زمستون سال ۱۹۹۴ بود و هوای سرد دمشق، تو مه غلیظی پیچیده بود. بشار اسد، پزشک جوانی که برای تخصص چشمپزشکی به لندن رفته بود، تماسی از پدرش حافظ اسد دریافت کرد. حافظ، با صدایی خسته و کوتاه گفت: “بشار، باید فورا برگردی”.
نسخه ویدئویی
- تماشای نسخه تصویری سراب ثبات | داستان زندگی و سرنوشت بشار اسد
- مشاهده پارت دوم همین ماجرا از یوتیوب راوکده
اسپانسر
- موسسه و پلتفرم آموزش زبان گاما | وبسایت گاما
در اولین رویداد و دورهمی راوکده در تهران منتظر شما هستیم!
- جمعه ۵ بهمن ماه | ساعت ۱۲ الی ۱۴ در کتابسرای راوی | اطلاعات بیشتر
منابع این قسمت
- کتاب ده سال با حافظ اسد
- کتاب در سوریه خبری نیست
- کتاب جنگ سوریه به روایت اسناد سری
- مستند پشت پرده زندگی مرموز خانواده اسد
- مستند پشت پرده یک سقوط برق آسا
آثار موسیقی این قسمت
- آلبوم به خاطر سنگ فروشی که مرا به تو می رساند | استاد فردین خلعتبری
- آلبوم افکار | استاد کارن همایونفر
- سلام به صلح | محسن چاوشی
ایده پرداز و راوی
- محمدعلی نامه ای | من رو در لینکدین دنبال کنید
