برگردیم که ایران میان بحران‌های داخلی، فشار قدرت‌های خارجی و تلاش برای ساختن یک دولت مرکزی نیرومند گرفتار شده بود.
کوروش بزرگ یکی از معدود شخصیت‌های تاریخ ایران است که پس از حدود دو هزار و پانصد سال هنوز درباره نام، زندگی، مرگ، باورهای دینی، شیوه حکومت و حتی معنای سیاسی میراثش بحث می‌شود. برای گروهی، کوروش کبیر بنیان‌گذار یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های جهان باستان و نمونه فرمانروایی مداراگر است؛ برای گروهی دیگر، تصویری که امروز از او ساخته شده بیش از اندازه آرمانی و محصول بازخوانی‌های مدرن است. واقعیت تاریخی جایی میان این دو تصویر قرار دارد.آنچه با اطمینان بیشتری می‌توان گفت این است که کوروش دوم، مشهور به کوروش بزرگ، در سده ششم پیش از میلاد قدرت گرفت، حکومت ماد را شکست داد، لیدی را به قلمرو خود افزود، بابل را تصرف کرد و پایه‌های شاهنشاهی هخامنشی را بنا گذاشت؛ دولتی که جانشینان او آن را به بزرگ‌ترین امپراتوری شناخته‌شده جهان آن روز تبدیل کردند. منابع تاریخی تاریخ تولد او را دقیق ثبت نکرده‌اند، اما زمان مرگش معمولاً حدود ۵۳۰ پیش از میلاد دانسته می‌شود.
راوکده در باوکسا و پادکست‌باز حالا فقط یک عبارت برای معرفی دو صفحه تازه از پادکست نیست؛ این حضور، نمونه‌ای از تغییری بزرگ‌تر در شیوه کشف و شنیدن پادکست فارسی است.تا همین چند سال قبل، تجربه پادکست برای بسیاری از کاربران تقریبا در یک فرمول خلاصه می‌شد: اپلیکیشن پادگیر را باز کن، نام پادکست را جست‌وجو کن، اپیزود را پخش کن و تمام. اما نسل تازه‌ای از سرویس‌های صوتی تلاش می‌کند این رابطه یک‌طرفه را تغییر دهد. جست‌وجوی پیشرفته‌تر، پیشنهاد محتوا، پلی‌لیست، دنبال‌کردن، امتیازدهی، کامنت، اشتراک‌گذاری بخش‌های مهم یک اپیزود و حتی شنیدن هم‌زمان با دوستان، آرام‌آرام در حال تبدیل‌شدن به بخشی از تجربه پادکست است.باوکسا و پادکست‌باز دقیقا چه هستند، چه امکاناتی دارند و حضور راوکده در آن‌ها برای مخاطب یک پادکست تاریخی فارسی چه معنایی دارد؟
```